«سفر هفتم»/ یادداشتهای روزانه شهید «نصرالله ایمانی» (بخش اول)
کتاب «سفر هفتم» یادداشتهای روزانه شهید «نصرالله ایمانی» است. وقتی صدای شنی تجاوز در گوش خاک ما پیچید و لولههای توپ و تانک، پنجره خانههای…
ما برای مسلمان کردن شما آمده ایم!
در هفته چند نوبت لوبیا می دادند . غذای آن شب نیز لوبیا بود. اما معده عده ای آن غذا را نمی پذیرفت و آنها…
وقتی دو بسیجی یک تیپ بعثی را تار و مار کردند
سردار «جعفر جهروتیزاده» از سرداران نامآشنای دفاع مقدس است؛ او که علاوه بر همرزمی با سرداران بلندآوازه سپاه حضرت رسول (ص)، شهید همت و حاج…
مربی گروه سرودی که بدون سر شهید شد
خیلی ساکت و آرام بود. مربی گروه سرود بود. بچهها دوستش داشتند. توی مسجد ولیعصر(عج) باهاش آشنا شدم. وقتی فهمید اهل جبهه و جنگ هستم،…
گزیده ای از خاطرات رهبر معظم انقلاب از روزهای آغازین جنگ
جنگ به روایت فرمانده کل قوا دبارهی جنگ و مسائل آغاز و اثنای جنگ، سخنان بسیاری هست. لکن باید بگویم، یک از هیجانانگیزترین لحظات جنگ،…
فضای جالب شب های قدر در جبهه ها ۲
ماه رمضان در جبهه ها حال و هوای دیگه ای داشت،با اینکه حکمی وجود نداشت تا ما بتونیم روزه بگیریم،و بعلت اینکه هیچ موقع در…
فضای جالب شب های قدر در جبهه ها ۱
بسیاری از شهدا، با زبان روزه شهید شدند. برخی از رزمندگان ، سهمیه ناهارشان را می گرفتند، اما آن را به هم رزم هایشان می…
زندگی نامه آزاده سرتیپ خلبان “محمدیوسف احمدبیگی” (قسمت پنجم – پایانی)
عراق به کویت هم حمله کرد حضرت امام(ره) بارها در سخنرانی هایشان به حکام منطقه موعظه کرده بودند که این قدر از صدام حمایت نکنید!…
عدد ۱۳ را مبارک میدانم
در خاطرات شهید سرتیپ خلبان «حسین لشکری» آمده است: من بهخلاف همه، عدد 13را مبارک میدانم و برای این عدد احترام خاصی قائل هستم؛ میدانید…
نماز بشمار سه
نمازی که با سه شماره، مثل خیلی از دستور عملهای نظامی دیگر که با سه شماره انجام میشود، باید خوانده میشد؛ مثل خوردن، خوابیدن، بیرون…
خاطراتی از شهید سید یحیی بحرانی قیری
مدتی بود که فردی به نام عبد الله را با خود از شیراز آورده بودیم. عبد اﷲ کسی را نداشت و با ما زندگی می…
نبرد بر فراز خلیج فارس
لحظه نبرد تن به تن فرا رسیده بود. هواپیماهای سمت چپ به اف ۱۴ نزدیک تر بودند و دریک لحظه هواپیماها در مقابل یکدیگر قرار…
شهید حسین زوزنی
آخرین بار که پدر می خواست به جبهه برود، چند تا عکس به من داد و گفت: دخترم! این عکس ها را امانت نگه دار!…
فرود اضطراری
دوم فروردین سال ۱۳۶۱، عملیات فتح المبین تازه شروع شده بود. من که خلبانی هلیکوپتر شنوک را به عهده داشتم کار جابهجایی نیروها به پشت…
شکار غزال
آن روز ۹ ساعت پرواز عملیاتی داشتیم و از نظر پروازی رکورد جدیدی زده بودیم . برای آنکه زمان را از دست ندهیم حتی هلیکوپتر…