سنگر دشمن
عملیات فتح المبین از جمله عملیاتهای بود که هوانیروز با توان رزمی بالایی در آن شرکت داشت. در این عملیات، هوانیروز به دو طریق عمل…
امداد غیبی
بیش از یک سال بود که عراق بخشی از جنوب کشور را اشغال کرده بود. این وضع چون خاری بر دل ما میخلید و همه…
شکار تانک
در عملیات فتح المبین هوانیروزیها آنقدر گل کاشتند که در همه یکان ها صحبت از زدن تانکهای عراقی توسط هوانیروز بود. من در روزهای اول…
لبخندى به رنگ افق
مادر نشسته بود کنار پنجره و از آنجا به رد ابرها که گله به گله آسمان غروب را سرخ کرده بودند، نگاه مى کرد. گاهى…
مادر، زخم انتظارت به سر آمد
خدایا قدرتم بخش تا آنچه را که در حلقومم گره خورده است بتوانم قطره قطره بر پهنه این اوراق بگویم. این کلمات تنها خون رگان…
تولد دوم
برای بررسی نهایی علائم حیاتی ، اجساد شهدا را به اورژانس می آورند . ناگاه چشمم به جسدی می افتد که دو پایش از بالای…
کمترین شهید
عملیات آغاز می شود و دو ساعت بعد ، از بالا تا پایین کوه صفی از مجروحان در حال انتقال اند ! در دل به…
ارتفاعات بلغه و مرگی سخت ( بخش سوم)
تماسها از طریق بیسیم ادامه داشت و قطع نشده بود . در همین شرایط ، سرهنگ ستاد نبیل الربیعی با من تماس گرفت : سروان…
حرکت
صبح پس از نماز و استراحت و شوخی وصحبت با دوستان حدود ساعت ده بود رفتم کنار چشمه آب نزدیک چادرمان . نمی دانم چرا…
اعزام به خاک
داشتم به عمق عملیات فکر می کردم هنوز کاملا متوجه ابعاد و عمق قضیه نبودم توجهم را افراد نظامی قرار گاه رمضان و راهنمایان کرد…
خاطراتی از مبارزات شهیدان «حمید و فرید» فاطمی به روایت مادر
مادر شهیدان فاطمی روایت کرده است: وقتی حمید کوچک بود برایش آدامس خروس نشان خریدم. گفت مامان بیخود خریدی! گفتم: چرا؟ گفت: مامان این مسخره…
تا پای مرگ پیش رفتم
در زیر پا خط الرس کوه را می دیدم نهایت تلاشم را می کردم تا از آن عبور نمایم فاصله ام با زمین خیلی کم…
پرواز غرور آفرین
هنگامی که سراپا خیس از کابین خارج شدم ، بیش از پیش به عظمت و قدرت ارادۀ خداوند و مشیّت او در استعانت و نجات…
هدف شهرکوت، چاه های نفت ۹۹، کارخانه تانک سازی عراق
هر دو گروه با سرعت از سمت جنوب و شمال شرق به سمت بغداد پیش می روند. در همین لحظات ورود هواپیماهای ایرانی به پدافند…
وقتی که هواپیمای دشمن را اشتباه گرفتم
در فاصله دو کیلومتری پشت سرم و با ارتفاعی بالاتر هواپیمای شکاریی را دیدم با شکستن سکوت رادیویی به رهبر گروه اعلام کردم: سهیل شماره…