شهید صیادشیرازی به روایت مادرش
علی سه ساله بود که فهمیدم یک سر و گردن از بقیه ی هم سن و سالانش بیشتر می فهمد بزرگترهم که شد، مثل یک…
وصیت شهید «مسعود شفاپی» به مادرش
مرحومه فرخ دیوان دری، مادر شهیدان مسعود و مهرداد شفاپی، روز جمعه به دیدار معبود شتافت. قرار است مراسم تشییع و خاسپاری پیکر این مادر…
ترور نافرجام صدام به دست حاج حمید تقوی فر
سال گذشته همین ایام بود که خبری مبنی بر “شهادت سردار شهید حمید تقوی این سردار بزرگ که فرماندهی محور سامراء را بر عهده داشت…
شهادتی که با اشاره حضرت زهرا(س) سند خورد
پای صحبتهای رزمندگان و خانوادههای شهدا که مینشینی، خاطرات تلخ و شیرینی را بیان میکنند که میتوان از این خاطرات منشوری از سیره شهدا به…
عکسم را در کنار عکس امام بگذارید
عکسم را در کنار عکس امام بگذارید فرنگیس علیزاده، مادر شهید مختار نوری میگوید: نخستین روزی که مختار خواست به جبهه برود، ماه رمضان بود،…
دوست نداشتم دوستانش شرمنده شوند
* دوست نداشتم دوستانش شرمنده شوند هاجر ابراهیمزاده، مادر شهید هادی زاهدی میگوید: شهید هادی در گردان صاحبالزمان (عج) لشکر ویژه ۲۵ کربلا بیسیمچی بود…
نگذارید خون شهدا پایمال شود
* نگذارید خون شهدا پایمال شود صفرعلی فرجی، پدر شهید حسن فرجی میگوید: در سن ۱۸ سالگی وقتی دید انقلاب در خطر است، درس را…
آرزویی که در دل مادر شهید ماند
* دوست دارم لباسم را تو برایم بپوشی سیدهرقیه اسماعیلی، مادر شهید حسن فرجی میگوید: تنها خاطرهای که از پسرم حسن در ذهنم همیشه تداعی…
حکایت انگشتی که باعث شناسایی شهید شد
پاسدار شهید حمید رفیعی پری از شهدای خیبر است. هنوز ۲۰ روز از عروسیاش نگذشته بود که با لباس دامادی رفت جبهه. حمید آرپی جی…
گفت و گو با خواهر و همرزم شهید شایگان؛ «محمدرضا» را از دکمه لباس شناسایی کردم
سالهای کودکی با بازیگوشی و خاطرات خوش آن دوران گذشت. فرزندان خانواده شایگان بزرگ شده بودند که جنگ آغاز شد. محمدرضا، جوانی که تا چند…
ماجرای اظهار آمادگی شهید قاسمیدانا برای فرمان رهبر انقلاب در سال ۸۸
«حسن قاسمی دانا» یکی از شهدای مدافعان حرم مطهر حضرت زینب کبری(س) است که مدتی پیش در درگیری با تروریستهای تکفیری به درجه رفیع شهادت…
روایتی خواندنی از حضور امام خامنهای در منزل شهیدان غیاثوند
«معصومه میرمحمدی» همسر جانباز شهید عطاءالله غیاثوند (که سالها جانباز شیمیایی بود) و مادر شهیدان علی و رضا غیاثوند در بیان خاطراتش به دیدار بهیادماندنی…
شبی که سید طاهر رفت…
خبر داده بودند بروم اهواز. گفته بودند کار واجبی پیش آمده که باید زودتر خودم را برسانم. چند روزی بود که درگیر عملیات شهیدرجایی و…
وصیتش طبق وصیتش ،زودتر از خودش رسید!
با خواهش و التماس، فرمانده سپاه را راضی کرد تا به جبهه اعزام شود. سرانجام در شهریور ۱۳۶۲، با برادران سپاه در پایگاه شهید بهشتی…
شهید کریم ولی زاده /نمی خواهم صورت معصوم پسرم، من را از رفتن به جبهه باز دارد!!
موقع خداحافظی، محمدجواد در خواب بود. در حالی که از دور نگاهش می کرد، به من گفت: -« پروانه! مراقبش باش؛ او تنها یادگار من…