نخستین حمله نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران
نیروی هوایی جمهوری اسلامی به رغم مشکلات بیشمار، توان و قابلیت رزمی خود را با این حمله به منصفه ظهور رسانده و به طرز باشکوهی…
درست به هدف
در عملیات “مسلم بن عقیل ” هلیکوپترهای هوانیروز در اطراف سومار مستقر شده بودند. در آن عملیات نیروهای ما ارتفاعات “کهنه ریک ” و “گیسکه”…
اذن خدا
آن شب همه خوشحال بودیم چون در طول روز توانسته بودیم در یک شناسایی رزمی بیش از ۱۷ تانک دشمن را بزنیم و تعدادی از…
خشم مقدس
بهار سال ۶۷ بود. نزدیک به یک سال بود که به هوانیروز کرمانشاه منتقل شده بودم و به دلایلی خانواده ام در اصفهان زندگی می…
موشک فراگ
مدتی بود که عراق شهر دزفول را هر شب مورد اصابت موشکهای ” فراگ ” قرار می داد . آنچه مسلم بود این موشکها از…
گاو موجی
… داشتم با خودکارم ، کاغذ روی میز را خط خطی می کردم . حوصله ام حسابی سر رفته بود . چشمم که به محمد…
قناصه ودوربین
… هیچ وقت فکر نمی کردم دو نفر آدم ، این همه خون داشته باشند . منور را که هوا فرستادند ، چشمم دید .…
اروند قیامت بود
همه اسکله به هم ریخت . هنوز صدای تق تق پوتینهای آنها روی کف اسکله توی گوشم است . وقتی مطمئن شدم حسابی کار از…
دریا و موج ها بد جور با قایق های ما قریبی می کردند
دریا آرام بود و من تشنه بودم . پارو زدن حسابی عرقم را در آورده بود . نمی دانم چند ساعت بود که روی آب…
فقط دریا میداند که تو کجایی!
راستش شاید برای همین بود که اینقدر کشته و مرده غواص شدن بودیم که تیر بخوری و رگههای خونت با آب شور خلیج فارس در…
از هشت شب تا چهار صبح توی آب بودم
هیچ کاری نمی توانستیم بکنیم جز تحمل . این وضعیت ۴۵ دقیقه طول کشید . وقتی بلند شد و ایستاد ، انگار دنیا را به…
من هم رفتنی شدم
صبح روز عملیات بیت المقدس در سنگر نشسته بودیم و با دوستان مشغول گفتگو و نقل خاطرات شب گذشته بودیم که مرتضی معین با چهره…
آخرین مهلت
شبی برادر حسین محزونیه گفت: امشب شب تاسوعای ما و شب آخر عمر ماست می خواهیم برای حضرت ابوالفضل (ع) سینه بزنیم. چون می خواهیم…
آمدیم، نبودید
یکی از فرماندهان جنگ میگفت: خدا رحمت کند حاج عبدالله ضابط را. برایم تعریف میکرد: خیلی دلم میخواست سید مرتضی آوینی را ببینم. یک روز…
فرمانده
شب قبل از عملیات کربلای5 خواب عجیبی دیدم. دیدم شب عملیات است و همراه بچههای گردانمان شور گرفتهایم به سر و سینه میزدیم و یا…