امروز: ۱۴۰۵/۰۸/۰۸ ساعت : ۰۴:۱۴

خاطرات رزمندگان مازندران

وصیتش طبق وصیتش ،زودتر از خودش رسید!

با خواهش و التماس، فرمانده سپاه را راضی کرد تا به جبهه اعزام شود. سرانجام در شهریور ۱۳۶۲، با برادران سپاه در پایگاه شهید بهشتی…

0
۲ اسفند ۱۳۹۳

شهید کریم ولی زاده /نمی خواهم صورت معصوم پسرم، من را از رفتن به جبهه باز دارد!!

موقع خداحافظی، محمدجواد در خواب بود. در حالی که از دور نگاهش می کرد، به من گفت: -« پروانه! مراقبش باش؛ او تنها یادگار من…

0
۱۷ بهمن ۱۳۹۳

شهیدمحمدحسین جرگانی تیلکی /ادای احترام به عکس امام در سنگر

تنها هفده سالش بود که گفت: -« من حتماً باید به جبهه بروم.» گفتم: -« برو؛ اما زمان سربازی ات!» -« نه! دشمن به کشور…

0
۱۵ بهمن ۱۳۹۳

جانباز شهیدی که موج گرفتگی اش را مخفی کرده بود

بعد از این که آرام شد، کنارم نشست و شروع کرد به دل جویی کردن. -« راضیه! اگر سرت فریاد می زنم یا حرفی می…

0
۱۰ بهمن ۱۳۹۳

ماجرای تصرف مقر مخابرات عراقی‌ها در فاو

“محمدرضا جعفری” یکی از رزمندگان لشکر ویژه ۲۵ کربلا در دوران دفاع مقدس به بیان خاطره ای از ایام عملیات غرورآفرین والفجر۸ پرداخت.یکی از ساختمان‌های…

0
۲۷ مهر ۱۳۹۳