امروز: ۱۴۰۵/۰۷/۱۷ ساعت : ۱۰:۵۱

خاطرات

تا پای مرگ پیش رفتم

در زیر پا خط الرس کوه را می دیدم نهایت تلاشم را می کردم تا از آن عبور نمایم فاصله ام با زمین خیلی کم…

1
۵ دی ۱۳۹۰

پرواز غرور آفرین

هنگامی که سراپا خیس از کابین خارج شدم ، بیش از پیش به عظمت و قدرت ارادۀ خداوند و مشیّت او در استعانت و نجات…

0
۵ دی ۱۳۹۰

هدف شهرکوت، چاه های نفت ۹۹، کارخانه تانک سازی عراق

هر دو گروه با سرعت از سمت جنوب و شمال شرق به سمت بغداد پیش می روند. در همین لحظات ورود هواپیماهای ایرانی به پدافند…

0
۵ دی ۱۳۹۰

وقتی که هواپیمای دشمن را اشتباه گرفتم

در فاصله دو کیلومتری پشت سرم و با ارتفاعی بالاتر هواپیمای شکاریی را دیدم با شکستن سکوت رادیویی به رهبر گروه اعلام کردم: سهیل شماره…

0
۵ دی ۱۳۹۰

نخستین حمله نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران

نیروی هوایی جمهوری اسلامی به رغم مشکلات بی‌شمار، توان و قابلیت رزمی خود را با این حمله به منصفه ظهور رسانده و به طرز باشکوهی…

0
۵ دی ۱۳۹۰

درست به هدف

در عملیات “مسلم بن عقیل ” هلی‌کوپترهای هوانیروز در اطراف سومار مستقر شده بودند. در آن عملیات نیروهای ما ارتفاعات “کهنه ریک ” و “گیسکه”…

0
۵ دی ۱۳۹۰

اذن خدا

آن شب همه خوشحال بودیم چون در طول روز توانسته  بودیم در یک شناسایی رزمی بیش از ۱۷ تانک دشمن را بزنیم و تعدادی از…

1
۵ دی ۱۳۹۰

خشم مقدس

بهار سال ۶۷ بود. نزدیک به یک سال بود که به هوانیروز کرمانشاه منتقل شده بودم و به دلایلی خانواده ام در اصفهان زندگی می…

0
۵ دی ۱۳۹۰

موشک فراگ

مدتی بود که عراق شهر دزفول را هر شب مورد اصابت  موشکهای ” فراگ ” قرار می داد . آنچه مسلم بود این موشکها از…

0
۵ دی ۱۳۹۰

گاو موجی

… داشتم با خودکارم ، کاغذ روی میز را خط خطی می کردم . حوصله ام حسابی سر رفته بود . چشمم که به محمد…

0
۳ دی ۱۳۹۰

قناصه ودوربین

… هیچ وقت فکر نمی کردم  دو نفر آدم ، این همه  خون داشته باشند . منور  را که هوا فرستادند ، چشمم دید .…

0
۳ دی ۱۳۹۰

اروند قیامت بود

همه اسکله به هم ریخت . هنوز صدای تق تق پوتینهای آنها روی کف اسکله توی گوشم است . وقتی مطمئن شدم حسابی کار از…

0
۳ دی ۱۳۹۰

دریا و موج ها بد جور با قایق های ما قریبی می کردند

دریا آرام بود و من تشنه بودم . پارو زدن حسابی عرقم را در آورده بود . نمی دانم چند ساعت بود که روی آب…

0
۳ دی ۱۳۹۰

فقط دریا می‌داند که تو کجایی!

راستش شاید برای همین بود که این‌قدر کشته و مرده غواص شدن بودیم که تیر بخوری و رگه‌های خونت با آب شور خلیج فارس در…

0
۳۰ آذر ۱۳۹۰

اروند یعنی وحشی…

صدای قرچ قرچ قیچی را که شنیدم ، نمی دانستم چه اتفاقی برایم افتاده است . نوک قیچی را روی شکمم احساس می کردم .…

0
۳۰ آذر ۱۳۹۰