روایتهای تخریبچی خیبری؛ از دژ العماره تا موجگرفتگی عملیات
شهید «سید علیاکبر عدل» با سابقه ۳۷ ماه حضور در جبهه مجروحیتهای مختلفی را متحمل شد که حادترین آن مربوط به نخاع بود که این…
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا/بیوفا حالا که من افتادهام از پا چرا
شهید امرالله معروف وند از رزمندگان لشکر ۲۷ محمد رسول الله(ص) بود که در عملیات خیبر یعنی زمستان سال ۶۲ در سن ۱۵ سالگی به…
احمد توکلی/می رفتم جبهه تا بگویم دولت پشتیبان شماست+عکس
احمد توکلی که در حال حاضر نماینده مجلس شورای اسلامی است در هشت سال جنگ تحمیلی مدتی نیز به عنوان سخنگوی دولت مشغول به خدمت…
شهید غلامعلی شجاعی /مادر گفت: شهید شو ولی اسیر نه!
سید غلامعلی شجاعی ، از پاسداران شهر سلماس بود که در سال ۱۳۶۴ ، به حکم قرارگاه حمزه سیدالشهدا(ع) فرماندهی واحد بسیج شهرستان نقده را…
یادداشت گلعلی بابایی/شهید حمید فلاح پور
گلعلی بابایی طی یادداشتی با عنوان شهید حمید فلاح پور؛ لیلی من، در «جزیره مجنون» است، آورده است: در سرمای زمستان اواخر دی ماه ۱۳۶۲ گوشه…
شهید امیر حاج امینی/خدایا! عاشقم کن
شهید امیر حاج امینی به سال ۱۳۴۰ متولد شد. وی در جنگ تحمیلی مدتی بیسیمچی گردان انصار لشگر ۲۷ محمد رسول الله(ص) بود که بعد…
شهید کاوه و شهید صیاد آن شب سرد را چگونه سر کردند؟
صیاد شیرازی آمد به من گفت«کاوه کجاست؟» خودش میدانست آنجا سردترین جای منطقهست، بخصوص در شبها، منتها گفت«باید ببینمش. یک هلیکوپتر دارد میرود آنجا. میآیی؟»…
آخرین نامه شهید مهدی انگیزه
قسمتی از آخرین نامه ی شهید یک شب در خواب دیدم که با شتاب به طرف جبهه می روم و در جاده ی شبیه جاده…
مسئولیت برای رضای خدا و به دور از هوای نفس
عنوان یک رزمنده ساده در جبهه خدمت کنی»، من چه عکس العملی نشان خواهم داد؟ از فرماندهی لشکر،حکم فرماندهی تیپ را برایش آورده بودند. سریع…
شهید غلامحسین اکبری/فرمان امام است
در مقطع دبیرستان تحصیل می کرد. یک روز آمد و اجازه ی رفتن خواست . گفتم : اگر بروی ، من و مادرت تنها و…
شهید غلام زارعی/بدون هیچ تردیدی
آن روز ها ، سیمان کمیاب بود و او با هزار زحمت برای منزل مسکونیمان چند کیسه فراهم کرده بود و می خواست شروع به…
شهید محمد جهان آرا/سنگ صبور بچه ها
محمد ، سنگ صبور بچه ها بود و در اوج درگیری ها و مقاومت بچه های خرمشهر ، علیرغم فشارهای روحی و جسمی ناشی از…
شهید ناصر کاظمی/در محل کمین
دوست داشتم در کنار او باشم.یک روز در روستای کوخان بودیم. دستور داد که با تعدادی از نیروها به طرف بانه بروم . به بهانه…
شهید حسن قره گوزلو/زیاد طول نمی کشد
مراسم بزرگداشت پسر خاله ی شهیدم بود. قبل از شروع مراسم ، سری به مسجد زدم. نزدیک مسجد که شدم صوت قرآن به گوشم خورد.…
قوانین اخلاقی شهید سید مجتبی علمدار برای تزکیه و تهذیب نفس
جانباز شهید «سیدمجتبی علمدار» در دوران دفاع مقدس، فرمانده گروهان سلمان از گردان مسلم بود و چندین مرتبه مجروح شد. پس از پایان جنگ، در…