بو
یکی می گوید : این بوی مرداب است . دیگری می گوید بوی سیر است . سومی می گوید : بوی فاضلاب و … تا…
آشنایی چهار پایان با صفیر گلوله
کوهستان های بلند در منطقه عملیاتی والفجر ۴ ، برای انتقال مجروح از بالا به پایین ، مشکل بزرگی بود . مسئولان در فکربودند که…
فقط تماشا
مجروحی که در عقب تویوتا قرار داشت را به پست امداد لشکر امام حسین (ع) آوردند . یکی از پاهایش قطع شده و به پوستی…
انتخاب
در عملیات خیبر من مسئول دارویی و تجهیزات پزشکی بیمارستان صحرایی خاتم الانبیاء بودم و دکتر رهنمون نیز به عنوان رئیس بیمارستان خدمت می کرد…
رویای عجیب
سه ماه اول ماموریت هر طور بود سپری شد . در پایان ماه سوم بود که به ما از تحرک و آمادگی نیروهای ایرانی جهت…
گروه اعدام
سر انجام در ساعت ۱۲ ظهر روز دوشنبه ، دستوری که باید صادر می شد ، به دستمان رسید . اما رزمندگان اسلام ؛ پیشروی…
بازگشت قهرمان!
بعد از پایان یافتن مرخصی استحقاقی که هدیه صدام به دریافت کنندگان مدال بود به مقر تیپ که همچنان در مکان سابقش – در عقبه…
دفاع از انقلاب اسلامی/خاطرات پیشمرگان کرد مسلمان
شدت درگیری هر لحظه بیشتر میشد و پیوسته بر تعداد نفرات ضدانقلاب اضافه میگشت. درگیری حدود شش ساعت به طول انجامید. موضوعی که در آن…
ارتفاعات بلغه و مرگی سخت (بخش چهارم )
ناگهان یک گلوله ایرانی نزدیک سنگر خورد . چهار نفر را کشت و من مجروح شدم . می خواستم بلند شوم ؛ اما نتوانستم .…
ارتفاعات بلغه و مرگی سخت (قسمت اول)
ارتفاعات حاج عمران مورد حمله شیمیایی عراق قرار گرفت. نیروهای از همه جا بی خبر تا شنیدند عراق شیمیایی زده است به جای فرار از…
عهد سنگین
خاطرات تلخ و شیرین زیادی با دوستان داشتم که شدیدا فقدان آنها مرا متحول کرد . برایم خیلی سخت بود . زندگی و زنده بودن…
حرکت
صبح پس از نماز و استراحت و شوخی وصحبت با دوستان حدود ساعت ده بود رفتم کنار چشمه آب نزدیک چادرمان . نمی دانم چرا…
قرار گاه
روز بعد پس از نماز و صبحانه و کمی دید زدن اطراف همراه برادر صباغ به محلی در همان حوالی رفتیم و پس از هماهنگی…
اعزام به خاک
داشتم به عمق عملیات فکر می کردم هنوز کاملا متوجه ابعاد و عمق قضیه نبودم توجهم را افراد نظامی قرار گاه رمضان و راهنمایان کرد…
قره داغ
نزدیک صبح به یک پایگاه در کوه های قره داغ رسیدیم تعدادی از نیروهایمان از قبل در آنجا مستقر بودند با رسیدن ما چند ساعت…