«بریم غواص بشیم؟… من دقت کردم، تو این عملیات هاى آخرى غواص ها بیشتر رفتن واسه خط شکنى. من فکر مى کردم زرهى خوبه. اما غواصى یه چیز دیگه است…» باچه عشقى هم تعریف مى کرد «فکرش را بکن… توى آب باشى… تیر میخوره تو سرت. میرى زیر آب. یا حسین میگى مى آى بالا… نه اتکایى، نه پشت و پناهى… فقط خدا میمونه و خدا…».
برگرفته از کتاب غواصان لشگر ۱۴ روایت فتح
پی نوشت: گاهی سه خط نوشته میتونه بیشتر از چند تا کتاب چند صد صفحه ای روی آدم تاثیر بذاره .
زاهد
۱۳۸۹/۱۱/۲۷sibtayn.com