|
هشت تا دختر داشتم و فرزند نهم را باردار بودم. یک شب در عالم خواب دیدم که سید بزرگواری وارد خانه مان شد و یک گردنبند به شکل قلب به گردنم انداخت. روی دو طرف گردنبند نوشته بود: زین العابدین.
وقتی فرزندم متولد شد، پسر بود. نامش را زین العابد ین گذاشتم. طوبی نقاش مودی |
برچسبها :
مطالب مرتبط
فایل لایه باز تصویر شهید رضا درودیان
هوالمحبوب سلام علیکم تصویری از شهید رضا درودیان خدمت شما گرامیان تقدیم می کنم. امیدوارم این شهدای والامقام شفیع ما…
0
۴ اسفند ۱۴۰۳
حکایت «علی پرورش»؛ روزی که«چشم عقاب» اطلاعات صابرین گریست+عکس
شهادت یعنی گذشتن از جان و مال و گذشتن از همه قیود دنیوی و تقدیم بهترین و عزیزترین وجود خویش…
0
۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۰
ویژه نامه عملیات مرصاد
هوالمحبوب سلام علیکم یکی از رفقای خیلی خوبم و از بچه های گل شهید ویژه نامه ای برای عملیات مرصاد…
3
۹ مرداد ۱۳۹۹
