امروز: ۱۴۰۵/۰۷/۰۴ ساعت : ۰۱:۲۲
  • دفاع مقدس
  • شهید محسن دوستی قلندر آبادی

    در شب عملیات کربلای ۲،  جیره غذای سه روز را تحویل رزمندگان دادند. محسن وقتی غذایش را گرفت ریال شروع کرد به خوردن و با خنده و شوخی همه ی غذایش را خورد. با تعجب به او گفتیم:
    این غذا مال سه روز است،  نه برای یک وعده.
    و او در جوابمان گفت:
    من می دانم که شهید می شود و دیگر نیازی به این غذا ها ندارم.
    در اوج درگیری،  محسن که امداد گر بود،  داوطلب شد که طنابی را به کمرش ببندد و از یکی از ارتفاعات پایین برود. به مجروحان   کمک کند.
    اما پس از انتقال به پایین ارتفاع،  نیروهای ما مجبور به عقب نشینی شدند. د ر کشاکش کمک به مجروحان،  تیری به پای محسن اصابت کرد و او با دستمالی که به گردن داشت،  زخم خودش را پانسمان کرد. اما همین تیر،  راه گذر از این دنیای فانی و رسیدن به رضای حق را برای او باز کرد. چرا که با تیر خلاص دشمن به شهادت رسید. پیکرش در همان منطقه ماند و بعد از یک سال به آغوش خانواده اش باز گشت و در گلزار شهدای خواجه ربیع دفن شد.
                                   
      یکی همرزمان

     

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *