امروز: ۱۴۰۵/۰۷/۱۷ ساعت : ۱۶:۳۶
  • دفاع مقدس
  • شهید قربان علی سر چاهی

    آخرین باری که به مرخصی آمده بود،  با هم به گلزار شهدا رفتیم.  همان طور که بین  قبر ها راه می رفتیم و فاتحه می خواندیم،  کارگری را دیدیم که مشغول کندن یک قبر است و قربان علی رو به من کرد و گفت:
    این قبر من است. مرا این جا د فن می کنند.

    من که ناراحت شده بودم گفتم:
    این چه حرفی است که تو می زنی؟
    خندید و گفت:
    این جا را نشانی بگذار. مرا داخل همین قبر خواهند گذاشت.
    گریه ام را که دید،  گفت:
    من که هنوز شهید نشده ام. ولی قول بده که اگر شهید شدم ،  برایم گریه نکنی
    وقتی شهید شد،  او را د ر همان جا دفن کردیم.

    همسر شهید

     

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *