آخرین مطالب

مطالب مرتبط

یک دیدگاه

  1. 1

    مصطفی بختیاری

    بسم رب الشهدا و الصدیقین
    شهید مجتبی معاف
    مجتبی دو سال پس از بزرگترین و جدی ترین جرقه انقلاب در سال 44 در ورامین متولد شد .
    قبل از انقلاب همه ی انقلابیون ورامین حسینیه بنی فاطمه را خوب می شناختند. حسینیه ای که به مرکز پایداری و مقاومت شناخته شده بود . مجتبی و پدرش هم از این قاعده مستثنی نبودند و با هم به خیل عظیم انقلابیون در حسینیه می پیوستند . پدر مجتبی جز شعاردهندگان قیام بزرگ 15 خرداد 42 هم بود . باخون خود نوشتیم یا مرگ یا خمینی ، از خون خود گذشتیم از جان خود گذشتیم با خون خود نوشتیم یا مرگ یا خمینی
    اولین بار که می خواست برود جبهه حاج آقا جهرودی امام جماعت مسجد امام حسن مجتبی(ع) را واسطه کرد که پدر را راضی کند.
    پدر خبر شهادت را که شنید گفت: الحمدلله . سال 62 بود که مجتبی عروج پیدا کرد و پیکر پاکش 11 سال بعد یعنی سال 73 آمد .
    مجتبی به زعم مادر، پسری مظلوم و مومنی بود . به مادر می گفت : مادر بشین می خواهم برات زیارت عاشورا بخونم دعا بخونم .
    مجتبی کلا سه ماه در جبهه بود و زمانی که به ورامین می آمد ، اوقاتش را پاسداری پرکرده بود .
    غلامرضا(شیرازی) هم کلاس و هم بچه محل مجتبی بود جبهه هم باهم بودند . نزدیک به یک ماه در دوکوهه باهم آموزش می دیدند. غلامرضا معتقد است که همین دعای کمیل های جبهه ها این همه شهید را تربیت کرد و معنویتش فوق العاده بود. فرمانده تیپ ما ناجی پور بود و ما عضو گردان حمزه بودیم و فرمانده لشکر هم حاج همت بود .
    بهترین خاطرات ما زمانی بود که زمین های وطنمون رو پس می گرفتیم و می نشستیم نفس می کشیدیدم و تلخ ترین زمان اوقاتی بود که پشت خاکریز دوستان خودمون رو از دست می دادیم .
    چهل سال طول می کشد تا یک مرد، مرد شود اما مجتبی در همان جوانی یک مرد کامل شده بود .
    بخشی از وصیت نامه مجتبی
    ” ای جوانان نکند در رختخواب ذلت بمیرد که حسین(ع) در میدان نبرد شهید شد. ای جوانان مبادا در غفلت بمیرید که علی در محراب عبادت شهید شد و مبادا در حال بی تفاوتی بمیرید که علی اکبر حسین در راه حسین شهید شد”

    پاسخ دادن

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

هر گونه استفاده از تصاویر و مطالب سایت (در قالب بنر ، پوستر ، ... و یا امور تجاری) که موجب نشر فرهنگ اسلامی می شود موجب خوشحالی و رضایت ماست.