آخرین مطالب :
شما اینجا هستید: خانه » دفاع مقدس » خاطرات

بایگانی دسته بندی ها : خاطرات

اشتراک به خبردهی

یادی از دلاورمردان توپخانه در والفجر ۸

2086278_239

خداوند روح شهید شفیع زاده را که عالی است، متعالی کند. شدت آتش توپخانه روی جاده فاو – البصره را روز دوم عملیات از نزدیک شاهد بودم. ستونهای زرهی و مکانیزه دشمن روی این جاده قبل از اینکه به خط درگیری برسند زیر آتش سنگین توپخانه بودند و گاها در اثر تلفات، سازمان خود را از دست می دادند. روز ... بیشتر بخوانید »

برشی از کتاب پایی که جا ماند/ساق پایم خُرد شد و عراقی ها سررسیدند

1876892

کتاب «پایی که جاماند» خاطرات روزانه جانباز آزاده، سید ناصر حسینی پور از رندان های مخوف رژیم بعث عراق است که با استقبال مخاطبان روبرو شد. آنچه می خوانید، بخشی از این کتاب است… مهماتمان رو به اتمام بود. تنها بی‌سیمچی گردان که لحظه به لحظه همراهمان بود، با عقبه در تماس بود. فرماندهان مدام به ما روحیه می‌دادند اما  ... بیشتر بخوانید »

بخشی از خاطرات یک دیده بان؛ دوربین دوچشمی را غنیمت گرفتم

عصر انتظار

خط شکشته شد و رزمندگان در خط تازه تسخیر شده دشمن در نوک ارتفاع پخش شدند. هوا سرد بود و گاهی قطره بارانی بر سر و صورت من می خورد. گروهی از نیروهای پیاده گردان برای پاکسازی به طرف سنگرها رفتند و در هر سنگر یک نارنجک می انداختند. من برای پیدا کردن یک دیدگاه مناسب مشغول سرکشی در موقعیت ... بیشتر بخوانید »

برشی از کتاب پایی که جا ماند/تویوتای فرمانده‌ تیپ آبکش شده بود

1876892

کتاب «پایی که جاماند» خاطرات روزانه جانباز آزاده، سید ناصر حسینی پور از رندان های مخوف رژیم بعث عراق است که با استقبال مخاطبان روبرو شد. آنچه می خوانید، بخشی از این کتاب است… جنگ آن‌قدر طول کشید تا بزرگ شدم. چهارده‌ ساله بودم که به جبهه رفتم! حالا شانزده ساله شده بودم و در واحد اطلاعات دیده بان بودم، ... بیشتر بخوانید »

یادی از شهید مرتضی اسماعیل زاده در والفجر ۸؛ شهیدی که برای عراقی ها کلاه تکان می داد

2075808_363

دوربین انداختیم و دیدیم عراق برای محافظت و جلوگیری از بستن دهانه توسط ما، دقیقا در رو به رو، یک ضد هوایی چهارلول روی سطح جاده گذاشته است. یک پی ام پی و یک تانک هم در پشت، در آشیانه و نعل اسبی که بالای سرش بود، قرار داشت. یعنی هر جنبنده ای که می خواست چند متر از دهانه ... بیشتر بخوانید »

شهید عبدالله دارابی/طلبه‌ی شهیدی که یک سوم شهریه‌اش را به فقرا می‌داد

عصر انتظار

شهید «عبداله دارابی» فرزند کریم در دهمین روز از آذرماه سال ۱۳۵۰ در بخش مرکزی شهرستان آبدانان متولد شد. وی که به جهت علاقه‌مندی به علوم و معارف دینی در حوزه‌های علمیه المهدی اراک و آبدانان به کسوت طلاب حوزه علمیه درآمده بود در زمان جنگ تحمیلی به عنوان رزمنده بسیجی به سپاه پاسداران پیوست و راهی جبهه‌های نبرد با ... بیشتر بخوانید »

خاطره ای از عملیات والفجر مقدماتی؛ چقدر سخت است از روی پیکر دوستت عبور کنی

2060325_755

جاده شنی حاج احمد متوسلیان مسیری بود که قرار بود ادامه احداثش راه تدارکاتی عملیات باشد. کمی از ابتدای آن آماده بود و دستگاه های راه سازی آمده بودند پای کار. هنوز اذان نشده حرکت دو ستون کنار هم شروع شد.کمی رفتیم و رسیدم به آخر راه. رمل ها آغاز شد. اول کار اتفاق بدی افتاد آن هم انداختن کلاه ... بیشتر بخوانید »

برشی از کتاب پایی که جا ماند/نگهبان‌ بعثی با گاز انبر مقداری از محاسن اسیر را کَند / اسیر با خون صورت اش روی دیوار نوشت: «خمینی»

1876892

کتاب «پایی که جاماند» خاطرات روزانه جانباز آزاده، سید ناصر حسینی پور از رندان های مخوف رژیم بعث عراق است که با استقبال مخاطبان روبرو شد. آنچه می خوانید، بخشی از این کتاب است… عموحسن، که آدم دائم‌الذکر و نترسی بود، صدایش درآمد. به افسر ارشد بازداشتگاه و دیگر نگهبان‌ها گفت: «شما هر چقدر دلتون می‌خواد به ما توهین می ... بیشتر بخوانید »

کتاب پایی که جا ماند/بچه ها را کف حیاط خوابانده بودند و با پوتین روی کمرشان راه می‌رفتند

1876892

کتاب «پایی که جاماند» خاطرات روزانه جانباز آزاده، سید ناصر حسینی پور از رندان های مخوف رژیم بعث عراق است که با استقبال مخاطبان روبرو شد. آنچه می خوانید، بخشی از این کتاب است… به افسر بازجو گفتم: «من نمی‌دونم اون‌هایی که می‌یومدن توی خاک عراق، کجا می‌رفتن، این اطلاعات اسرار محرمانه و طبقه‌بندی شده جنگ بود، من نمی‌دونم!» با ... بیشتر بخوانید »

کتاب «از پاستور تا خان‌طومان» رونمایی می‌شود/شهید علی آقا عبداللهی

farhangnews_252262-642301-1489403191

کتاب «از پاستور تا خان‌طومان» امروز، ۲۳ اسفندماه طی مراسمی در ناحیه سلمان سپاه محمد رسول‌الله(ص) رونمایی می‌شود. این کتاب شامل خاطراتی از دوران کودکی این شهید مدافع حرم و چگونگی ورود وی به بسیج و سپاه پاسداران و نحوه پیگیری او برای اعزام به سوریه و قرارگیری در صف مدافعان حرم است. همچنین به ویژگی‌های اخلاقی این شهید در ... بیشتر بخوانید »

حکایت «حسین مشتاقی»؛ پاسخ شهید به افرادی که می گفتند برای پول به سوریه می روید +عکس

عصر انتظار

قصه مدافعین حرم تمام ناشدنی است. حریم اهل بیت قرن‌هاست که فدایی دارد حتی اگر تنها حرمی از آن بزرگواران باشد. “اصلاً حرم ناموس ما شیعه‌ست! ” «آیا در زمان حیات شهید خود به این نکته توجه داشتید که آنها از اولیاء الهی به شمار می‌روند؟ شهیدی که در سوریه، عراق و در هر مکان و زمانی، شهید شده باشد ... بیشتر بخوانید »

گفتند در مسابقه دارت باید به طرف عکس رهبرتان نشانه‌گیری کنید! / گفتم سر من فدای یک تار موی امام

1876892

کتاب «پایی که جاماند» خاطرات روزانه جانباز آزاده، سید ناصر حسینی پور از زندان های مخوف رژیم بعث عراق است که با استقبال مخاطبان روبرو شد. آنچه می خوانید، بخشی از این کتاب است… امروز صبح، مرا بیرون بردند. سه نفر بودیم که قرار بود تنبیه‌مان کنند. علی کوچک‌زاده، حسین شکری و من. بچه‌ها عکس رجوی را پاره کرده بودند. ... بیشتر بخوانید »

حکایت «محمد جعفرخانی»؛ فرمانده‌ای که در سه متری تونل تروریست‌های پژاک به شهادت رسید+عکس

1893306

خوب به یاد دارم روزهای کودکی و حمله ضدانقلاب را به کوی شهید بهشتی(دانشکده) ارومیه چرا که شعبه مهمی از کمیته انقلاب در این منطقه بود و نیز منطقه به علت مرفه نشین بودن برای غارت خانه ها جای مناسبی بود. خوب به یاد دارم انفجار جلوی در خانه همسایه مان را که پاسدار بود، به یاد دارم پاره های ... بیشتر بخوانید »

مکالمه انگلیسی را در صف توالت یاد گرفتیم!

1876895

کتاب «پایی که جاماند» خاطرات روزانه جانباز آزاده، سید ناصر حسینی پور از زندان های مخوف رژیم بعث عراق است که با استقبال مخاطبان روبرو شد. آنچه می خوانید، بخشی از این کتاب است… قبل از آمار، از جعفر دولتی مقدم خواستم همراهم به اتاق سرنگهبان بیاید. می‌خواستم از عراقی‌ها بخواهم به خاطر روز رحلت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله و شهادت امام ... بیشتر بخوانید »

بخش منتشر نشده از کتاب «دا»؛ وقتی دنیا برای دایی ابراهیم تمام شد / تکه پاره پسر ۴-۵ ساله اش را پیدا کردم (۱۶+)

1896101

آنچه در ادامه می خوانید، بخش هایی از متن منتشر نشده کتاب «دا» است. کتاب دا خاطرات سرکار خانم سیده زهرا حسینی بود که به قلم سرکار خانم سیده اعظم حسینی به رشته تحریر در آمد و در زمان انتشار با استقبال گسترده مخاطبان روبرو شد. خواندن این مطلب را برای مخاطبان زیر ۱۶ سال توصیه نمی کنیم. زنی که ... بیشتر بخوانید »

Scroll To Top