شهید اسارت
8 عده اى با همه ابزار شکنجه با اشاره افسر به اسرا هجوم آوردند نمىدانم چقد زدند ولى همان می دانم که همه نقش بر…
مجبور شدند آزادمان بگذارند!
داشتن مهر هم ممنوع شد. یک عده از بچه ها از قبل با خودشان مهر داشتند، اما اکثریت مهر نداشتند. برای همین مجبور شدیم از…
انتخاب فرماندهان گردانهادر جنگ
اشاره : سردار حاج احمد کاظمی می گفت : سرباز و یا یک پاسدار جدید وقتی که می خواهد برود پیش فرمانده لشکر ما فرمانده…
لمس واقعیات جنگ از زبان یک رزمنده گمنام!
مقدمه راستش قبل از هر چیز لازم می دانم بدون رو در بایستی اعلام کنم ، اساساً من یکی در این مملکت عددی نبودم که…
هیچ چیز نداشتیم به غیر از یک لباس سبز
علی شمخانی فرمانده جوان سپاه پاسداران خوزستان، شاید طعم جنگ را زودتر از فرماندهان دیگر چشیده است. خودش میگوید، از اوایل جنگ به سپاه خوزستان…
گفت وگو با سید مدهت الحسینى هنرمند عراقى که بعد از اسارت درایران ماند(بخش اول)
من آزاده عراقى ام! آزاده اى است از جنس مردانى چون «حر» و خود اسارتش را اوج آزادى مى داند و تولدى دیگر. در سخن…
ساعتی در کنار خانواده شهید بزرگوار محمد حسن نظرنژاد «بابانظر» ؛
می گفت اگر از جنگ نگوییم دیر می شود بابا نظر خیلی مهمان نواز بود و همیشه سفره اش پهن. سربازها، بسیجی ها، دوستان و…
خاطرات سرهنگ خلبان آزاده “محمدعلی کیانی” (قسمت سوم – پایانی)
شش ماه از اسارتشان گذشته بود که ازهاری و وزیری دو تن از خلبانان ” اف – ۴ ” که در اردوگاه صلاح الدین به…