امروز: ۱۴۰۵/۰۷/۲۶ ساعت : ۰۶:۴۳

خاطرات کوتاه جنگ

شهید محمد شمسی؛ غواصی که زیر آب شهید شد تا عملیات لو نرود

یکی از بسیجیان لشکر ۳۱ عاشورا تعریف می کند: شب عملیات والفجر ۸ شهید «محمد شمسی» در حاشیه اروندرود به مانعی بر می خورد و…

4
۴ آبان ۱۳۹۴

مسئولیت برای رضای خدا و به دور از هوای نفس

عنوان یک رزمنده ساده در جبهه خدمت کنی»، من چه عکس العملی نشان خواهم داد؟ از فرماندهی لشکر،حکم فرماندهی تیپ را برایش آورده بودند. سریع…

0
۲۳ اسفند ۱۳۹۳

شهید غلامحسین اکبری/فرمان امام است

در مقطع دبیرستان تحصیل می کرد. یک روز آمد و اجازه ی رفتن خواست . گفتم : اگر بروی ، من و مادرت تنها و…

0
۲۲ اسفند ۱۳۹۳

شهید غلام زارعی/بدون هیچ تردیدی

آن روز ها ، سیمان کمیاب بود و او با هزار زحمت برای منزل مسکونیمان چند کیسه فراهم کرده بود و می خواست شروع به…

0
۲۱ اسفند ۱۳۹۳

شهید محمد جهان آرا/سنگ صبور بچه ها

محمد ، سنگ صبور بچه ها بود و در اوج درگیری ها و مقاومت بچه های خرمشهر ، علیرغم فشارهای روحی و جسمی ناشی از…

0
۲۰ اسفند ۱۳۹۳

شهید حسن قره گوزلو/زیاد طول نمی کشد

مراسم بزرگداشت پسر خاله ی شهیدم بود. قبل از شروع مراسم ، سری به مسجد زدم. نزدیک مسجد که شدم صوت قرآن به گوشم خورد.…

0
۱۸ اسفند ۱۳۹۳

“شهید احمد ساربان نژاد”/گرسنگی جمعی

در پدافند از ، ارتفاعات خیلی به ما سخت گذشت . منطقه وسیع بود ( حدود هفت هشت کیلومتر ) و ما تقریبا در محاصره…

0
۱۴ اسفند ۱۳۹۳

“شهید مهدی هاتفی”/غسل شهادت…

توی جزیره کنار سنگر نشسته بودیم . به مهدی گفتم : برویم کنار آب و چای درست کنیم. من مشغول دم کردن چای شدم ،…

0
۱۳ اسفند ۱۳۹۳

“شهید ضرغام درخشان”/دست نوازش

او وقتی از جبهه بر می گشت یک راست سری به خانه ی یکی از بستگانمان که پدرشان را از دست داده بودن می زد…

0
۹ اسفند ۱۳۹۳