شهیدی که خدا همه حاجاتش را برآورده کرد!
آنچه می خوانید خاطره ای است از زندگی شهید محمد ابراهیم همت: مصطفی که به دنیا آمد، شبانه از بیمارستان آمدم خانه. دلم نیامد حالا…
ماجرای جوانی که طاقت ماندن در جبهه را نداشت!
بازگو کردن خاطرات دوران دفاع مقدس و معرفی سیره شهدا امری ضروری است به خصوص برای نسلی که آن دوران را درک نکردهاند؛ در همین…
سردارانی در نوک پیکان نبرد
رزمندگانی که بسیاری از آنها شاید حتی یکبار هم اسلحه بردست نگرفته بودند تحت امر فرماندهانی غالباً جوان بر مدرنترین سلاحها و خبرهترین ژنرالهای دشمن…
می خواهیم مانند حسین(ع) شهید شویم
شهید حاج علی محمودوند: از همه مظلومانه تر این بود که چندتا از مجروح ها خاک میریختند روی خودشون بهشون گفتم چرا خاک می ریزید…
دوشهید از یک مادر روس
خانوادهای از کشور شوروی سابق که به دلیل پذیرفتن دین اسلام به ایران کوچانده شده و پس از ایرانگردیهای فراوان در قائمشهر ساکن شدند، این…
حکایت پارچه سیاه میرزا بر جیب پیراهنش
شهید میرزا محمد بروجردی در سال ۱۳۳۳ در روستای دره گرگ اطراف بروجرد به دنیا آمد. از هفت سالگی به همراه خانواده، ساکن تهران شد…
ماجرای زیارت امام رضا(ع) که پس از شهادت تحقق یافت
شگفتیهای فراوانی در جریان رزم، شهادت و تشییع شهدا وجود داشته و دارد. شگفتیهای منظمی که برای جنگ با همه خشونت و ناملایماتش یک وجه…
نخستین شکست نیروهای بعثی در جنگ
نامش برای همه رزم آوران جبهه های نبرد حق علیه باطل آشناست. او در زمان جنگ در بیش از ۳۷۰ مورد عملیات هجومی و دفع…
کشتیگیری که فرمانده اطلاعات عملیات شد+عکس
سردار شهید غلامرضا کیانپور در سال ۱۳۳۹ در خانوادهای محروم از نعمات مادی، اما پارسا و دیندار در محله سرآسیاب از محلات کرج دیده به…
تانکهای آخرین مدل ،سهم گروهان زرهی
از مدتها قبل هر وقت تانکی وارد منطقه میشد،آن را با کمک نخلها و یا جا دادن داخل خانههای گلی استتار میکردیم، این کار با…
اذان گفتن در مقابل بعثیها
ولیالله عرب عضو گردان هشت سپاه تهران اظهار داشت: وقتی سپاه تشکیل شد، گردان ۸ سپاه یکی از ۹ گردان سپاه بود که بیشتر فرماندههان لشکر…
حکایت نماز شب و خربزه تک زدن در خط مقدم!
مقر شهید باغبانی بود و روزهای آرام، گرم، تب زده و کسالتباری که بوی باروت کهنه میداد و جز چادرهای خالی و تک و توک…
تنها سوغاتی که برونسی از حج آورد
همه ما یه جورهایی با بیتالمال سر و کار داریم، از دانش آموزی که روی نیمکت کلاس مینشیند تا کارگر و کارمندهایی که در اداره…
شیری به نام اسکندر
وقتی وارد پادگان شدیم، ما را به صف کردند و بعد هم نشاندند. در حالی که داشتیم نگاهشان میکردیم و منتظر بودیم ببینیم چه میخواهند…
غذایی که شهید صیاد شیرازی از خوردنش امتناع کرد
زمستان سرد و سختی بود و مدام برف و باران میبارید. وضعیت عبور و مرور، حالت خاصی داشت. در روز خودرو نمیتوانست عبور کند. از…