احترام ویژهای که حاجعباس به همسرش میگذاشت
سردار شهید «عباس کریمی» در اردیبهشت ۱۳۳۶ در روستای قهرود از توابع شهرستان کاشان به دنیا آمد؛ او در سال ۱۳۵۶ دیپلم خود را در…
فرماندهی که یک شبه ۲ هزار ماشین سنگین جابجا کرد
سید محمد صنیع خانی، فرزند سیدموسی، در روز پانزدهم دی ماه سال۱۳۳۲ در شهر مقدس قم دیده به جهان گشود. او در یک خانواده مذهبی…
روایتی از خودکار بیت المال که دست آقا مهدی بود…
شهید جاویدالاثر «مهدی باکری» از بچههای همین انقلاب است و چند سالی هم از شهادتش نمیگذرد؛ او یکی از هزاران شهیدی است که بیتالمال و…
همدردی به روش شهید صیاد شیرازی
علی یک همکلاسی داشت که پدرش رفتگر بود. زمستان آن سال خیلی سرد بود و من یک بارانی گرم برای علی گرفتم یک بار بعد…
روایتی از برخورد احمد متوسلیان با زن و بچه تفنگچی کومله
احمد تازه حقوقش را گرفته بود، از در سپاه بیرون آمد که دید یک زن بچه بغل، کنار پیادهرو نشسته و گریه میکند، احمد رفت…
خلبان جوانی که با بی رحمانه ترین وضع به شهادت رسید
«سیدعلی اقبالی دوگاهه» هفتم مهرماه ۱۳۲۸ در محله دوگاهه پایینبازار رودبار در خانوادهای مذهبی و متدین به دنیا آمد. وی پس از گذراندن دوران کودکی…
ماجرای ۲۰۰ روز، روزه قضای آقا مهدی
روایتی از فرمانده لشکر ۱۷ علی ابن اب طالب (ع) شهید مهدی زین الدین از زبان حاج ‘علی ایرانی’ برگرفته از کتاب «افلاکی خاکی» نوشته…
خاطرات امیر سرتیپ آراسته از شهید صیاد شیرازی
صیاد شیرازی در سال ۱۳۶۲ من و همسرم را به منزلشان دعوت کردند و یک برنامه منظم و خاصی را برای پذیرایی از ما اعلام…
دوخاطره از نماز سرلشکر شهید علی صیاد شیرازی
همسر شهید علی صیاد شیرازی: شهید صیاد شیرازی تأکید می کرد که هر کاری را با وضو انجام بدهیم چرا که در آن صورت چنین…
خاطراتی از شهید آوینی
خانم زهرا(س) گفت: با بچه من چه کار داری؟ من یکی وقتی سر چند شماره از مجله سوره نامه تندی به سید نوشتم که یعنی…
عهد و پیمان مهدی باکری با خداوند
خانوادۀ باکری دارای سه شهید به نام های علی، حمید و مهدی است. اجساد این سه برادر بعد از شهادت، پیدا نمی شود و هر…
دعای کمیل سوزناک!
استادیوم آزادی تهران ، با ظرفیت دوازده هزار نفر از مجروحان شیمیایی منطقه عملیات کربلای ۵ پر شده بود . من، مسئول بهداری، امداد گر…
فدایی امام
عملیات با نبرد سنگین دو طرف همچنان ادامه داشت ، پست امداد ما در کنار آبهای هور بر پا گردیده بود ، در آن لحظه…
سبز پوش عاشق
در یکی از یادداشت هایش نوشته بود: وقتی با قطار عازم جبهه بودم، در عالم رویا دو نفر را دیدم که یکی از آنان لباس…
خاطره ای از شهید سید علیرضا یاسینی
قبل از حملۀ عراق به خاک کشورمان من با جناب یاسینی در پایگاه بوشهر در یک گردان بودیم . وی در آن زمان در زدن…