خاطرات سرهنگ خلبان آزاده “محمدعلی کیانی” (قسمت سوم – پایانی)
شش ماه از اسارتشان گذشته بود که ازهاری و وزیری دو تن از خلبانان ” اف – 4 ” که در اردوگاه صلاح الدین به…
خاطرات سرهنگ خلبان آزاده “محمدعلی کیانی” (قسمت دوم)
پس از این که به مقصد رسیدند، دستشان را گرفتند و از ماشین پیاده کردند. چون چشمانشان بسته بود جایی را نمی دیدند. بعد از…
خاطرات سرهنگ خلبان آزاده “محمدعلی کیانی” (قسمت اول)
شب عاشورای 1364 بود. سرهنگ سرما خوردگی خفیفی داشت . آن شب نامش در ذخیره سوم بود و فرصت داشت تا کمی استراحت کند. در…