عملیات کربلای ۵ چگونه تمام شد
عملیات کربلای ۵ یکی از بزرگترین و موفق ترین حملاتی بود که رزمندگان اسلام علیه دشمن بعثی انجام دادند. این عملیات از تاریخ ۱۹/۱۰/۱۳۶۵ آغاز…
فرماندهای که با پاهای قطع شده نیروها را هدایت میکرد
برخی از رزمندهها خود را جا مانده از کاروان شهدا میدانند و سالهاست دلشان داغدار کسانی است که روزی همسنگر بودند؛ اینها را بارها از صدای…
نبرد یگان جنگاوران
حدود ساعت چهار صبح بود که ماموریت یافتیم از پادگان مهاباد به سوی منطقه عملیاتی حاج عمران حرکت کنیم. فرمانداری منطقه، چندین خودرو شخصی برای…
«تولد» در ۵۰ متری دشمن
شب عملیات «کربلای5»، جلال را که یکی از «لات«های گردان بود، صدا کردم تا با شیرینکاریهایش رزمندگان را سرگرم کند، چرا که ساعت اجرای عملیات…
پایی که با “آرپی جی” جاماند + عکس
پشت کوچه ای که بلندگوهای مسجدش به سمت گنبدی اذان میگویندکه البته ازجنس رضاست(ع). ومحله ای که ازسفره های نذری حاجت میگیرد. بامردمانی که هنوزبه…
نوجوانی که رادیو شخصی امام را هدیه گرفت
در خاطرات دفاع مقدس، طراوت و زیبایی معنوی وجود دارد که زندگیساز است و باید حفظش کرد؛ آزاده دفاع مقدس «علیرضا رحیمی» خاطره خواندنی خود را از…
یک تانک بزن دو تا موشک جایزه بگیر
شهید «بهرام فروزانفر» از پاسداران سپاه حمیدیه و از نیروهای سردار شهید «علی هاشمی» بود که همه او را به عنوان شکارچی تانکها میشناختند؛ او در سوم خرداد ۱۳۶۰ طی…
شهادت در دمای ۲۰ درجه زیر صفر
در سرمای بیست درجه زیر صفر جنگیدن خدایی کار شاقی بود خصوصا اینکه منطقه کوهستانی هم باشه و دشمن هم روی ارتفاعات بر ما تسلط…
وقتی سروان قوی هیکل قصد کشتن ما را کرد
بامداد روز ۱۰ اردیبهشت سال ۶۱ فرا رسید، درحالی که اهداف عملیات بیتالمقدس توسط فرماندهان برای نیروها توجیه شده بود و نیروهای رزمنده توسط پلی…
طاهر ۶۰ کیلویی گردان
اول که آمدیم گردان حمزه، یک کمی دلگیر بودیم. مثل وقتی که از محلهای به محلهی دیگری اسباب کشی کنی، اما بعد کمکم به این…
روایت سردار باقرزاده از گلایه یک شهید به مادرش
سردار سیدمحمد باقرزاده فرمانده کمیته جستجوی مفقودین ستادکل نیروهای مسلح در جمع خادمین شهدا با تأکید بر «حب گمنامی»، خاطرهای را از یک مادر شهید…
مُثله شدن نوجوان بسیجی در اردوگاه بعثیها
دستهایم را از پشت با طناب بسته بودند؛ آنقدر محکم که تا چندین روز پس از باز کردن، متورم و سیاه بود. چشمهایم جایی را…
فرار از اردوگاه با خودروی عراقی
اسارت یادآور سختیها و مرارتهای بسیاری در دوران دفاع مقدس است که بعضی از رزمندگان توانستند با زیرکی خود را از دست نیروهای بعثی آزادسازند. مطلب…
موتورم را ندهید با همین تانک میآیم توی چادرهایتان
بخشی از خاطرات خواندنی «باقر سیلواری» که در بهار ۸۲ آمده است، در ادامه میخوانیم: *** در تیپ خودمان یک رزمنده همدانی داشتیم به…
روایتی از زنده به گور شدن رزمنده ۱۵ ساله
بارها از شکنجههای نیروهای صدام در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران شنیدهایم؛ از بریدن گوش و بستن دست و پای رزمندهها تا زنده به گور کردن آنها. وقتی…