خاطره اسیر مسیحی از نماز جماعت در آسایشگاه
مدتی گذشت تا اردوگاه وضع مناسب خودش را پیدا کرد. هر روز که می گذشت، قوانین جا افتاده تر می شد و نیاز کمتری به…
روایت خیانت یک خبرنگار در میان اسرای جنگ تحمیلی
«علیرضا رحیمی» یکی از آزادگان هشت سال جنگ تحمیلی است که در روایتی که در دفتر اول مجموعه خاطرات شبهای خاطره بهکوشش مجتبی عابدینی آمده…
درخواست اسیر ۱۲ ساله ایرانی که فرمانده بعثی را متعجب کرد
اسمشان را گذاشته بودند “اسیر” ولی بیشتر از اینکه اسیر باشند آزادگانی بودند در قفسهای آهنین ظلم و ستم بعثیها. اسارت همچون نقطه پروازی بود…
شفای یک اسیر در اسارت
یکی از اسرای اردوگاه تکریت، از ناحیهی دو پا فلج شده بود و به هیچ وجه قدرت حرکت نداشت. بنابراین دوستان برای بردنش به بهداری،…
انتقام اسیر ایرانی از استوار بعثی
استوار عراقی بود بنام حمزه با قد بلند و لاغر که به جای اینکه یک تختهاش کم باشد چند تختهاش کم بود. سربازان عراقی او…
اعتصاب اسرا و تسلیم شدن بعثیها
گاهی اوقات، بچهها از شدت تشنگی مجبور بودند آبهای کثیف کف اردوگاه را بیاشامند. هوای این اردوگاه (رمادی ۲) ـ که در نزدیکی مرز اردن…
ماجرای نجات رزمنده ایرانی توسط سرباز شیعه عراقی
رزمندهای را تصور کنید که یک چشمش تخلیه شده، جمجمهاش صدمه دیده و چهار روز است که در یخبندان ارتفاعات، بین مرگ و زندگی معلق است. در…
روایتی از تلخ و شیرینیهای دوران اسارت / فوت امام دردناکترین لحظه اسارت بود
روز ۲۶ مرداد سال ۶۹ برگ دیگری از تقویم انقلاب اسلامی ورق خورد و نخستین گروه آزادگان ایرانی پس از سالها اسارت به آغوش ملت…
اسیری که دلش نمیخواست به ایران برگردد!
ابوترابی به بغداد منتقل شد و فرماندهی اردوگاه را از دست داد. او۲۰ روز در بغداد بود و۱۹ خرداد ۱۳۶۴ به جمع دوستانش در اردوگاه…
یادگاری باارزش از روزهای اسارت
خاطرات اسارت در کنار همه سختی ها و عذابهایش برای آزادگان ما شیرینی خودش را هم دارد. لحظاتی که دور از خانواده و در سرزمینی…
مجازات آشپزی که غذای رزمندگان را خراب کرد!
وبت تقسیم در لشکر رسید. پرسیدند:– چه بلدی؟– آشپزی!– تا حالا آشپزی کرده ای؟– فراوان! مدت ها آشپز بودم!می دانستم که با آشپزی می توان…
تأثیر مناجات رمضان بر عراقی ها
سرزمین ما پر از جوانانی است که برای رسیدن به معبودشان و شنیدن آواز پر جبرییل خانه و کاشانه را رها کرده و عازم بیایان…
«رمضان»های اسارت قطعهای از بهشت بودند
امین توانا از جمله آزادگانی است که از سالهای ۵۹ تا ۶۹ در اردوگاه اسرای «موصل» عراق به سر برد. او که در حوالی قصرشیرین…
پذیرایی ویژه به میزبانی فرمانده بعثی!
یادم است از زمانی که درون پایم پلاتین گذاشتند تا موقعی که آن را درآوردند، هر دو هفته یا حداقل سه هفته یک بار به…
سه هندوانه برای ۱۰۰ اسیر
آزاده سعید شاملو از اعضای «گردان ۴ » از گردانهای سپاه در دفاعمقدس است روایت میکند: هشدار دلانگیز به اسیران ایرانیبا وجود هوای گرم داخل…