ناگفتههایی از زندگی «شهید یاسینی» به روایت فرزندش+تصاویر
سرلشکر خلبان شهید «سیدعلیرضا یاسینی» در فروردین ۱۳۳۰ در آبادان و در یک خانواده مذهبی متولد شد؛ پس از گذراندن دوران طفولیت، پای به مدرسه…
وقتی شهید خرازی را به مقر راه ندادند
همواره رعایت سلسله مراتب نظامی به ویژه در برگزاری جلسات عملیاتی بسیار با اهمیت است و باید با تدابیر ویژه از ورود نیروهای غیر مسئول…
باشگاه افسران
خاطره ای از شهید علی اکبر قربان شیرودی سال ۱۳۵۸ بود بحران کردستان شروع شده بود و رادیو و تلویزیون سنندج در محاصره نیروهای ضد…
با هر دم و بازدم گلولهای بود که بر سرمان خراب میشد …
بعد از ظهر یکی از روزهای گرم بهاری است. با بچهها میافتیم به جان کوچه پسکوچههای قم؛ به دنبال یک آدرس. شهید زنده، طلبه شیمیایی…
گفتگو با همسر «شهید حسن کریمی»از شهدای ۱۰دی ۵۷/ دفاع از کودکان بزرگ ترین جرم همسرم بود
شهید حسن کریمی » یکی از شهدای حادثه دهم دیماه ۱۳۵۷ ورامین است که در جریان تظاهرات مردم و در درگیری با عوامل شاه به…
وصیت یک چوپان زیر شکنجه بعثی ها
بگذار از یک چوپان برایت بگویم . تعجب نکن از اینکه یک چوپان را به اسارت گرفته باشند ! برای عراقی ها هیچ فرقی نمی…
«سفر هفتم» /یادداشتهای روزانه شهید «نصرالله ایمانی» (بخش چهارم)
*نمیدانستم وقتی خمپارهای منفجر میشود، ترکشهایش چه شکلی دارد کمکم فجر صادق دمیده میشد و هر لحظه صدای انفجارها و آژیر توپها زیاد میشد. به…
عملیات شنام؛قطعه ای گمشده در تاریخ جنگ
مقدمه ای تلخ! سی سال از آن واقعه میگذرد و هر سال حداقل یک بار مسیرم را از جادهای انتخاب میکنم که در امتداد رفتن…
«سفر هفتم»/ یادداشتهای روزانه شهید «نصرالله ایمانی» (بخش سوم)
*پلی که به نام شهید «سهام» نامگذاری شده بود «سهام» نام پلی بود که در ابتدای راه ورودی شهر در طرف راست قرار داشت. «سهام»…
گروهی اندک ولی با ایمان/خاطرات پیشمرگان کرد مسلمان
سنگ محک اولین عملیات سازماندهی شده سازمان پیشمرگان مسلمان کرد، پاکسازی شهر کامیاران از لوث وجود گروهکهای ضدانقلاب بود. کامیاران برای ضدانقلاب حکم یک منطقه…
«سفر هفتم»/ یادداشتهای روزانه شهید «نصرالله ایمانی» (بخش دوم)
*سردادن سرود کربلا کربلا تا اهواز در مسیر راه، همگی با هم سرود «کربلا یا کربلا» میخواندیم. از همان لحظه حرکت، با «غلامرضا بستانپور» که…
«سفر هفتم»/ یادداشتهای روزانه شهید «نصرالله ایمانی» (بخش اول)
کتاب «سفر هفتم» یادداشتهای روزانه شهید «نصرالله ایمانی» است. وقتی صدای شنی تجاوز در گوش خاک ما پیچید و لولههای توپ و تانک، پنجره خانههای…
لباس گشاد رئیس جمهور(۲)
پس از پایان گزارشِ رکن دوی ارتش، رییس جمهور از جا برخاست، سگک کمربندش را کمی جابهجا کرد و در حالی که حسابی ذوق میکرد،…
لباس گشاد رئیس جمهور (۱)
دژبان جلوی دفتر دژبانی داشت غرولند میکرد. او دوست داشت نه تنها نیروهای تحت امر خودش، بلکه تمامی نیروهای موجود در پایگاه نزدش آمده، بگویند؛…
ما برای مسلمان کردن شما آمده ایم!
در هفته چند نوبت لوبیا می دادند . غذای آن شب نیز لوبیا بود. اما معده عده ای آن غذا را نمی پذیرفت و آنها…