گمشده
واخر عملیات والفجر ۴ ، در بیمارستان شهید رادمنش توفیق خدمت به مجروحین را داشتم . با توجه به کوهستانی بودن منطقه عملیاتی انتقال مجروحین…
تبسم
در منطقه عملیاتی والفجر ۸ به عنوان بهیار در اورژانس بهداری لشکر امام حسین (ع) انجام وظیفه می کردم . دو سه روزی از عملیات…
فقط تماشا
مجروحی که در عقب تویوتا قرار داشت را به پست امداد لشکر امام حسین (ع) آوردند . یکی از پاهایش قطع شده و به پوستی…
برادران دوقلو
شهید ناصر خود سیانی رزمنده ای که دنیا از خوبیها بود ، شهادمت ، ایمان و صداقت در اعمال او موج می زد . ناصر…
انتقال مجروح
در آغاز عملیات والفجر ۴ از طرف واحد بهداری به عنوان امداد گر برای پشتیبانی گردانهای عملیاتی و خدمت رسانی فوری به مجرحین ، سریعا…
آخرین آرزو
ساعت ۱۲ شب بود ، آتش دشمن بسیار سنگین بود . برادر انصار الحسینی راننده های آمبولانسی را برای تخلیه مجروحین آماده کرده بودند .…
انفجار در اتاق عمل
ساعت ۱۲ ظهر در بیمارستان صحرایی خاتم الانبیاء مشغول گفتن اذان ظهر بودم و بچه های اورژانس و بهداری هم آماده انجام فریضه نماز می…
در نا امیدی بسی امید است
در سال ۱۳۶۴ مجروحی به نام علی صبوری ، ۱۷ ساله ، پس از اینکه در اثر اصابت ترکش از جبهه به بیمارستان مشهد و…
راز توسل
در سال ۱۳۶۶ برادر مجروحی به نام نور احمد سلطانی اهل مشهد بر اثر اصابت ترکش خمپاره قسمت وسیعی از پوست و عضله و عصب…
درک مشترک
عملیات والفجر ۸ شروع شده بود . شور و شوق وصف ناپذیری بر فضای عملیات آنجا حکومت می کرد . هر کسی در پی کاری…
انتخاب
در عملیات خیبر من مسئول دارویی و تجهیزات پزشکی بیمارستان صحرایی خاتم الانبیاء بودم و دکتر رهنمون نیز به عنوان رئیس بیمارستان خدمت می کرد…
چکیده ای از زندگی نامه سردار شهید سید محمد انصار الحسینی
محمد در سال ۱۳۴۲ در خانواده ای متدین و مذهبی دیده به جهان گشود و از همان اوایل کودکی با تشویق والدین در جلسات قرآن…
وظیفه مجهول
درآن روزها من به تازگی از دانشکده فارغ التحصیل شده و شغل دبیری را انتخاب کرده بودم . جنگ تازه شروع شده بود و من…
رویای عجیب
سه ماه اول ماموریت هر طور بود سپری شد . در پایان ماه سوم بود که به ما از تحرک و آمادگی نیروهای ایرانی جهت…
محاصره
جنگ در دو قسمت پاسگاه الدراجی بشدت ادامه داشت . گردبادهای غبار آلود نیز در میان معرکه می وزید و تنوره می کشید و به…