امروز: ۱۴۰۵/۰۷/۱۷ ساعت : ۱۲:۰۷

خاطرات آزادگان

اسارت و نماز

وقتی چشمش به من خورد، چنان لگدی به سرم زدکه نتوانستم خودم را کنترل کنم وپهن شدم روی زمین. کتک ونماز تصمیم گرفتیم نمازجماعت بخوانیم.…

0
۲۶ بهمن ۱۳۹۰

تراشیدن دیوارهای سیمانی با زبان روزه و بازوهایی که باد کرده بود

9 بچه‌ها گفتند حاج آقا اجازه بده الله اکبر بگوییم و از شما حمایت کنیم. اما ایشان گفت آنها با من کار داشتند نه شما.…

0
۲۶ بهمن ۱۳۹۰

ورزش و تفرح در اسارات

درهمان روزهای اول مرگ عدنان خیرالله، یکی ازمنافقها نامه ای را داده بودبه دست فرمانده اردوگاه. فرمانده ازاوپرسیده بود که این نامه برای چیست واوجواب…

0
۲۶ بهمن ۱۳۹۰

جمعه سیاه و برنامه روزانه اسارت

جمعه ها جمعه ها، روزها پرعذابی بود. نمی دانم. چرا؟ معمولاًسخت ترین شکنجه ها، کتکها وحتی بی غذاییها را روزجمعه پیاده می کردند. یکی ازشکنجه…

0
۲۶ بهمن ۱۳۹۰

اسارت ، دانشگاه بود

یکی ازهمین انسانهای مهربان ودلسوز نصیب اردوگاه ما شده بود. او شیعه بود و جون می توانست به زبان فارسی صحبت کند، خیلی زود دست…

0
۲۶ بهمن ۱۳۹۰

نمازش را نشکست، دستش را شکستند

با عربی و فارسی دست‌و‌پا شکسته بهمان فهماند. شعبان هیچ توجهی به فرهان نکرد. فرهان همیشه خدا یک نبشی نیم‌متری آهنی توی دستانش بود. وقتی…

0
۲۶ بهمن ۱۳۹۰

یاران امام حسین علیه السلام

گفتم : یا حسین و غش کردم. همین طور رفتیم تا رسیدیم شهر کربلا و رفتیم داخل خانه. بیست روز طول کشید، تا توانستیم برسیم.…

0
۲۶ بهمن ۱۳۹۰

بعثی‌ها می‌گفتند به امام خمینی ناسزا بگویید آب خنک بخورید

زیر آفتاب شدید تابستان و ماه رمضان، بعثی‌ها مقابل اسرا آب یخ می‌خوردند تا شاید ما درخواست آب کنیم. می‌گفتند “به خمینی فحش بدهید تا…

0
۲۶ بهمن ۱۳۹۰

زود باش مرا بکش

من برای پیروزی آمدم و شهید شدن منتهای آرزوی من است. اگر قرار بود از کشته شدن بترسم و به امام بد بگویم، غلط کردم…

0
۲۶ بهمن ۱۳۹۰

کارت دانشجویی مرا از مرگ نجاتم داد

برای آمارگیری و هوا خوری، پیکر بی رمق حمید را با یکی از بچه ها، به سختی به داخل محوطه می بریم. گوشه ائی از…

0
۲۶ بهمن ۱۳۹۰

مرگ قسطی در عراق

مجددا شش سپاهی، چهار ارتشی و دو روحانی آورده شدند و از طرف اقوام و دوستان و آشنایان هدیه شدند. آن عزیزان نیز چون دیگر…

0
۲۶ بهمن ۱۳۹۰

شهید اسارت‏

8 عده ‏اى با همه ابزار شکنجه با اشاره افسر به اسرا هجوم آوردند نمى‏دانم چقد زدند ولى همان می دانم که همه نقش بر…

0
۲۶ بهمن ۱۳۹۰

دندان مصنوعی

قبلش با دسته مسواک سفید یک چیزی شبیه دندون، بهتر بگم یه دندون مصنوعی درست کرده بود، آماده، با ریشه. خلاصه پلاستیک آب شده قهوه…

0
۲۶ بهمن ۱۳۹۰

ماجرای دیدار ۲۳ اسیر ایرانی با صدام چه بود

صدام به ما گفت که می‌خواهد با ما عکس یادگاری بگیرد. زندانبان‌ها هم ما را مجبور کردند که در کنار صدام بایستیم، عکاس‌ها کارشان را…

0
۲۶ بهمن ۱۳۹۰

لباسم ۷۲ وصله داشت…

لباس را هر شش ماه یا سالی یک بار می دادند. طولانی بودن مدت جایی راد رلباس بودن وصله نگذاشته بود. یک بار وصله های…

0
۲۶ بهمن ۱۳۹۰