وصیت یک چوپان زیر شکنجه بعثی ها
بگذار از یک چوپان برایت بگویم . تعجب نکن از اینکه یک چوپان را به اسارت گرفته باشند ! برای عراقی ها هیچ فرقی نمی…
گروهی اندک ولی با ایمان/خاطرات پیشمرگان کرد مسلمان
سنگ محک اولین عملیات سازماندهی شده سازمان پیشمرگان مسلمان کرد، پاکسازی شهر کامیاران از لوث وجود گروهکهای ضدانقلاب بود. کامیاران برای ضدانقلاب حکم یک منطقه…
ما برای مسلمان کردن شما آمده ایم!
در هفته چند نوبت لوبیا می دادند . غذای آن شب نیز لوبیا بود. اما معده عده ای آن غذا را نمی پذیرفت و آنها…
از دهلران تا روزهای سخت رمادی۳
بعد از یک ماه شناسایی و کار روی جبهه ای نزدیک دهلران، موعد مقرر فرا رسید. بالاخره ساعت ها پیاده روی را پشت سر گذاشتیم…
نام مستعار امام خمینی در نامه اسرای ایرانی چه بود
نام مستعار امام خمینی در نامه اسرای ایرانی چه بود رزمندگان کشورمان در دوران اسارت در اختناق شدیدی به سر میبردند و نه تنها دراختیار…
لگدهایی که برای عزاداری امام حسین خوردیم
شب اول، در سوله برنامه روضه خوانی توسط بچهها اجرا شد. جمعیت داخل سوله همه به گرد حاج آقایی جمع شده بودند و مشغول گریه…
چگونه اسرا در جریان تازهترین اخبار وطن قرار میگرفتند
شاید سال ۶۲ یا ۶۳ بود که توسط یکی از برادران به نام حاج رسول به من پیشنهاد شد تا مسئولیت نوشتن اخبار رادیو را…
۳۶۵۰ روز اسارت، به روایت نخستین روحانی اسیر دفاع مقدس
اسیر و اسارت واژگان ناخوشایندی برای روح و جسم انسانهاست؛ آن هم اگر برای مدتهای طولانی و در بدترین شرایط ممکن باشد و فکر اینکه…
فاصله توبه تا شهادت
شب عملیات رمضان من آرپی جی زن بودم و دو کمک آرپی جی زن داشتم، یک سرباز و یک بسیجی، در دل شب سیاهی ها…
اسارت و قبول قطعنامه
صندوق قرض الحسنه،کارخیری بو.د که مشکل گشای خیلی ازبچه ها شد.بچه هاباحقوق مختصری که می گرفتند، این صندوق را راه اندختند تا آنهایی که درمواقعی…
چکامه اسارت
پس از مدتی، یک بیماری داخلی گرفت ومنتقلش کردند بیمارستان. نمازهای خالصانه وخاشعانه اودربیمارستان، دکترآنجا را متأثر کرده بود. بچه هایی که دربیمارستان بستری بودند…
دنیای اسارت و زندگی آن دوران
ازهمان شب اول دستهای ما آماده شد برای سینه زدن، دستهای آنها نیز بالا رفت برای فرود کابل، باتوم، شلاق بربد نهای نحیف. شب سوم…
اسرای عاشورایی
حتی فرمانده هم نتوانست آرامشان کند. در که باز شد، ۵۰ سرباز ریختند داخل. یکی از آن کسانی که سینه اش سرخ شده بود، خودش…
جایگاه حقوق بشر در اسارت کجا بود؟
یک شب، یکی از بچه ها خواب می بیند که نگهبان دارد می آید و با صدای بلند(به جای خود) می دهد. سایر بچه ها…
اسارت نوجوان به عشق خمینی
مجیدی که هرگز با گردش ماه و خورشید، در گذر زمان هیچ گونه تغییراتی در او پدیدار نگشت. و همچنان همان بسیجی آرمانی، ولائی اردوگاه…