امروز: ۱۴۰۵/۰۸/۰۱ ساعت : ۱۲:۰۷

اندیشه در اسلام – قسمت پنجم

به نام خدا

فکر و اندیشه، ملاک برترى

از مجموع آیات به‏طور صریح استفاده مى‏شود که اگر اندیشه در مسیر صحیحش قرار گیرد، ریشه تمام نیکى‏ها و پاکى‏هاست ؛ به همین علت، اسلام عزیز براى فکر در هر کارى، بهترین جایگاه را قائل شده است. بزرگان دین وقتى انسان را توصیف مى‏کنند، وجود اندیشه در فرد را یکى از ملاک‏هاى خوبى مى‏دانند. در مجلسى در محضر امام صادق علیه السلام سخن از ابوذر به میان آمد. امام ششم در تعریف او فرمودند:

«کان أکثر عباده أبى‏ذر رضی الله عنه التفکر والاعتبار »۱ .

عبادت ابوذر تنها نماز و روزه نبود، بلکه افزون بر اینها داراى فکر و اندیشه و عبرت گرفتن بود .

گستردگى اندیشه

پَرِ اندیشه هم به اندازه‏اى قوى است که خداى متعال قدرت آن‏را به گستردگى تمام عالم تعریف کرده است. شما اگر آیاتى که درباره اندیشه وارد شده است را بخوانید، خواهید دید که پروردگار تا کجا فضاى اندیشه را به روى بشر گشوده گذاشته است.

« وَسَخَّرَ لَکُمُ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومُ مُسَخَّرَاتٌ بِأَمْرِهِ إِنَّ فِى ذلِکَ لاَیَاتٍ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ »۲.

و شب و روز و خورشید و ماه را نیز رام و مسخّر شما قرار داد ، وستارگان هم به فرمانش رام و مسخّر شده‏اند ؛ قطعاً در این [ حقایق ]نشانه‏هایى است [ بر توحید ، ربوبیّت و قدرت خدا ] براى گروهى که تعقّل مى‏کنند .

در روز و شب، در آفرینش خورشید، ماه و همه ستارگان اندیشه کنید که همه این برنامه‏ها و این مجموعه‏ها نشانه‏هایى از خدا است که صاحبان اندیشه پس از فکر کردن در این امور به توحید مى‏رسند.

وقتى انسان اندیشه مى‏کند مى‏بیند که خانه خلقت با این تنوع بى‏مانند و بى‏حسابى که در وجود هر عنصرى هست، یک خانه کاملاً به هم پیوسته است. خطّ باعظمت توحید و وحدت در تمام آفرینش آشکاراست. تمام عالم بالا با زمین، تمام زمین با عالم بالا، تمام حیوانات و عالم و مجموعه‏شان با انسان و بالعکس در ارتباطند. چه کسى مى‏تواند این همه آثار باعظمت را در عالم آفرینش در روابط و وحدتشان با هم دیگر به این راحتى ببیند ؛ البته مراد از این‏که مى‏گوید فکر کنید، این است که اگرچه اندیشه ما توان رسیدن به اعماق هر چیزى را ندارد، با این‏حال مى‏توانیم از هر کجاى عالم بخشى را انتخاب کنیم برداریم که نشانه‏اى از تمام هستى است. وقتى یک استکان آب را از دریا بر مى‏داریم و در آزمایشگاه تجزیه مى‏کنیم، با آزمایش کشف مى‏شود که همه آب‏ها مرکب از دو عنصر اکسیژن و هیدروژن هستند ؛ براى مثال، کافى است که ما یک دانه اتم را مطالعه کنیم نظام او را ببینیم و او را نمونه کل آفرینش خلقت بدانیم. خداى متعال در قرآن کریم مى‏فرماید: «آیا با دیدن این نظام و وحدت و هماهنگى، باز هم براى شما در وجود یک عالم مدبّر و ناظم محاسبى شک هست»؟

« أَفِى اللّه‏َ شَکٌّ فَاطِرِ السَّمواتِ وَالاْءَرْضِ »۳.

پیامبرانشان گفتند : آیا در خدا که آفریننده آسمان‏ها و زمین است ، شکى هست ؟

قرآن مجید مى‏فرماید که تنها در نظام بدن خودتان مطالعه کنید.

« وَفِى أَنفُسِکُمْ أَفَلاَ تُبْصِرُونَ »۴.

و [ نیز ] در وجود شما [ نشانه‏هایى است ] آیا نمى‏بینید ؟

آیا نمى‏بینید که چه هماهنگى عظیم و وحدت درخشنده‏اى در تمام وجود شما با این همه تنوع برقرار است؟

فکر و رابطه توحیدى میان همه آفرینش

بدن انسان از قسمت‏هاى مختلفى تشکیل شده است، از چشم، گوش، مغز، بصل النخاع، سلول‏هاى مغز، نخاع، رگ‏ها، اعصاب، پالایشگاه خون، کلیه‏ها، پوست، روح، استخوان‏ها، ناخن‏ها و مثانه که بین همه این قسمت‏ها وحدت برقرار است که تنها در یک قسمت، چهارده میلیارد رابطه الکتریکى برقرار مى‏باشد.

توحید در خودت است و اگر این رابطه توحیدى به هم بخورد، چه مى‏شود؟ اگر این رابطه میان این همه نظام توحیدى و هماهنگى بین انسان و همه عالم به هم بخورد، چه مى‏شود؟

میان خورشید و ماه و آسمان‏ها و زمین و تمام اجزاى عالم رابطه توحیدى برقرار است.

« سَخَّرَ لَکُمُ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ »۵.

و شب و روز را نیز مسخّر شما ساخت .

اندیشه در خلقت زنبور عسل

خداوند متعال در این باره به اندیشه دستور مى‏دهد و مى‏فرماید که با مَرکب فکر مى‏توانید به من برسید :

« إِنَّ فِى خَلْقِ السَّمواتِ وَالاْءَرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ لایَاتٍ لاَءُوْلِى‏الاْءَلْبَابِ »۶.

یقیناً در آفرینش آسمان‏ها و زمین ، و آمد و رفت شب و روز ، نشانه‏هایى [ بر توحید ، ربوبیّت و قدرت خدا ]براى خردمندان است .

« وَأَوْحَى رَبُّکَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِى مِنَ الْجِبَالِ بُیُوتاً وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا یَعْرِشُونَ * ثُمَّ کُلِى مِن کُلِّ الَّثمَرَاتِ فَاسْلُکِى سُبُلَ رَبِّکِ ذُلُلاًَ یَخْرُجُ مِن بُطُونِهَا شَرَابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِیهِ شِفَاءٌ لِلنَّاسِ إِنَّ فِى ذلِکَ لاَیَهً لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ »۷

.

و پروردگارت به زنبور عسل الهام کرد که از کوه‏ها و درختان و آن چه [ از دار بست‏هایى ] که [ مردم ] بر مى‏افرازند ، براى خود خانه‏هایى برگیر * آن گاه از همه محصولات و میوه‏ها بخور ، پس در راه‏هاى پروردگارت که براى تو هموار شده [ به سوى کندو ] برو ؛ از شکم آنها [ شهدى ] نوشیدنى با رنگ‏هاى گوناگون بیرون مى‏آید که در آن درمانى براى مردم است . قطعاً در این [ حقیقت ]نشانه‏اى [ بر قدرت ، لطف و رحمت خدا ] ست براى مردمى که مى‏اندیشند .

مى‏فرماید: زنبور را بردارید و فقط در همین یک حیوان اندیشه کنید. براى اطلاع بیشتر مى‏توانید به کتاب « زنبور عسل مترلین » مراجعه کنید. دانشمندان تا حال به این نتیجه رسیده‏اند که زنبور که موجود بسیار کوچکى است و حتى از سر انگشت انسان هم کوچک‏تر است، براى اداره امور زندگى‏اش، از ۴۶۰ دانش گوناگون استفاده مى‏کند، حال پرسش این است که خدا این ۴۶۰ رشته علم را در کجاى این حیوان قرار داده است. اگر سر زنبور را قطع کنند و مغزش را بشکافند، اندازه آن بسیار کوچک است، ولى واقعا به ۴۶۰ دانش آگاه است که یکى از آنها علم هندسه مى‏باشد. هنوز در کره زمین مهندسى به دقت زنبور عسل نیامده است.

در لانه‏اش حدود نهصد تا هزار حفره شش گوش مى‏سازد ؛ البته فقط عده‏اى از آنها لانه مى‏سازند. دقیق‏ترین میلى‏متر سنج‏هاى عالم را در این لانه به کار گرفته‏اند. خانه‏هاى ساخته شده با هم هیچ تفاوتى ندارند. دستگاه‏هایى هم که در بدن اوست بسیار اعجاب‏آور است. زنبور وقتى روى گُل مى‏نشیند، سعى مى‏کند شیره گل را بمکد. اکثر گل‏هایى که زنبور روى آنها مى‏نشیند، تلخ است. در بدن او دستگاهى وجود دارد که اولاً، مواد تلخ را جذب مى‏کند و این در حالى است که ما انسان‏ها از مواد تلخ فرارى هستیم، ولى او عاشق مواد تلخ است. ثانیا، مواد تلخ گل را به شیرین‏ترین مواد عالم تبدیل مى‏کند و به گونه‏اى این مواد را مى‏سازد که بر خلاف تمام مواد عالم ضدّ میکرب است. هندوانه، لوبیا و حتى لباس‏هاى ما میکرب مى‏گیرند، شکر بماند فاسد مى‏شود، اما عسل طبیعى زنبور، اگر هزار سال هم بگذرد، حتى در میان آشغال، میکرب قبول نمى‏کند. سالم‏ترین مواد عالم را، آن هم به صورت ضدّ میکرب مى‏سازد. عسل ماده‏اى است که براى هر بیمارى در این عالم خوب است.

اگر زنبور را در منطقه‏اى که اصلاً گُل ندارد یا دست‏کم چهارده فرسخ با گل فاصله دارد، قرار دهید، چون مهندس راه شناس دارند و قدرت حرکت تا چهارده فرسخ راه را دارد، منطقه گل دار را پیدا مى‏کند و به لانه برمى‏گردد و به همه زنبورها اشاره مى‏کند که بیرون بیایند.

مهندس راه‏شناس جلوى این شش هزار زنبور، ده سانت بلند مى‏شود و آنها همه مى‏فهمند که باید ده متر بالا بیایند و همچنین در حرکت عرضى مى‏فهمند دو فرسخ باید عرضى بروند و مى‏روند و به گل‏ها مى‏رسند و شب برمى‏گردند.

« أَفِى اللّه‏َ شَکٌّ فَاطِرِ السَّمواتِ وَالاْءَرْضِ »۸.

پیامبرانشان گفتند : آیا در خدا که آفریننده آسمان‏ها و زمین است ، شکى هست ؟

باز هم در خدا شک دارید؟ در بدن به این کوچکى تمام عالم را خلاصه کرده است. امام صادق علیه السلام مى‏فرماید: آن‏چه خدا در بدن فیل ساخته همه‏اش را در بدن پشه هم ساخته است، به اضافه این که فیل دو پر ندارد، ولى پشه دو پر هم اضافه‏تر از فیل دارد. آن چه در بدن فیل است، در بدن پشه خلاصه کرده است. واقعا چه شعورى به حیوانات داده است.

تفکر در آفرینش پروانه

اگر پروانه نر و ماده را بگیرید و هر دو را در کیسه‏اى قرار دهید و در آن را ببندید و سپس یکى از آنها را در فاصله هفت کیلومترى در اتاق یا مکانى نگه‏دارى کنید و دیگرى را نزد خود نگه دارید، پروانه ماده، موجى پشت پنجره اتاق پروانه نر مى‏فرستد، بعد اگر در اتاق را باز کنید، پروانه نر روى آن موجى که ماده فرستاده سوار مى‏شود و حرکت مى‏کند و نزد پروانه ماده مى‏آید.

کسى‏که مى‏گوید عالم خدا ندارد، حرفش را از کجا ثابت مى‏کند، ولى آن‏کس که خدا را قبول دارد وقتى مى‏خواهد او را ثابت کند، دلایل فراوانى مى‏آورد. مى‏گویند: قرآن، على علیه السلام ، پیامبر صلی الله علیه و آله ، ابراهیم علیه السلام و زمین و آسمان دلیل بر خدا هستند.

اندیشه در آفرینش زمین و آسمان

« أَفَلاَ یَنظُرُونَ إِلَى الاْءِبِلِ کَیْفَ خُلِقَتْ * وَإِلَى السَّماءِ کَیْفَ رُفِعَتْ * وَإِلَى الْجِبَالِ کَیْفَ نُصِبَتْ * وَإِلَى الاْءَرْضِ کَیْفَ سُطِحَتْ »۹.

آیا با تأمل به شتر نمى‏نگرند که چگونه آفریده شده ؟ و به آسمان که چگونه برافراشته شده ؟ و به کوه‏ها که چگونه در جاى خود نصب شده ؟ و به زمین که چگونه گسترده شده ؟

مهم‏ترین جرثقیل بزرگ در کره زمین چه قدر مى‏تواند بار بلند کند. آیا پنج هزار تن را مى‏تواند بلند کند؟ آن‏چه را پروردگار عالم در فضا بلند و رها کرده که نه بالا مى‏روند نه پایین، چند تن است؟ خورشید چند تن است؟ مى‏فرماید: نگاه کنید که من این‏ها را چگونه بالا بردم که نمى‏افتد؟ اینها که بالا نبودند. قرآن مى‏فرماید: عالم پیش از این شکل به صورت یک دود درهم پیچیده بود و تمام دانشمندان هم به این مطالب اذعان کرده‏اند.

« ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّماءِ وَهِىَ دُخَانٌ »۱۰.

آن گاه آهنگ آفرینش آسمان کرد ، در حالى که به صورت دود بود .

که مقدارى از آن را سرد کرد و پایین گذاشت، زمین به وجود آمد. مقدارى را هم سرد کرده بالا برد و آسمان هفتم آفریده شد که کل عالم، همان‏گونه که امام صادق علیه السلام مى‏فرمایند، در برابر آسمان هفتم یک حلقه روى در بزرگ است. ما که روى زمینیم یک گوشه از آسمان اول هستیم. یک وجب آسمان اول هنوز براى دانش بشر روشن نشده است، چون همین خط شیرى که شب‏ها در آسمان پیداست، اگر بخواهند از یک طرف آن به طرف دیگرش بروند و سیصد هزار کیلومتر در ثانیه سرعت داشته باشند، بیست میلیون سال طول مى‏کشد. ماه و خورشید و منظومه شمسى، یک گوشه کوچکى از این خطّ هستند. الان ما در خطّ شیرى هستیم، ولى پایین که ایستادیم و نگاه مى‏کنیم، فکر مى‏کنیم که بالاى سرمان است. ما خودمان جزء این خطّ شیرى هستیم. آن‏قدر کوچکیم که پیدا نیستیم، ولى با همین کوچکى اگر بخواهند مصالح ساختمان بدن ما را بشمارند، سیصد هزار سال طول مى‏کشد. حالا مصالح زمین و آسمان چگونه است؟ با این همه دلیل روشن آیا باز هم مى‏گویند که عالم خدا ندارد؟

« وَللّه‏ِِ مُلْکُ السَّمواتِ وَالاْءَرْضِ »۱۱.

و مالکیّت و فرمانروایى آسمان‏ها و زمین فقط در سیطره خداست .

به ما دستور داده‏اند در همه چیز فکر کنیم. در این کتاب‏هایى که درباره جهان نوشته شده تأمّل کنید. هر وقت به منزل مى‏روم احساس مى‏کنم که از شدّت خستگى جانم به لبم رسیده است، تمام بدنم درد گرفته و حوصله‏ام به صفر مى‏رسد، اشتهاى غذا خوردن هم ندارم ؛ در این‏حال، تنها چیزى که مى‏تواند مرا از این رنج‏ها نجات دهد این است که به کتاب‏هاى تاریخ یا علمى مراجعه کنم. از ساختمان عالم، جهان‏هاى دور، پیدایش و مرگ خورشید آگاهى یابم. اینها دواى رنج‏هاى من است.

بزرگ‏ترین دانشمندان آمریکا و اروپا که این کتاب‏ها را نوشته‏اند، یک جمله دارند و آن این‏که پس از این مطالعات و درک این واقعیات، چگونه در برابر پادشاه با عظمت و به‏وجود آورنده عالم، سر تعظیم فرود نیاوریم. پاسکال بزرگ‏ترین ریاضى‏دان اروپا در قرن هیجده مى‏گوید: تمام عشق و لذت من فقط در یاد خدا خلاصه مى‏شود. ممکن است باور نکنید، ولى پاسکال که از ریاضى‏دانان بزرگ کره زمین است، در سن ۴۲ سالگى از عشق خدا دق کرد و مرد.

چه کسى مى‏گوید عالم خدا ندارد؟

« أَفِى اللّه‏َ شَکٌّ فَاطِرِ السَّمواتِ وَالاْءَرْضِ »۱۲.

پیامبرانشان گفتند : آیا در خدا که آفریننده آسمان‏ها و زمین است ، شکى هست ؟

چه قدر خوب است که انسان اهل تفکّر باشد. جلد سوم عرفان اسلامى را بخوانید. نزدیک ۲۵۰ صفحه درباره بدن و نعمت‏هایى است که خدا در این بدن قرار داده است. انسان وقتى این کتاب‏ها را مى‏خواند، خدا را مى‏بیند.

به دریا بنگرم دریا تو بینم

به صحرا بنگرم صحرا تو بینم

به دریا به صحرا و در و دشت

نشان از قامت رعنا تو بینم13

وقتتان را بیهوده صرف نکنید. این قدر این طرف و آن طرف نروید. سفرهاى اضافى را ترک کنید. تا نمردید یک مقدار آگاهى به دست آورید.

امام هشتم علیه السلام در این باره مى‏فرماید :

«افراد بى اطلاع مرد نیستند».

از این عالم خبر بگیرید.

« إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَیْئاً أَن یَقُولَ لَهُ کُن فَیَکُونُ »۱۴.

شأن او این است که چون پدید آمدن چیزى را اراده کند ، فقط به آن مى‏گوید : باش ، پس بى‏درنگ موجود مى‏شود .

انسان که از پوست و گوشت و استخوان تشکیل شده است، در این عالم چه کار کرده است؟ چند میلیون کتاب نوشته است؟ میلیون‏ها نوع نقاشى و کار هنرى به وجود آورده است. هنگامى‏که وارد کارخانه‏اى مى‏شوید که در شش هزار متر زمین احداث شده، همه‏اش از یک ذره مغز بشر تولید شده است. از تعدادى گوشت، غضروف و استخوان. چه کسى این همه قدرت داده است؟

حالا جدیدا هم درصدد برآمده‏اند که مهم‏ترین مسائل صنعتى را در کم‏ترین فضاى ممکن ایجاد کنند. همین مغز بشر، ضبط صوتى ساخته که به اندازه فوق العاده کوچک است. اگر همه عالم جمع شوند نمى‏توانند یک عضو از بین رفته ما را مانند اول درست کنند، حتى قادر به درست کردن ناخنى که از دستت بیفتد، نیستند.

موهاى سرتان اگر دو سه هفته بگذرد روى گوش‏هایتان مى‏ریزد و شما به فکر کوتاه کردن آن مى‏افتید، اما موهایى که کنار ابرو و مژه شما قرار دارند هفتاد سال، به سلمانى نیاز ندارد.

حکایت عجیب از نجات یک گنه‏کار

مرحوم نراقى نقل مى‏کند: خانمى به نام شعرانه که خواننده و موسیقى‏دان بسیار خوبى بود و سه هنر داشت: بینى خوب مى‏زد، خوب مى‏رقصید و خوب مى‏خواند. چند شاگرد هم داشت. مجلسى در بصره براى خوش‏گذرانى پول‏دارها نبود، مگر این‏که این خانم را دعوت مى‏کردند. روزى اینها را دعوت کردند. در مجلس همه احمق‏ها دور هم جمع شده بودند. هنگامى‏که این زن از کوچه‏اى عبور مى‏کرد تا به مجلس برسد، صداى ناله فراوانى را از داخل خانه‏اى مى‏شنود. به یکى از شاگردانش مى‏گوید: برو ببین چه خبر شده است. دختر رفت و برنگشت. به دیگرى گفت: چرا نیامد، تو برو. این هم رفت و نیامد. به سومى گفت: تو برو، نکند این‏جا خانه جادو باشد. سومى هم رفت و نیامد. خودش داخل شد. گفت: این‏جا چه خبر است؟ گفتند: خانم این‏جا نه مجلس مردگان است نه زندگان. این‏جا مجلس روح است. مجلس معناست. گفت: اینها چرا گریه مى‏کنند؟ گفت: گوش بده یک نفر براى اینها صحبت مى‏کند. گوش داد. مطالب گوینده، به این دو آیه رسیده بود:

« إِذَا رَأَتْهُم مِن مَکَانٍ بَعِیدٍ سَمِعُوا لَهَا تَغَیُّظاً وَزَفِیراً »۱۵.

که وقتى [ آن آتش سوزان ] آنان را از مکانى دور ببیند ، از آن [ نعره ]خشم و خروشى هولناک بشنوند .

در روز قیامت هنگامى که چشم مردم از دورترین راه به جهنم بیفتد، با این‏که فاصله‏شان با جهنم دور است، اما صداى خشم آتش و فریاد عذاب، گوششان را مى‏کوبد. آیه بعد را خواند:

« إِذَا أُلْقُوا فِیهَا »۱۶.

هنگامى که در آن افکنده شوند.

وقتى جهنمى‏ها را داخل جهنم بریزند، فریاد بر مى‏آورند این‏جاست که باید بر سر خود بزنیم، واى بر ما.

یک لحظه در این دو آیه تأمّل کرد و به خود گفت: اگر الان قیامت باشد و ما هم آمده باشیم و در محشر صداى عصبانیت آتش بیاید، اگر ما جزء آیه دوم باشیم و ما را در آن آتش بیندازند، کارمان تمام است. یک دفعه در همان‏جا غش کرد. صدا زد اى گوینده، من یک زن معصیت کار هستم، اگر با خدا آشتى کنم توبه‏ام پذیرفته است؟ گوینده گفت: خانم هر چه هم گناهت فراوان باشد، قبول است، گرچه به اندازه شعرانه باشد، در حالى‏که خود این زن شعرانه بود و معلوم شد که در شهر بصره، بدترین زنان و انسان‏ها را به او مثل مى‏زدند. دوباره غش کرد.

مرحوم نراقى مى‏گوید: آخرین بار به گونه‏اى به هوش آمد و کارش به جایى رسید که مایه درس عبرت زنان و مردان بصره شد. تمام آن گوشت‏ها و پوست‏ها آب شد، یک بدن جدیدى پیدا کرد، اما مانند ترکه خشک شده بود. یک شب سر به سجده گذاشته بود، اشک مى‏ریخت و مى‏گفت: من که در این دنیا به دلیل پشیمانى از گناه مانند یک ترکه شدم، در قیامت خدا با من چه مى‏کند. تا نصف شب گریه کرد. نیمه شب بود که در همان اتاقش با همان حال سجده صدایى شنید که به همین حال باش. بگذار تا قیامت هم بیاید و ببینى که چگونه با کَرَمم با تو معامله مى‏کنم. این تحوّل، تأثیر یک لحظه فکر کردن بود.

——————————————————————————–

۱ . وسائل الشیعه : ۱۵/۱۹۷، حدیث ۲۰۲۶۴ ؛ بحار الأنوار : ۲۲/۴۳۱، حدیث ۳۹.

۲ . نحل (۱۶) : ۱۲.

۳ . ابراهیم (۱۴) : ۱۰.

۴ . ذاریات (۵۱) : ۲۱.

۵ . ابراهیم (۱۴) : ۳۳.

۶ . آل عمران (۳) : ۱۹۰.

۷ . نحل (۱۶) : ۶۸ ـ ۶۹.

۸ . ابراهیم (۱۴) : ۱۰.

۹ . غاشیه (۸۸) : ۱۷ ـ ۲۰.

۱۰ . فصلت (۴۱) : ۱۱.

۱۱ . آل عمران (۳) : ۱۸۹.

۱۲ . ابراهیم (۱۴) : ۱۰.

۱۳ . بابا طاهر.

۱۴ . یس (۳۶) : ۸۲ .

۱۵ . فرقان (۲۵) : ۱۲.

۱۶ . ملک (۶۷) : ۷.

استاد حسین انصاریان

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *