امروز: ۱۴۰۵/۰۸/۰۱ ساعت : ۱۲:۵۷

اندیشه در اسلام – قسمت سوم

به نام خدا

گستردگى فکر و اندیشه در اسلام

شکى نیست که حرکت فکرى یا درونى، پرارزش‏ترین حرکت براى انسان است، زیرا عزیزترین عنصر وجود انسان، عقل است، و طبق فرموده حدیث شناس بى‏مانند علاّمه مجلسى، عنصر باعظمت عقل رابط میان انسان و تمام حقایق عالم است. از آیات قرآن مجید استفاده مى‏شود که ظرفیت این عنصر، به گستردگى همه آفرینش است، همین عنصر است که انسان را به ماوراى این عالم پرواز مى‏دهد و در ملکوت عالم، به بسیارى از حقایق نائل مى‏کند.

مسائلى هم که درباره عقل گفته مى‏شود، تنها مقاله کتب آسمانى و مقالات کتب علمى نیست، بلکه به حقیقت پیوسته و تحقّق پیدا کرده است، در غیر این صورت، اگر تحقّق پیدا نکرده بود، آیات باعظمت زیر به چه معنایى خواهند بود؟

« وَکَذلِکَ نُرِى إِبْرَاهِیمَ مَلَکُوتَ السَّمواتِ وَالاْءَرْضِ وَلِیَکُونَ مِنَ الْمُوقِنِینَ »۱.

و این گونه فرمانروایى و مالکیّت و ربوبیّت خود را بر آسمان‏ها و زمین به ابراهیم نشان مى‏دهیم تا از یقین‏کنندگان شود .

« سُبْحَانَ الَّذِى أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الاْءَقْصَى الَّذِى بَارَکْنَا حَوْلَهُ لِنُرِیَهُ مِنْ ایَاتِنَا »۲

.

منزّه و پاک است آن [ خدایى ] که شبى بنده‏اش [ محمّد صلی الله علیه و آله ] را از مسجدالحرام به مسجد اقصى که پیرامونش را برکت دادیم ، سیر [ و حرکت ]داد ، تا [ بخشى ]از نشانه‏هاىِ [ عظمت و قدرت ] خود را به او نشان دهیم.

« ثُمَّ دَنَى فَتَدَلَّى * فَکَانَ قَابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنَى »۳.

سپس نزدیک رفت و نزدیک‏تر شد * پس [ فاصله‏اش با پیامبر ] به اندازه‏فاصله دو کمان گشت یا نزدیک‏تر شد .

براى این‏که بدانید عقل انسان، شایستگى پرواز در چه فضاى گسترده‏اى را براى یافتن حقایق آن فضا دارد، به خطبه اوّل نهج البلاغه امیرالمومنین علیه السلام مراجعه کنید4 ؛ هم‏چنین نزدیک نهصد آیه‏اى را که قرآن در آن، کلمه لب، فکر و عقل را مطرح کرده است، ببینید تا براى شما فضاى پرواز در این عنصر با عظمت پیدا شود.

هیچ عبادتى از اندیشه و فکر بالاتر نیست، فکر در آن‏چه به ما امر کردند و هیچ شقاوت و ظلمى از تعطیل کردن عقل بالاتر نیست. روایتى از پیامبر عزیز اسلام صلی الله علیه و آله وجود دارد که حسن بن شعبه حرانى آن را در اوّل کتاب « تحف العقول » نقل کرده است5. پیامبر عالیقدر اسلام مى‏فرمایند:

«یا على لا فقر أشد من الجهل ولا مال أعود من العقل »۶ .

فقرى بدتر از نفهمى و جهل و بى‏فکرى براى انسان وجود ندارد و سرمایه‏اى سودمندتر از عقل براى انسان نیست.

رمز موفقیت ابوذر

ابوذر چگونه سلمان شد؟ با حرکت فکرى. آن بیابان‏گرد ربذه‏اى که تمام هستى‏اش چند بز در روستاى ربذه بوده است. روستایى که کسى اسمش را نمى‏دانست، از کجا به جایى رسید که ملکوت عالم با او اتصال معنوى پیدا کردند، تا آن‏جا که جبرئیل به پیامبر صلی الله علیه و آله گفت : ابوذر دعایى مى‏خواند که ملائکه این دعا را از او یاد گرفته‏اند و آنها هم به دنبال ابوذر مى‏خوانند :

«اللهم أنى اسئلک الأمن و الایمان بک والتصدیق بنبیک والعافیه من جمیع البلاء والشکر على العافیه والغنا عن شرار الناس »۷ .

خدایا ایمان به خودت و تصدیق پیامبرت و عافیت از همه بلایا و شکر بر عافیت و بى‏نیازى از مردمان بد را از تو مسئلت مى‏کنم .

این علوم و دانش در پهنه تاریخ، محصول چه عنصرى از عنصرهاى وجود است؟ محصول عنصر عقل است. خداوند متعال کیست؟ عقل مطلق. انبیا چه کسانى هستند؟ عقل کامل. انسان کیست؟ موجود عاقل ناطق. واقعیات عالى انسانى از چه منبعى در وجود انسان تراوش مى‏کند؟ از اندیشه و فکر. در روایات ما آمده که اگر تمام عبادات را کنار هم قرار دهیم و ارزیابى کنیم، هیچ عبادتى

پرثواب‏تر و پرمنفعت‏تر از اندیشه و تفکر در آن‏چه به ما گفته‏اند، نیست8.

رمز موفقیت ابن‏سینا

ابن‏سینا جمله‏اى دارد که بسیار پرارزش است. شیخ الرئیس که خود انسان باارزشى است، در شهر بلخ در سن هیجده سالگى، طاقت ماندن نداشت، به دلیل این‏که در تمام منطقه بلخ، استادى نبود که او بتواند از او استفاده کند، زیرا حرکت عقلى او فوق‏العاده سریع بود. کتاب‏هاى او عبارت‏اند از: کتاب « شِفا » که یکى از کتاب‏هاى بزرگ فلسفه در طول تاریخ است. نمونه‏اش در این پنج هزار سال عمر فلسفه کم بوده است، هم‏چنین کتاب « اشارات » و کتاب « قانون » که در علم طب است.

دانشمندان بزرگ شرق و غرب مى‏گویند که اکثر مطالب این کتاب نه تنها کهنه نشده، بلکه هنوز هم زنده است. در ۱۱۰۰ سال پیش در گوشه شهر همدان نشسته و کتاب « قانون » را نوشته و بیمارى‏ها را با درمانش توضیح داده است. به مسئله معده که مى‏رسد مى‏گوید : معده انسان مى‏تواند دچار ده نوع درد شود، یازدهمى آن هنوز پیدا نشده است. ببینید چه مغز سنگینى داشته، البته مغز او از مغز من و شما سنگین‏تر نبوده است. آن‏هم یک ایرانى معمولى بوده، ولى کار کرده است. یکى دنبال زیبایى بازو و قدرت مچ مى‏رود، یکى هم سینه کار مى‏کند، سنگ مى‏گیرد و زیبایى سینه پیدا مى‏کند، یکى هم ورزش عمومى کرده و زیبایى اندام پیدا مى‏کند.

هرکسى دنبال یک نوع قهرمانى مى‏رود. ابن‏سینا هم دنبال قهرمانى عقل رفت، عقلش را ورزش داد و یک لحظه وقتش را تلف نکرد.

رمز موفقیت علماء

علاّمه حلى در سیزده سالگى هم‏طراز مراجع ما بود ؛ یعنى در سن سیزده سالگى مجتهد جامع الشرائط مسلّم بود و شایستگى داشت تا همه شیعیان از او تقلید کنند، ولى دو سال سنش کم بود و تقلید از او جایز نبود. با این‏که هشت قرن پیش زندگى مى‏کرده، ۵۲۳ جلد کتاب نوشته که تمام کتاب‏هایش زنده است، یعنى آیا عقلش بیشتر و یا سنگین‏تر از ما بوده؟ هرگز چنین نبوده است.

خواجه نصیر الدین طوسى را که معلم بشر مى‏گویند، یک بچه روستایى اهل طوس بود، آن‏هم نه خود طوس، بلکه در یکى از روستاهاى قم متولد شده بود. او زمانى متولد شد که چنگیز و جانشینانش سه بلا بر سر ایران آوردند: خراب کردن، سوزاندن و کشتن. ایران تبدیل به خرابه شده بود که خواجه متولد شد، اما او به ورزش عقلى پرداخت و معلم بشر شد. هنوز که هنوز است، کتاب « اساس الاقتباس » او را بسیارى از دانشمندان به زحمت مى‏فهمند.

او کسى بود که بسیارى از مشکلات مهمّ ریاضیات اقلیدسى را حل کرد ؛ مگر او نبود که هنرمندانه‏تر از فیثاغورس مصرى، مشکلات ریاضى را حل کرد. او دانش حکمت و فلسفه الهى را به اوج آسمان و ملکوت رساند، مگر او نبود که در همین ایران سوخته خراب شده کشته داده، کتابخانه مراغه را با چهارصد هزار کتاب علمى بى‏تکرار، بناگذارى کرد. یکى از عیب‏هاى بزرگ ما این است که کمتر دنبال ورزش عقل مى‏رویم، که اگر دنبال آن برویم، ممکن است ما هم اعجوبه روزگارمان شویم. اگر هر عنصرى از وجودمان را به کار گیریم، آن‏چنان رشدى خواهد کرد که ملکوت را زیر پَرِ خود مى‏گیرد. حیف است که انسان نفهمد، نبیند، نداند و نخواند. پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله گاهى به جبرئیل مى‏فرمودند: «عِظنى » . مرا موعظه کن . موعظه عقل را زیاد مى‏کند. کلام حکیمانه به انسان، قدرت اندیشه مى‏دهد. کتاب خواندن در حرکت فکرى، تأثیر عجیبى دارد. گوش به سخنان پاکان عالم دادن، از بهترین عوامل رشد عقل و فکر است. حالا در چه چیزى باید فکر کرد؟ اینها همه دورنماى عظمت فکر کردن است و اندیشه در امور بسیار مهم است. ابن سینا در آن جمله زیبایش مى‏گوید: «أوّل الفکر آخر العمل » ؛ شما که در مورد موضوعى فکر مى‏کنى، همان قدم اول اندیشه‏ات، دیدن عاقبت و نتیجه است . کسى هم نگوید که ذهنم کُند است و راه نمى‏افتد، بدانید که حتما راه مى‏افتد.

——————————————————————————–

۱ . انعام ( ۶ ) : ۷۵.

۲ . اسراء (۱۷) : ۱.

۳ . نجم (۵۳) : ۸ ـ ۹.

۴ . اگر مهارت در کتاب خواندن عربى دارید، به جلد اوّل نهج البلاغه ابن میثم و اگر حوصله علمى ندارید به خطبه اوّل نهج‏البلاغه فیض مراجعه کنید، و اگر مایه علمى خیلى خوبى در شما هست، به شرح باب عقل صدرالمتألهین شیرازى که بر اصول کافى زده شده، مراجعه کنید.

۵ . تحف العقول ۶. ۶ . الکافى : ۱/۲۵، حدیث ۲۵ ؛ تحف العقول : ۶ ؛ بحار الأنوار : ۷۴/۶۳ ، حدیث ۴.

۷ . الکافى : ۲/۵۸۷ ، حدیث ۲۵ ؛ جامع الأخبار : ۱۳۲ ؛ بحار الأنوار : ۲۲/۴۰۰، حدیث ۹.

۸ . الکافى : ۸/۲۰، حدیث ۴ ؛ الأمالى ، شیخ طوسى : ۱۴۶، حدیث ۲۴۰ ؛ بحار الأنوار : ۶۸/۳۲۴، حدیث ۱۱.

منبع: پایگاه استاد حسین انصاریان

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *