امروز: ۱۴۰۵/۰۷/۲۴ ساعت : ۰۹:۲۶

عید قربان

متن برنامه ی درس هایی از قرآن کریم حجت الاسلام قرائتی؛ تاریخ پخش   ::     ۱۳۵۹/۱/۱۱

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا محمد و علی اهل بیته و لعنته الله علی اعدائهم اجمعین من الان إلی قیام یوم الدین.
یکی دو تا نشست کوتاه درباره عید و اعیاد داشتیم بد نیست که نگاهی هم به اعیاد اسلام بیندازیم درباره عید نوروز هم گفتیم که در طبعیت دگرگونی ایجاد می‌شود و چه خوب است انسان هم که جزو طبیعت است خودش را هماهنگ با کل کند تا وصله ناهمرنگی نباشد همینطور که درخت شکوفا شد ما هم شکوفا بشویم همینطور که طبیعت متعادل شد ما هم خودمان را متعادل کنیم وقتی می‌رویم گردش از طبیعت درس بگیریم و فقط از طبیعت استفاده‌های مادی نکنیم و مقداری هم درباره تفریح صحبت کردیم و گفتیم که امام رضا(علیه السلام) فرموده است که مقداری هم برای تفریح وقت بگذارید اگر تفریح نکنید به کارهای دیگرتان هم نمی‌رسید یوسف را به بهانه تفریح بردند و پدر یوسف نگفت که بچه نیاز به تفریح ندارد تا برادرها گفتند می‌خواهیم برویم تفریح گفت او را ببرید و امام علی(علیه السلام) می‌فرماید هر کس بچه دارد باید بچه بشود تفریح بچه‌اش را تامین کند و گفتیم که اگر پدر و مادر به فکر تفریح بچه‌شان نباشند بچه‌شان نیازش را از جای دیگر تامین می‌کند و قهراً ممکن است که در تامین انحرافاتی هم باشد.
ما چند نوع عید داریم یک نوع عید داریم عید طبیعی مثل همین عید نوروز یک عید داریم عید تشریفاتی مثل اینکه بعضی‌ها سالروز خودشان را و سالروز بچه‌شان را عید می‌گیرند این عیبی ندارد ولی به تشریفات شاید شباهت بیشتری داشته باشد یک عید داریم عید شروع به کار روزی که انسان کاری را فتح می‌کند فتح کارخانه، فتح انقلاب، فتح شهر، کلنگی را می‌زند، افتتاحی می‌کند، یک عید داریم عید نتیجه گیری، این چهار نوع عید است.
اعیاد اسلامی همین عیدهاست یکی از عیدهای رسمی ما عید قربان است، چرا عید قربان عید است؟ ما یکسری موجودات داریم که فقط تابع وظیفه هستند مثل ملائکه خداوند ملائکه‌ای را آفریده است که هر چه فرمان خدا باشد انجام می‌دهند و معصیت هم نمی‌کنند یکسری موجوادت داریم تابع غریزه هستند بنام حیوان یک موجودی داریم بنام انسان هم می‌تواند تابع وظیفه باشد هم می‌تواند تابع غریزه باشد هر زمانی که انسان وظیفه‌اش پیروز شد ملحق می‌شود به حزب فرشتگان و هر زمانی که حاکم بر انسان غریزه شد بطوری که انسان وظیفه‌اش را زیر پا گذاشت هر چه کیف او می‌خواهد انجام می‌دهد این انسان ملحق می‌شود به حزب حیوان.
انسان هم می‌تواند به پیروی از وظیفه کار بکند و هم می‌تواند به پیروی از غریزه عمل کند هر زمانی که انسان به وظیفه عمل کرد آن روز عید است تا آزمایش پیش نیاید و تا تضاد پیش نیاید تا امتحان پیش نیاید مقطع‌ها و راهها پیش نیاید انسان خودش را نمی‌شناسد خیلی وقتها انسان خیال می‌کند که آدم خوبی است بعد که صحنه‌هایی پیش می‌آید می‌بیند که نه آن خوبی که هم که فکر می‌کرد نیست مثلاً گاهی وقتها انسان خیال می‌کند که خیلی وارسته است بعد در عالم خواب خواب می‌بیند که دست به یک کار بسیار زشت و خطرناکی زد این معلوم می‌شود که روح او همان است منتهی اگر دست به آن کار نمی‌زند توی رودربایستی گیر کرده است توی تشریفات مانده است ولذا حقیقت او کشف نمی‌شود و در عالم خواب دست به کارهای خطرناکی می‌زند اگر انسان می‌خواهد بداند که چی هست باید ببیند چه خوابی می‌بیند.
حقیقت افراد در لابلای اجتماع پیدا نمی‌شود امتحان که پیش می‌آید حقیقت پیدا می‌شود، عید قربان عید است قصه‌ی حضرت ابراهیم را شنیده‌اید من یک بار دیگر می‌گویم حضرت ابرهیم بچه دار نشد پیر شد در سن پیری از خدا خواست صاحب فرزند شود و فرمود خدایا پیر شدم ذریه‌ای ندارم تو که قدرت بی نهایت هستی اولادی به من مرحمت کن خدا اولادی به او داد بعد این اولاد به سرنوشت‌هایی مبتلا شد تا اینکه سیزده سالش شد فرمان خدا صادر می‌شود(وظیفه) که بچه را بکش و غریزه علاقه به بچه می‌گوید که بچه را نکش بالاخره ابرهیم بین غریزه و وظیفه گیر کرد و بعد غریزه را محکوم کرد به فرمان خدا به بچه‌اش گفت بچه جان من مامور شده‌ام که تو را بکشم بچه‌اش گفت هر چه خدا گفته همان را انجام بده دستورات خدا گاهی آدم علت‌اش را نمی‌فهمد و بعداً می‌فهمد. ابرهیم بچه‌اش را به قربانگاه برد بچه‌ای که بند دلش است بچه‌ای که این همه از خدا خواسته است که آنرا به او داده است نور چشمش است بچه سیزده ساله می‌گوید بابا وقتی من را کشتی رویت را برگردان ممکن است من توی خون خودم دست و پا بزنم دلت تاب نیاورد علاقه و عشق تو به خدا کم بشود این چنین بچه‌ای را برد و خواباند قرآن می‌فرماید «فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِینِ» الصافات/۱۰۳ وقتی بچه‌اش را خواباند و کارد را گذاشت گفتیم که نکش ما می‌خواستیم تو را امتحان کنیم که ببینیم در راه خدا از بچه می‌گذری یا نمی‌گذری. این روز عید است یعنی روز پیروزی غریزه بر وظیفه.
حاجی‌ها می‌روند مکه، انسان در زندگی‌اش طمع‌اش از وقتی که به دنیا می‌آید توی تجمل زندگی می‌کند در حج. . . حاجی که می‌رود مکه گذشت از زن و فرزند وادی را طی کرده تا به مکه رسیده است آنجا گذشت از ژست‌ها و تجملاتی که دارد هر چه تجملاتی داری باید دور بریزی عمامه‌ات را بردار زلف هایت را بردار موها را تیغ بزن لباس و کفش‌ات را بکن لخت مادر زاد شو فقط کفن بپوش کفن هم دوخته نباشد که با نخ سبز و سرخ بدوزی و با رنگاورنگ آنجا پُز بدهی بو هم نزنی که آنجا با بوی عطرت معلوم بشود تو یک شخصیتی هستی کفش تو رویه نداشته باشد تا معلوم نشود تو کی هستی لخت شو کفن را بپوش یواش هم نباید راه بروی تا نگویند این کیه که یواش راه می‌رود، کسی که این همه کار را کرده است به وظیفه‌ی خودش عمل کرده است بهترین شهرها را ول کرده رفته وسط کوههای داغ این انسان از همه چیزی گذاشته است برادری و مساوات، دور خانه خدا طواف کن، یعنی چه؟ یعنی دور شرق و غرب طواف نکن برای خدا حج کن همه به یک سو همه یک شعار همه یک کتاب همه یک قبله انسانی که توانست از خودش و از زن و فرزندش بگذرد خستگی‌ها را تحمل کند این چنین انسانی اعمالش را انجام داده به وظیفه‌اش عمل کرده است باید یک روز عید بگیرید و این روز عید قربان است.
اما عید فطر، سی روز غریزه می‌گوید بخور وظیفه می‌گوید نخور، تشنگی و گرسنگی ارتباط با زن و همسر تمام این ارتباطات غریزی قیچی می‌شود مسلمانی که سی روز غریزه را بر وظیفه پیروز داد یک روز عید می‌گیرد بنام عید فطر، عید ما عید قربان است که حاجی وظیفه را بر غریزه ترجیح داد ولذا حدیث داریم عید روزی است که معصیت انجام ندهید. امتیاز اعیاد اسلامی این است که انسان رابطه دارد با خدا نماز عید دارد نماز عید با شکوه نماز عید اسلامی به قدری باشکوه است که امام رضا(علیه السلام) یک نماز عید خواند حکومت مامون را به هم زد بنی امیه و بنی عباس نماز عید می‌خوانند اما تشریفاتی بود اما رضا(علیه السلام) فرمود اگر من نماز بخوانم همان نماز رسول الله را می‌خوانم پیرایه‌هایی که به آن بسته شده است همه را دور بریزید حضرت پابرهنه شد این راهپیمایی که ما فکر می‌کنیم دو سه سال است که مد شده است در اسلام دو تا راهپیمایی هست یکی این است که رهبر مسلمانها پیاده می‌رود تا بیابان پشت شهر نماز عید می‌خواند دو تا خطبه می‌خواند. در عید ما رابطه با خدا زیاد می‌شود عیدی نیست که مشروبات در آن خورده بشود بریز و بپاش بیخود نیست.
در عید انسان لباس خوب می‌پوشد اما دعا و نماز هم دارد اجتماع هم دارد روز عید روز عیاشی نیست این غرب است که برای جشن هایشان و عیدهایشان به قدری مشروبات و به قدری خطرهایی که پیش می‌آید آمار جنایاتی که شب‌های عید در کشورهای غرب بوجود می‌آید چندین برابر آمار جنایات وقتهای معمولی است.
یکسری عیدهایی هم داریم که اسلام سفارش کرده است ولی خیلی رسمیت ندارد مثلاً عید غدیر از همه عیدها مهمتر است اگر شما یک ماشین عالی داشته باشی تا یک راننده لایق پشت فرمان آن ننشیند این ماشین ارزش ندارد عید غدیر عیدی است که نصب رهبر شد روزی است که نتیجه گیری می‌شود روزی است که برای این جامعه رهبر تعیین می‌شود.
روزهای تولد ارزش دارد اما رسمیت آن باندازه عید قربان و عید فطر نیست وقتی می‌خواستند برای اسلام تاریخ درست کنند گفتند تولد پیغمبر(صلی الله علیه و آله) را مبدأ تاریخ قرار بدهیم امام علی(علیه السلام) قبول نکرد چون تولد یک چیز اختیاری نیست چون انسان وقتی از مادر متولد بشود دست خودش نیست گفتند اولین روزی که وحی نازل شد، باز آمدن وحی هم اختیاری نیست بالاخره انتخاب کردند بعد گفتند مبدأ تاریخ روزی باشد که پیغمبر قدرت تبلیغ علنی پیدا کرد باز هم امام نپذیرفت فرمود باید هجرت باشد چون هجرت انتخابی است مسلمانها هجرت به حبشه هم داشتند اما هجرت به مدینه خیلی مهم‌تر از هجرت به حبشه بود اول اینکه در هجرت به حبشه مسلمانها بودند اما در هجرت به مدینه شخص پیغمبر هم بود در هجرت به حبشه دعوتی از طرف حبشه نبود اما در هجرت به مدینه از مسلمانها دعوت کردند.
اسلام عید طبیعی یعنی نوروز را می‌پذیرد عید تشریفاتی را نمی‌پذیرد به عید شروع این عید را هم می‌پذیرد اما تکیه اسلام روی اعیادی است که نتیجه دارد نتیجه آفرینش این است «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِی» الذاریات/۵۶ من همه را برای شما آفریدم اما انسان برای عبادت است و این عبادت یعنی پیروزی وظیفه بر غریزه. دنیا برای ما بدلیل «خَلَقَ لَکُمْ» «سَخَّرَ لَکُمْ» پس دنیا برای ما است و ما برای عبادت هستیم البته عبادت فقط نماز نیست فکر و مطالعه و تحصیل هم عبادت است هر کاری که برای خدا باشد عبادت است. هر روزی که این وظیفه به نحو کامل انجام شد هدف آفرینش انجام شده است چون آفرینش برای ما است و ما برای عبادت هستیم و هر روزی که این عبادت انجام شد و وظیفه بر غریزه پیروز شد آن روز هدف آفرینش انجام شده است.
دنیا برای انسان است ما هم برای عبادت آفریده شده‌ایم و هر روزی که این عبادت در حد اوج و اعلی قرار بگیرد آن روز روز عید است عید قربان عید است چون بالاترین روزها پا گذاشتن روی هوا و هوس است عید فطر عید است چون سی روز غریزه گفت بخور وظیفه گفت نخور من که سی روز فرمان خدا را انجام دادم و پا روی هوی و هوس گذاشتم این روز عید است و گفتیم که عید رسیدگی به خلق دارد عید شعار دارد عید یعنی رابطه امت با امام هر عیدی باید امت و امام با هم. . . روز عید رابطه انسان با مشروبات و ورزش و تفریح نیست روز عید انسان رابطه‌اش با امامت با خلق و با خدا است.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *