امروز: ۱۴۰۵/۰۷/۲۵ ساعت : ۲۲:۲۴

معیارهای عزل و نصب

متن برنامه ی درس هایی از قرآن کریم حجت الاسلام قرائتی؛ تاریخ پخش   ::  ۱۳۵۸/۶/۲۱

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا محمد و علی اهل بیته و لعنته الله علی اعدائهم اجمعین من الان إلی قیام یوم الدین

بحث ما معیارهای عزل و نصب در حکومت اسلامی است. در حکومت طاغوت یک معیارهایی داشتیم که کسی را عزل یا نصب کنیم چند تا از معیارهای آن زمان را می‌نویسم آنوقت معیارهای عزل و نصب در این حکومت را هم می‌گویم.
این معیارها در نظام طاغوتی یکسری چیزهایی است گاهی تملق است و اسلام خیلی درباره تملق حرف دارد می‌گوید باید خوبی را هم به اندازه گفت. مثلاً اگر کسی از کسی خوبی دید امام علی(علیه السلام) در نهج البلاغه می‌فرماید خوبی که دیدی، مردم سه دسته هستند یک دسته خوبی را زیادی تعریف می‌کنند مثلاً کم خوبی می‌بیند زیادی تعریف می‌کند اینها افراد بی شخصیت و متملق و چاپلوسی هستند(احْثُوا فِی وُجُوهِ الْمَدَّاحِینَ التُّرَابَ) من‏لایحضره‏الفقیه ج ۴ ص ۱۱- حضرت می‌فرماید خاک بریزید توی دهان کسی که تعریف بیجا می‌کند و غرور بی جا می‌دهد فرعون مقداری از جنایتهایش بخاطر متملقین بود چون قرآن می‌فرماید «زُیِّنَ لِفِرْعَوْنَ سُوءُ عَمَلِهِ» غافر/۳۷ عملش بود سوء عمل داشت اما متملقین افراد بد را برای او خوب جلوه می‌دادند.
اگر خوبی دیدی و زیادی تعریف کردی این تملق است اما اگر خوبی دیدی و کم تعریف کردی این هم ریشه‌اش حسادت است که انسان روحش قبول نمی‌کند و زبانش بر نمی‌دارد که خوبی را بگوید اگر هم کاری کرد می‌گوید بله کمکی به او کردند اینکه مهم نیست خوب اینکه هست بگو اما اگر به مقدار تعریف کرد این به اندازه است.
گاهی پُست می‌گرفتند روی زور، گاهی خودش زور نداشت اما پارتی نداشت عزل و نصب در رژیم قبل به این خاطر بود گاهی بخاطر قبیله بود بخاطر اینکه بند به فلان فامیل بود به او پستی می‌دادند گاهی روی حیله بود و گاهی پستی را به طرف می‌دادند برای اینکه طرف قدرت تخریب مردم را داشت می‌توانست برود منطقه‌ای و عده‌ای را تحقیر کند و مردم منطقه را به آرامش دعوت می‌کرد. گاهی پستی را می‌گرفتند بخاطر زیبائی گاهی بخاطر شهرت و گاهی هم بخاطر مدرک اینها معیارهای عزل و نصب بود قبل از آنکه ایران شصت هزار شهید بدهد. اما بعد از انقلاب، بسوی قرآن که برگردیم ببینیم قرآن می‌فرماید که چه کسی باید پستی را بگیرید معیار عزل و نصب در حکومت اسلامی چیست؟ به سراغ قرآن برویم که ببینیم قرآن وقتی می‌خواهد پستی را بگیرد و یا بدهد معیارهایش چیست؟
امتیاز به آگاهی و علم، این معیار است ولذا در حکومت اسلامی گفته‌اند کسی که نظارت بر قانون را دارد باید حتماً عالم باشد نه اینکه فقط فقه بلد باشد(العالم بزمانه) هم باشد یعنی سیاست را بلد باشد جو اجتماع دستش باشد دردها و دوا‌ها را بداند او می‌تواند نظارت کند اگر کسی عالم بود ولی عالم به زمانه نبود یا عالم به زمانه بود اما فقیه نبود به طور اتوماتیک عزل می‌شود.
دوم اینکه قدرت بر تحفظ اموال داشته باشد، مثلاً در قرآن داریم که حضرت یوسف(علیه السلام) احساس خطر کرد و نزد پادشاه مصر آمد که من احساس خطر می‌کنم طبق خواب پیش بینی می‌کنم که در مملکت خطر هست بنابراین اگر خواستید دفع خطر کنید «قَالَ اجْعَلْنِی عَلَى خَزَائِنِ الْأَرْضِ إِنِّی حَفِیظٌ عَلِیمٌ» یوسف/۵۵ پستی به من بده که اموال ملت در اختیار من باشد اقتصاد و نیازمندیهای مردم در اختیار یوسف باشد بعد گفت چرا؟ نگفت چون زیبا هستم، نگفت چون نورچشمی هستیم، بخاطر تملق نبود زوری نداشت پارتی نداشت فقط فرمود این پست را به بده بخاطر اینکه «إِنِّی حَفِیظٌ عَلِیمٌ» من هم قدرت بر تحفظ دارم. . . یعنی نمی‌گذارم که اموال مردم حیف و میل بشود بعد عالم هم هستیم افراد را می‌شناسم تولید را می‌شناسم. پس حضرت یوسف وقتی می‌خواهد پُستی را بگیرد معیار نصب خودش را حفیظ و علیم می‌گوید نه فامیل و پارتی و زیبا بودن.
معیار عزل و نصب مسئله تقواست، در سوره حجرات می‌خوانیم که چند چیز محو می‌شود محو نژاد این محو می‌شود که من چه نژادی هستم، محو زبان، عربم، عجمم، ترکم، منطقه جغرافی محو است، فامیل محو می‌شود و چیزی که جای اینها را می‌گیرد «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ» الحجرات/۱۳ جالب این است که می‌گوید عند الله باشد می‌گوید گرامیترین شما نزد خدا کسی است که با تقوا باشد ولی با تقوا باشد دلیل بر این نمی‌شود که پول بیشتری به جیب بزند حالا که تقوا داشته باشد ماشین و خانه داشته باشد افراد با تقوا نزد خدا آبروی شایسته‌ای دارند اما از نظر زندگی نه، مسئله امتیاز زندگی در این آیه مطرح نیست.
معیار عزل و نصب مسئله امانت است، دربار و دستگاه فرعون موسی را تحت تعقیب قرار داد و موسی فرار کرد مقداری که رفت و دور شد رسید به یک منطقه‌ای که چاه آبی داشت دید که مردم گوسفندهایشان را آورده‌اند که آب بدهند دو تا دختر هم آن کنار ایستاده اند، حس و روح مظلوم یابی خاصیت یک مسلمان است که باید روحیه‌اش اینطور باشد که مظلوم یاب و ظالم کوب روح مظلوم یابی موسی باعث شد که موسی برود سراغ این دو تا دختر خانم گفت «مَا خَطْبُکُمَا» القصص/۲۳ شما چرا کنار ایستاده اید؟ گفتند «قَالَتَا لَا نَسْقِی حَتَّى یُصْدِرَ الرِّعَاءُ وَأَبُونَا شَیْخٌ کَبِیرٌ » ما یک پدر پیری داریم که نمی‌تواند کار کند ما هم گوسفندان را آورده‌ایم اینجا که آب بدهیم حالا هم می‌بینیم که یک مشت جوانان قوی هیکل هستند ما کنار ایستاده‌ایم که اینها گوسفندهایشان را آب بدهند خلوت که شد ما هم برویم آب بدهیم حضرت موسی دید بخاطر اینکه اینها قدرتی ندارند و کنار ایستاده‌اند و مظلوم هستند با اینکه خود حضرت موسی تحت تعقیب بود رفت این جمعیت را کنار زد نوبت آنها را گرفت و گوسفندها را آب داد بعد پدرشان که پیرمردی بود گفت چه شد که امروز زود آمدید؟ گفتند جوانی آمد که روحیه مظلوم یابی‌اش ما را مورد تفقد قرار داد اینها را آب داد و ما زودتر آمدیم.
یکی از دخترها آمد منتهی «فَجَاءَتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِی عَلَى اسْتِحْیَاءٍ» القصص/۲۵ این یک درسی است برای دختران ما که وقتی توی خیابان راه می‌روند با حیا راه بروند وقتی این دخترها خانه رفتند پدرشان گفت به آن جوان بگوئید بیاید خانه، آمد و گفت «قَالَتْ إِنَّ أَبِی یَدْعُوکَ لِیَجْزِیَکَ أَجْرَ مَا سَقَیْتَ» بابام گفته به تو بگویم برویم خانه پول این زحمتی را که کشیده‌ای را به تو بدهد، عمل مسلمان احترام دارد نباید کسی از کسی کار مفت بکشد.
شخصی مهمان امام رضا(علیه السلام) بود شب بود که فتیله چراغ خراب شد یکی از مهمانها دستش را دراز کرد که فتیله چراغ را درست کند حضرت دست او را پیش کشید و فرمود تو در خانه ما حق نداری که کار کنی تو مهمان من هستی نباید کار کنی و حدیث داریم ناجوانمردند کسانی که از مهمانشان کار می‌کشند این مهمان گفت آقا تو امام هستی و من مهمان تو هستم در ثانی زحمتی نداشت فرمود به همین مقدار هم من راضی نیستم که تو در خانه من کار بکنی.
یکی از دخترها گفت «یَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَیْرَ مَنْ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمِینُ» القصص/۲۶ اینرا برای کار کردن بخدمت بگیر اینرا معاون کاری خودت قرار بده او را برای کارگری بپذیریم برای اینکه این جوان قوی است بعد امین هم هست اما قوی چون با همین بازوهایش توانست جمعیت را کنار بزند و نوبت ما را حفظ کند. اما امین است چون وقتی می‌خواستم او را بیاروم، چون دختر جلو افتاد و حضرت موسی عقب او می‌آمد تا بروند خانه حضرت شعیب تا مزدش را بگیرد حضرت موسی پیشنهاد کرد که شما جلوی من راه نرو شما عقب من بیا یا کنار من باش و راهنمائی کن جلوی من راه نرو من نگاه به قدر و بالای تو نکنم بهتر است به عفت و به تقوا نزدیکتر است امین است با اینکه من جلوی او بودم گفت کنار من بیا و هیچ سوءقصدی هم به من نداشت حتی به اندم من هم نگاه نکرد. پس بنابراین چون قوی و امین است برای نصب خوب است.
روی چه معیاری عزل و نصب کنیم؟ گروهی خواستند دست با انقلاب بزنند از پیامبرشان خواستند که رهبر تعیین کند رهبری بنام طالوت معین شد بعد گفتند آیا این می‌تواند یا نه؟ بله قدرت دارد برای اینکه «وَزَادَهُ بَسْطَهً فِی الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ» البقره/۲۴۷ چون طالوت آگاهی‌های ارتش دارد و قوی هست.
معیار عزل و نصب، سابقه خدمت، شما می‌دانید که پیغمبر چهل سالگی به پیغمبری رسید یک زمانی پیغمبر و مسلمانها در فشار بودند یک زمانی هم که مکه را فتح کردند عزت داشتند قرآن می‌فرماید کسانی که سابقه خدمت داشتند و در زمانهایی که به مسلمانها سخت می‌گذشت به اسلام خدمت می‌کردند آنها حسابشان با دیگران جداست «لَا یَسْتَوِی مِنْکُمْ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَقَاتَلَ أُوْلَئِکَ أَعْظَمُ دَرَجَهً مِنْ الَّذِینَ أَنْفَقُوا مِنْ بَعْدُ وَقَاتَلُوا وَکُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ» الحدید/۱۰ مساوی نیستند کسانی از شما زمانی که پول دادند به اسلام قبل از فتح مکه و کسانی که بعداً هستند قرآن روی سابقه عنایت دارد «وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ الواقعه/۱۰ »أُوْلَئِکَ الْمُقَرَّبُونَ« الواقعه/۱۱ کسانی که سابقه دارند با کسانی که سابقه ندارند فرق می‌کنند.
معیار عزل و نصب در حکومت اسلامی مسئله هجرت است، قرآن می‌فرماید عده‌ای ایمان دارند اما اهل هجرت نیستند کسانی که ایمان دارند اما اهل هجرت نیستند رهبری اینها را نپذیرید چون وا رفته‌اند چون گفتیم که دو نوع تقوا داریم تقوای وارفتگی و تقوای وارستگی مومنین وارفته «وَالَّذِینَ آمَنُوا وَلَمْ یُهَاجَرُوا مَا لَکُمْ مِنْ وَلَایَتِهِمْ مِنْ شَیْءٍ» الأنفال/۷۲ کسانی که ایمان دارند اما هجرت نمی‌کنند آنها بر شما ولایتی ندارند.
مسئله ایمان، در زمان ما همینطور است در زمان قبل هم اینطور بوده که می‌گویند آقا فلانی در فلان زمان چه خدمتی کرده است اسلام روی خدمت به خودی خود تکیه ندارد خدمتی که با ایمان باشد آن ارزش دارد امام علی(علیه السلام) عبور می‌کرد دید دو نفر با هم دعوا می‌کنند یکی می‌گوید من کلید دار کعبه هستم دیگری می‌گوید مسئله آب دادن به تمام حجاج دست من است حضرت امیر فرمود اینها پُز نیست که شما می‌دهید من زودتر از همه‌ی شما ایمان آوردم سه نفری خدمت پیغمبر رسیدند حضرت فرمود ایمان حسابش با خدمت جداست خدماتی که ریشه‌ی ایمانی ندارد ارزشی ندارد «أَجَعَلْتُمْ سِقَایَهَ الْحَاجِّ وَعِمَارَهَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ کَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ وَجَاهَدَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ لَا یَسْتَوُونَ عِنْدَ اللَّهِ وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ التوبه/۱۹ آیا مسئولیت آبرسانی به حجاج و مسئولیت تعمیر مسجد الحرام آیا اینها را مثل مسئله ایمان قرار می‌دهید همیشه عمل باید از مبنا باشد.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *