امروز: ۱۴۰۵/۰۷/۱۶ ساعت : ۱۰:۲۳
  • مهدویت
  • مهدویت در اسلام و عهدین (۱)

    به نام خدا

    اصل وابستگی همه ممکنات به وجود امام (علیه السلام) از طریق بحث‌های استدلالی و آیات و روایات ثابت گردیده است. هر عالَمی دارای یک نقطه مرکزی است که وجودش با آن نقطه مرکزی ارتباط دارد; مانند انسان که نقطه مرکزی آن قلب است و حیات اعضا و اندام و بخش مادی او به وجود قلب بستگی دارد.
    از طرفی، میان اعضای مادی و روح نیز ارتباطی دو سویه و به صورت تأثیرپذیری روح از جسم و به عکس نیز وجود دارد. از این رو، تمام عوالم دارای یک نقطه مرکزی ‌می‌باشند و آن وجود مقدّس امام عصر (عج) است. ارتباط وجود ممکنات با وجود ولی قطب جهان به حکم اخبار پیامبر(صلی الله علیه وآله)و ائمّه اطهار(علیهم السلام) ثابت است.
    رسول خدا(صلی الله علیه وآله) ‌می‌فرمایند: «لا یزال هذا الدین قائماً الی اثنی عشر فاذا مضوا ساخت الارض باهلها»;۱ همواره این دین بر پا خواهد بود تا دوازده نفر; پس وقتی که آن دوازده نفر درگذشتند، زمین اهل خود را فرو خواهد برد.
    همچنین امیرالمؤمنین(علیه السلام) ‌می‌فرمایند: «الا انّ مثل آل محمد(علیهم السلام)کمثل نجوم السماء اذا خوی نجمُ طلع نجمُ»;۲ آگاه باشید که به تحقیق مثل آل محمد(علیهم السلام) مثل ستاره‌های آسمان است که هرگاه ستاره ای غروب کند ستاره ای دیگر طلوع ‌می‌کند.
    نکته دیگر اینکه هر عالَمی مقدّمه عالم بعد و عالم کامل تر است. تمام اجزای عالم امکان به سوی عالم کامل تر در حرکتند; مانند عالم جنین و دنیا و عالم دنیا و آخرت که هر کدام مقدّمه دیگری است.
    هدف نهایی از عالم امکان وجود مخلوق اشرف است و سیر همه ممکنات به سوی مخلوق کامل تر (حجت خدا) ‌می‌باشد که یا در مقام نبوت است یا در مقام امامت. به عبارت دیگر، وجود حضرت رسول اکرم و سیده نساءالعالمین و ائمه اثنی عشر(علیهم السلام)مقصد اصلی خلقت است و دیگران گرچه نسبت به مادون خود کامل تر و علت هستند، طفیل وجود آن بزرگواران ‌می‌باشند و این موضوع از روایات معتبر استفاده ‌می‌شود; چنان که امیرالمؤمنین(علیه السلام) ‌می‌فرماید: «انّا صنائع ربّنا و الناس بَعدُ صنائع لنا»;۳ ما تربیت یافتگان پروردگارمان هستیم و مردم پس از آن تربیت یافتگان ما هستند.
    شیخ صدوق نیز از رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه وآله) روایت نموده که آن حضرت فرمود: «یا علی لولا نحن ما خلق الله آدم و لا حواء و لا الجنه و لا النار و لا السماء و لا الارض»;۴ ای علی، اگر ما نبودیم خداوند آدم و حوا و بهشت و جهنم و آسمان و زمین را خلق نمی کرد.
    اما این که گفته شد وجود حضرات معصومان(علیهم السلام) هدف نهایی خلقت است، از قرآن کریم استفاده ‌می‌شود; آنجا که ‌می‌فرماید:(وَمَاخَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُونِ)(ذاریات: ۵۶)
    عالی‌ترین مرتبه عبادت و اطاعت ـ که نمایش کمال موجود ممکن است ـ همان است که از امام صادر ‌می‌شود و با توجه به اینکه عبادت دیگران (جن و انس) باید در خط عبادت امام و پیروی از او باشد تا از شرک و انحراف حفظ شود، پس امام مقصود اصلی خلقت خواهد بود.
    ارتباط و نیاز مخلوقات به امام مانند ارتباط آفرینش آنچه در زمین است با آفرینش آدم و بنی آدم است و به همین دلیل است که تشکیل جامعه ای که در آن ستم مفهومی نداشته باشد و ستمگر بر سرنوشت مردم آن مسلط نباشد، دغدغه بشر از گذشته تاکنون بوده است.
    از آن رو که اولین بار مسئله مهدویت در کتاب‌های آسمانی مطرح شده است، تجلیّات این اندیشه را باید در آنجا جستجو کرد. خوشبختانه هنگامی که به ادیان آسمانی مراجعه ‌می‌کنیم کتب آسمانی را سراسر امید و سرشار از نویدهای بهروزی ‌می‌یابیم.
    در عهدین، امید بستن به جهانی روشن و نورانی که در آن آدمی بر همه خواست‌های خود کامیاب و از گناهان پاک شود و از همه دلبستگی‌های مادی و جلوه‌های زشت آن رهایی یابد و به وجود منجی که برآورنده آرزوها و نیازهاست ایمان بیاورد، آشکارا دیده ‌می‌شود.
    فرقه‌های یهود و نصارا در انتظار ظهور موعود و منجی جهان، که عدالت واقعی را در آخرالزمان در سراسر جهان برقرار نماید، به سر ‌می‌برند. البته نجات دهنده واقعی، خداوند قادر و عالِم بر همه چیز است.
    در اشعیاء نبی ‌می‌گوید: زیرا من یهوَه خدای تو و قدوس اسرائیل نجات دهنده تو هستم.۵
    در مزامیر ‌می‌گوید: تنها اوست که ‌می‌تواند امید آدمیان را برآورده سازد و آنان را از گناه برهاند و در سختی ها یاری کند.۶
    در اشعیاء نبی ‌می‌گوید: زیرا که شریعت من از من صادر ‌می‌شود و داوری خود را بر قرار ‌می‌کنم تا قوم ها را روشنایی بشود. عدالت من نزدیک است و نجات من ظاهر شده، بازوی من قوم ها را داوری خواهد نمود. جزیره ها منتظر من شده، به بازوی من اعتماد خواهندکرد.۷

    نتایج:
    ۱. خیر را فقط به خداوند نسبت ‌می‌دهد، نجات دهنده واقعی خداست;
    ۲. او تنها امید و ملجأ انسان ها و یاری کننده بندگان است;
    ۳. خداست که ‌می‌تواند انسان ها را مورد مغفرت قرار دهد و دین باید از سوی خداوند باشد.
    این نوشتار به بررسی و مقایسه مقوله «مهدویت و انتظار موعود» از منظر کتاب مقدّس (عهدین) و اسلام ‌می‌پردازد.

    نجات‌دهنده کیست؟
    از روزگاران دیرین در کتب ادیان و سخنان حکیمان سخن از آینده ای درخشان به میان آمده که پلیدی ها رخت برخواهند بست و صالحان وارث زمین خواهند شد و اصولا اعتقاد به دوره آخرالزمان و انتظار ظهور منجی (فتوریسم) عقیده ای است که در کیش‌های آسمانی یهود، زرتشت و مسیحیت (در سه مذهب عمده آن: کاتولیک، پروتستان و ارتدوکس) و مدعیان نبوت عموماً و دین مقدس اسلام خصوصاً، به مثابه یک اصل مسلم قبول شده است و درباره آن مباحث تئوریک مذاهب آسمانی کاملا شرح و بسط داده شده است.۸
    در ذیل، به چند بشارت به نقل از کتب مزبور بسنده ‌می‌کنیم:
    بر مبنای اعتقادات یهودیان، حضرت مسیح (ماشیح)9است که جهان درخشان و با شکوه آینده را ‌می‌سازد و اعتقاد گروهی از یهودیان این است که ظهور مسیح و فعالیت او برای بهبود بخشیدن وضع جهان و تأمین خواست ها و نیازهای مردمان بخشی از نقشه‌های خداوند در آغاز آفرینش بوده است و وجود منجی جهان پیش از آفرینش کائنات به ذهن خداوند خطور کرده است. در عهد جدید نجات دهندگی به عیسی(علیه السلام)نسبت داده شده است; زیرا او مأمور شده است که امت خویش را از گناه نجات بخشد.
    در انجیل متی ‌می‌گوید: او پسری خواهد زایید و نام او را عیسی خواهی نهاد; زیرا که او امت خویش را از گناهانشان خواهد رهانید.۱۰
    در انجیل یوحنا ‌می‌گوید: زیرا خود شنیده و دانسته اید که او در حقیقت مسیح و نجات دهنده عالم است.۱۱
    به اعتقاد همه یهودیان، نجات دهنده انسانی است همانند دیگران که از سوی خداوند مأمور انجام وظیفه خاصی شده است.
    تِلمود در هیچ جا به این اعتقاد که ماشیح ممکن است یک ناجی و موجود فوق انسانی باشد اشاره نمی کند،۱۲ بلکه او را انسانی ‌می‌داند که برخوردار از جبروت خدایی است و جهان را با نور خویش روشن خواهد کرد.
    در اشعیاء نبی ‌می‌گوید: بار دیگر آفتاب در روز نور تو نخواهد بود و ماه با درخشندگی برای تو نخواهد تابید; زیرا که یهوَه نور جاودانی تو و خدایت زیبایی تو خواهد بود.۱۳
    در یوئیل نبی ‌می‌گوید: وای بر آن روز; زیرا روز خداوند نزدیک است.۱۴
    در اشعیاء نبی ‌می‌گوید: برخیز و درخشان شو; زیرا نور تو آمده و جلال خداوند بر تو طالع گردیده است.۱۵
    در این که منجی موعود چه کسی است اختلاف نظر وجود دارد. برخی منجی آخرین را داود ‌می‌شمارند و گروهی او را از خانواده داود و گروهی ‌می‌گویند که خداوند در پایان جهان داود دیگری را برای نجات مردم ‌می‌فرستد. هرچند در این مورد اختلاف نظر وجود دارد، ولی نکته حایز اهمیت این است که هر دو گروه مسیحیت و یهود در انتظار نجات بخشی جهان توسط انسانی که از قدرت الهی بهره مند شده باشد به سر ‌می‌برند.
    در حیقوق نبی ‌می‌گوید: اگرچه تأخیر نماید، برایش منتظر باش; زیرا که البته خواهد آمد و درنگ نخواهد نمود.۱۶
    در اشعیاء نبی ‌می‌گوید: اما آنانی که منتظر خداوند ‌می‌باشند قوت تازه خواهند یافت و مثل عقاب پرواز خواهند کرد، خواهند دوید و خسته نخواهند شد.۱۷
    در جای دیگر ‌می‌گوید: خوشا به حال کسانی که منتظر او باشند.۱۸
    در رساله عبرانیان ‌می‌گوید: همچنین مسیح نیز چون یک بار قربانی شد تا گناهان بسیار را رفع نماید بار دیگر بدون گناه برای نجات کسانی که منتظر او ‌می‌باشند ظاهر خواهد شد.۱۹

    نتایج:
    ۱. نجات بشریت به یاری خداوند به دست انسانی الهی صورت ‌می‌گیرد;
    ۲. همه انسان ها باید در انتظار منجی بشریت باشند;
    ۳. منتظران نزد خداوند مقامی بالا دارند.
    بنابراین، مذهب انتظار که در تمام ادیان مشاهده ‌می‌شود خاص مسلمانان نیست و یک فلسفه مثبت است و این به خوبی نشان دهنده هدفداری افعال الهی است، اما تفاوت ادیان گذشته با اسلام در این است که انتظار مسلمانان یک عامل روحی و فکری و حرکت آفرین است.
    از منظر اسلام، هدف از خلقت که شناخت و بندگی خدای متعال است، در مقام عمل و تحقق در یک کلمه خلاصه ‌می‌شود و آن معرفت امام عصر ‌می‌باشد; و تنها کسی به هدف از آفرینش خود رسیده است که به این مرتبه نائل شده باشد.

    اسلام و مسئله انتظار
    مسلمانان در انتظار حکومتی هستند که در آن خردها زنده شود و نور ایمان و فروغ عدل و فضیلت بر پهنه گیتی گسترده گردد و طومار سیاهی و تباهی در هم پیچد و رهبری الهی که میراث مرسلین است حکومت را در دست گیرد.
    از همان دوران حیات پیامبر(صلی الله علیه وآله)، شیعه به طرف داری از امیرالمؤمنین(علیه السلام) در سامان بخشیدن به چنین حکومتی به حرکت درآمد و در انتظار آن حکومت لحظه شماری نمود.
    بر اساس متن قرآن کریم و مدارک اصیل اسلامی که از پیامبر(صلی الله علیه وآله)و امامان معصوم(علیهم السلام) به مسلمانان رسیده است، در کره زمین عدالت جهانی و انصاف عمومی بر مبنای اصول الهی تشکیل ‌می‌گردد و انسانی الهی رهبری این حکومت عدل را به عهده ‌می‌گیرد.
    «انتظار» عالی‌ترین انگیزه سوق بشر به راه کمال و رشد تعالی است. پیامبر(صلی الله علیه وآله)می فرمایند: «افضل العباده انتظار الفرج»;۲۰ برترین عبادت ها انتظار فرج است.
    انتظار فرج ایمان به امامت حضرت حجت (عج) است که همه اعتقادات اساسی از یکتایی خدا، رسالت پیامبر(صلی الله علیه وآله) و پیشوایی امامان معصوم(علیهم السلام) و عقاید دیگر اسلامی را در بردارد.
    رسول گرامی(صلی الله علیه وآله) مؤمنان منتظر و یاران حضرت بقیه اللّه (عج) را برادران خود ‌می‌خواند: «طوبی للصابرین فی غیبته طوبی للمتقین علی محبته اولئک الذین وصفهم اللّه فی کتابه و قال هدی للمتقین الذین یؤمنون بالغیب»;۲۱ خوشا به حال شکیبان در غیبت او و پابرجایان در محبت او که خدای تبارک و تعالی آن ها را در کتابش چنین توصیف فرموده است: (ذَلِکَ الْکِتَابُ لاَ رَیْبَ فِیهِ هُدًی لِّلْمُتَّقِینَ)(بقره: ۲); این کتاب هدایت است برای پرهیزگاران; آن ها که به غیب ایمان ‌می‌آورند.
    امام صادق(علیه السلام) در تفسیر این آیه فرموده است: «المتقون شیعه علی و الغیب هو الحجه الغایب»;۲۲ «متقین» شیعیان امیرالمؤمنین(علیه السلام)هستند و «غیب» حجت غایب است.
    منتظر واقعی کسی است که به معرفت امام عصر نائل شده باشد; زیرا معرفت امام عصر صرفاً برای این نیست که از طریق آن احکام دین و شریعت به دست آید، بلکه نفس اعتقاد به امام و رجوع و تسلیم در برابر ایشان بالاترین بندگی خدا و روح همه اعمال عبادی به حساب ‌می‌آید و بندگی خدا بیش از هر چیز به همین اعتقاد و قبول ولایت او بر ‌می‌گردد و این اعتقاد انسان را در پیشگاه الهی خاضع ‌می‌گرداند.
    امام حسین(علیه السلام) ‌می‌فرمایند: «یَا اَیُهَا الناسُ اِنَ اللّهَ ـ وَاللهِ ـ ما خَلَق العِبادَ اِلاّ لِیعرِفُوهُ فَاِذا عَرَفُوهُ عَبَدُوهُ فَاِذا عَبَدُوهُ اِستَغنَوا بِعِبادَتِهِ عَن عِبادَهِ مَن سِواهُ»; ای مردم، همانا خداوند ـ قسم به خداوند ـ بندگان را نیافرید، مگر برای اینکه او را بشناسند، وقتی به او معرفت پیدا کردند به عبادت او بپردازند. پس با بندگی او از بندگی غیر او بی نیاز شوند.
    آن گاه مردی از ایشان پرسید: پدر و مادرم فدای شما ای پسر رسول خدا، معرفت خدا چیست؟ حضرت فرمود: «مَعرِفَهُ اَهلِ کُلِ زَمان اِمامَهُمُ الَذی یجِبُ عَلَیهِم طاعَتُهُ»; معرفت اهل هر زمانی به امام خودشان که اطاعتش بر ایشان واجب است.۲۳

    پی نوشت ها :

    1ـ به نقل از: لطف اللّه صافى گلپایگانى، وابستگى جهان به امام زمان (عج)، مؤسسه سیده معصومه.
    2ـ نهج البلاغه، خطبه ۸.
    3ـ همان، نامه ۲۸.
    4ـ شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، باب ۲۳، حدیث ۴.
    5ـ اشعیاء نبى، باب ۴۳، بند ۳.
    6ـ مزامیر، مزمور ۳۹، بند ۲۱ و ۲۲.
    7ـ اشعیاءنبى، باب ۵۱، بند ۴ تا ۷.
    8ـ محمدرضا حکیمى، خورشید مغرب، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، ص ۵۲.
    9ـ ماشیح یا مسیح به معنى تدهین شده با روغن مسح مقدّس است.
    10ـ انجیل متى، باب ۱، بند ۲۱.
    11ـ انجیل یوحنا، باب ۴، بند ۴۲.
    12ـ به نقل از: محمدتقى راشد محصل، نجاب بخشى در ادیان، تهران، پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى.
    13ـ اشعیاء نبى، باب ۶۰، بند ۱۹.
    14ـ یوئیل نبى، باب ۱.
    15ـ اشعیاء نبى، باب ۶۰، بند ۱.
    16ـ حیقوق نبى، باب ۲، بند ۲.
    17ـ اشعیاء نبى، باب ۴۰، بند ۳۱.
    18ـ همان، باب ۳۰، بند ۱۸.
    19ـ رساله عبرانیان، باب ۹، بند ۲۸.
    20ـ محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۵.
    21ـ همان، ج ۵۲، روایت ۶۰، باب ۲۲، ص ۱۴۳.
    22ـ شیخ سلیمان بن ابراهیم، ینابیع الموده، ج ۳، ص ۱۰۱.
    23ـ محمدباقر مجلسى، پیشین، ج ۲۳، ص ۹۳، حدیث ۴۰.
    منبع: www.bfnews.ir

    مقالات مرتبط
    • مهدویت در اسلام و عهدین (۱)
    • مهدویت در اسلام و عهدین (۲)

    برگرفته از سایت :راسخون

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *