امروز: ۱۴۰۵/۰۸/۱۷ ساعت : ۲۰:۴۷
  • مهدویت
  • امام مهدى(ع) و دنیاى استکبار

    به نام خدا

    نویسنده:مهدی فقیه ایمانی

    به موجب احادیث وارده از ناحیه پیامبر اکرم، (ص)، و ائمه معصومین،(ع)، مندرج در مصادر حدیثى و کتب اختصاصى پیرامون حضرت بقیه‏الله (ع)، یکى از ویژگی‌هاى قیام جهانى آن حضرت رویارویى و جنگ با کفار و مشرکین و مفسدین فى الارض است ‏با سلاح‌هاى جنگى عصر پیغمبر (از جمله ذوالفقار یعنى شمشیر پیغمبر)و دیگر وسائل از این قبیل که جهت آگاهى خوانندگان محترم را به مصادر مربوطه ارجاع مى‏دهیم. (۱)
    امام باقر، علیه‏السلام، در این زمینه مى‏فرماید:
    … و اما شبهه من جده المصطفى، صلى‏الله‏علیه‏وآله، فخروجه بالسیف و قتله اعداء رسوله، صلى‏الله علیه‏وآله، و الجبارین و الطواغیت و انه ینصر بالسیف و الرعب و انه لا ترد له رایه. (۲)
    امام مهدى(ع) از این جهت‏با جدش محمد مصطفى، صلى‏الله‏علیه‏وآله، شباهت دارد که با شمشیر قیام مى‏کند و دشمنان خدا و رسولش و زورگویان و طاغوتیان را به قتل مى‏رساند و با شمشیر و ایجاد رعب و وحشت نصرت مى‏یابد و یارى مى‏شود و هیچ یک از پرچمهایش شکست‏خورده بر نخواهد گشت.
    همچنین امام صادق، علیه‏السلام، در پاسخ ابو خدیجه که از ایشان درمورد حضرت قائم سؤال کرده بود، فرمودند: کلنا قائم بامر الله واحد بعد احد حتى یجى‏ء صاحب السیف فاذا جاء صاحب السیف جاء بامر غیر الذى کان. (۳)
    همه ما یکى پس از دیگرى قائم به امر خدا هستیم تا زمانى که صاحب شمشیر بیاید. پس آنگاه که صاحب شمشیر آمد برنامه و دستورى غیر از آنچه بوده به اجرا درمى‏آورد. گویا مراد حضرت از این عبارت آن باشد که پدرانش مامور به تقیه و مدارا بودند و او مامور به جهاد و براندازى ظلم و زور.
    دهها حدیث دیگر از این قبیل وجود دارد که همگى بیانگر قیام حضرت مهدى و رویارویى او با دشمنانش به وسیله شمشیر و سلاح جنگى پیامبر اکرم و امیر مؤمنان است.
    شکى نیست که حضرتش هیچ گونه استفاده‏اى از وسائل و نیروهاى تاخت و تاز فعلى دنیا نخواهد کرد. با توجه به قیام عدل مآبانه اسلامى و انسانى آن بزرگوار به منظور برچیدن بساط ظلم و ستم و برقرارى عدل و داد از یک سو و ظالمانه بودن استفاده از هر نوع سلاحهاى جنگى فعلى از سوى دیگر معقول و قابل قبول نیست که حضرتش از سلاحهاى جنگى – غیر شمشیر و نیزه – این چنینى استفاده نماید و قطره خونى را بنا حق بریزد یا ظالمانه به‏جان و مال مردم آسیب رساند.
    آرى به شرحى که برخوردهاى جنگى پیامبر و امیر مؤمنان و درگیریهاى آن دو بزرگوار را با کفار و مشرکین و یهود و نصارى و منافقین – در رابطه با نشر و گسترش اسلام – در مصادر تاریخى و حدیث‏سنى و شیعه ملاحظه مى‏کنیم، حضرت مهدى موعود، روحى‏له‏الفداء، هم عینا براى ادامه خط و رسم آن دو بزرگوار بدون هیچگونه اقدام ظالمانه‏اى به گسترش اسلام و برقرارى عدل و داد جهانى مى‏پردازد و حدیث:
    یملا الله به الارض قسطا و عدلا بعد ما ملئت ظلما و جورا. و دیگر احادیث و پیشگوییهاى پیامبر اکرم، صلى‏الله‏علیه‏وآله، و پیامبران پیشین و ائمه اطهار، علیهم‏السلام، را تحقق مى‏بخشد.
    اکنون این سؤال مطرح است که: چگونه حضرت مهدى با شمشیر و نیزه در مقابل آن همه سلاحهاى جنگى و هواپیماهاى بمب‏افکن و موشک‏انداز و نیروهاى آتش‏زا و مخرب و وسائل نقلیه زمینى، هوایى، و دریایى مى‏تواند استقامت کند و جمعیتها و گروههاى منحرف و بیراهه‏رو و ضد اسلام را به اسلام و قرآن گرایش دهد و در صورت تمرد و تخلف آنها از پذیرش اسلام به کار آنها خاتمه دهد؟
    در پاسخ این سؤال باید گفت که: اگر بخواهیم از بعد معجزه و استفاده از نیروى معنوى و یارى الهى وارد شویم، مى‏توانیم بگوییم: همانطورى که به شرح مندرج در آیات قرآنى، خداوند با یک قطعه چوب (عصا) حضرت موسى و هارون را بدون همکارى بنى‏اسرائیل و یارى آنها بر فرعون و دارودسته و نیروى یک میلیون و ششصد هزار نفرى او مسلط و پیروز کرد. (۴)
    چنانکه مى‏دانید بعد از آنکه فرعون هشتاد نفر از نیروهاى ساحر و جادوگر خود را احضار کرد و آنها در مقابل حضرت موسى با گستردن طناب و چوب و دیگر چیزها صحنه جست و خیزى در شکل مارها و دیگر حیوانات وحشتزا را به نمایش درآوردند; حضرت موسى به امر الهى عصاى خود را بر زمین زد و فورا عصا به شکل اژدهاى عظیمى به حرکت درآمد و تمام وسائل و مایه‏هاى جادویى جادوگران را بلعید، آن چنانکه آنها به شگفت آمده و وحشت زده شدند و همه در مقابل حضرت موسى تسلیم شدند و به سجده افتادند و گفتند ما به خداى موسى و هارون ایمان آوردیم و معتقد به خداى راستین حضرت موسى شدند و در پاسخ فرعون که آنها تهدید به قطع دست و پا و به دارآویختن نموده بود، گفتند: مهم (۵) نیست هر کارى مى‏خواهى بکن، ما گناهانى کرده‏ایم که مى‏خواهیم با ایمان به خدا و تسلیم در مقابل پیغمبرش ما را ببخشد و بیامرزد.

    و نیز حضرت موسى به امر الهى عصا را بر آب رود نیل زد و آبهاى آن مثل کوه روى هم انباشته شد و دوازده جاده خشک به وجود آمد، پس حضرت موسى با دوازده فرقه بنى‏اسرائیل وارد جاده‏هاى خشک شدند و فرعون هم به همراه لشکرش در تعقیب موسى وارد جاده‏هاى خشک رود نیل شد و بالاخره پس از آنکه آخرین نفر از بنى‏اسرائیل از دریا خارج شد و پا بیرون نهاد آخرین نفر از نیروها و دنباله‏روان فرعون وارد دریا شد، آنگاه خداوند با موجى لحظه‏اى دریا را پر از آب و فرعون – همان خداى دروغین را – با انبوه زر و زیورهاى وزنه‏دار آویخته به‏خود و سلاحهاى سنگین و همراهانش همه را غرق کرد و جثه فرعون را مثل پر کاه روى آب قرار داد که کافر و مؤمن همه به حیرت درآمدند. در حالى که موسى و هارون و تعداد ششصد هزار نفر بنى‏اسرائیل همه نجات یافتند و بنى‏اسرائیل وارث و مالک تشکیلات فرعون و سرزمین مصر شدند. (۶)
    به‏فرموده امام رضا، علیه‏السلام، حضرت مهدى، علیه‏السلام، عصاى موسى و انگشتر سلیمان را در دست دارد; و طبعا همانند موسى از عصا (۷) و همانند سلیمان از انگشتر استفاده معجزه‏آسا خواهد کرد.
    بدین ترتیب براى خداوند خیلى سهل و آسان است که حجتش امام زمان، علیه‏السلام، را بر دنیاى کفر و استعمار و زور و قلدرى مسلط و پیروز فرماید. آن چنانکه دنیاى کفر و ایمان به حیرت درآید و اسلام راستین هر چه سریع‏تر و گسترده‏تر در سراسر جهان به نمایش درآید و بساط ظلم و کفر برچیده شود.
    اکنون اگر با گذشت‏بیش از سه هزار سال از تاریخ ماجراى برچیده شدن بساط خدایى خیالى و دروغین فرعون به‏وسیله حضرت موسى تجسم ذهنى جزئیات قضیه و به وقوع پیوستن آن براى ما مشکل است‏به سراغ ماجراى از هم پاشیده شدن دستگاه وسیعترین حکومت جهانى، یعنى شوروى – آنهم بدون جنگ و خونریزى – مى‏رویم.
    آرى، این شوروى بود که با تشکل و به‏هم پیوستگى زورمندانه پانزده کشور از کشورهاى آسیایى و اروپایى که جمعا بالغ بر دویست و سى و پنج میلیون و هفتصد هزار نفر جمعیت آن بود، به اضافه جمعیتهاى تعدادى جمهوریهاى خودمختار و چند منطقه ملى و گسترش یافتن آن به وسعت‏سه برابر آمریکا و همانند قاره‏اى در مقابل قاره‏هاى آسیا و آفریقا و اروپا با انواع قدرتهاى نظامى و سلاحهاى جنگى فعلى و درآمدهاى مالى، مخازن گسترده نفت، تولیدات وسیع مواد معدنى، کشاورزى، مواد غذایى، صنایع فلزکارى، کشتى‏سازى، اسلحه‏سازى، دامپرورى، و دیگر چیزهاى سرنوشت‏ساز یکى از دو حکومت فوق قدرت جهانى تلقى و قلمداد شده و با جمعیتى بالغ بر740414000 نفر بر اساس برآورد سال ‏۱۹۶۹ میلادى توسط سازمان ملل متحد یکى از دو قدرت بزرگ (۸) جهان بود.
    اما بر اثر بیراهه‏رویهاى مختلف نظام حکومتى شوروى و کوبیدن راه و رسم انسانى و نارسائیهاى قانونى و ندانم‏کارى و قلدرى مسؤولان درجه بالا و سرنوشت‏ساز و آن فشار اقتصادى و از همه بدتر و زیان‏بخش‏تر فاصله‏اندازى بین دین و مردم دیدیم که ناگهان از هم پاشیده شد و سقوط کرد.
    این گونه قضایا که در گذشته به‏طور فراوان به وقوع پیوسته و دنیاى کنونى هم در گوشه و کنار جهان دست‏به گریبان آن مى‏باشد هر یک مى‏تواند سرنخى باشد براى قابل قبول بودن قیام جهانى حضرت مهدى موعود و امکان آغاز آن با تجمع سیصد و سیزده نفر از عوامل (۹) اصلى قیام از بلاد اسلامى و مناطق مختلف در مکه معظمه و رسیدن آمار اصحاب و تجمع‏کنندگان به ده هزار نفر یا کمى بیشتر که در این موقع از (۱۰) مکه خارج مى‏شوند و آنگاه پیروزى حضرتش در رابطه با برقرارى عدل جهانى و نابودى حکومتهاى ظلم و کفر و استعمار و استبداد به حقیقت مى‏پیوندد و به نمایش عملى در مى‏آید.
    آرى قرآن مجید با ایراد آیه شریفه: کم من فئه قلیله غلبت فئه کثیره باذن الله. (۱۱) خاطر نشان فرموده است که چه بسیار گروه اندک که به اذن الهى بر گروه فراوان و رقم چند صد برابر یا چند هزار برابر چیره و پیروز شدند و نمونه‏هاى متعددش پیروزیهاى حیرت‏انگیز پیامبر گرامى اسلام بود با نیروهاى کم بر نیروهاى چند برابرى کفار و مشرکین و بالاخره گسترش هر چه بیشتر اسلام و برچیده شدن بساط شرک و بت‏پرستى از صحنه حجاز و عربستان و بعدا دیگر مناطق و بلاد دور و نزدیک به حجاز.

    پی نوشت ها :

    ۱. المجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج‏۵۲، ص‏۲۴۲، ح‏۲۴۲; ص‏۳۰۱، ح‏۶۶; ص‏۳۰۴، ح‏۷۲;
    ص‏۳۰۷، ح‏۸۰; ص‏۳۲۱، ح‏۲۶; ص‏۳۳۸، ح‏۱۱۳-۱۱۶; ص‏۳۶۱، ح‏۱۲۹; ص‏۳۷۲، ح‏۱۶۴.
    ۲. همان، ج‏۱، ص‏۲۱۸.
    ۳. الکلینى، محمدبن یعقوب، الکافى، ج‏۱، ص‏۵۳۳.
    ۴. المجلسى، محمدباقر، همان، ج‏۱۳، ص‏۱۲۲.
    ۵.«لاقطعن ایدیکم و ارجلکم‏من خلاف و لاصلبنکم اجمعین‏»، سوره شعرا(۲۶)، آیه‏۴۹.
    ۶. ر.ک: آیات ۱۰ تا ۶۸ سوره شعراء و تفسیر نمونه، ج‏۱۵، ص‏۱۹۴-۲۵۰ و دیگر تفاسیر فارسى و عربى.
    ۷. الشیخ الصدوق، محمدبن على بن الحسین، کمال‏الدین، ج‏۲، ص‏۴۸; الطبرسى، ابوعلى الفضل بن الحسن، اعلام‏الورى، ص‏۴۰۷; الاربلى، کشف‏الغمه، ج‏۳، ص‏۳۶۴; المجلسى، محمدباقر، همان، ج‏۵۲، ص‏۳۲۲; الفیض الکاشانى، الوافى، ج‏۲، ص‏۱۱۳; الحر العاملى، محمدبن الحسن، اثبات‏الهداه، ج‏۳، ص‏۴۷۸.
    ۸. ر.ک: شاملویى، حبیب‏الله، جغرافیاى کامل جهان، ص‏۷۱۷-۷۱۸.
    ۹. ر.ک: الصافى الگلپایگانى، لطف‏الله، منتخب‏الاثر، ص‏۴۷۵-۴۷۶.
    ۱۰ النورى، حسین، کشف‏الاستار; الصافى الگلپایگانى، لطف‏الله، همان، ص‏۴۶۶.
    ۱۱. سوره بقره (۲) ، آیه‏۲۴۹.
    منبع: www.bfnews.ir

    برگرفته از سایت :راسخون

    برچسب‌ها :

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *