مجله امان شماره ۱۶ .:::. مقالات
مراد امیدی میرزائی (دانشپژوه مرکز تخصصی مهدویت) ـ روح الله امیری (.دستیار علمی دانشگاه پیام نور الشتر لرستان)
در شماره گذشته، وفاداری به اسلام، التزام و اعتماد به ولایت که از جمله صلاحیتها، وظایف و بایستههای یک منتظر است، مطرح شد و در این قسمت برخی دیگر مورد بررسی قرار میگیرد:
۳. ساده زیستی
گرفتار جاذبههای دنیایی و تجملات زندگی مادی شدن از آفات اصلیای است که هر کارگزار و کارفرما و هر مدیر و غیر مدیر را تهدید میکند تا جایی که در مقابل دعوت پسر پیامبر علیه السلام به راحتی جواب رد میدهند و شانه از هر مسؤولیتی خالی میکنند. ما در تاریخ شاهد نامههای کثیری از طرف مردم کوفه به امام حسین علیه السلام هستیم ولی به خاطر علاقه به زخارف دنیا و تعلقات قلبی به مال و منال و جاه و مقام از شرکت در جهاد در رکاب امام حسین علیه السلام شانه خالی میکنند.
کسی که اسیر هواهای پست نفسانی و حیوانی بوده چگونه میتواند شتر افسار گسیخته خود را به منزلگاه قناعت و ساده زیستن مهار کند، قلبی که به منال و جاه و مقام دنیا تعلق پیدا کرد چگونه میتواند درد و رنج محرومان را درک کند و به فکر رفع محرومیتهای آنان باشد، چگونه میتواند زمینهسازی کند برای ظهورحکومت مستضعفان که در قرآن به آن بشارت داده شده است. مستضعفانند که درد و رنج مستضعفان و محرومان را میدانند نه مستکبران. در دنیای امروز چگونه میتوان بر هواهای نفسانی و حیوانی غلبه کرد، غیر از اینکه ساده زیستی دوای درد این همه حرص و ولع و طمع است و یک منتظر میبایست در این صراط قرار بگیرد تا زمینه ظهور حکومت مستضعفان بر مستکبران فراهم آید.
منتظران حکومت عدل الهی در زندگی عملی خود میبایست، سادهزیستی را به نمایش بگذارند تا هم درد و رنج محرومان را درک کنند و به فکر رفع گرفتاری و محرومیتهای آنان باشند و هم بتوانند به عنوان یک کارگزار مصلح در جامعهای اسلامی مورد خطاب کلام امام علی علیه السلام قرار گیرند.
امام خطاب به مالک اشتر میفرماید: «فإنهم … أقلُّ فی المطامع إشراقاً»؛ آنها (کارگزاران مصلح) از نظر روش اجتماعی، دارای کمترین طمع هستند.۴
امام خمینی رحمه الله علیه (خطاب به نمایندگان مجلس سوم) میفرماید:
«آنها که اسیر هواهای نفسانی و حیوانی بوده و هستند، برای حفظ یا رسیدن به آن، تن به هر ذلت و خواری میدهند و در مقابل زور و قدرتهای شیطانی، خاضع و نسبت به تودههای ضعیف، ستمکار و زورگو هستند؛ ولی وارستگان به خلاف آنانند».۵
منتظر واقعی کسی است که دنبال راحتطلبی نباشد مانند مرحوم مدرس رحمه الله علیه وقتی خانهای ۳۰ و ۳۵ ریالی برایش گرفتند خانه 30ریالی ندیده را گرفت. وقتی گفتند «خانه ۳۵ ریالی راحتتر است چرا آن را نمیگیری؟» فرمود: «چیزی که استقلال، عقیده و اراده را مورد تهدید قرار میدهد «نیاز» است. من نمیخواهم به کسی احتیاج پیدا کنم، من به اندازه دارایی خود و در حد توان خویش باید اتاق اجاره کنم، میخواهم محتاج مردم نباشم، احتیاج به پول، نوکری میآورد. من میخواهم زبانم برای بیان حقایق و دفاع از مردم محروم و مظلوم، آزاد باشد».۶
شهید مدرس نمونه واقعی یک منتظر مصلح است که به عنوان سمبل و افتخار تاریخ ما برگزیده شده برای نسلهای آینده و منتظران آینده؛ چرا که او مصداق این سخن امام علی علیه السلام است که فرمود «لا یکون الرجل سید قومه حتی لایبالی إیُّ ثوبیه لبس». «آدمی آقا و سید اجتماع خود نمیباشد، مگر اینکه (زندگی سادهای داشته باشد تا آنجا که) برایش فرق نکند، (در برابر لباس اشراف و فخر فروشان) چه لباسی بپوشد».۷
کسی که تقوای لازم را ندارد و اهل معنویات نیست و اهل دنیا است و فقط برای نام و نشان و استفادههای شخصی، تلاش میکند، او لایق نیست در رکاب امام حسین علیه السلام و امام زمان علیه السلام باشد یا جزء زمینهسازان ظهور باشد.
۴. تعهد
تعهد به معنای پافشاری بر اصول و آرمانهای اسلامی و پایبندی به آنهاست. لازمه تعهد عملی، پاسداری از ارزشهای اسلام و دین مبین اسلام است و باعث پیاده شدن اسلام حقیقی است. بنابراین اشخاصی که متعهد هستند در صراط مستقیم انسانیت هستند نمونه بیتعهدی یاران امام علی علیه السلام در جنگ صفین در صفحات ماندگار تاریخ نقش بسته و نمونه عمل به تعهد ۷۲ یار امام حسین علیه السلام در شب عاشورا را هم تاریخ ناقل آنها است. وقتی امام فرمود: «من بیعت خود را از گردن همه برداشتم از تاریکی شب استفاده کنید و بروید». گریه و زاری آنها بلند شد. به عنوان نمونه مسلم بن عوسجه رحمه الله علیه بعد از بیانی طولانی میفرماید: «… به خدا سوگند اگر بدانم که کشته میشوم و زنده میشوم و سپس کشته میشوم و سوخته میشوم و خاکسترم را باد میدهند و هفتاد بار چنان کنند، از تو جدا نشوم تا در آستانت بمیرم…».
یک منتظر میبایست به چنین شناخت و معرفت و وفاداری برسد که به عهد خود در قبال رهبر خود در سخترین شرائط اینگونه عمل کند، شرائط و زمانهها گوناگون است یک وقت در حضور امام، یک وقت در غیاب امام، باید با انواع طاغوتیان و وسایل گمراهکنندهشان مبارزه کرد و مقاومت نمود و به این کشتی یاری رساند که از تیررس نااهلان در امان بماند یک وقتی شمشیر است یک وقتی انواع سی دی و ماهواره و اینترنت و شبکههای مبتذل و انحرافی است. باید تا پای جان ایستاد و به دیگران هم در این راه یاری رساند. نباید با اشعاری همچون « اگر خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو» میدان را خالی کرد جماعت یزید کجا و یاران امام حسین کجا، ۷۲ نفر تن به این شعارها ندادند بلکه شعار آنها «هیهات منّا الذله» در دل و جان تاریخ نقش گرفت و مثل نور درخشان خورشید، طلایهدار راه رهروان است که منتظران میبایست خود را به این چراغ برسانند تا راه را گم نکنند چرا که راه حسین علیه السلام و مهدی علیه السلام یکی است.
۵. تخصص و تجربه
تخصص و تجربه چیزهایی است که در طول تاریخ مورد بهرهبرداری قرار گرفته است حتی در میدان جنگ و برای مقابله با دشمن از اینها استفاده شده و میتوان گفت جنگ و جهاد هم بدون اینها دچار تزلزل و شکست میشود. به طوری که در تاریخ میخوانیم حضرت رسول صلی الله علیه و آله برای جلوگیری از ویرانی مدینه نظر سلمان فارسی را برگزید و اطراف شهر را خندق زد و در کربلا هم امام حسین علیه السلام با مشورت و کمک یاران اطراف خیمهها را خندق و پر از خار و خاشاک کرد برای جلوگیری از دشمن. در داستان موسی و دختران شعیب علیه السلام به ارزش تعهد و تخصص اشاره شده است: «یَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمِینُ»۸ ای پدر او را به خدمت اجیر کن که بهترین کارگزار و خدمتگزار (انسان) توانمند و امین است.
حضرت یوسف علیه السلام هنگامی که به مقام وزارت اقتصاد مصر رسید، در بیان جایگاه خود فرمود: «اجْعَلْنِی عَلَى خَزَآئِنِ الأَرْضِ إِنِّی حَفِیظٌ عَلِیمٌ»؛۹ مرا بر خزانههای این سرزمین بگمار که من نگهبانی امین و دانا هستم. همچنین یکی از حاضران در پاسخ سلیمان علیه السلام فرمود: «أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَن تَقُومَ مِن مَّقَامِکَ إِنِّی عَلَیْهِ لَقَوِیٌّ أَمِینٌ»؛۱۰ من آن را قبل از آنکه از مکانت به پا خیزی، برایت مهیا میسازم همانا من بر این کار، توانا و امین هستم.
همراهی دو واژه «قوی» و «امین» در این آیات این نکته را میرساند که تخصص به تنهایی کافی نیست، بلکه امانت و تعهد نیز از شروط یک کارگزار مصلح است. بنابراین قرآن کریم، همراهی تخصص و تعهد و تجربه را در کوچکترین کارها تا حساسترین کارها را لازم میداند. با توجه به همین است که امام علی علیه السلام در عهدنامه مالک اشتر میفرماید: «أنظر فی امور عًمّالک … و تَوَخَّ منهم اهل التجربه و الحیاء»؛۱۱ در کارهای کارگزارانت اندیشه کن … و افراد با تجربه و با حیا را از میان آنان برگزین.
در همین باره امام صادق علیه السلام نیز میفرماید: «العالم بزمانه لا تهجم علیه اللوّابس»؛ کسی که آگاه به زمان خود باشد، مشتبهات بر او حملهور نخواهد شد.۱۲
آیا غیر از این است که کارگزاران امام زمان علیه السلام در عصر حکومت باید این خصوصیات را داشته باشند تا آقا امام زمان، آنها را برگزیند و به آنها مسؤولیت دهد؟ آیا غیر از این است که منتظران حکومت منجی بشریت، باید خود را به این صفات آراسته کنند و روز به روز در این زمینه سعی و تلاش و برنامهریزی کنند؟ آیا غیر از این است که در کنار تخصص در محیطهای آموزشی و پژوهشی باید اخلاق و تعهد را هم رشد داد و زمینه را برای پدیدار شدن منتظران و حتی جامعه منتظر همراه با تخصص و تعهد فراهم کرد؟
ادامه دارد
پینوشت
۱. در کربلا چه گذشت، شیخ عباس قمی، ص260.
۲. همان، ص261.
۳. همان، ص248.
۴. نهجالبلاغه، نامه ۵۳.
۵. صحیفه نور، ج19، ص11.
۶. داستانهای مدرس، ص65.
۷. شرح نهجالبلاغه، ابن ابی الحدید، ج4، ص272.
۸. قصص، ۶۶.
۹. یوسف، ۵۵.
۱۰. نمل، ۳۹.
۱۱. نهجالبلاغه، نامه ۵۳.
۱۲. تحف العقول، ص261.