امروز: ۱۴۰۵/۰۶/۲۴ ساعت : ۰۰:۱۹

خاطره اردوی نیم روزه ی کاخ گلستان

“به نام اول معلم انسان ها “

خاطره اردوی نیم روزه ی کاخ گلستان

بانی امور : هیئت الزهرای پردیس شهیدچمران ِ دانشگاه فرهنگیان

ابتدا صبحانه را در نمازخانه ی پردیس که علاوه بر این که محلی برای ادای فرائض واجب و مستحب و عزاداری است محلی برای گرد آمدن مان جهت امورات فرهنگی هم می باشد و چه خوش گفت حکیم خوش سخن جناب خیام که :

هنگام سپیده  دم خروس  سحری                دانی که چرا  همی کند  نوحه گری

یعنی که نمودند در آینه ی صبح                کزعمر شبی گذشت و تو بی خبری

صبحانه ای که حلیم بود و علاوه بر این که حلیم تغذیه ای لذیذ برای جسم است یاد آور این نکته ی مهم هم می باشد که انسان هم باید درحیات طیبه ی خود حلیم باشد و از درجه ی حلم وبردباری برخوردار باشد .

DSC06642-Copy

نقطه ی پروازمان همان نمازخانه و واسطه ی نقلیه مان اتوبوس بنز ۳۰۲ بود . وسیله ای که قریب به اتفاق مواقع که از طرف دانشگاه به جایی ساری و جاری می شویم با آن نقل مکان می کنیم و برای بچه ها یک حس نوستالژی را از سال های کودکی شان زنده می کند و هر چند که زمان جبهه و جنگ نبوده اند ولی به واسطه ی تصاویر و فیلم های مستند و سینمایی دفاع مقدس ، یاد آن دوران و رزمندگانش که با این اتوبوس راهی دانشگاه انسان سازی می شدند می افتند.

DSC06670-Copy

نزدیکی های کاخ گلستان پیاده شدیم و مابقی راه را پیاده گز کردیم . کاخ روبروی مسجد ارگ است . یکی از مساجد قدیمی تهران که حاج منصور ارضی هم در آن نوحه سرایی می کند . وارد محوطه ی کاخ که شدیم ابتدا از ایوانی که تخت مرمر در آن بود دیدن کردیم . لازم به ذکر است که شاهان قاجار تاج گذاری های شان را روی این تخت انجام می دادند و نفراتی که به صورت سنگ تراش زیر تخت را گرفته بودند اعم از خدم وحشم و حیوانات به منزله ی این است که شاه ظل ا… است و همه زیر سایه ی شاه هستند .

takhte-4

شمس العماره که ساختمانی پنج طبقه است ودلیل ساختش این بوده است که بام تهران باشد و از روی آن تمام تهران قابل رؤیت باشد و رنگ هایی که در سنگ های دیوار های داخلی ساختمان به کار رفته بود رنگ های گیاهی بود و راهنمای موزه تأکید مؤکد داشت که آن ها را لمس نکنیم . در این بخش از بازدید ها فقط ورود و دیدن از طبقه ی اول مجاز بود و رفتن به طبقات بالاتر میسر نبود .

shams

در عمارت بادگیر که مختص فصل تابستان شاهان بوده است و طوری ساخته و پرداخته شده بود که باد از طریق بادگیرها از بام کاخ به زیر زمین می رفته و در آن جا که رود جریان داشته است باد خنک می شده و دوباره از منفذ های کف ساختمان به بالا هدایت می شده است . در پَستوی همین ساختمان یکی ازدوستان صفادل مان به نام امید غلامی ایستاده و تکیه داده بود به دیوار ، که می گفت دلم آشوب هست نمی دانم حس خوبی هست یا بد !؟که بهش گفتیم بد است چون شاهان قاجار که این جا زندگی می کردند آدم های درست و حسابی نبودند . بعد از این که این دوستمان رفت ،یکی دیگراز دوستان مان وارد شد و پس از وارسی فضای دیوار متوجه عکس های ناخوشایندی شد که در بالای دیوار مصور گشته بود. دقیقاً بالای سر برادر غلامی . کاشف به عمل آمد که علل بدی احوالاتش چه بوده است .

تالار سلام یا اتاق موزه جایی بود که شامل : لوستر ها ، صندلی ها ،مبل ها ،تنگ ها و اشیای دیگری بود که از فرنگ خریداری شده بود . عکس ها و نقاشی ها هم که سنخیتی با فرهنگ غنی ایرانی – اسلامی نداشت و در واقع منتج به این می شود که سلسله ی قاجاریه را در دو واژه می توان تفسیر نمود : عیش و نوش . تخت طاووس که بسیار مطلا می باشد و همچنین تخت کوچک تر کنارش که تخت نادری نام داشت به دلیل گران سنگ بودنش در بانک مرکزی نگهداری می شود و آن ها بدل از اصل بودند.

در تالار ظروف ، ظروف هایی بود که همه از طرف سلاطین اروپایی هدیه داده شده بود .

در محوطه ی بیرونی کاخ، ایوان سه دهنه ای هست که خلوت کریم خانی نام دارد وزمانی که آغا محمد خان قاجار به قدرت رسید دستور داد تا استخوان های کریم خان را از قبرش در شیراز بیرون آوردند و زیر پله ی همین ایوان خاک کنند تا هر روز ازروی استخوان هایش رد شود و لگد کوبش کند. این هم از خباثت آغامحمد خان قاجار .در این ایوان سنگ مزار ناصر الدین شاه هم بود که قبل از این که این جا باشد در حریم وحرم سید الکریم قرار داشته و اوایل انقلاب به کاخ گلستان منتقل گردید .

تالار مخصوص ،بنایی بود که به دستور ناصرالدین شاه بعد از سفر اولش از فرنگ ساخته شد . این موزه دارای نفیس ترین اشیای به جا مانده از شاهان قاجار بود که ماشین تایپش بیشتر از همه برایم جالب بود .

بعد از دید و بازدید از موزه کاخ گلستان به کتابخانه وموزه ملی ملک رفتیم . موزه ای که اکنون زیر مجموعه ی آستان قدس رضوی می باشد و واقف آن فردی به نام حاج حسین آقا ملک بوده که ۱۰۱ سال هم عمر کرده است (۱۳۵۱-۱۲۵۰ ).

IMG_4829-Copy-300x225

در وقف نامه خود ، پروردگار و امام رضا (علیه آلاف التحیه و الثنا ) را به شهادت گرفته است که ” در این خدمت ناچیز جز خدمت به خلق و ایفای وظیفه و شهادت افراد مملکت نظری نداشته و چون طریق خدمت را منحصراً در ترقی معارف ورعایت حفظ الصحه مردم ” تشخیص داده ، املاک ومستغلات و اموال خود به ویژه کتابخانه و موزه در تهران وبیمارستان در چناران را به آستان قدس رضوی تقدیم کرده است .

 حقیقتاً چقدر مرد بوده است که آن زمان ۲ میلیارد وقف داشته است . آدم را به فکر فرو می برد که آیا من جرأت و جسارت این را دارم که در صندوق صدقات علاوه بر پول های خرد و سکه ای، یک بار هم که شده یک اسکناس صد هزار ریالی بیندازم ویا یک کتاب مفید و سالم ونو به کتابخانه ای هدیه دهم و یا تا به حال چیزی وقف کرده ام در حد بضاعت خودم تا مورد استفاده همگان وفرهیختگان قرار بگیرد .

از کتابخانه ملک که در طبقه بالا بود و به همگان اجازه ورود را نمی دادند با هماهنگی های به عمل آمده ی مسؤلان هیئت پردیس ،هماهنگ شد که دانشجو معلمان از این گنجینه ی ارجمند هم دیدن نمایند . از پنجره های کتابخانه که در طبقات بالا بود حیاط و ساختمان وزارت امور خارجه هم کاملاً هویدا بود و مشرف به آن و نخل هایی که در آن خودنمایی می کردند با باغچه هایی سرسبز .

هنگام اذان ظهر شد و نماز را در نماز خانه ی محقر طبقه ۲ موزه ملک با دوستان دانشجو معلم به جا آوردیم . در باغ موزه دفاع مقدس تهران مسجدی ساخته شده است که شبیه سازی مسجد جامع خرمشهر در ابعاد واندازه واقعی اش می باشد .که می طلبد واقتضا می کند چنین ساختمانی در چنین موزه ای وابتکار جالبی به خرج داده اند اما در این موزه هم اقتضا می کرد که با این ساختمان شیک و نقلی یک نمازخانه بزرگتر ساخته می شد که اگر ده نفر که می خواستند نماز بخوانند به نوبت نخوانند .

IMG_4865-Copy-300x225

مقصد بعدی و پایانی مان پارک شهر بود . پارک ها که باید فضای فرهنگی – تفریحی باشند برخی از آن ها توسط بعضی از افراد به فضای فرهنگی – تفریحی مبدل گشته اند . حالا در چنین فضایی که وجود افراد فرهنگی مثل دوستان دانشجومعلم ما که وجودشان در چنین فاز وفضایی غنیمت است و مسؤولین اردو چند توپ والیبال آورده بودند تا بچه ها پاره ای از وقت باقی مانده را بازی کنند که دانشجو معلمان ،والیبال و گوجه (یکی از بازی های بومی ومحلی )بازی کردند . که در همین حین یکی از خدمه های پارک آمد وگفت : بازی نکنید بازی با توپ در این پارک ممنوع است . جالب است شئونات فرهنگی را که عده ای رعایت نمی کردند موردی نداشت ولی تفریح سالم وورزش کردن دانشجو معلمان که نه کار غیر فرهنگی نه خبطی نه خطایی کرده بودند در پارک غیر قانونی بود . مسؤول هیئت که با خدمه ی پارک جهت جویا شدن علت به مسؤول پارک مراجعه نمود ایشان گفته بود شاخه ها می شکنند .

یحتمل توپ سبک والیبال ،شاخه های قطور درختان را می شکست و فضای فرهنگی ِ! پارک و هوای پاک تهران را آلوده و باعث ایجاد ریز گردها و آلودگی محیط زیست می شد.

محمودتاجیک خاوه – ورامین

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *