امروز: ۱۴۰۵/۰۸/۰۸ ساعت : ۰۸:۳۴
  • دفاع مقدس
  • شهید سیف ا… قاسمی /شجاعت یک رزمنده در پاتک به سنگر عراقی ها

    در عملیات فتح المبین سیف ا… تک تیرانداز بود. در شب عملیات، پشت خاکریز عراقی ها پناه گرفته بودیم و هوا هم خیلی سرد بود. به هر شکل، آن شب را تحمل کردیم؛ اما صبح، چاله  ای کندیم تا از سرما به داخل آن پناه ببریم.

    شب بعد، سیف ا… از من خواست تا با هم به سنگر عراقی ها برویم و چند تا پتو برای بچه ها بگیریم. به او گفتم:

    -« من نمی توانم با تو بیایم. آن جا خطرناک است!»

    سیف ا… اصرار نکرد و تصمیم گرفت خودش، تنهایی برود. دو نفر از بسیجی ها با او همراه شدند. چند قدمی مانده به سنگر عراقی ها، خمپاره ۱۲۰ به زمین اصابت کرد که بسیجی ها به شهادت رسیدند.

    سیف ا… سریع برگشت؛ اما به سرش ترکش خمپاره اصابت کرده بود. با همان امکانات کم، زخمش را بستیم.

    زمان زیادی نگذشته بود که دیدیم سیف ا… از جایش بلند شد. از او پرسیدیم:

    -« کجا می روی سیف ا… ؟»

    -« می خواهم بروم برای بچه ها پتو بیاورم؛ امشب هم مطمئنم هوا سرد است و سرما باعث می شود بچه ها نتوانند خوب بجنگند.»

    همان طور که از دور او را می دیدیم، رفت وارد سنگر عراقی ها شد و چند پتو گرفت.

    به لطف سیف ا… بچه ها آن شب را با پتو سر کردند.

    راوی : مسلم حسنی همرزم شهید سیف ا… قاسمی اعزامی از ساری

    منبع : رزمندگان شمال

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *