امروز: ۱۴۰۵/۰۷/۱۴ ساعت : ۱۳:۳۳
  • مهدویت
  • اهل کتاب در دولت مهدى(عج)

    به نام خدا

    منجى گرایى یا اعتقاد به مصلح موعود از همگانى‏ترین و ریشه‏دارترین باورهاى بشر است. در این میان مکتب شیعه، تنها مکتبى است که درباره منجى موعود پربارترین منابع را در اختیار دارد، ولى متأسفانه زوایا و ابعاد مختلف این مسئله کم‏تر کاویده شده است.

    اشاره:

    سرنوشت جمعیت انبوه اهل کتاب در عصر طلایى ظهور موضوعى است که در این نوشتار ابعاد مختلف آن کاویده مى‏شود در این باره از میان فرضیه‏هاى گوناگون، فرضیه اسلام آوردن اکثریت اهل کتاب انتخاب و با شواهد و قراین فراوانى تأیید مى‏شود. بررسى مدلول روایات این موضوع از دیگر رسالت‏هاى نوشتار حاضر است.

    تبیین مسأله

    منجى گرایى یا اعتقاد به مصلح موعود از همگانى‏ترین و ریشه‏دارترین باورهاى بشر است. در این میان مکتب شیعه، تنها مکتبى است که درباره منجى موعود پربارترین منابع را در اختیار دارد، ولى متأسفانه زوایا و ابعاد مختلف این مسئله کم‏تر کاویده شده است. یکى از ابعاد پنهان این موضوع که طبیعتا ذهن‏هاى بسیارى را به خود مشغول کرده است، چگونگى رفتار امام مهدى علیه‏السلام با اهل کتاب و نیز واکنش اهل کتاب در برابر امام مهدى علیه‏السلام است. این رساله مى‏کوشد تا در حد توان خود زوایاى گوناگون این مسئله را بررسى کند.

    اهمیت و ضرورت تحقیق

    الف) ارایه تصویرى زیبا و معقول از عصر ظهور

    اعتقاد به منجى نه اندیشه‏اى شیعى و اسلامى، بلکه مفهومى جهانى و فرا ملّیتى است و مکتب شیعه به عنوان مکتبى که منجى موعود را از خود و خود را منسوب به او مى‏داند، تنها زمانى خواهد توانست دیگران را به موعود خود دعوت کند، اصول و باورهاى خود را ترویج نماید و در جذب دیگران موفّق باشد که معقول‏ترین، کامل‏ترین و زیباترین تصویر را از آن مرد آسمانى ارایه نماید. رویکرد دیگران به اندیشه موعود و پذیرش نظریه مصلح کلّ و واکنش بجا در برابر آن به تصویر زیبا و معقولى که از آن ارایه مى‏شود بستگى دارد و این تصویر معقول و مستدلّ تنها با پژوهش‏هاى موضوعى و تخصصى فراهم مى‏آید.

    ب) برنامه ریزى

    دانستن اهداف، رفتارها و چگونگى اقدامات امام مهدى علیه‏السلام علاوه بر فواید علمى آن، به برنامه‏ریزى‏ها و رفتارهاى ما نیز مى‏تواند و بلکه باید سمت و سو ببخشد. ما با دانستن آن‏چه امام مهدى علیه‏السلام مى‏خواهد بدان دست یابد، مى‏توانیم زمینه‏هاى پیروزى او را فراهم آوریم و با تهیّه عدّه و عُدّه کافى بستر مناسبى براى دست‏یابى به اهداف عالى امام علیه‏السلام فراهم آوریم.

    این نگاه جداى آثار فردى آن مى‏تواند تأثیر بسزایى در برنامه‏ریزى‏هاى کلان کشور، حوزه‏هاى علمى، مجامع دینى و … داشته باشد. به عنوان مثال اگر بنا باشد در عصر ظهور بیشتر انسان‏ها به دین اسلام بگروند، آیا شیعه به عنوان تنها مکتب حق براى پاسخ دادن به نیازهاى مختلف فکرى این جمعیّت انبوه، خود را آماده کرده است؟ آیا محصولات فرهنگى او با نیازهاى بشریت متناسب است؟

    دانستن رخدادهاى آینده جهان و چگونگى رفتار امام مهدى علیه‏السلام با غیر مسلمانان این وظیفه را بر دوش متولّیان سیاست‏هاى کلى کشور مى‏گذارد که در برنامه‏ریزى‏هاى کلان خود سیاست‏هایى را برگزینند که برآورنده نیازهاى آینده بشریت نیز باشد.

    ج) خرافه زدایى

    از دیگر نکاتى که ضرورت پرداختن به این بحث و اهمیت آن را نشان مى‏دهد خرافات و تحریف‏هایى است که به گونه‏اى گسترده در مباحث مهدویت راه یافته است. این خرافات و تحریف‏ها که گاه به عمد از سوى مغرضان و دشمنان براى زشت جلوه دادن چهره امام علیه‏السلام و حرکت جهانى او، و در نتیجه خرافى جلوه دادن مسئله ظهور موعود صورت مى‏گیرد، رسالت سنگینى را بر دوش اندیشمندان و پژوهش‏گران گذارده است. براى نمونه مى‏توان به این باور خرافى اشاره کرد؛ که امام مهدى علیه‏السلام در رویارویى با مردم ذرّه‏اى مدارا و نرمش از خود نشان نمى‏دهد، تمامى گناهکاران را گردن مى‏زند، جوى خون به راه مى‏اندازد و… که ما در این نوشتار تا حدودى خرافى بودن این گونه باورها را اثبات کرده‏ایم.

    پیشینه تحقیق:

    جهان روزى را به چشمان خود خواهد دید که از ستم، کژى و تباهى خبرى نباشد. انسان‏ها از رشد، کمال، معنویت و آگاهى برخوردار باشند. فقر و رنج و مشکلات از پهنه زمین برچیده شود. نه آسمان از ریزش باران نعمتش دریغ کند و نه زمین از نمایاندن سبزى و تازگى و خرّمى‏اش بخل ورزد. در آن روز فرمانروایى از آن صالحان و قدّیسان خواهد بود که خوبى‏ها و خوشى‏ها را به مردم هدیه مى‏دهند و دل‏هاشان را با آسمان پیوند مى‏زنند و این‏ها و هزاران هزار خوبى دیگر به برکت فرزندى از سلاله من خواهد بود که آخرین ذخیره الهى است و روزى خورشید وجودش از پس پرده غیبت طُلوع خواهد کرد.

    این وعده‏اى است که رسول گرامى اسلام صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم بارها و بارها مردم را به برآورده شدنش نوید داده و دل‏هاى مسلمانان را آرزومند و شیفته آن کرده بود.

    بسیار طبیعى است که مسلمانان رنج کشیده، تشنه دانستن هر چه بیشتر درباره آن روز پرشکوه باشند و گاه همین پرسش‏ها و کنجکاوى‏ها ـ مانند پرسش از سرنوشت غیر مسلمانان ـ رسول گرامى صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم را به سخن وامى‏داشت و زاویه‏اى دیگر از زوایاى آن روز موعود را آشکار مى‏کرد.

    بر همین اساس ردّپاى بحث سرنوشت غیر مسلمین را از همان آغاز طرح بحث ظهور امام مهدى علیه‏السلام باید جستجو کرد. سرنوشت غیر مسلمین و اتفاقاتى که بر آنها مى‏گذرد بخشى از حوادث آن روز موعود است که طبیعهً پیامبر اسلام صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم و امامان معصوم علیهم‏السلام متعرّض آن مى‏شدند و زوایایى از آن را آشکار مى‏کردند و به تبع، محدّثان و مفسّران نیز با طرح آن دامنه بحث را وسعت مى‏بخشیدند.

    شاید کمتر کتابى را بتوان نام برد که به مسئله ظهور و حوادث آن پرداخته باشد اما سخنى ولو به اختصار از عاقبت اهل کتاب و سایر غیر مسلمین به میان نیاورده باشد. بسیارى از مفسران نیز در ذیل آیات مربوط به امام مهدى علیه‏السلام کم و بیش اشاراتى به این مسئله کرده‏اند. ابن عباس، قتاده، على‏بن ابراهیم قمى، امین الاسلام طبرسى، علامه طباطبایى، صاحب تفسیر نمونه و … از جمله این مفسران هستند. در کتب روایى همچون بصائر الدرجات، اصول کافى، کمال الدین، غیبت شیخ طوسى، بحار و … نیز ولو به اختصار روایات این مسئله ذکر شده است.

    از میان دانشمندان معاصرى که این مسئله را طرح کرده و پیرامون آن توضیحاتى داده‏اند مى‏توان علامه رفیعى قزوینى در کتاب الامام المهدى من المهد الى الظهور، آیت الله ابراهیم امینى در کتاب دادگستر جهان، آیت الله مکارم شیرازى در کتاب حکومت جهانى مهدى علیه‏السلام و آیت الله سید محمد صدر در موسوعه الامام المهدى جلد سوم (تاریخ ما بعد الظهور) را نام برد که از این میان کتاب اخیر از امتیازات و دقت بیشترى در بحث برخوردار است. و ما در این نوشتار از آن بهره‏هاى فراوانى برده‏ایم.لیکن طراحان این موضوع عمدهً به ذکر یک یا چند روایت اکتفا کرده‏اند و گاه که در صدد حلّ تعارض روایات برآمده‏اند بلافاصله و بدون بررسى زوایاى مختلف بحث یک دسته را ترجیح داده و دسته دیگر را کنار نهاده‏اند. اما طرح موضوع به صورت مستقل همراه با بررسى جوانب و ابعاد مختلف آن و جمع‏آورى مجموعه آیات و روایات مسئله و نیز بررسى شواهد و قراین بحث و نیز بررسى سندى و دلالى روایات و عرضه روایات بر آیات و… کارى تفصیلى است که در هیچ یک از کتب دانشمندان نیامده است.

    شیوه تحقیق

    دقت و تعمّق در بخش‏هاى گوناگون مباحث اخلاقى و اعتقادى و بررسى اجتهادى آیات و روایات مربوط به آن‏ها از آرزوهاى دیرینه بزرگان و اندیشمندان بوده است. ولى متأسفانه از به‏کارگیرى ابزار کار آمد علم اصول و دقت‏هاى فقیهانه در دو حوزه اخلاق و اعتقادات کم‏تر مى‏توان نشان یافت. اعتماد به روایات ضعیف السند، عدم دقت در مدلول‏هاى آن‏ها، حل نشدن تعارض روایات، عرضه نکردن آن‏ها بر قرآن و… از مشکلاتى است که در بسیارى از مباحث اخلاقى و اعتقادى وجود دارد.

    امروزه با توجه به نیاز روز افزون جوامع به مسایل اخلاقى و اعتقادى به ویژه مباحث مهدویّت، ضرورت پژوهش مبتنى بر اصول و قواعد این مباحث آشکارتر شده است. تنها در صورت پیمودن چنین مسیرى، مباحث از عمق و دقّت برخوردار خواهد بود.

    مقاله حاضر شامل دو فصل خواهد بود: در فصل اول مجموعه روایات مسأله، جداى از ضعف یا وثاقت آن‏ها مورد توجه قرار گرفته و قراین و شواهدى که مسایل مورد نظر را تأیید یا تضعیف مى‏کنند، جمع‏آورى شده است و در پایان با مقایسه مجموعه روایات با یکدیگر به جمع‏بندى نهایى پرداخته شده است. در این فصل کوشش شده است که از خبرهاى واحدى که مضمون منحصر به فردى دارند، پرهیز شود و در حد امکان از روایاتى که مضمون مستفیضى دارند استفاده شود. هم‏چنین تا آن جا که مى‏شد، از روایاتى که تنها در منابع عامه آمده و در منابع شیعى اشاره‏اى به آن نشده استفاده نشود. معقول بودن و طبیعى بودن از دیگر شاخصه‏هایى است که ما در ارایه تصویر عصر ظهور و رویارویى امام مهدى علیه‏السلام با اهل کتاب از آن بهره برده‏ایم.

    ما در این فصل بر خلاف میل باطنى خود بدین دلیل از دقّت‏هاى متداول مباحث فقهى و به ویژه بررسى‏هاى سندى پرهیز کرده‏ایم که بسنده کردن به احادیث صحیح السند در این مباحث به اجمال بحث و مبهم ماندن بسیارى از زوایاى بحث مى‏انجامد. از این‏رو به ناچار با توجه به شاخصه‏هایى که پیش از این آمد یک نظریه را تأیید یا تضعیف کرده‏ایم.

    فصل دوم مبتنى بر تصویر روشنى است که از مباحث فصل یکم بدست آمده است در این فصل به دلیل حساسیت موضوع سعى بر این بوده است که مباحث به صورت دقیق پى‏گیرى شوند و علاوه بر بررسى دلالى آیات و روایات، تنها از احادیث معتبر استفاده شود. نویسنده بر آن بوده است که در این فصل در حدّ بضاعت اندک خویش دقّت‏هاى متداول در مباحث فقهى را اعمال کند. گرچه نیک مى‏داند تلاش‏هایش گامى بیش نیست و براى رسیدن این بحث به کمال و سرانجام شایسته، لازم است گام‏هاى بلندتر و استوارترى برداشته شود. به امید این که اندیشمندان این تحقیق را تکمیل کنند.

    فصل اول:

    سرانجام اکثریت اهل کتاب

    درباره سرانجام اهل کتاب در حکومت امام مهدى علیه‏السلام فرضیه‏هاى گوناگونى وجود دارد که ما در این‏جا تنها فرضیه مختار را ذکر کرده و مؤیدات آن را بر مى‏شماریم:

    فرضیه اسلام اکثریت اهل کتاب

    فرضیه اسلام آوردن بیشتر اهل کتاب، فرضیه معقول و پذیرفتنى است که در میان اندیشمندان طرفدارانى نیز دارد. ما به برخى از آنها اشاره مى‏کنیم:

    سید محمد صدر پس از بررسى روایاتى که بر گرفتن جزیه و یا نگرفتن آن از اهل کتاب دلالت مى‏کنند مى‏نویسد:

    به هر حال این بحث تنها منحصر به کسانى خواهد بود که بر آیین یهودیت و نصرانیت، باقى مانده‏اند و با وجود فرصت‏هاى فزاینده و تأکید فراوانى که بر انتشار دین اسلام در میان تمامى انسان‏ها وجود دارد، این گروه در آن روز تعداد اندکى خواهند بود.(۲)

    آیت الله مکارم شیرازى در این باره مى‏نویسد:

    با توجه به این که در دوران حکومت آن مصلح بزرگ، همه وسایل پیشرفته ارتباط جمعى در اختیار او و پیروان رشید اوست و با توجه به این که اسلام راستین با حذف پیرایه‏ها، کشش و جاذبه‏اى فوق‏العاده دارد، به خوبى مى‏توان پیش‏بینى کرد که اسلام با تبلیغ منطقى و پیگیر، از طرف اکثریت قاطع مردم جهان پذیرفته خواهد شد و وحدت ادیان از طریق اسلام پیشرو عملى مى‏گردد.(۳)

    مؤیّدات

    براى اسلام آوردن اهل کتاب و گرایش آن‏ها به امام مهدى علیه‏السلام زمینه‏هاى فراوانى وجود دارد که با توجه به وجود چنین زمینه‏هایى، گرایش بیشتر اهل کتاب به امام مهدى علیه‏السلام فرضى است کاملاً شدنى، بلکه قریب به یقین که ما به گستردگى آن‏ها را برمى‏شماریم

    1ـ برخوردارى انسان‏ها از فطرت‏هاى پاک

    بر اساس آموزه‏هاى دین اسلام، انسان‏ها فطرت‏هایى پاک و حق‏جو دارند و گرایش آن‏ها به باطل معمولاً به دلیل اشتباه در شناخت مصادیق حقیقت است. وجود چنین فطرت‏هاى پاک، زمینه بسیار مناسبى است براى گرایش اهل کتاب به امام مهدى علیه‏السلام که دعوت کننده به حق و گسترش دهنده آن است.

    2ـ طرح مباحث فکرى

    تربیت انسان‏ها و رها ساختن آنان از زندان‏هاى جهل و عرضه حقایق ناب به روان حق‏جوى آدمیان، از برترین رسالت‏هاى انبیا و اولیا بوده است:

    «هو الّذى بعث فى الامیین رسولاً منهم یتلوا علیهم آیاته و یزکّیهم و یعلّمهم الکتاب و الحکمه و ان کانوا من قبل لفى ضلال مبین»(جمعه: ۲)

    «او کسى است که در میان جمعیت درس نخوانده رسولى از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آن‏ها مى‏خواند و آن‏ها را تزکیه مى‏کند و به آنان کتاب (قرآن) و حکمت مى‏آموزد. و مسلما پیش از آن در گمراهى آشکارى بودند.»

    امام مهدى نیز بر اساس این رسالت الهى با طرح مباحث فکرى و عقیدتى اقدام به اثبات حقانیت دین اسلام و آشکار کردن بطلان دیگر مکاتب و نحله‏ها خواهد نمود و بى‏تردید در سایه تلاش‏هاى حضرت و یاوران او در این زمینه، بسیارى به حقانیت آیین اسلام یقین پیدا کرده و به آن خواهند گروید. در این باره به چند روایت اشاره مى‏کنیم:

    الف: امام صادق علیه‏السلام فرمود:

    … لا یأتون على اهل دین الا دعوهم الى الله و الى الاسلام و الى الاقرار بمحمد صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم (۴)

    محمد صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم دعوت مى‏کنند.

    ب: امام کاظم علیه‏السلام :

    اذا خرج بالیهود و النصارى و الصائبین و الزنادقه و اهل الرّده و الکفار فى شرق الارض و غربها فعرض علیهم الاسلام…(۵)

    مى‏کند… .

    3ـ دولت نمونه

    بر اساس روایات اهل بیت علیهم‏السلام امام علیه‏السلام پس از ظهور در مکه رهسپار کوفه مى‏شود و آن‏جا را مرکز حکومت خود انتخاب مى‏کند:

    امام صادق علیه‏السلام در این باره مى‏فرماید:

    دارملکه الکوفه و مجلس حکمه جامعها و بیت ماله و مقسم غنائم المسلمین مسجد السهله…

    کوفه دارالحکومه او، مسجد جامع آن، محل قضاوت او و مسجد سهله محل بیت المال و تقسیم غنایم است.(۶)

    خود خیره خواهد کرد و جهانیان را به شدت مشتاق آن خواهد نمود.

    4ـ ارایه معجزات

    استفاده از شیوه ارایه معجزه یکى از روش‏هایى است که امام مهدى علیه‏السلام با به‏کار بستن آن، حقانیت و امامت خود را اثبات و بستر مناسبى براى گرایش به آیین اسلام فراهم خواهد کرد.

    امام صادق علیه‏السلام در این باره مى‏فرماید:

    ما من معجزه من معجزات الانبیاء و الاوصیاء الا یظهر الله تبارک و تعالى مثلها على ید قائمنا لا تمام الحجه على الاعداء.(۷)

    دشمنان، خداوند مانند آن را به‏دست قائم ما علیه‏السلام ظاهر خواهد کرد.

    5ـ بیرون آوردن کتب آسمانى

    کتب آسمانى در میان پیروان ادیان از جایگاه و منزلت والایى برخوردارند و بى‏گمان تأثیر درخورى در اعتقادات، اخلاق و رفتار پیروان‏شان دارند. بر اساس روایات، در کتب آسمانى تحریف نشده مژده ظهور امام مهدى علیه‏السلام آمده است.

    امام باقر علیه‏السلام در تفسیر آیه «الذین یتّبعون الرّسول النّبى الامّى الذى یجدونه مکتوبا عندهم فى التوراه و الانجیل» (اعراف، ۱۵۷) فرمودند: «یجدونه مکتوبا عندهم فى التوراه و الانجیل یعنى النبى صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم و الوصى والقائم…؛ آن را در تورات و انجیل نوشته مى‏یابند؛ یعنى پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم و وصى او و قائم را…»(۸)

    آیین اسلام و اثبات حقانیت خود بهره‏بردارى مى‏کند.

    پیامبراکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم فرمودند:

    و یجمع عیسى علیه‏السلام الکتب من انطاکیه حتى یحکم بین اهل المشرق و المغرب و یحکم بین اهل التوراه فى توراتهم و اهل الانجیل فى انجیلهم و اهل الزبور فى زبورهم و اهل الفرقان بفرقانهم(۹)

    قرآن به قرآنشان حکم نماید.

    6ـ کشف میراث‏هاى انبیا

    استخراج نشانه‏ها و سمبل‏هایى که در میان صاحبان ادیان و مذهب‏هاى گوناگون از تقدس و احترام ویژه‏اى برخوردارند، از دیگر اقدامات امام مهدى علیه‏السلام خواهد بود. امام علیه‏السلام با نشان دادن این نشانه‏ها و سمبل‏هاى مقدس دل‏هاى مردمان را با خود همراه خواهد کرد.

    امام صادق علیه‏السلام مى‏فرمایند:

    اذا ظهر القائم علیه‏السلام ظهر برایه رسول الله صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم و خاتم سلیمان و حجر موسى و عصاه ثم یأمر فینادى: الا لا یحملنّ رجلٌ منکم طعاما و لا شرابا و لا علفا … فاوّل منزل ینزله یضرب الحجر فینبع منه طعام و شراب و علف فیأکلون و یشربون و دوابّهم …(۱۰)

    مى‏خورند.

    7ـ ناتوانى مدعیان اصلاح

    آدمى همیشه و از گذشته دور تا به امروز در فکر به سامان کردن جوامع بشرى بوده و راه‏هاى بسیارى را براى رسیدن به آن پیشنهاد کرده است، ولى تا به امروز آن‏چه نصیب بشر شده، کابوس وحشت‏ناک یأس و ناامیدى است.

    سید محمد صدر در این باره مى‏گوید:

    «یکى از نتایجى که برنامه عام پیش از ظهور بدان مى‏انجامد این است که تمام مکاتبى که مدعى حل مشکلات بشریت و از میان بردن آشفتگى‏هاى اویند خود را نشان مى‏دهند و سرانجام بر اثر تجربه‏هاى طولانى پوچى آن آشکار شده و کاستى‏ها و ستم‏هاى نهفته در آن نمایان مى‏شود و این مکاتب به جهت اینکه زائیده فکر ناقص بشرى ـ که محصور دیوارهاى عواطف و زمان و مکان است – مى‏باشند ضرورهً خالى از کاستى نخواهد بود و آشکار شدن آن نقایص تنها پس از آزمودن و تجربه عملى خواهد بود. این مکاتب یکى پس از دیگرى در برابر افکار عمومى و در مقابل دیدگان همگان از دشمن گرفته تا موافق و مخالف در اقیانوس آزمون‏ها گذر مى‏کند تا اینکه پوچى و ستم‏هاى نهفته در آن و نیز ناسازگارى آن با مصالح عمومى و خاص روشن شود…

    پس از برخورد این مکاتب با واقعیت‏ها، نومیدى کشنده‏اى بر تمام مکاتب عرضه شده سایه مى‏افکند و در بشریت این احساس عمیق شکل مى‏گیرد که این مکاتب توانایى رفع ستم از بشریت و تبدیل آن به سعادت و رفاه را ندارند لیکن بارقه امید و نورى به شدت کم سو هنوز در دل‏هاى مردم وجود دارد این بارقه امید هنوز از میان نرفته است. از اینرو امید کم فروغى نسبت به مبدأ ناشناخته عادلى که ممکن است سعادت بشر را تضمین و مشکلاتش را حل کند جان مى‏گیرد و هر چه ناتوانى مکاتب در حل مشکلات آشکارتر شود این آرزو ریشه‏دارتر و روشن‏تر مى‏شود و لذا در بشریت حالت انتظار مبهمى نسبت به فرداى سرشار از سعادت شکل مى‏گیرد آنچنانکه شخص مؤمن انتظار روشنى نسبت آمدن امام مهدى علیه‏السلام دارد.»(۱۱)

    و این حقیقتى است که در روایات نیز به آن اشاره شده است:

    الف: امام باقر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم :

    ان دولتنا اخر الدول و لم یبق اهل بیت لهم دوله الاملکوا قبلها لئلا یقولوا اذا رأوا سیرتنا اذا ملکنا سرنا بمثل هولاء و هو قول الله تعالى و العاقبه للمتقین.(۱۲)

    عاقبت براى پرهیزگاران است».

    ب: امام صادق علیه‏السلام :

    لا یکون هذا الامر حتى لا یبقى صنف من الناس الاوقد ولّوا على الناس حتّى لا یقول قائل انا لو ولینا لعد لنا ثم یقوم القائم بالحق و العدل.(۱۳)

    بودیم به عدالت رفتار مى‏کردیم. پس از این، قائم، به حق و عدالت قیام خواهد کرد».

    8ـ روش‏هاى تربیتى

    روش‏هایى که امام مهدى علیه‏السلام براى تربیت مردم به کار مى‏برند تأثیر بسزایى در طهارت فکرى و اخلاقى مردم داشته و زمینه را براى گرایش آن‏ها به حقیقت فراهم مى‏کند. ما در این جا به کوتاهى شیوه‏هاى تربیتى حضرت را بررسى مى‏کنیم. البته منظور ما از شیوه‏هاى تربیتى، تربیت به معناى عام آن نیست، بلکه شیوه‏هایى است که حضرت براى تربیت خاص ـ یعنى ایجاد زمینه مناسب براى گرایش به اسلام ـ اعمال مى‏کنند.

    پیش از عصر ظهور عوامل فراوانى باعث گرایش یا تداوم اعتقاد مردم به مکاتب باطل و ادیان منسوخ مى‏شوند از جمله:

    الف: تربیت نادرستى که از سوى دولت‏ها و یا اشخاص در مدارس و آموزشگاه‏ها و وسایل ارتباط جمعى به کار مى‏رود و بر اساس آن حقانیت یک دین و یا یک مکتب فکرى باطل به وسیله روش‏هاى تربیتى به دانش‏آموزان تلقین مى‏شود.

    ب: موانع آشکار و پنهانى که از سوى حکومت‏ها براى جلوگیرى از آشنایى مردم با تعالیم نجات بخش و انسان ساز اسلام ایجاد مى‏شود.

    ج ـ فشارهایى که از سوى دولت‏ها، مجموعه‏ها و افراد منحرف براى گسترش فرهنگ‏هاى نادرست و نیز رفتارهاى متناسب با آن اعمال مى‏شود.(۱۴)

    باطل را ایجاد مى‏کنند.

    یکى از شیوه‏هاى تربیتى حضرت از میان بردن زمینه‏هاى تربیت انحرافى بالا است.

    در سایه این اقدامات و تلاش‏هایى که حضرت و یاران خاصش براى تربیت جامعه جهانى به‏کار خواهند بست، جامعه جهانى از نظر اخلاقى و عقلانى رشد چشمگیرى خواهد یافت و این رشد و ترقى اخلاقى و عقلانى تأثیر بسزایى در گرایش مردم دنیا به دین اسلام و پیوستن به امام مهدى علیه‏السلام و فرمانبردارى از او خواهد داشت.

    با بررسى روایاتى که ترسیم کننده چهره جهان در عصر ظهور هستند، به شواهد و قراین فراوانى براى این رشد و ترقّى دست مى‏یابیم، ما به عنوان نمونه برخى از آنها را ذکر مى‏کنیم:

    در ارتباط با رشد اخلاقى از جمله روایاتى که وارد شده عبارتند از:

    الف: امام على علیه‏السلام :

    ولو قد قام قائمنا لا نزلت السماء قطرها و لا خرجت الارض نباتها و لذهبت الشحناء من قلوب العباد.(۱۵) چون قائم ما قیام کند، آسمان بارانش را فرو ریزد و زمین گیاهانش را برویاند و کینه‏ها از دل‏هاى بندگان برود.

    ب: امام صادق علیه‏السلام : «… و یؤلف الله بین قلوب مختلفه و لا یعصون الله عزوجل فى ارضه؛ … و خداوند میان قلب‏هاى پراکنده الفت برقرار مى‏کند و آن‏ها خداى عزوجل را در زمین معصیت نمى‏کنند.»(۱۶)

    عمومیت رشد اخلاقى را استفاده نمود.

    در ارتباط با رشد عقلانى نیز مى‏توان روایات زیر را برشمرد:

    الف: امام باقر علیه‏السلام :

    اذا قام قائمنا وضع یده على رؤس العباد فجمع بها عقولهم و کملت به احلامهم.(۱۷)

    عقل‏هاشان کامل شود.

    روشن است که واژه العباد در این روایت عام است و «ال» آن ظهور در استغراق دارد و شامل همه بندگان مى‏شود. بنابراین، تربیت امام و رشد و ترقّى حاصل از آن تمام بشریت عصر ظهور را در بر مى‏گیرد.

    ب: امام باقر علیه‏السلام : «و تؤتون الحکمه فى زمانه؛(۱۸) در زمان مهدى به شما حکمت بیاموزند».

    ایجاد زمینه‏هاى فکرى و عقلانى آن است.

    9ـ نزول عیسى‏بن مریم علیه‏السلام

    در روایات فراوانى به نزول عیسى علیه‏السلام در عصر ظهور اشاره شده است از جمله:

    الف:پیامبراکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم :

    … لو لم یبق من الدنیا الا یوم واحد لطوّل الله ذلک الیوم حتى یخرج فیه ولدى المهدى فینزل روح الله عیسى‏بن مریم فیصلى خلفه.(۱۹)

    مى‏گذارد.

    ب: امام صادق علیه‏السلام :

    … ثم یظهره الله عزوجل فیفتح الله على یده مشارق الارض و مغاربها و ینزل روح الله عیسى‏بن مریم علیه‏السلام فیصلى خلفه.(۲۰)

    مى‏کند و عیسى‏بن مریم از آسمان فرود آمده و پشت سر او نماز مى‏گذارد.

    تنها در کتاب منتخب الاثر بیش از ۲۰ روایت با این مضمون آمده است.(۲۱)

    از جمله شهربن حوشب مى‏گوید:

    حجاج به من گفت: اى شهر در قرآن آیه‏اى است که مرا خسته کرده است (و معناى آن را نمى‏فهمم) گفتم: کدام آیه؟ گفت: آن جا که خداوند مى‏فرماید: «و هیچ یک از اهل کتاب نیست مگر آن که قبل از مرگش به او ایمان مى‏آورد». به خدا سوگند من دستور مى‏دهم فردى یهودى یا نصرانى را [نزد من] گردن بزنند و من به او خیره مى‏شوم، ولى لبانش حرکت نمى‏کند تا این‏که نفس او قطع مى‏شود. شهر گوید: گفتم: خداوند امر امیر را اصلاح کند، مطلب آن گونه که پنداشتى نیست. پرسید: چگونه؟ گفتم [مراد این است که] عیسى پیش از روز قیامت از آسمان فرود مى‏آید و پشت سر مهدى نماز مى‏گذارد. پس هیچ یهودى و نصرانى باقى نمى‏ماند مگر این‏که به عیسى قبل از مرگش ایمان مى‏آورد. پرسید: عجب! این تفسیر را از کجا فرا گرفته‏اى؟ گفتم: از محمد بن على بن حسین بن على بن ابیطالب علیه‏السلام . حجاج گفت: به خدا سوگند آن‏را از چشمه‏اى زلال بدست آورده‏اى.(۲۲)

    ب: محمدبن مسلم نیز از امام باقر علیه‏السلام چنین نقل مى‏کند:

    … ان عیسى ینزل قبل یوم القیامه الى الدنیا فلایبقى اهل مله یهودى و لا غیره الا امنوا به قبل موته و یصلى خلف المهدى(۲۳)

    مهدى علیه‏السلام نماز مى‏گذارد.

    با ایمان اهل کتاب به مسیح و اسلام آوردن مسیح و پیروى او از امام مهدى علیه‏السلام به یقین بخش عمده‏اى از اهل کتاب نیز اسلام آورده و به امام خواهند گروید.

    اسلام آوردن حضرت عیسى علیه‏السلام و پیوستن ایشان به آیین محمدى صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم را از چند راه مى‏توان اثبات کرد:

    اول: دلایلى که ـ در جاى خود ـ بر نسخ دین مسیحیت اقامه شده است و با نسخ آیین مسیحیت تفاوتى میان آورنده آیین مسیحیت ـ حضرت عیسى علیه‏السلام ـ و پیروان ایشان نخواهد بود.

    دوم: آیات و روایاتى که بر موظف بودن اهل کتاب به اختیار کردن دین اسلام دلالت دارد؛ چرا که اگر اهل کتاب موظف به پیروى از آیین اسلام هستند، به طریق اولى رهبر ایشان ـ عیسى علیه‏السلام ـ موظف به اختیار اسلام خواهد بود. امام صادق علیه‏السلام در این زمینه مى‏فرماید:

    لا یأتون على اهل دین الا دعوهم الى الله و الى الاسلام و الى الاقرار بمحمد صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم و من لم یسلم قتلوه حتى لا یبقى بین المشرق و المغرب و مادون الجبل احد الااقرّ.(۲۴)

    تا مغرب و پشت کوه کسى نباشد مگر این‏که ایمان آورد.

    سوم: نماز گذاردن حضرت عیسى علیه‏السلام به روش مسلمانان و اقتداى ایشان به امام مهدى علیه‏السلام در نماز نیز مى‏تواند گواه خوبى براى اسلام ایشان باشد:

    در این باره پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود:

    … و قد نزل عیسى‏بن مریم علیه‏السلام کانه یقطر من شعره الماء فیقول له المهدى علیه‏السلام : تقدّم صلّ بالناس. فیقول: انما اقیمت لک الصلوه فیصلى خلف رجل من ولدى …(۲۵)

    مى‏گذارد … .

    10ـ ویژگى‏هاى امام مهدى علیه‏السلام

    یکى دیگر از عواملى که باعث گرایش اهل کتاب و بلکه همه غیر مسلمانان به اسلام و پیروى آنان از امام مهدى علیه‏السلام مى‏شود، شخصیت فوق العاده و استثنایى امام مهدى علیه‏السلام است. کدام انسان سلیم النفس است که در رویارویى با آن بزرگ مرد آسمانى که منبع زیبایى، خوبى، پاکى، صداقت، محبت، رأفت و … است، دل از کف ندهد و واله و شیفته‏اش نگردد؟ او تجسم آدم، نوح، ابراهیم، موسى، عیسى و محمد صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم است؛ با همان خوبى‏ها و کمالات و همچنان که به تعبیر قرآن خلق و خوى نیکوى پیامبر باعث گرایش مردمان عصر جاهلیت به آن حضرت مى‏شد:

    فبما رحمه من‏الله لنت لهم ولو کنت فظّا غلیظ القلب لانفضّوا من حولک.(۲۶)

    بودى از اطراف تو پراکنده مى‏شدند.

    شخصیت فوق العاده امام مهدى علیه‏السلام نیز دل‏هاى مردمان را تسخیر و مجذوب خویش خواهد نمود. عدالت گسترى(۲۷)، دانش(۲۸)، زهد(۲۹)، جود و کرم(۳۰)، رأفت و رحمت(۳۱) و عبادت(۳۲) برخى از این ویژگى‏ها هستند.

    11ـ رضایتمندى همگان

    از دیگر شواهدى که از اقبال اهل کتاب به امام مهدى علیه‏السلام نشان دارد، روایاتى است که بر خرسندى جهانیان از قیام امام مهدى علیه‏السلام دلالت مى‏کند. بى‏تردید این خرسندى زمانى جا دارد که اهل کتاب از او پیروى کنند و به فرمان‏هایش گردن نهند؛ چرا که اگر قصد برافراشتن علم مخالفت و ایستادن در برابر او و اهداف او را داشته باشند جایى براى خرسندى باقى نخواهد ماند.

    در این رابطه پیامبر اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم مى‏فرمایند:

    … یفرح به اهل السماء و اهل الارض و الطیر و الوحوش و الحیتان فى البحر…(۳۳)

    اهل آسمان و زمین، پرندگان، حیوانات و ماهیان دریا از او خرسند مى‏شوند… .

    و از امام على علیه‏السلام نقل شده:

    هنگامى که حضرت مهدى علیه‏السلام ظهور کند نام مبارکش بر سر زبان‏ها خواهد افتاد و وجود مردم سرشار از عشق به اوست؛ به گونه‏اى که جز نام او هیچ نامى در یاد و زبان آنان نیست و با دوستى او روح خود را سیراب مى‏کنند.(۳۴)

    عمومیت روایات، این عده بخش اندکى از مجموعه عظیم انسان‏ها خواهند بود.

    ادامه دارد

    ۱. این نوشتار خلاصه‏اى است از بخش‏هایى از پایان نامه نویسنده با عنوان «دین در عصر ظهور» که براى مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى در مقطع کارشناسى ارشد به رشته تحریر در آمده است.

    2ـ محمد صدر، تاریخ ما بعد الظهور (بیروت: دارالتعارف للمطبوعات، ۱۴۱۲) ص ۶۱۲.

    3ـ ناصر مکارم شیرازى، حکومت جهانى مهدى (قم: انتشارات نسل جوان، چاپ یازدهم، ۱۳۸۰) ص ۲۸۸.

    4ـ على کورانى، معجم احادیث الامام المهدى، (قم: مؤسسه المعارف الاسلامیه، چاپ اول، ۱۴۱۱) ج ۴، ص ۶۱.

    5ـ همان، ج ۵، ص ۶۰.

    6ـ محمد صدر، تاریخ ما بعد الظهور، ص ۶۰ (به نقل از بحار، ج ۱۳، ص ۲۰۰).

    7ـ لطف الله صافى، منتخب الاثر (قم: مؤسسه السیره المعصومه، چاپ دوم، ۱۴۲۱) ص ۳۸۷.

    8ـ على کورانى، معجم احادیث الامام المهدى، ج ۵، ص ۱۲۰.

    9ـ همان، ج ۱، ص ۵۳۱.

    10ـ لطف الله صافى، منتخب الاثر، ص ۳۸۶.

    11ـ محمد صدر، تاریخ ما بعد الظهور، ص ۳۳۳.

    12ـ محمد صدر، تاریخ ما بعد الظهور، ص ۳۳۵ به نقل از غیبت طوسى، ص ۲۸۲.

    13ـ على کورانى، معجم احادیث الامام المهدى، ج ۳، ص ۴۲۶.

    14ـ محمد صدر، تاریخ ما بعد الظهور، ص ۵۳۲، نقل به مضمون.

    15ـ لطف الله صافى، منتخب الاثر، ص ۵۹۲.

    16ـ على کورانى، معجم احادیث الامام المهدى، ج ۳.

    17ـ لطف الله صافى، منتخب الاثر، ص ۶۰۷.

    18ـ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج ۵۲، (تهران: انتشارات اسلامیه، چاپ سوم، ۱۳۷۲) ص ۳۵۲.

    19ـ لطف‏الله صافى، منتخب الاثر، ص ۱۰۱.

    20ـ همان، ص ۳۰۰.

    21ـ همان، ص ۳۹۲.

    22ـ على کورانى، معجم احادیث الامام المهدى، ج ۵، ص ۸۳.

    23ـ لطف الله صافى، منتخب الاثر، ص ۶۰۰.

    24ـ على کورانى، معجم احادیث الامام المهدى، ج ۴، ص ۶۱.

    25ـ لطف الله صافى، منتخب الاثر، ص ۳۹۰.

    26ـ آل عمران، ۱۵۹.

    ۲۷. نهج‏البلاغه، خطبه ۱۳۸.

    ۲۸. لطف الله صافى، منتخب الاثر، ص ۳۸۱.

    ۲۹. همان، ص ۳۷۸.

    ۳۰. مسعود پورسیدآقایى، تاریخ عصر غیبت، ص ۴۳۲ (به نقل از صحیح مسلم به شرح النووى، ج ۱۸، ص ۳۹).

    ۳۱. همان، ص ۴۳۹ به نقل از الزام الناصب، ص ۱۰.

    ۳۲. همان، ص ۴۳۵ (به نقل از بحارالانوار، ج ۸۶، ص ۸۱).

    33ـ لطف الله صافى، منتخب الاثر، ص ۵۸۹.

    34ـ نجم الدین طبسى، چشم‏اندازى به حکومت مهدى، ص ۶۶. (به نقل از الحاوى للفتاوى، ج ۲، ص ۶۸).

    برگرفته از سایت :المهدویه

    برچسب‌ها :

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *