امروز: ۱۴۰۵/۰۷/۲۵ ساعت : ۱۶:۱۵
  • مهدویت
  • آرمان‌شهر حضرت ولی‌عصر(عج)

    به نام خدا

    برای رسیدن به شهر فاضله مطلوب، افزون بر عدالت، احسان نیز لازم است. ویژگی برقراری عدالت در بین عموم آن است که حقوق همه مردم را تامین میسازد و ریشه‌های دشمنی و طغیان‌گری را از بین می‌برد و احسان دل‌های مردم را به هم نزدیک می‏کند.

    چکیده
    در این مقاله ۱۶ ویژگی آرمان‌شهر اسلامی مورد بررسی قرار می‌گیرد که عبارتند از: شهر، شأن واقعی انسان، احسان و نیکی، اصلاح، امن، حفی، ذکر، شکر، طهارت، عدالت، سلامت، تربیت، رفاه، علم، مستضعفین، مودت و هم‌دلی. سپس در آرمان‌شهر مهدوی خصوصیات و ویژگی‌های آن ذکر می‌گردند که عبارتند از: اتصال آرمان‌شهر مهدوی به عالم غیب و شهود، تکامل علوم در زمان ظهور، امنیت و سلامت در عصر ظهور، بهره‌گیرى از تمامى قابلیت‌ها و قدرت‌ها و نیروهاى مادى در آرمان‌شهر حضرت مهدى موعود(عج)، تربیت در عصر ظهور، تکامل شگرف علوم در آرمان‌شهر اسلامى مهدى موعود(عج)، جهان‌شمول بودن حکومت حضرت مهدی(عج)،   حاکمیت در آرمان‌شهر، رفاه و آسایش، عدل، علم در عصر ظهور، نظام سیاسی مصلح. و در نهایت راه‌کارهای علمی رسیدن به آرمان‌شهر مهدوی و آماده نمودن شرایط برای ظهور آن حضرت می‏باشد که عبارتند از: آموزش و پرورش، تحریم عوامل فساد، تحکیم روابط اجتماعی، تعاون و تقویت بنیان خانواده.

    مقدمه
    الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله و سلم

    با سلام و صلوات بر محمد و آل محمد در این مقاله ویژگی‌ها و خصوصیات آرمان‌شهر اسلامی مورد بررسی قرار می‏گیرد و پس از آن آرمان‌شهر مهدوی که تجلی آرمان‌شهر اسلامی در زمان ظهور حضرت ولی عصر(عج) صورت خواهد گرفت، مورد بررسی قرار می‏گیرد پس از آن راه‌کارهای علمی رسیدن به آرمان‌شهر اسلامی مورد بررسی قرار می‏گیرد.

    ۱. شهر، شأن واقعى انسان در مقام خلیفه الهى
    برخى آیات قرآن کریم به نحوى به مقام انسان در جهان هستى اشاره دارند. انسان به مناسبت مقام خلیفه الهى خود، مکان زیستى متناسب با مقام خود را می‌طلبد؛ آرمان‌شهر اسلامى در پاسخ به این نیاز شهرى متناسب با شأن حقیقى آدمى است. در آرمان‌شهر اسلامى، این آدمى است که بر محیط مصنوع تسلط دارد و نه محیط مصنوع بر آدمى. در آرمان‌شهر اسلامى تأکید بر تمامى ابعاد وجودى آدمى است و نه انحصاراً بر بعد مادى وى. فضاهاى آرمان‌شهر اسلامى در تناسب با شأن واقعى انسان، با پرداختن به ابعاد انسانى، محیط زیست و… القاى احساس قربت است نه غربت. آرمان‌شهر اسلامى در تلاش بر تداعى مفاهیم و معانى‌اى است که بر ارتقاء معنوى و مادى انسان بیفزاید.

    ۲. احسان و نیکی به هم نوع
    یکی از ویژگی‌های آرمان‌شهر اسلامی احسان و نیکی به هم نوع می‌باشد. در تفکر اسلامی، همه بندگان خدایند و برترین آن‌ها کسی است که بیش از دیگران احسان کند. پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: مردم نان خور خدایند، پس محبوب ترین مردم نزد خدای عزیز و بلندمرتبه کسی است که به نان خوران خدا سود رساند.

    برای رسیدن به شهر فاضله مطلوب، افزون بر عدالت، احسان نیز لازم است. ویژگی برقراری عدالت در بین عموم آن است که حقوق همه مردم را تامین میسازد و ریشه‌های دشمنی و طغیان‌گری را از بین می‌برد و احسان دل‌های مردم را به هم نزدیک می‏کند. احسان در اصل نوعی حس مسئولیت در برابر هم نوع می‌باشد به طوری که پیامبر گرامی اسلام(ص) آن را شرط مسلمانی دانسته و می‌فرماید: هرکس صدای مردی را بشنود که از مسلمانان درخواست کمک کرده و پاسخش ندهد مسلمان نیست.

    در این‌جا ذکر این نکته جالب است که پیامبر رحمت شرط مسلمانی را برای کمک خواهنده ذکر نمی‌کنند و این کمک خواهنده می‌تواند غیر مسلمان باشد.

    ۳. شهر اصلاح
    در آرمان‌شهر اسلامى، اصلاح و عدم فساد از صفات و ویژگی‌هاى خاص بستر شهرى است. تذکر خداوند بر عمل صالحان در کنار ایمان و اصلاح زمین، از مطالبی است که در کتاب جاوید خداوند تکرار گشته است. آرمان‌شهر اسلامى که در پى تحقق شهر فاضله خداگونه زمینى است؛ در اصلاح زمین و پاسداشت میراث مشترک تمدن‌ها مى‏کوشد و به ترمیم ارتباط گسسته انسان و طبیعت بر می‏آید.

    ۴. شهر امن
    یکی از ویژگی‌های مهم یک شهر امنیت آن است. آرمان‌شهر اسلامى، شهر امنیت و صلح و اطمینان خاطر است. ایمان و مؤمن نیز از ریشه امن هستند. وجود ایمان و افراد مؤمن در شهر آرمانى اسلامى، حکایت از امن بودن شهر دارد و بالعکس (۳). آرمان‌شهر اسلامى امنیت را در نظر و عمل براى شهروندان فراهم می‌آورد. امنیت رشد و تعالى در آرمان‌شهر اسلامى موجود است. آرمان‌شهر اسلامى شهر امنیت و صلح است. اطمینان خاطر جسم و روح شهروندان در عینیت و ذهنیت‌هاى شهرى جارى است.

    ۱ ـ ۵ ـ شهر حفىّ
    حفىّ به معناى زندگى و حیات، ضد مرگ و نابودى، داراى روح، رشد و شکوفائى و بارورى است. در آرمان‌شهر اسلامى، همه چیز زنده است و در پى شکوفائى و بالندگى در رسیدن به هدفى واحد (قرب الهى). این زنده بودن هم حکایت از سر زندگى معنائى و روحى و روانى ساکنان آن است و هم نشان از کاربرد گزاره تکنولوژیکى در تمامى اجزاى شهرى همگون با طبیعت و محیط زیست شهرى دارد. آرمان‌شهر اسلامى، شهر زندگى است شهری است که در آن زندگی طعم خاص خود را دارد و تمامی شهروندان از زندگی در آن لذت می‌برند.

    ۱ ـ ۶ ـ شهر ذکر و تذکر
    از آنجا که از اهداف بارى تعالى در آفرینش انسان، ذکر و تسبیح خالق متعال است؛ (ما خلقت الجن والانس الاّ لیعبدون)۱۹ از اهداف آرمان‌شهر اسلامى، دادن تذکر مداوم به آدمى و یادآورى ذکر در همه ابعاد فضائى شهر است. هم تسلط کالبدى عناصر معنوى بر سیماى شهرى و هم همجوارى عناصر معنائى و محتوائى در تمامى اجزاى شهر، مى‏تواند به پیدایش و احیاى شهر ذکر بینجامد. نمونه‏هاى خردتر فعلى، قرارگیرى تکایا در معابر و راسته‏هاى شهرى و نیز تسلط کالبدى مسجد به عنوان عنصرى اسلامى در شهرهاست. تلفیق تجسم عناصر طبیعى نظیر آب و فضاى سبز و پوشش گیاهى در فضاهاى زیستى و عناصر نمادین، امکان ذکر که همان به یاد خدا بودن است را مهیا مى‏نماید.

    ۱ ـ ۷ ـ شهر شکر
    مرحوم علامه طباطبائى در معناى شکر مى‏فرماید: «شکر عبارت است از به کار بستن هر نعمتى در جاى خودش، به طورى که نعمت، ولى نعمت را بهتر وانمود کند». لذا آرمان‌شهر اسلامى شهر شکر و بهره‏گیرى مناسب از محیط زیست، زیست بوم، استعدادها، پتانسیل‏ها و قابلیت‌هاى مادى و معنوى است. پرهیز از کفران نعمت، اسراف و تبذیر از جلوه‏هاى آرمان‌شهر اسلامى است.

    ۱ ـ ۸ ـ شهر طهارت و پاکى
    تأکید بر طهارت معنائى و محتوائى در ظاهر و باطن جزء ویژگی‌هاى آرمان‌شهر اسلامى است. همانطور که پیکره شهرهاى مسلمین، با مجاورت مسجد (محل معنا)، مدرسه (محل آموزش) و بازار (محل ماده و کالا)، در هم آمیخته‏اند؛ در آرمان‌شهر مطلوب اسلامى، تکیه بر «طیب» شهر پاکى و بهزیستى معنائى و محتوائى، ظاهرى و باطنى تأکید شده است. این پاکى مى‏تواند هم شهر سالم زیستى و سکونتى مادى باشد و هم پاکى روحانى و معنوى آرمان‌شهر را به همراه داشته باشد و نشان دهنده دور از هر گونه بیمارى، ناهنجارى و تهدید برای امنیت شهر باشد.

    ۱ ـ ۹ ـ شهر عدالت
    برقرارى عدل و قسط از مهم‏ترین ویژگی‌هاى آرمان‌شهر اسلامى است. تعادل و اعتدال نیز از مفاهیم عدالت در آرمان‌شهر اسلامى است. در آرمان‌شهر اسلامى که تحقق مکان زیستى مناسب در بازآفرینى اعمالى خدائى است؛ در پیروى از کلام پروردگار به برقرارى عینى عدالت و نیز قرار دادن مناسب هر چیز در جاى خود (معناى حقیقى عدل) و خلق مناسب فضاها با اندازه‏هاى مناسب اقدام مى‏نماید. عدالت، واژه اى غریب نیست، اما حقیقتى قریب هم نیست. زمان بسیارى است که بشر با این رؤیا روز و شب کرده، لیکن جز زور و اختناق و ظلم و بیداد، نصیبى نبرده است و همواره در آرزوی زندگی در سایه آن بوده است. هنوز آهنگ سنگینى ناله‏هاى کودکانى که به بیگارى کشیده شده‏اند، زنانى که همسران خود را با بى‏عدالتى از دست داده اند، مادرانی که فرزندان شیرین زبان خود را با وحشی گری متجاوزان بر لب تیغ دیده‏اند و مردانى که به اجبار و نه به اختیار کمر در برابر ظلم ظالم بیدادگر خم کرده‏اند در گوش تاریخ است.

    هنوز اشک‏هاى ریزان و قلب‌هاى داغ‏دیده، هراس‏هاى قالب تهى‏کن و نفس‏هاى حبس شده در سینه آزادمردان، ضجه‏هاى دردناک و دردهاى بى درمان، زخم‏هاى بى مرهم و نا امیدی‏هاى بى پایان، نگاه‏هاى خسته و منتظر، دست‏هاى لرزان و بى رمق، لب‏هاى خشکیده و تشنه، بدن‏هاى رنجور و زجر کشیده، انسان سراپا ظلم و بیداد دیده، هنوز این همه در خاطره تاریخ زنده است و اگر تاریخ با یادبود این حجم عظیم از نامردمى، هنوز پا بر جا ایستاده و قالب تهى نمى‏کند، به دلیل آن است که مى‏خواهد کسى را بیابد و تمام رنج‏هاى مدفون در خویش را در گوش او نجوا کند.

    بسیار در طول تاریخ شنیده ایم که انسان‏هاى بسیارى با اندیشه عدالت و فریاد دادخواهى انسان‏ها، این حقیقت را زنده و جاودان ساخته اند، اما تلاش عملى آنان در راه برقرارى عدالت، در بیشتر موارد کم ثمر و یا بى ثمر بوده و عدالت در معناى حقیقى آن، همچنان در رؤیا است و غیر از ظهور منجی نیز رسیدن به آن غیر ممکن است. چقدر سخت است این رویای شیرین تحقق نیابد رؤیایى که تمامى اجزاء وجودی انسان در تمام طول تاریخ، با آن عجین شده و نگاه پر انتظار او در تعبیر آن خسته و کم سو گشته است.

    بارها و بارها با زنگ حوادث مختلف، تپش قلبش فزونى یافته، اما زمانى که پلک از این خواب شیرین برداشته، جز سیاهى و تباهى مستکبران و ظالمان چیزى در پیش روى ندیده.هر چه بر شماره اوراق تاریخ افزون گردد، از شماره انتظارمان خواهد کاست و این همان چراغ امیدى است که قرن‌ها و قرن‌هاست در دل انسان‌ها به عشق آمدن آن منجى، روشن و فروزان است. به عشق او، که نامش عدل است و کلامش عدل و راهش عدل. او کسی است که حکومتش، حکومت عدالت است و این گم شده بشریت را در فرجام تاریخ بدو باز خواهد گردانددر خصوصیات قیام و حکومت امام زمان(عج)، هیچ ویژگى به اندازه عدالت و قسط روشنى و نما ندارد.

    آن قدر که در روایات بر ویژگى عدالت گسترى آن غایب تاکید شده، بر سایر مسائل چنین ابرامى نرفته است و این، نشان دهنده برجستگى این مهم در سازمان شهر فاضله اسلامى در دوران ظهور دارد. ده‌ها و بلکه صدها روایت در کتاب‌هاى مختلف روایى، بویژه، در کتاب منتخب الاثر و کمال الدین شیخ صدوق، در مورد عدالت گسترى آن حضرت وارد شده است.

    در بسیارى از این روایات، از آن امام همام، به عنوان مظهر و تجلى کامل عدالت یاد شده است. نام عدل که بر آن مولى نهاده‌اند در واقع ترجمان کامل رسالت اوست.صاحب مکیال المکارم، در اثر شریف خود، در این رابطه چنین می‌نویسد:عدل، آشکارترین صفات نیک آن امام است. براى همین (آن بزرگوار) در دعاى شب‌هاى رمضان، عدل نامیده شده است؛ «اللهم و صل على ولى امرک القائم المؤمل و العدل المنتظر»و در روایتی دیگر، همین عنوان را به گونه اى دیگر می‌یابیم؛ «السلام على القائم المنتظر و العدل المشتهر» در شهر فاضله اسلامى و در بستر ظهور آن منجى نیز، همه جا سخن از عدالت و قسط است. سخن از لبریز شدن زمین از عدل و داد است.

    دامنه عدالت او، تا اقصى نقاط منازل و زوایاى ناپیداى جامعه گسترده است، حتى عدالت و دادگرى همچون گرما و سرما در درون خانه هاى مردمان نفوذ می‌کند و مامن و مسکن وجود آنان را سامان می‌بخشد. و در روایات ظهور، عدالت، چنان عطش برانگیز و سیرى ناپذیر و فراموش ناشدنى ترسیم گردیده است که انسان را در این گمان مى‏افکند که اصولاً، جهان براى رسیدن به این نقطه و فرجام، باقى مانده است و برنامه و تنظیم متعمدانه الهى بر این است که آخرین سطور تاریخ، با برگ‌هاى دادخواهى به انجام رسد و خداوند چنان بر این مهم تاکید دارد که اگر حتى یک روز از عمر دنیا باقى مانده باشد، او آن را چنان طولانى خواهد کرد تا آن رؤیاى موعود مردمان از راه رسد و درخت عدالت را بر ضمیر آگاه تشنگان بکارد و جامعه بشرى را با آن گمشده خویش رو به رو سازد، زمین را از عدل و قسط سیراب کند و آن قدر بر باده عدالت بیفزاید که جان آدمیان از آن مدهوش گردد.

    در سایه این عدالت، هیچ انسانى در قید بندگى و بردگى باقى نمى‏ماند، حقوق به یغما رفته انسان‌ها به آنها باز مى‏گردد، بندهاى پیدا و ناپیداى بندگى از سر و گردن انسان‌ها باز مى‏گردد و زمینه استثمار انسان از انسان به کلى برچیده مى‏شود، کارگزاران ظلم و بیداد، مورد بازخواست قرار مى‏گیرند، قاضیان و حاکمان کژ رفتار از مسؤولیت خویش، عزل مى‏شوند و زمین، از هر نوع خیانت و نادرستى پاک مى‏گردد، گردنکشان و مستکبران در هم کوبیده مى‏شوند و محرومان و مستضعفان در استرجاع حق خویش کامیاب مى‏گردند.

    دیگر ناله هیچ مظلومى در گلو خفه نمى‏گردد، اشک و آه هیچ دلسوخته اى بلند نمى‏گردد، هیچ انسانى شب هنگام آن گاه که همه جا را ظلمت فرا گرفته است ـ گرسنه سر بر بالین نمى‏گذارد و هیچ محرومى با کینه و دغدغه نا امنى، روزگار سپرى نمى‏کند.و اینها افسانه نیست، بلکه به راستى تمام آن چیزى است که بر ما وعده داده‏اند و ما را در انتظار آن به برترین عبادت فراخوانده‏اند که انتظار آمدن او، انتظار گام‌هاى عدالت است.

    ۱ ـ ۱۰ ـ شهر وحدت
    وحدت فرد با جامعه، وحدت جامعه با محیط، وحدت اجزاء با هم در کل مجموعه، وحدت در نگرش، وحدت در بینش، وحدت در کالبد و سیماى شهرى، وحدت در پراکندگى یکسان و متناسب اجزاى شهرى (در عین توجه کامل به مفهوم عدالت)، وحدت مردم شهر با مسئولان و بالعکس، وحدت تفکر در رسیدن به خشنودى خالق یکتا، وحدت نظر و عمل؛ همگى نشانه‏هائى آشکار دلیل بر وجود وحدت در آرمان‌شهر اسلامى است. آرمان‌شهر اسلامى وحدت خالق را با وحدت اجزاى خود به نمایش مى‌گذارد. آرمان‌شهر اسلامى، انعکاسى از یگانگى و توحید خالق جهان را در خود نمود مى‌دهد.

    ۱ ـ ۱۱ ـ شهر سلامت و امنیت
    شهر امن و سلام به اعتقاد روان شناسان، از مهم ترین نیازهاى اساسى بشر که در هرم نیازهاى وى جایگاه ویژه اى دارد، نیاز به امنیت است. البته این نیاز در ابعاد مختلفى تجلى می‌یابد، امنیت اخلاقى، امنیت اقتصادى، امنیت حقوقى، امنیت اجتماعى و امنیت خانوادگى و…. آنچه از حجم زیادى از روایات ظهور بر مى‏آید، نشان مى‏دهد که شهر فاضله اسلامى، شهر امن و سلام است، آن هم امنیت در معناى واقعى و در تمامى ابعاد آن.در روایتى از امام صادق(ع) در تفسیر آیه شریفه «وعد الله الذین امنوامنکم….لیستخلفنهم فى الاءرض….و لیبدلنهم من بعد خوفهم امنا» می‌فرماید: “نزلت فى القائم و اصحابه”؛وعده خداوند، مبنى بر اینکه وحشت و خوف مؤمنان را به امنیت و سلام تبدیل مى‏کند، در زمان ظهور آن حضرت، معنى و مصداق کامل مى‏یابد و انسان‌ها در آن موعد شریف است که مى‏توانند با قلبى آسوده و فارغ از هرگونه دغدغه اقتصادى، حقوقى، اخلاقى و اجتماعى سر بر بالین آرامش بگذارند و زندگانى دنیا را دور از خطرهاى دلهره آمیز همیشگى ببینند. بنابراین، گردنه‏هاى پرخطر و پرنشیبى که در زندگى هر انسان به واسطه روابط نادرست حاکم در اجتماع پدید مى‏آید، در آرمان‌شهر اسلامى جایگاهى ندارد. این نیز سعادتى است زمینى در یک شهر آرمانى و آسمانى.

    ۱ ـ ۱۲ ـ شهر تربیت
    می دانیم تمدن غرب، اساس پیشرفت خویش را بر مبناى توجه به انسان پایه گذارى کرده و انسان محورى و انسان مدارى، جزو نرم افزارهاى اساسى در پیشرفت غرب محسوب می‌گردند. اما همان انسان که مقصود و غایت پیشرفت تلقى شده، همان انسان در تمامیت وجودیش، در این تمدن فراموش شده و بحران تمدن غرب، در ابعاد مختلف اخلاقى، اجتماعى و تربیتى آن مؤید صریح این غفلت و ناکامى است.انسانى که فقط از یک سو نظاره شده و تنها ابعاد مادى وی مد نظر قرار گیرد، انسانى است کاریکاتورى و منقطع النسل و بالطبع، نمى‏توان او را در عالم خارج، انسان نامید و مشکل غرب در همین برداشت نامناسب کوچک است !چندین قرن است که براى آسایش تن، هر چه فرمول اقتصادى و سیاسى به یاد داشته‏اند و هر چه امکانات علمى و تکنیکى در اختیار داشته اند، به استخدام در آورده‏اند، تا شاید بتوانند آسایش این جهانى انسان را بدو باز گردانند، حال آن که او، پس از این همه تلاش، هیچ گونه آرامشى در خود نمى‏یابد، جهان را تنگ و تاریک و سرد مى‏بیند و در آن احساس حقارت و پوچى مى‏کند و این جریان، به اعتقاد منتقدین درون این نظام، جز به نابودى انسان نمى انجامد. و این آن چیزى است که باید آن را انسان مدارى واژگونه، یا انسان‏گرایى نسیان‏گرانه نامید.

    همین معنى را از زبان یکى از منتقدان فرانسوى نظام غرب بازگو مى‏کنیم:”تمدن جدید که به هنگام حرکت آغازین خود مى‏خواست انسان‏گرا باشد و به انسان آنچنان اصالتى داد که آغاز و انجام همه چیزش کرد، اکنون به ماجرائى این چنین شگفت دچار شده است”. در روزگار ما، تار و پود مفهوم انسان از هم گسسته است، به هر حال، تمدنى که خود را انسان‏گرا مى‏نامید، تمدنی از آب در آمده است که انسان (محور توجه خود) را تحقیر مى‏کند و مى‏فریبد و سرانجام او را به ورطه نابودی اش می‏کشاند.

    تحقیر آدمى در این معنى و از این راه است که تمدن مذکور، انسان را به دستگاهى مرکب از یک سلسله وظایف کمى و مادى و به ماشینى منحصرا تولید کننده و مصرف کننده تبدیل نموده است.اما در آرمان‌شهر اسلامى، همان گونه که ترسیم شد، فقط سخن از آسایش تن نیست. فقط سخن از وفور ثروت و رفاه مادى نیست، در تصویر مهندسان این شهر، انسان فقط تن نیست، بلکه موجودى است داراى ابعاد مختلف که تکامل و رشد او، در گرو رشد متوازن تمامى آن ابعاد است و آن بهشت زمینى تحقق نمى یابد مگر آن که بارقه اى از آسمان نیز در آن حلول کند. تربیت و پرورش روح انسان‌ها و توجه به اختلال و فضائل روحى، که از اساسى ترین برنامه‏هاى ظهور است، در همین راستا معنى مى‏یابد.

    شهر فاضله، در عین حال که شهر عدالت است، شهر رفاه و امنیت و آنچه ذکر شد نیز هست. در عین حالى که شهر تربیت است، شهر سجایا و فضایل اخلاقی والای انسانى نیز هست. در آن محیط، انسان‏هاى صالح تربیت مى‏یابند تا جامعه‏اى آرمانى و صالح بنا سازند. در آن جا، در کنار دست‏یابى انسان‌ها به غناى مالى، از غناى قلبى و روحى بهره مند مى‏گردند و در کنار اتمام نعمت و وفور ثروت، به کمال اخلاق و فضیلت‏هاى انسانى راه مى‏یابند. کینه‏هاى اخلاقى از قلب‌ها ریشه‏کن مى‏گردد و دروغ و تزویر و نامردى در روابط اجتماعى جاى خود را به یک رویى و یک رنگى مى‏بخشد و به واقع، در چنین بسترى است که رفاه و عدالت و امنیت نیز معنا و مفهوم و حقیقت خویش را باز مى‏یابند و جز با این نگرش همه جانبه به انسان، و در کنار هم چیدن اجزاى حقیقى او در برابر هم، نمى توان به تعبیر رویاى همیشگى انسان در تاسیس آرمان‌شهر انسانى پرداخت.

    ۱ ـ ۱۳ ـ شهر رفاه
    شهر فاضله اسلامى، شهر رفاه و آسایش همگانى است. رفاه و تنعم بدان سان که دیگر نیازمند و صاحب حاجتى در سطح جامعه یافت نمى‏توان کرد. یک دلیل مهم بر این امر، توزیع عادلانه ثروت‌ها و منابع است. در شهر عدالت‏، که حقوق انسان‌ها محور توجه و برنامه ریزى است، بالطبع بذر این توجه، محصولى چون رفاه و برخوردارى همگانى از مواهب الهى در پى خواهد داشت. هم در تعالیم دینى و هم در آموزه‏هاى علمى و تجربى بشر، به وضوح، به این واقعیت پی می‏بریم که در صورتى جامعه از غنا و بهره‏مندی عمومى سرشار خواهد گشت که پیشاپیش از عدالت سیراب گردیده باشد و مشکل کشورها در حال حاضر و در قرون و اعصار متمادى، کمبود منابع و مواهب طبیعى بر گستره خاک نبوده، بلکه توزیع نا عادلانه آنها بوده است.

    آنچه در روایات ظهور، در این خصوص آمده است، نشان مى‏دهد که خواست‌ها و آرزوهاى مادى انسان، در جدول توجهات آرمان‌شهر اسلامى، نه تنها از یاد برده نشده، بلکه حتى در صدر توجه و عنایت قرار گرفته است و انسان‌ها، به دلیل داشتن چنین خواست‌هایى، نه تنها مورد نکوهش قرار نگرفته‏اند، بلکه بر توجه خداوند در پاسخ به این خواهش‏ها تاکید فراوان شده است. پیامبر گرامى اسلام(ص) در این باره می‌فرماید: “در امت من، مهدى قیام کند….و در زمان او، مردم به چنان نعمت و برخوردارى و رفاه دست یابند که در هیچ زمانى دست نیافته باشند”. (و این رفاه شامل تمامى انسان‌ها خواهد بود. (چه نیکوکار و چه بدکار) آسمان مکرر بر آنان ببارد (کنایه از وفور مواهب طبیعى الهی) و زمین چیزى از روییدنی‏هاى خود را پنهان نسازد (تمامی مواهب زمینی نیز بر اهل آن عرضه می‏گردد).

    در روایات دیگر سخن از کثرت مال، وفور نعمت‌ها، باران‌هاى پى در پى، سبک‏بارى و رهایى از بارهاى سنگین زندگى، آسودگى از رنج طلب کردن و نیافتن، سخنى از اداى قرض تمام مقروضین و اداى دین تمام صاحبان دین است، سخن از بى نیازى تمام انسان‌هاست و سخن از بذل و بخشش امام بر همگان است، به طورى که از طلب مال و بخشش دیگران بى‏نیاز گردند. در آنجا سخن از عمران و آبادى تمامى عرصه خاک است، به گونه اى که چون آن حضرت قیام کند، همه خرابی‏ها را آباد کند، تمامى سطح زمین را از سرسبزى و نشاط و طراوت بپوشاند، گنج‌ها و معادن زمین، همگی مورد استخراج قرار گیرند و زمین آنچه را که در درون مخفى داشته، براى رفاه و آسایش انسان‌ها به دست او خواهد سپرد.

    ۱ ـ ۱۴ ـ شهر علم
    دوره ظهور، دوران گسترش علم و دانایى است و شهر فاضله اسلامى، شهر العلم است. با آمدن آن منجى حقیقى، همان گونه که ظلم و بیداد جاى خود را به عدل و دادگرى مى‏سپارد و همان گونه که نابسامانی‏هاى مختلف اجتماعى به سامان مى‏گراید، به همان ترتیب نیز، دانایى و فرزانگى جای جهل و نادانى مى‏گیرد و جهان از نور عقل و دانش آکنده مى‏گردد. او، مى‏آید تا همان طور که جهان را لبریز از عدالت مى‏سازد، از دانایى و فرزانگى نیز سیراب سازد. نیروهاى عقلانى توده‌ها را تمرکز می‏بخشد و خردها و دریافت‏هاى آنان را به کمال رساند. علوم و دانش‏هایى که در طول اعصار و قرون در پشت پرده‏ها، مکنون مانده، پراکنده می‏سازد و مرزهاى دانایى و یادگیرى را تا سراپرده منازل و تا اعماق وجود تک تک انسان‌ها، اعم از زن و مرد می‌گستراند.

    ۱ ـ ۱۵ ـ شهر مستضعفان
    یکی از مهمترین و پردغدغه ترین آلام جهان امروز مستضعفین هستند. کسانی که به علل شناخته و ناشناخته با دیگران متفاوتند و آن استضعاف آنان است. گرچه تعبیر فراوانی از استعضاف می‌توان کرد که دو بعد مادی و معنوی دارد ولی در این مقال بررسی استضعلف مادی است که موجب ظهور مشکلات فراوان و ناهنجاری‌های فراوانی که هم اکنون نظاره گر آن هستیم می‌شود. یکی از ویژگی‌های خاص عصر ظهور، جابجایى قدرت و تغییر در ساختار آن است.

    حکومت در شهر فاضله بدست توده هاى محروم و مستضعف جامعه است. آنان که پیش از ظهور بار سنگین فقر و بیچارگى و نامردمى را تحمل کرده‏اند و اکنون در راستاى اجراى عدالت باید به حق مسلم خویش در وراثت و پیشوایى زمین دست یابند.بدین سان، بهشت آسمان در زمین واقعیت مى‏یابد. با سیراب شدن زمین از عدالت، با برخوردارى همگان از رفاه و آسایش و امنیت، با اتساع وجودى انسان و بازیابى تمامى ابعاد وجودى وى در ظرف تربیت و پرورش، با گسترش علم و فرزانگى، با مشارکت توده هاى محروم در امر تصمیم گیرى و تغییر ساختار سیاسى جامعه.

    ۱ ـ ۱۶ ـ مودت و هم‌دلى
    از دیگر ویژگی‌های جامعه شایسته ایمانی، مودت، برادری و رحمت است و بر همین اساس قرآن همه مؤمنان را با هم برادر می‏دانند. خداوند دشمنی میان مردم را از برجسته ترین ویژگی‌های جامعه جاهلیت پیش از اسلام خوانده و الفت و برادری را ارمغان پیامبر(ص) و دین اسلام می‏دانند. محبت و الفت زمینه اتحاد و هم‌دلی را فراهم می‏کند.

    نعمت هم‌دلی و الفت میان قلب‌ها، برترین نعمت و بهترین پشتیبان جوامع است؛ نعمتی که با دیگر نعمات قابل مقایسه و معاوضه نیست و با هیچ سرمایه مادی نمی‌توان آن را به دست آورد. در آداب اجتماعی اسلامی الفت و هم‌دلی و دوستی با یکدیگر مورد تشویق بسیار قرار گرفته است. به طوری که نبی اکرم(ص) می‏فرماید: “بهترین مؤمنان کسی است که با مؤمنان الفت گیرد و در آن کس که الفت نگیرد و یا زمینه الفت دیگران را فراهم نکند خیر و برکتی نیست”.

    پس از بررسی ویژگی‌های آرمان‌شهر اسلامی حال به ویژگی‌ها و قابلیت‏های آرمان‌شهر مهدوی می‏پردازیم. شهر فاضله‌ای که قطعاً به دست امام عصر(عج) بنا نهاده خواهد شد و امام معصوع(عج) در راس آن قرار خواهد گرفت البته مشابهت هایی مابین آرمان‌شهر اسلامی و مهدوی وجود دارد که با توجه به اهمیت مطلب دوباره آورده شده است.

    آرمان‌شهر مهدوی
    ۲ ـ ۱ ـ اتصال آرمان‌شهر اسلامى مهدوی به عالم شهود و غیب
    آرمان‌شهر اسلامى مهدى موعود(عج)، تجسم کالبدى نقطه آرمانى اندیشه‌هاى بشرى است. آرمان‌شهر حضرت ولی‌عصر(عج) هم امکان اتصال با آسمان‌ها و سیارات و کهکشان‌ها در سایه پیشرفت شگفت‌انگیز علوم به دست آن بزرگوار را داراست و هم امکان اتصال و حرکت از جهان ماده به غیب و رسیدن به شهود معنا. و این امر محقق نمی‌شود مگر در سایه تحقق امر «رجعت».

    از امام پنج شیعیان حضرت محمد بن علی باقر(ع) ـ روایت شده است که فرمود: “… بدانید که ذوالقرنین در انتخاب دو ابر رام و سرکش مخیرگردید و او ابر رام را برگزید و ابر سرکش، براى دوست و محبوب شما (مهدى) ذخیره گردید، راوى گفت: سؤال کردم: ابر سرکش کدام است؟ فرمود: ابرى که در آن غرش رعد و صاعقه و یا برق وجود داشته باشد که محبوب شما بر آن سوار مى‏گردد. بدانید که او بر ابر سوار گردیده و با این وسائل بالا مى‏رود، وسائل آسمان‌ها و زمین‌هاى هفتگانه…” این امر نشان از راهیابى آرمان‌شهر اسلامى مهدى موعود(عج) به آسمان‌ها و کهکشان‌ها و ارتباط با عوالم مادى بالا است. روایات متعدد آن در حد زیاد و تواتر است. منظور از رجعت باز شدن دریچه‌هاى جهان غیب و جهان مرگ بر روى آدمى است و تعدادى از جهان مرگ به جهان مادى و حیات دوباره برمى‏گردند که این امر در زمان حضور و ظهور حضرت مهدى(عج) و در آرمان‌شهر اسلامى آن حضرت تحقق خواهد یافت.

    در روایتى از ابوبصیر از امام باقر(ع) نقل شده است: “امام باقر به من فرمود: مگر اهل عراق منکر رجعت هستند؟ گفتم: آرى فرمود: آیا قرآن نمى‌خوانند: «و روزى که از هر امت دسته‌اى را برانگیزیم».” استفاده از این تعبیر قرآن که می‌فرماید: و روزی که از هر امت دسته‌ای را بر می‌انگیزیم رجعت ائمه معصومین: می‌باشد. در روایت دیگرى از امام صادق(ع) درباره آیه یاد شده سؤال کردند: حضرت فرمود: “مردم درباره آن چه مى‏گویند؟ عرض کردم آنها مى‏گویند آیه راجع به قیامت است. فرمود: آیا خداوند در قیامت از هر امتى دسته‏اى را زنده مى‏گرداند و بقیه را به حال خود رها مى‌سازد؟! این آیه قطعاً در مورد رجعت است و آیه مربوط به قیامت این است: «جملگى آنها را محشور گردانیم بى‌آن‌که کسى را فروگذاریم»” که اشارت این آیه به مسئله رجعت در مقایسه با آیه‌ای که نشان دهنده قیامت است قابل تمایز است. در روایتى دیگر، زراره نقل کرده است از امام صادق(ع) هنگامی که درباره امور مهم رجعت و امثال آن پرسیدم حضرت فرمود: “آنچه از آن مى‏پرسید هنوز وقتش نرسیده است. بلکه آنها تکذیب کردند آنچه را که احاطه علمى به آن نداشتند و به تأویل آن نرسیده‌اند”.

    این روایت‌ها همگى نشان از تحقق امورى بزرگ در آرمان‌شهر اسلامى حضرت ولی‌عصر(عج) دارد. رجعت نه تنها سبب گشوده شدن دریچه‌هاى نوین معرفت بشرى بر حقایق عالم غیب و شهود و معنا مى‏گردد؛ بلکه سبب بصیرت هر چه بیشتر شهروندان آرمان‌شهر بر مسائلى بزرگ چون «مرگ و زندگى» مى‌شود. تمامى زمین در سیطره جهانى مهدى موعود(عج) به صورت آرمان‌شهرى واحد جلوه‌گر مى‏گردد و تمامى زمین به سجود پروردگار خود مى‏شتابد. وظیفه ما در عصر غیبت آن بزرگوار، تلاش در انتظار فرج و تحقق و خلق آرمان‌شهر اسلامى است. تا زمین به نور پروردگارش روشن شود. «و اشرقت الارض بنور ربّها» (س ۳۹ زمر ـ آ ۶۹)

    ۲ ـ ۲ ـ تکامل شگرف علوم در زمان ظهور
    در عصر ظهور، به جهت جهش علمى و پیشرفت فن آورى و صنعت، وسایل ارتباطات و اطلاعات آن قدر پیشرفته خواهد بود که دنیا را همچون کف دست نشان مى‏دهد و براى آگاهى به اقصى نقاط کشور، نیازى به وسایل و ابزار ارتباطى امروزى نیست. از این رو حکومت مرکزى، نسبت‏به کل عالم ـ که تحت‏ حکومت واحد او هستند ـ تسلط کامل دارد و به موقع و بدون فوت وقت، وارد عمل شده، مشکل را حل مى‏کند و هر گونه توطئه و فساد را در نطفه خفه مى‏سازد. بین امام مهدى(عج) و مردم، نامه رسانى وجود ندارد و مردم در هر نقطه‏اى از کره زمین، امام را مشاهده مى‏کنند و امام با آنان سخن مى‏گوید.

    این مساله، اختصاص به امام و رعیت ندارد، بلکه مردم عادى نیز با همدیگر سخن مى‏گویند و همدیگر را مشاهده مى‏کنند، در حالى که یکى در مشرق عالم و دیگرى در مغرب آن است. امام صادق(ع) مى‏فرماید: “ان قائمنا اذا قام مد الله لشیعتنا فى اسماعهم و ابصارهم حتى لا یکون بینهم و بین القائم(ع) برید، یکلمهم فیسمعون، و ینظرون الیه و هو فى مکانه”; هنگامى که قائم ما قیام کند، خداوند آن چنان گوش و چشم شیعیان ما را تقویت مى‏کند که میان آنان و آن حضرت (رهبر و پیشوایان) نامه رسان نخواهد بود، با آنها سخن مى‏گوید و آنان سخنش را مى‏شنوند و او را مى‏بینند; در حالى که او در مکان خویش است. و مردم در نقاط دیگر جهان.

    با پیشرفت علم و تکنولوژی همه دستورها و برنامه‏ها با سیستم «شهود و حضور» ابلاغ و اجرا مى‏شود. امام صادق(ع) در گفتار دیگرى این حقیقت را به طور بارزى تکمیل فرموده است: “ان المؤمن فى زمان القائم و هو بالمشرق لیرى اخاه الذى فى المغرب وکذا الذى فى المغرب یرى اخاه الذى بالمشرق”; مؤمن در زمان حضرت مهدى(عج) در حالى که در مشرق است‏ برادر خود را در مغرب مى‏بیند و همچنین کسى که در مغرب است، برادرش را در مشرق مشاهده مى‏کند. بنابراین ارتباط مستقیم نه تنها در سطح حکومت، بلکه در میان عموم نیز عملى مى‏شود.

    در این زمان پیوندهاى ظاهرى، جسمانى و معنوى دل‏ها را استحکام مى‏بخشد، به گونه‏اى که جهان به راستى به شکل یک خانه و مردمش همچون اهل یک خانواده در مى‏آیند. همچنین در جای دیگر ابوبصیر از امام صادق(ع) نقل کرده است که فرمود: “اذا تناهت الامور الى صاحب هذا الامر رفع الله تبارک و تعالى له کل منخفض من الارض و خفض له کل مرتفع حتى تکون الدنیا عنده بمنزله راحته فایکم لو کانت فى راحته شعره لم یبصرها”؛ از این حدیث چند چیز استنباط می‌شود: اول آنکه پیش از ظهور این امکان وجود نداشته است و پس از ظهور حضرت و برقراری حکومت الهی این امر محقق می‌شود. از کلمات «اذا تناهت الامور» و «صاحب هذه الامر» بر می‌آید که این امور توسط خداوند و بدست ایشان انجام می‌گیرد و از قوانین مادی تبعیت نمی‌کند و این امر تنها و تنها اختصاص به امام عصر(عج) دارد.

    و نکته سوم این که از کلمه «دنیا» اسم برده شده است و نه «ارض» که با توجه به تفاوت این دو کلمه منظور جهان شمول بودن امور و اینکه تمامی امور در اختیار آن حضرت قرار می‌گیرد. هنگامی که امور به صاحب این امر محول می‌شود خداوند تبارک و تعالی برای او هر چیز پستی را مرتفع می‌سازد و هر بلندی را برای او پست می‌گرداند بطوریکه دنیا درنزد او مایه آرامش و راحتی باشد و حتی در این راحتی مویی وجود ندارد که دیده نشود (همگی مورد عنایت قرار می‌گیرند).

    ۲ ـ ۳ ـ امنیت و سلامت در عصر ظهور
    از روایات فراوان وارد شده می‌توان استنباط کرد که آرمان‌شهر اسلامى، شهر امن و سلام است; آن هم در معناى واقعى و در تمامى ابعاد آن. قرآن کریم به انسان‏ها و مؤمنان مستضعف، وعده چنین شهر امن و سلامت را داده و فرموده است: «زندگى شما پس از خوف تبدیل به امن مى‏گردد» ولى تاکنون چنین امنیتى براى بشر در عالم تحقق پیدا نکرده است. و ائمه اطهار: در تفسیر این آیه فرموده‏اند: منظور، عصر ظهور حضرت قائم آل محمد(ص) است. قرآن کریم مى‏فرماید: «وعد الله الذین آمنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنهم فى الارض کما استخلف الذین من قبلهم و یمکنن لهم دینهم الذى ارتضى لهم و لیبدلنهم من بعد خوفهم امنا» در این آیه، سه وعده صریح و مهم به ایمان آورندگان (منتظران) داده شده است:

    الف ـ استخلاف در زمین: حکومت در زمین به عنوان نمایندگى از خدا

    ب ـ تمکین دین: نفوذ معنوى و حکومت دین (قوانین الهى) بر تمامى عرصه‏هاى زندگى

    پ ـ تبدیل خوف به امنیت: بر طرف شدن تمامى عوامل ترس و ناامنى و جایگزین شدن امنیت کامل و آرامش در همه روى زمین

    امام زین العابدین(ع) فرموده است: “هم و الله شیعتنا اهل البیت‏ یفعل الله ذلک بهم على یدى رجل منا و هو مهدى هذه الامه”؛ این گروه به خدا قسم همان پیروان ما هستند که خداوند به وسیله مردى از خاندان ما، این موضوع را تحقق مى‏بخشد و او مهدى این امت است. از این رو، مى‏گوییم شهر فاضله عصر ظهور، همان شهر امن و سلامت مورد وعده آیه یاد شده است.

    ۲ ـ ۴ ـ بهره گیرى از تمامى قابلیت‌ها و قدرت‌ها و نیروهاى مادى در آرمان‌شهر حضرت مهدى موعود(عج)
    در روایتى آمده است: «… زمین گنج‌هایش را براى او خارج مى‌سازد…» مراد از این روایت بهره‏گیرى از تمامى قابلیت‏ها و قدرت‏ها و نیروهاى مادى در آرمان‌شهر اسلامى مهدى موعود(عج) است. از ویژگی‏هاى این نکته برخوردارى تمامى زمین از نعمت‌ها و نیز عمران و آبادى زمین است و نشانگر رفاه اقتصادى بى‌سابقه مردم زمین و اقناع آنان از موهبت‌های مادی است. همچنین از خاتم انبیاء روایت شده است: “امت من در زمان مهدى از چنان نعمتى برخوردار می‏شود که مانند آن را هرگز برخوردار نشده باشند، آسمان باران بر سر آنان فرو ریزد و زمین هیچ گیاهى را نگاه نداشته، مگر اینکه آن را مى‌رویاند”.

    ۲ ـ ۵ ـ تربیت در عصر ظهور
    تربیت یکی از مسائل مهم و مبتلا به کنونی جامع انسانی است. بشر در قرون اخیر، براى آسایش تن، هر چه فرمول اقتصادى و سیاسى و هر چه امکانات علمى و تکنیکى در اختیار داشته، به استخدام در آورده است تا شاید بتواند آسایش این جهانى انسان را بدو باز گرداند. حال آن که او، پس از این همه تلاش، هیچ گونه آرامشى در خود نمى‏یابد. جهان را تنگ و تاریک و سرد مى‏بیند و در آن احساس حقارت و پوچى مى‏کند و این حالت‏ به اعتقاد منتقدان درون این نظام (انسان محورى و انسان‏مدارى)، جز به نابودى انسان نمى‏انجامد. اما در شهر فاضله اسلامى، تنها سخن از آسایش تن و وفور ثروت و رفاه مادى نیست، بلکه در تصویر مهندسان این شهر فاضله، انسان موجودى است داراى ابعاد مختلف که تکامل و رشد او در گرو رشد متوازن تمامى آن ابعاد است.

    شهر فاضله و بهشت زمینى موعود، تحقق نمى‏یابد، مگر آن که بارقه‏اى از آسمان در آن حلول کند. تربیت و پرورش روح انسان‏ها و توجه به اخلاق و فضایل معنوى ـ که از اساسى‏ترین برنامه‏هاى ظهور است ـ در همین راستا معنا مى‏یابد. شهر فاضله در عین این که شهر عدالت است، شهر رفاه، امنیت، تربیت، سجایا و فضایل انسانى نیز هست. در آن محیط، انسان‏هاى صالح تربیت مى‏یابند تا جامعه‏اى آرمانى و صالح بنا نهند. انسان‏ها علاوه بر دستیابى به غناى مالى، از غناى قلبى و روحى نیز بهره‏مند خواهند شد و در کنار اتمام نعمت و وفور ثروت، به اکمال اخلاق و فضیلت‏هاى انسانى نیز راه خواهند یافت. کینه‏هاى اخلاقى از قلب‏ها ریشه کن مى‏گردد. دروغ، تزویر و نامردمى، در روابط اجتماعى، جاى خود را به یک رویى و یک رنگى مى‏بخشد. جز با این نگرش همه جانبه به انسان و در کنار هم چیدن اجزاى حقیقى او نمى‏توان به تعبیر رؤیاى همیشگى انسان در تاسیس شهر فاضله انسانى دست‏یافت.

    ۲ ـ ۶ ـ تکامل شگرف علوم در آرمان‌شهر اسلامى مهدى موعود(عج)
    در روایتى از امام جعفر صادق(ع) آمده است: “دانش بیست و هفت (شعبه و شاخه) است و مجموع آنچه پیامبران آورده‌اند دو حرف است و مردم تا آن روز بیش از دو حرف را نمى‏دانند و چون قائم قیام کند بیست و پنج حرف بقیه را برون آورده و در میان مردم منتشر مى‌سازد و بدین‌سان مجموع بیست و هفت جزء دانش را نشر مى‌دهد”.

    این روایت حکایت از تحول علوم توسط آن حضرت و جهشى عظیم در پیشرفت زندگى بشریت در تمامى زوایاى زندگى بشرى دارد.آرمان‌شهر اسلامى حضرت مهدى(عج)؛ شهر نهایت علوم و دانش بشرى است. ارتباطات جمعى، ابزارهاى بصرى، سیستم‌هاى اقتصادى، حکومتى، قضاوتى، اجتماعى و غیره همگى با تحولى عظیم در آرمان‌شهر روبرو مى‌شوند. آرمان‌شهر مهدى موعود(عج) تحقق ابعاد بهشت آسمانى در قالبى زمینى است.

    ۲ ـ ۷ ـ جهان شمول بودن حکومت حضرت مهدی(عج)
    آرمان‌شهر حضرت مهدى موعود(عج)، آرمان‌شهرى جهانى است و همه زمین بر پهنه حکومت عدل و داد آن بزرگوار خواهد بود. دین اسلام در سراسر زمین احیا و جهان شمول خواهد گشت. دین و اخلاق در آرمان‌شهر حضرت مهدى موعود(عج) در تمامى اقوام و ملل یکسان خواهد بود و احکام اسلام قلمروئى به گستردگى جهان خواهد یافت. به موجب حدیثى حضرت صاحب الزمان(عج)… به هنگام انقلاب احوال مردم و اوضاع متزلزل قیام کند و زمین را پر از عدل و داد نماید.

    چنان که از ظلم و ستم پر شده باشد. ساکنان آسمان و زمین از حکومت او راضى خواهند بود. جهان شمولى آرمان‌شهر مهدى موعود(عج) و جهانى بودن حکومت آن حضرت سبب احیاء دوباره اسلام و جهان شمولى آن، یکسانى دین در تمامى زمین، یکسان بودن دستورها و برچیده شدن دستورات متناقض، رهبریت یگانه زمین، انطباق مردم با احکام و فرمان‌ها و قوانین جهانى آرمان‌شهر دینى و… خواهد گردید.

    ۲ ـ ۸ ـ حاکمیت در آرمان‌شهر
    پیشرفت‏ها در عصر ظهور، معلول عواملى است که یکى از آنها وجود رهبرى معصوم، پاک و منزه از هر نوع عیب و نقص (از قبیل احساسات حیوانى، خشم، غضب بى‏جا، شهوت، کبر و غرور و خودخواهى) است. او فقط وابسته به خدا است و به همه ملت‏ها، جمعیت‏ها و نژادها، با چشم مهربانى و برابرى نگاه مى‏کند و فرقى بین اقوام و قبایل قائل نیست.

    بین سیاه و سفید، آسیایى و آمریکایى و اروپایى و آفریقایى فرقى نمى‏گذارد و به همه با دید یکسان مى‏نگرد. در حالى که رهبران دیگر دنیا چنین نیستند، و عالى‏ترین همت آنان، استثمار دیگران و هضم یک جامعه در جامعه قوى‏تر و کوشش براى یک ملت است. آنها مى‏خواهند ملتى را فداى ملت دیگر کنند و ذخایر طبیعى ملت ضعیف را به نفع ملت‏خود تصاحب نمایند.

    اما رهبران الهى چون وابسته به جمعیت ‏خاصى نبوده و خود را وابسته به خدایى مى‏دانند که خالق و رازق همه است، هدفشان آسایش عمومى، آزادى گسترده و تشکیل یک سازمان عالى الهى است که در سایه آن، بشر مانند افراد یک خانواده زندگى کنند و سفید و سیاه باهم برادر و برابر باشند. سرانجام اداره امور جهان، در کف با کفایت صالح‏ترین افراد بشر قرار خواهد گرفت و به برکت وجود آن حاکم معصوم الهى، بشریت از آسیب ظلم و ستم نجات یافته، از ترس فقر، پریشانى، ناامنى‏هاى گوناگون و بى‏عدالتى‏ها آزاد خواهد شد. اینک که عالم به سوى یک آینده درخشان، تکامل روحانى و عقلانى، نظام مستحکم دینى و الهى، عصر صلح و صفا و برادرى و همکارى، پیش مى‏رود. حکومتى که در شهر فاضله اسلامى و در عصر حاکمیت امام مهدى(عج) مستقر خواهد شد، در تمام جهات با حکومت‏هاى موجود در عالم فرق دارد.

    حاکم، نوع حکومت، قوانین و نظامات جارى در آن، هیچ شباهتى با حکومت‏هاى موجود در عالم ندارد؛ نوع حکومتش، الهى و بر مبناى ایمان به خداى یگانه و توحید خالص است و هدفش متحد کردن جماعت‏ها و ملت‏ها، برداشتن دیوارهاى امتیازات و اعتبارات بیهوده، برقرار کردن توحید کلمه، ایجاد همکارى و ارتباط بین مردم است. حاکم آن نیز امام معصوم، احیا کننده شریعت نبوى و مجرى قوانین اسلامى و دستورات الهى است. اسلام مى‏خواهد تمام اختلافات و جدایى‏ها را که به نام‏هاى گوناگون پدید آمده، به وسیله عقیده توحیدى، از میان بردارد. تمامى اختلافات نژادى، طبقاتى، ملى، وطنى، جغرافیایى، مسلکى، حزبى و زبانى باید از میان برود و سبب امتیاز، افتخار و اعتبار نباشد و حتى در آن حکومت، اختلاف دینى هم باید کنار گذاشته شود و همه، در زیر پرچم اسلام تسلیم فرمان خدا باشند.

    این همان حکومت واحد جهانى است که کره زمین با یک حاکم، یک نوع حکومت و با یک شیوه و روش عادلانه اداره مى‏شود. اسلام براى بشر چنین حکومتى را پیش بینى کرده و در حدودى که وظیفه تشریع است، مقدمات آن را فراهم ساخته و عملى شدن آن را موکول به آماده شدن زمینه کامل آن کرده است. اساسا حفظ یک انسان کامل به عنوان ولى الله الاعظم و نگه‏دارى آن در پشت پرده غیبت، براى تشکیل چنان حکومت واحد جهانى است، زیرا تشکیل چنان حکومتى، از عهده انسان‏هاى عادى خارج است.

    ۲ ـ ۱۰ ـ رفاه و آسایش
    آرمان‌شهر مهدوی، آرمان‌شهر آسایش و رفاه همگانى است. نعمت‌های فراوان و رفاه در تمامی ابعاد آن به گونه‌ای خواهد بود که دیگر نیازمندى در سطح جامعه یافت نمى‏شود، چون توزیع عادلانه منابع و ثروت جایى براى فقر و طبقه ضعیف باقى نمى‏گذارد. در آن جامعه، مانند جوامع کنونى عمل نمى‏شود که بیش از هشتاد درصد ثروت جامعه، در دست کمتر از بیست درصد جامعه و بیست درصد آن در دست هشتاد درصد مردم باشد و در نتیجه طبقه مرفه و فقیر پیدا شود. به علاوه در آن عصر، به جهت اجراى عدالت، نه آسمان از ریزش برکات خود بر مردم دریغ مى‏ورزد و نه زمین امساک مى‏کند، بلکه هرچه دارند در اختیار بشر قرار مى‏دهند.

    از این رو در آرمان‌شهر که محور همه امور عدالت و قسط است حقوق انسان‏ها محور توجه و برنامه‏ریزى است، بالطبع بذر این توجه، محصولى چون رفاه و برخوردارى همگانى از موهبت‏هاى الهى را در پى خواهد داشت. این موضوع در روایات اهل بیت: به خوبى تبیین شده است؛ «انه یبلغ سلطانه المشرق و المغرب و تظهر له الکنوز و لایبقى فى الارض خراب الا یعمره» حکومت او شرق و غرب جهان را فرا مى‏گیرد و گنج‏هاى زمین براى او ظاهر مى‏شود و در سرتاسر جهان جاى ویرانى باقى نخواهد ماند مگر این که آن را آباد خواهد ساخت‏.

    امام صادق(ع) فرمود: “اذا قام القائم حکم بالعدل و ارتفع فى ایامه الجور و آمنت ‏به السبل و اخرجت الارض برکاتها ورد کل حق الى اهله… و حکم بین الناس بحکم داود و حکم محمد صلى الله علیه و آله و سلم فحینئذ تظهر الارض کنوزها وتبدى برکاتها ولایجد الرجل منکم یومئذ موضعا لصدقته ولا لبره لشمول الغنى جمیع المؤمنین” وقتى که قائم قیام کند، حکومت را براساس عدالت قرار مى‏دهد و ظلم و جور در دوران او برچیده مى‏شود و جاده‏ها در پرتو وجودش، امن و امان مى‏گردد، و زمین برکاتش را خارج مى‏سازد و هر حقى به صاحبش مى‏رسد، و در میان مردم، همانند داود و محمد حکم و داورى مى‏کند.

    در این هنگام زمین گنج‏هایش را آشکار مى‏سازد و برکات خود را ظاهر مى‏کند و کسى موردى را براى انفاق و صدقه و کمک مالى نمى‏یابد زیرا همه مؤمنان بى نیاز و غنى خواهند شد. بیان ظاهر شدن برکات زمین و خارج شدن گنج‏ها، نشان مى‏دهد که هم مساله زراعت و کشاورزى به اوج ترقى خود مى‏رسد و هم تمام منابع زیر زمینى، کشف و مورد استفاده قرار مى‏گیرد. در آمد سرانه افراد، آن قدر بالا مى‏رود که در هیچ جامعه‏اى، فقیرى پیدا نمى‏شود و همه به سر حد بى نیازى و خود کفایى مى‏رسند.

    حضرت امیر المومنین(ع) فرمود: “یزرع الانسان مدا، یخرج له سبعماه مد کما قال الله تعالى کمثل حبه انبتت ‏سبع سنابل فى کل سنبله ماه حبه و الله یضاعف لمن یشاء”; [در عصر حضرت مهدى] انسان یک مد مى‏کارد و هفتصد مد برداشت مى‏کند، چنان که مضمون آیه شریفه قرآن است‏. همچنین در جایی دیگر پیامبر اعظم خدا(ص) فرمود: “و یخرج له الارض افلاذ کبدها ویحثوالمال حثوا ولایعده عدا” زمین در آن عصر قطعات کبد خود را براى او بیرون مى‏فرستد و او ثروت بدون شماره و محاسبه در میان مردم پخش مى‏کند.

    و در جای دیگر می‌فرماید: “ابشرکم بالمهدى یملا الارض قسطا کما ملئت جورا و ظلما، یرضى عنه سکان السماء و الارض یقسم المال صحاحا فقال رجل ما معنى صحاحا؟ قال: بالتسویه بین الناس، و یملا قلوب امه محمد غنى و یسعهم عدله حتى یامر منادیا ینادى یقول: من له بالمال حاجه فلا یقوم من الناس الا رجل واحد ثم یامر له بالمال فیاخذ ثم یندم ویرد” شما را به ظهور حضرت مهدى(عج) بشارت مى‏دهم که زمین را پر از عدالت مى‏کند، همان گونه که پر از جور و ستم شده است.

    ساکنان آسمان‌ها و زمین از او راضى مى‏شوند و اموال و ثروت‏ها را به طور صحیح تقسیم مى‏کند. شخصى پرسید تقسیم صحیح ثروت چیست؟ فرمود: به طور مساوى در میان مردم تقسیم شود و دل‏هاى پیروان محمد را پر از بى نیازى کند و عدالتش همه را فراگیرد، تا آن جا که دستور دهد کسى با صداى بلند صدا زند که هر کس نیاز مالى دارد، برخیزد. هیچ کس جز یک نفر بر نمى‏خیرد، سپس امام دستور مى‏دهد مال قابل ملاحظه‏اى به او بدهند; اما او به زودى پشیمان مى‏شود که چرا آزمند و حریص بوده است و مال را بر مى‏گردان.

    ۲ ـ ۱۱ ـ عدل
    در اسلام، مساله عدل، از روز نخست در تمام زمینه‏ها مورد توجه و عنایت ‏بوده است، از بعد عقیدتى و دینى گرفته تا بعد فقهى و اجتماعى، از قرآن و سنت‏ بر مى‏آید که عدل و مظاهر آن، پسندیده و موجب خشنودى حضرت حق است; اما قدر و منزلت آن، به علت گستردگى و اقامه آن در سطح وسیع اجتماعى است; یعنى، مردم آن قدر به رشد معنوى و کمال روحى نایل گردند که تمام افراد یا حداقل اکثر آنان، خواهان عدل باشند و خود عملا آن را به اجرا گذارند.

    پیامبران الهى، در ماموریت آسمانى خود، خواهان اقامه عدل در جهان و در بین همه انسان‏ها بوده‏اند و مى‏خواستند مردم را طورى تربیت کنند که آنان خود قسط و عدل را به پا دارند; نه آن که به زور و قدرت حاکم به عدالت تن دهند. قرآن کریم مى‏فرماید: “لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط”

    از این آیه استفاده مى‏شود که پیامبران مى‏خواستند، مردم را طورى تربیت کنند تا خود، قیام به قسط نمایند و عدل را بر پا دارند; لذا فرمود: «لیقوم الناس بالقسط‏» و نفرمود: «لیقیموا الناس بالقسط‏» تا معنایش این باشد که پیامبران به عنوان حاکم عادل، مانند سایر زمامداران عادل، مردم را با نیروى نظامى و انتظامى و قدرت‏هاى اجرایى، به رعایت عدل وا دارند; زیرا فرق است‏ بین این که حاکمى خود عادل باشد و بخواهد در حکومت او عدل اجرا شود و به کسى ستم نگردد و بین آن که مردم در جامعه، از نظر کمالات و درک عقلانى به جایى برسند که خود اقامه عدل نمایند و بفهمند که عدل برتر از ظلم است و در آنان کششى نسبت‏ به ظلم نباشد. به هر حال در اسلام و تعالیم الهى، عدل از جایگاه رفیعى برخوردار است تا جایى که همه انسان‏ها مامور شده‏اند در تمام زمینه‏هاى زندگى خود ـ در اصول و فروع، در نظام اجتماعى و اقتصادى، سیاسى و نظامى، در گفتار و کردار و… عدالت را مراعات کنند. در زیر چند روایت ذکر شده است:

    اعدلوا هو اقرب للتقوى: عدالت ورزید که عدالت ‏به تقوا نزدیک‏تر است.

    اذا قلتم فاعدلوا: وقتى سخن گفتید به عدالت‏سخن گویید.

    و ان الله یامر بالعدل و الاحسان: خداى متعال به عدل و احسان امر مى‏کند.

    ۲ ـ ۱۲ ـ علم در عصر ظهور
    عصر ظهور، زمان گسترش و شکوفایى علم و دانایى است، و شهر فاضله اسلامى، شهر علم و دانش است. با آمدن منجى عالم، همان گونه که ظلم و بیداد جاى خود را به عدل و دادگرى مى‏سپارد، و نابسامانى‏هاى اجتماعى به سامان مى‏گراید، جهل و نادانى نیز جاى خود را به علم و دانایى مى‏دهد و جهان از نور عقل و دانش آکنده مى‏شود. علوم و دانش‏هایى که در طول اعصار و قرون در پشت پرده‏ها مکنون مانده بود، ابراز مى‏گردد و مرز دانایى و یادگیرى تا سراپرده منازل و اعماق وجود تک تک انسان‏ها، گسترش مى‏یابد. حضرت امام محمد باقر(ع) فرموده است: “اذا قام قائمنا وضع الله یده على رؤوس العباد فجمع بها عقولهم و کملت ‏بها احلامهم” هنگامى که قائم ما قیام کند، خداوند دست محبتش را به سر بندگان مى‏گذارد و عقول آنها را با آن کامل و افکارشان را پرورش داده تکمیل مى‏کند.

    بدین ترتیب، در پرتو ارشاد و هدایت ‏حضرت مهدى(عج) و در زیر دست عنایت او، مغزها در مسیر کمال به حرکت در مى‏آید و اندیشه‏ها شکوفا مى‏شوند. کوته بینى‏ها، تنگ‏نظرى‏ها و افکار پست و پلید ـ که سرچشمه بسیارى از تضادها و برخوردهاى خشونت‏آمیز اجتماعى است ـ ، بر طرف مى‏گردد. مردمى بلند نظر، با افکارى باز و سینه‏هایى گشاده و همتى والا و بینشى وسیع، پرورش مى‏یابند، لذا تعبیر پیاده شدن ۲۷ حرف علم به منصه ظهور می‌رسد.

    ۲ ـ ۱۳ ـ نظام سیاسى مصلح‏
    دولت مصلح حکومتى جهانى و فراگیر است، و حکومت‏هاى جهانى به لحاظ مبناى غیر الهى و ابزارهاى غیر مشروع محکوم به نابودى مى‏باشند. پیش از هر فرضیه و گمان باید پذیرفت که محتوا و قالب سیاسى در حکومت مصلح موعود نباید و نمى‏تواند در نمونه‏هاى تاریخى مشابه داشته باشد. اعلان قرآن مبنى بر جاء الحق و زهق الباطل از نابودى هر باطل خبر مى‏دهد و برچیده شدن حکومت‏هاى سراسر جهان را که در دایره باطل قرار دارند، نوید مى‏دهد.

    این بشارت از دو دیدگاه قابل تأمل است:

    الف ـ دولت مصلح حکومتى جهانى و فراگیر است؛

    ب ـ حکومت‏هاى جهانى به لحاظ تئورى و عملى باطل بوده و مشمول نابودى توسط حضرتش مى‏گردند.

    براساس روایت‏ها، ساختار حکومت مهدى مصلح از نوع هیچ یک از نظام‏هاى موجود نیست بلکه در دایره تمدن اسلامى و نشأت گرفته از قرآن و سنت معصومین(ع) است.

    راه‌کارهای علمی رسیدن به آرمان‌شهر
    ۳ ـ ۱ ـ آموزش و پرورش
    اسلام، تعلیم و تزکیه را درصدر برنامه‌های خود قرارداده است. به گونه‌ای که از همان آغاز نزول وحی، آن را از وظایف اصلی و حتمی پیامبر به حساب می‌آورد. اسلام، آموزش و پرورش را تنها یک حق ندانسته، بلکه وظیفه هر مسلمان می‌داند. پیامبر گرامی اسلام می‌فرماید: “به دنبال دانش بودن وظیفه هرکس و بر هر مسلمانی واجب است”. بنابراین آموزش و پرورش در سرنوشت جامعه نقش اساسی دارد: زیرا بدون افراد صالح و سالم، جامعه صالح و شایسته پدید نمی‏آید و مردم در صورتی راه صلاح را می‌پیمایند که علاوه بر داشتن زمینه فردی درست در درون خود زمینه‌های خوشایند و جذاب را در جامعه ببینند. پس افزون بر طرح و برنامه، ساختن افراد شایسته از راه کارهای ضروری رسیدن به شهر فاضله مطلوب است. بر این اساس آموزش و پرورش مقدمه پرورش و خودسازی است و رستگاری در سایه خودسازی به دست می‌آید:بی تردید آن کس که به تزکیه و پاکی نفس خود پرداخت رستگار گشت.

    ۳ ـ ۲ ـ تحریم عوامل فساد
    از دیگر راه کارهای اسلام برای حفظ سلامت جامعه و اعتماد متقابل مردم با یکدیگر، تحریم اعمالی است که سلامت جامعه را به خطر می‌افکند. اسلام از یک سو با تحریم اعمالی همچون دروغ، غیبت، تهمت، قمار، سرقت و مقررکردن کیفر برای برخی از آنها حد و مرزی برای رفتارهای اجتماعی قرارداده و از سوی دیگر، افشای گناهانی را که سبب دریده شدن پرده عفت عمومی می‌شود جرم دانسته است. از دیدگاه اسلام، توبه کردن از گناهانی که با حقوق مرتبط نیست. بلکه از حقوق الهی است ـ بر اعتراف نزد قاضی و حاکم شرع اعتراف و تقاضای پاک شدن فرمود: اگر پوشانده بود و توبه می‌کرد برایش بهتر بودالبته تحریم عوامل فساد و امر به اجتناب از آن‌ها بدان معنا نیست که فرد گوشه گیری را اختیار کند و از جامعه دور شود. حضرت محمد(ص) در سخنان خود گوشه گیری را فاقد ارزش دانسته و جداشدگان از جماعت مسلمانان از دایره اسلام خارج شمرده است. هیچ رهبانیت و گوشه گیری در اسلام نیست به راستی خداوند بلند مرتبه بر ما رهبانیت قرار نداده است. رهبانیت امت من همان جهاد در راه خداست. در جایی دیگر می‌فرماید: هر کس از جماعت مسلمانان جدا شود، قید اسلام را از گردن خود برداشته است.

    ۳ ـ ۳ ـ تحکیم روابط اجتماعی
    خداوند برای تحقق این اصل مهم، آداب اجتماعی ویژه‌ای وضع کرده است که برخی از آنها عبارتند از:

    الف ـ سلام کردن و دست دادن در آغاز ملاقات: آن گاه که همدیگر را ملاقات می‌کنید بیش از هرگونه کلامی اول به همدیگر سلام کنید و مصافحه کنید.

    ب. رفق و مدارا: رسول خدا(ص) می‌فرماید: “مدارا کردن با مردم نیمی از ایمان است و ملایم و نرم بودن با آنان نیمی از خوشی در زندگی”.

    پ: فروتنی: پیامبر اسلام فرمودند: “خداوند به داود وحی کرد به راستی نزدیک ترین مردم به خدا متواضعان هستند، همان طور که دورترین مردم از خدا متکبرانند”.

    ت: احترام به دیگران: (به ویژه سالخوردگان)؛ رسول خدا در این باره می‌فرمایند: “گرامی داشتن مسلمان پیر و سالخورده، بزرگ شمردن خداست”.

    ث: زیارت دید و بازدید برادر مومن فقط به خاطر خدا، رسول خدا می‌فرماید: “هرکس برادرش را به خاطر خدا و در راه خدا زیارت کند خداوند عزیز و بلندمرتبه گوید: مرا زیارت و ثواب و پاداشت بر عهده من است”.

    ج: برآوردن نیازهای مادی و معنوی دیگران: امام صادق می‌فرماید: “هرکس از مؤمنی مشکلی را برطرف کند. خداوند در روز رستاخیز برای قلبش گشایش ایجاد می‌کند”.

    ۳ ـ ۴ ـ تعاون و همکاری عمومى
    برای تحقق شهر فاضله مطلوب در اسلام، تعاون و همکاری گروهی، به عنوان یکی از اصول و راه کارهای مهم مطرح می‌شود: خداوند متعال در قرآن می‌فرماید: «بر نیکی و پرهیزگاری یکدیگر را یاری کنید و با همدیگر همکاری کنید”.

    ۳ ـ ۵ ـ تقویت بنیان خانواده
    از آنجا که خانواده می‌تواند نقطه آغازین هر صلاح و فساد باشد و اجتماع از ترکیب خانواده پدید می‌آید، اسلام بیش ترین توجه خود را به خانواده معطوف داشته است. پیامبر اکرم(ص) در این باره می‌فرماید: “در اسلام هیچ بنایی نزد خدا محبوب تر از تشکیل خانواده نیست.” مسلم است که بقای خانواده نیز همچون شکل گیری آن مهم و ضروری است. امام صادق مردم را به تلاش برای حفظ خانواده فراخوانده و می‏فرماید: “هیچ چیز نزد خداوند عزیز و بلند مرتبه، مبغوض تر از خانه‌ای نیست که به خاطر تفرقه خراب شود”. طبیعی است هنگامی که خانواده براساس مودت و تفاهم متقابل شکل گیرد و پدر و مادر با هم تفاهم و تعاون و آگاهی، فضایی آرام و مطلوب برای رشد فرزندان پدید آورند، حرکت عمومی جامعه به سوی صلاح و سعادت خواهد بود. بدین سبب اسلام برای پدر و مادر به عنوان دو رکن اساسی سرنوشت ساز خانواده مقامی والا و ارزشمند درنظر گرفته. آنان را دارای مسئولیتی حساس و ویژه می‌داند.

    برگرفته از سایت :المهدویه

    برچسب‌ها :

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *