امروز: ۱۴۰۵/۰۷/۲۲ ساعت : ۱۸:۱۸
  • مهدویت
  • وهابیت (قسمت ششم)

    مجله امان شماره ۱۶ .:::. مقالات

    نعمت الله حشمتی

    پژوهشگر

    در شماره پیشین بیان شد که با وجود منافقین در زمان پیامبر صل الله علیه و آله و سلم (به شهادت قرآن و تاریخ)، نقدهای اساسی و سؤالات زیادی بر پایه‌های فکری این مذهب خود ساخته بی‌جواب مانده است، از جمله این‌که:

    ۱. منافقان زمان پیامبر صل الله علیه و آله و سلم که مصاحب با او بودند بعد از پیامبر صل الله علیه و آله و سلم چه شدند؟ آیا این مصاحبان، یا صحابی‌ها توبه کردند یا همگی مردند تا این‌که ما بدون هیچ استثنایی از همه اصحاب و صحابه پیروی کنیم و همه آن‌ها را مقدس بشماریم؟

    ۲. با توجه به اختلافات بسیار زیاد و حتی در بعضی موارد متضاد و متناقض مانند اختلاف حضرت علی علیه السلام و طلحه و زبیر و عایشه. اختلاف حضرت علی علیه السلام با خوارج و معاویه، اختلاف امام حسین علیه السلام و یزید و … ما از کدامیک از اصحاب پیروی کنیم.

    ۳. در صورت قبول یک نظر که در بعضی موارد لازمه‌اش ردّ کردن نظر صحابی دیگر است چه باید بکنیم؟

    ۴. ملاک و معیار انتخاب یکی و ردّ دیگری برای من به عنوان مقلد از سلف چیست؟ و … سؤالات اساسی دیگری که پاسخی برای آن وجود ندارد و هرچه بیشتر دست این فرقه خود ساخته و مورد حمایت دشمنان قسم خورده اسلام و دین پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم را رو می‌کند و روز به روز مسلمانان به ماهیت استعماری این فرقه پی می‌برند، فرقه‌ای که همه مسلمانان را به غیر از خود کافر می‌داند و خون و جان و مال و ناموس آن‌ها را برای خود مباح می‌شمرد و تاریخ، جنایات بی‌شماری از آن‌ها در حافظه خود به ثبت رسانده است. حال ادامه بحث:

    با وجود این می‌توانیم کوتاه آمده، از باب مماشات با خصم در جدل بپرسیم: اکنون ما می‌خواهیم به سلک این گروه درآییم و عضوی از آن شویم. بفرمایید اساسنامه این گروه که اگر از آن پیروی کنیم عضوی از این گروه می‌شویم چیست؟ بنا به حصر منطقی، آن‌ها دو راه و دو پاسخ دارند و راه یا پاسخ سومی متصور نیست.

    پاسخ اول: آن‌که به ما گفته شود: راه این کار پایبندی به ظاهر جزء به جزء گفته‌ها و کرده‌ها و برخورد‌ها و عادت‌هایی است که سلف بدان‌ها ملتزم بودند و عمل می‌کردند. بی آن‌که چیزی بر آن بیفزاییم، چیزی بکاهیم و تغییری در آن دهیم. در این صورت ناگریز باید به آن‌ها بگوییم: اما سلف نیز خود به گفته‌ها و کرده‌‌ها و برخورد‌هایی که از آنان صادر می‌شد چنین نگاه خشک تقدسی نداشتند که به موجب آن می‌بایست میخ جاودانگی بر آن گفته‌ها و کرده‌ها بکوبند و در مقابل آن برخوردی به سان برخورد با یک شهر طلسم شده داشته باشند! بلکه آنان چنین نگاه ثابت را تنها به آن دسته از اصول کلی و احکامی که به صورت صریح و قاطع در کتاب خداوند بر آنان نازل شده یا رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم ایشان را بدان مخاطب ساخته بود و پس از آن همراه با آن‌چه مقتضای علل احکام و سنت تحول در حیات و نیز عوامل پیشرفت علمی و منطق عبور مستمر از صالح به اصلح بود به پیش رفتند و با آن همگامی کردند. آقای محمد سعید رمضان البوطی در موارد نقض و در موضع نقد این تفکر می‌گوید:

    پیامبر صل الله علیه و آله و سلم و اصحاب ایشان در مکه دارای آداب و رسوم و عادات خاص خویش بودند … و چون به مدینه منوره هجرت کردند در آن‌جا با عادت‌هایی غیر از آن‌چه با آن خو گرفته بودند روبرو شدند …

    در مکه اکثر مسلمانان با لباس دوخته آشنا نبودند ولی چون در مدینه مستقر شدند و مردم دیگر شهرها نام و آوازه آنان را از همدیگر شنیدند و با آنان در آمیختند، لباس دوخته و حله‌های یمنی و غیر عربی فاخر بر تن کردند…». در خانه‌های مکه چیزی به نام توالت وجود نداشت اما چون به مدینه آمدند آن را در خانه‌های خود ساختند. پیامبر صل الله علیه و آله و سلم هفت یا هشت سال در مسجد خود در حالی‌که به تنه درختی تکیه داشت خطبه می‌خواند اما پس از آن ـ بنابر آن‌چه بخاری از جابر روایت کرده ـ زنی نزد آن حضرت آمد و گفت: ای رسول خدا، آیا مایلی چیزی برای این‌که بر آن بنشینی برایت تهیه کنم؟ من غلامی دارم که نجار است. حضرت فرمود: «…. اگر خواسته باشی….» بدین ترتیب منبری برای او ساخته شد و چون جمعه فرا رسید وی بر همان منبری که برایش ساخته شده بود نشست… .

    رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم مسجد خویش را از خشت، و سقف آن را از تنه درختان خرما ساخت و زمین آن را خاکی رها کرد، اما چون دوران خلافت عثمان فرا رسید همین مسجد با سنگ و کچ تجدید بنا شد. کوچه‌های مدینه تنگ و باریک و خانه‌های آن کم ارتفاع بود اما چون خلافت عمر فرا رسید … عمر به تهیه نقشه‌ای برای بنای شهر کوفه پرداخت در این نقشه ضوابط تازه‌ای را برای عرض خیابان‌های اصلی و کوچه‌های فرعی و میزان ارتفاع ساختمان‌ها مشخص کرد. در طول دوران صحابه هیچ کس مانع بنای ساختمان در هر قسمت از اراضی مِنا نمی‌شد اما چون دوران عمر بن عبدالعزیز فرا رسید و حُجّاج رو به فزونی نهادند او نامه‌ای به مکه فرستاد که در آن ساختن هر گونه بنایی در مِنا را منع کرد…۱

    بدین ترتیب روشن می‌شود که نخستین پاسخ به پرسشی که مطرح کردیم پاسخی بیهوده و بی معناست چه این‌که خود ِسلف، خویشتن را گرفتار زندان جمود و پایبندی جزء به جزء گفته‌هایی که از آنان صادر شده بود نکردند. آقای سعید البوطی در ادامه نقد خود می‌گوید:

    اما پاسخ دوم این است که به ما گفته شود: راه درآمدن در سلک این جماعت و همرنگ ایشان شدن آشنایی یافتن با همان شیوه‌ای علمی است که این جماعت برای تفسیر متون دینی، استنباط احکام و معین کردن اصول تفکر و اجتهاد، آن را تدوین و ترسیم کرده‌اند.

    در صورت اظهار چنین پاسخی از سوی آنان می‌گوییم: اما ـ بنابر آن‌چه برای عالمان و اهل تحقیق و پژوهش روشن است ـ این روش هیچ زمان اساسنامه یا نشانی مشخص نداشته است2 بلکه می‌دانیم نیمی از دوران سلف در حالی سپری شده است که اثری از وجود این روش چه در حد اصطلاح و چه در مرحله تدوین و چه در حد اتفاق بر آن و پایبندی بدان وجود نداشته است.۳

    بدین ترتیب روشن می‌شود جاده‌ای را که وهابیت با چراغ سلفیه می‌خواهد مردم را به آن دعوت کند جاده‌ای تاریک و بی مقصد است و خود آنان نیز نتوانسته‌اند تناقضات و تضاد‌های موجود در بیانات خود را حل کنند و با این دعوت، خود آن‌ها یک مذهب تشکیل داده و به مذاهب دیگر اضافه کرده‌اند و اکثریت قریب به اتفاق فرقه‌های اسلامی (شیعه یا سنی) آن را فرقه‌ای استعماری یا مورد حمایت استعمار می‌دانند که برای پیش برد اهداف دشمنان اسلام در میان مسلمانان رخنه کرده‌اند.

    ادامه دارد

    پی‌نوشت

    ۱. ر.ک: ابن سعد، الطبقات، ج5، ص268؛ سلفیه بدعت یا مذهب، ترجمه حسین صابری، چاپ دوم، ص25 ـ ۲۸.

    ۲. البته به اعتقاد شیعه جانشینان راستین پیامبر صل الله علیه و آله و سلم که همان ائمه معصومین علیهم السلام هستند و همانند پیامبر صل الله علیه و آله و سلم مصون از خطا، کسانی هستند که تمام احکام الهی را و همچنین تفسیر قرآن کریم را به اذن الهی از پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم به ارث برده‌اند و بعد از پیامبر صل الله علیه و آله و سلم این علم به حضرت علی علیه السلام و بعد از او به یازده فرزندش که آخرین آن‌ها حضرت حجت بن الحسن العسکری علیه السلام است منتقل شده است و آنان به عنوان هادیان امت اسلامی حامل تمام علوم پیامبر علیه السلام به اذن الهی هستند و به خاطر وجود این علم هرگز دچار خطا و اشتباه نمی‌شوند.

    ۳. سلفیه بدعت یا مذهب، ترجمه حسین صابری، چاپ دوم، ص29.

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *