به نام خدا
مسئله مهدویت و انتظار، جنبه های مختلف اجتماعی، روان شناختی، تاریخی، فلسفی، تربیتی و اعتقادی دارد و از دیدگاهها و زوایای مختلف بررسی شده است. یکی از اهداف جامعه مهدویت، عدالت فردی و احتماعی است. عدالت یکی از واژه هایی است که بشر با آن انس داشته و در آرزوی تحقق آن بوده است، به همین دلیل، ادیان بزرگ و مکاتب مختلف شعار برقراری عدالت اجتماعی را می دهند. عدالت مهدوی همان عدالت انبیاء و اولیاست؛ زیرا مهدی (ع) وارث آدم، نوح، ابراهیم (ع) و محمد (ص)و یازده امام معصوم علیهم السلام است.
چکیده
مسئله مهدویت و انتظار، جنبه های مختلف اجتماعی، روان شناختی، تاریخی، فلسفی، تربیتی و اعتقادی دارد و از دیدگاهها و زوایای مختلف بررسی شده است. یکی از اهداف جامعه مهدویت، عدالت فردی و احتماعی است. عدالت یکی از واژه هایی است که بشر با آن انس داشته و در آرزوی تحقق آن بوده است، به همین دلیل، ادیان بزرگ و مکاتب مختلف شعار برقراری عدالت اجتماعی را می دهند. عدالت مهدوی همان عدالت انبیاء و اولیاست؛ زیرا مهدی (ع) وارث آدم، نوح، ابراهیم (ع) و محمد (ص)و یازده امام معصوم علیهم السلام است.
در حکومت مهدوی، عدالت جنبه های مختلفی دارد که شامل ابعاد مختلف فرهنگی (توزیع عادلانه منابع آموزشی و پروشی)، اجتماعی (توزیع عادلانه مناسبات اجتماعی )، اقتصادی (توزیع عادلانه ثروت و، منابع و امکانات، رفع فقر و تبعیض )، سیاسی (توزیع عادلانه مسئولیتها، اختیارات و قدرت)، قضائی (برخورد یکسان با افراد جامعه در برابر قانون )، اطلاعاتی (اطلاع رسانی و توزیع عادلانه اطلاعات )است و تحقق آن به بستر سازی نیاز دارد.
برای بستر سازی و ایجاد آمادگی برای ظهور منجی جهان، دو نوع مسئولیت وجود دارد. یکی مسئولیتهای فردی است که انسان معتقد و منتظر بر عهده دارد. این مسئولیت، مکان و زمان نمی شناسد و هر فرد منتظر در هر نظامی که باشد، باید خود را در هر لحظه آماده نگه دارد و بکوشد جامعه خود را نیز آماده کند. مسئولیت دوم، مسئولیت نظام و حکومتی است که توانسته بر نظام استکبار خارجی و استبداد داخلی چیده شود و نظام اسلامی را ایجاد کند. نظام اسلامی برای آماده سازی شرایط ظهور باید برنامه راه بردی دقیق و مشخص داشته باشد. بطور کلی، برنامه یا طرح راه بردی آماده سازی شرایط ظهور از پنج مرحله تشکیل می شود.
در مرحله اول، مشخص کردن نظام ارزشهای اعتقادی، معیارها و شاخص های آن است که در شمار اعتقادات و باور های یک جامعه در آمده است و جهت حرکت آن را مشخص می کند و به آن اعتماد به نفس می دهد. مرحله دوم، بررسی و تجزیه و تحلیل آماده سازی شرایط ظهور در داخل و خارج از کشور است که در نتیجه آن، نقاط قوت و ضعف، فرصت ها و تهدیدها مشخص می شود. مرحله سوم، تعیین اهداف، راهبردها و سیاست گذاریهای مورد نیاز کشور در زمینه آماده سازی شرایط ظهور در چارچوب ارزشها و باورهاست. در این مرحله، اهداف، راه بردها و سیاست گذاری ها در چارچوب ارزشها و باورها به صورت شفاف تدوین و مشخص می شود
در مرحله چهارم، اجرای راه بردها و سیاست گذاری های تدوین شده است. در این مرحله، برنامه های مختلفی جهت تحقق اهداف و راهبرها، تهیه و بودجه مورد نیاز و دستورالعملهای اجرایی فراهم می شود. مرحله پنجم، نظارت همیشگی بر اجرای دقیق طرح آماده سازی شرایط ظهور است. در این مقاله درباره فرهنگ انتطارومهدویت، شناخت نظام ارزشی، انتظار پیروان ادیان مختلف برای منجی بزرگ، دشمنی با معتقدان به امام زمان (عج)، سیاست گذاری های آماده سازی زمینه های ظهور، مؤلفه های حکومت صالحان، و…توضیح داده شده است.
مقدمه
موضوع مصلح جهانی از دیرباز مورد توجه همه ی ادیان الهی و غیر الهی بوده و مطالب فراوانی در این رابطه بیان کرده اند. در کتب عهد عتیق اینگونه پیش بینی کرده که آینده جهان ازآن صالحان می با شدوفنای نا پاکان راحتمی می داندوزرتشتیان بر این عقیده اند که سرانجام لشکر اهریمنان منقرض گشته و فرزند صالح حضرت آدم (ع) با اقتدارحاکمیت جهان را به دست خواهدگرفت، درکتب هندوان هم در باره ی وحدت دیانت درآخرالزمان، مطالب قابل توجهی مطرح شده است، اندیشه ظهور مصلح جهانی و آرزوی صلح و آرامش در جهان از چنان اهمیتی بر خوردار است که تقریبا تمام ملل، هر کدام به نوعی در باره آن سخن گفته اند.
درقرآن مجید این معجزه همیشه جاویدآیات بسیاری از جمله آیات، سوره های قصص، ۵/نور، ۵۵/حج ۴۱/ بقره، 148و…در خصوص مصلح جهانی مشاهده می شود که این آیات توسط ائمه معصومین علیهم السلام، تاویل به ظهور آخرین ذخیره الهی گردیده و در این مقاله به بعضی از آیات اشاره شده است و نیز از ستارگان درخشان آسمان امامت و ولایت به ترتیب از اولین امام، علی بن ابیطالب (ع) تا آخرین امام، حضرت مهدی (عج) روایات زیادی در خصوص اوضاع فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی آینده جهان مطرح گردیده است و از کتابهای روایی اهل سنت نیز در خصوص موضوع مقاله استفاده شده است.
تمام منابعی که ذکرشد، در این امر اتفاق نظر دارندو به ابناء بشرمژده می دهندکه در آخرزمان، با انفجارنورعدالت دردل ظلمت دنیای بی عدالتی، حق آشکار خواهد شد. آری شب شکن می آید و بر لبهای خشکیده مظلومان شکوفه تبسم می نشاند، او با معجزه تمام انبیاء، جهانیان را به خدای واحد و دین واحد دعوت می کند و با علم و اراده و اندیشه خدایی ثروتهای جهان را استخراج نموده و دروازه های فقرمادی و معنوی را برای همیشه می بندد. به امید آن روز انشاء الله.
بشارت باد بر منتظران صلح جاویدان، آری سخن ازصلح و آرامش وعدالت است، چه زیباست واژه صلح، همان جیزی که تمام انبیاء و اوصیاء خدا برای برقراری آن چه زحمت ها کشیدند ولی بطورصددرصدموفق به برقراری صلح جهانی نگردیدند.
بزرگان دین وآزاد مردان درطول تاریخ به خاطر ایجاد صلح و اصلاح امور جوامع بشری تمام عمر تلاش کردند ولی سرانجام کارآنها به زندان و شکنجه و تبعید منجر می گردیدوچه دلیرمردانی که دراین راه سرهایشان به دارآویخته شد و یا به جوخه های اعدام محکوم گردیدند. جون حکومتهای جبار همیشه در صدداین بودند تا از اوضاع آشفته جوامع بشری سوء استفاده کنند و اموال وثروت های انسان را بدون زحمت به یغما ببرند.
اگر امروز مشاهده می کنیم که درگوشه وکنارجهان عده ای با فقر، دست وپنجه نرم می کنند، اگر ملاحظه می شود که در کنار کشورهای غنی، کودکانی از گرسنگی جان می دهند واگرملت های فقیر،با انواع بیماری ها،گرفتارند،به خاطر این است که قدرت های بزرگ برآنهاتسلط پیداکرده و صلح وصفا وآرامش راازآنها سلب کرده اند.ثروتمندان و زراندوزان شبانه روز همانند برده گان از گرده ی فقرا کار می کشند و اندک حقوقی به آنها می دهند تابازفردایی دیگر بتوانندازآنها بیگاری بکشند.
آری آن منتقم می آید وبرهمه این نابسامانیها،سامان می دهد و انتقام مظلومان را از ظالمان خواهد گرفت.اومی آید وبا آمدنش در کالبد زمین و زمان روح صلح و دوستی و صفا می بخشد وچه زیباست در زیر سایه درخت طوبی آرمیدن و در کنار انوار ولایتش زیستن.
در این پژوهش، محقق سعی خود را بر این داشت تا در خصوص مصلح جهانی نظریات و دیدگاه های تمام فرقه های الهی و غیر الهی را مورد بررسی قرار دهد و در این راستا کتاب های بسیار ارزنده و قابل توجهی مورد مطالعه قرار گرفت و ازمیان آنها مستندترین مطالب را در تحقیق خود آورده است و از سخنان دانشمندان و همچنین از کتب آسمانی و روایات ائمه معصومین علیهم السلام استفاده شایانی شده است..
فرهنگ انتظار و مهدویت
فرهنگ انتظار و مهدویت اقیانوس بی کرانی است که هر معتقد به امام قائم عجل الله تعالی الشریفدر حد بینش و دانش و تحقیقی که کرده از آن برداشت می کند؛ نگرشی درست به ظهور منجی موعوداز سلاله پاک پیامبر اسلام صل الله علیه واله والسلام و درک صحیح از معیارها، ارزشها و مسئولیتها و احیایامر به معروف و نهی از منکر و اصلاح خود و جامعه است؛ رابطه ای قوی و پایدار بر اساس رابطه ولایی، بین انسان و امام عصر (ع)ایجاد می کند. فرهنگ انتظار، حرکت آفرین،امید بخش، تلاش آور و نشاط آور است و تمام ناهنجاریهای فردی و اجتماعی، یاس و نومیدی و خستگی و پوچ گرایی را از بین می برد؛ فرهنگ حرکت و تلاش در جهت زمیته سازی ظهور منجی موعود است؛ فرهنگ رویش و پویش و دریچه ای به جهان آینده و راه نجات فردی و اجتماعی از بن بست ها و گرفتاری های جسمی و روحی به شمار می آید؛ مولود تلاش و حرکت به سوی آینده روشن و بهتر است.
فرهنگ مهدویت زیربنای ایجاد نظم عادلانه جهانی در پرتو انسان کامل و رهبری معصوم به شمار می آید و انسان ها و جامعه را در برابر تمام بیماریهای فکری و روحی بیمه می کند؛ فرهنگ مهدویت در پیش گیری بنیادی از تهاجم فرهنگی نقش اساسی دارد و تمام کمبود ها را جبران می کند و تمام موانع را برمی دارد و سکوی پرواز به جهانی آزاد و بهتر است. این فرهنگ، انسان و جامعه را برای تحقق جامعه مهدوی آماده می سازد و فرهنگ اصلاح خودو جامعه، آمادگی برای ایثار و تسلیم فرمان مولای خود شدن است؛ فرهنگ اندیشه، طرح و عمل، تزکیه، عشق، حرکت، جهاد و شهادت به شمار می آید.
منتظر، انسان مسلمان متعهدی است که هر لحظه انفجار قطعی نظام های ضد انسانی را انتظار می کشد و همواره خود را برای شرکت درچنین انقلاب جهانی و بدر دومی،آماده می کند که با شمشیر علی (ع) و زره پیامبر (ص) و به دست فرزند این دو برپا می شود1. فرهنگ انتظار و مهدویت، فرهنگ تلاش مستمر، بابرنامه و خستگی ناپذیرو حرکتی در مسیری هدفمند است و به طور منظم برای شناخت ارزشها و باورها و مشخص کردن اهداف، سیاست گذاریها، برنامه ریزی ها و اجرای آنها هم راه با نظارت و کنترل تلاش می کند و زمینه های ظهور منجی عالم و رشد و تکامل پایدار انسان و جامعه را فراهم می سازد.
۱- درک و شناخت امام و نیاز مبرم به او و درک حق ولایت او. ۱
۲- – داشتن عشق و محبت به امام. ۲
۳- پذیرش ولایت و سرپرستی و حاکمیت و پیشوایی امام. ۳
۴- بستن عهد و پیمان با امام.. ۴
۵- اطاعت و تبعیت از امام.۵
۶- شناخت و اطاعت از ولی فقیه و قیام علیه ستم و استقرار نظام اسلامی. ۶
انسان با طی این مراحل، آمادگیهای فکری و روحی لازم را پیدا می کند و می تواند هدفمند و بر اساس طرح و راه بردی طولانی مدت برای آماده سازی زمینه های ظهور حرکت نماید و مقدمات لازم برای حکومت جهانی مهدی موعود (عج) آماده سازد.
آیت الله مکارم شیرازی، جند آمادگی را برای پذیرای چنان حکومتی، ضروری می دانند7.
۱-آمادگی فکری و فرهنگی ( سطح فکری و فرهنگی مردم جهان چنان بالا رود که بدانندمسئله نژاد، مرزهای جغرافیایی، تفاوت رنگها و زبانها و سرزمینها نمی توانند بشر را از هم جدا سازند ).
۲- آمادگی اجتماعی ( مردم جهان باید از ظلم و ستم و نظامات موجود خسته و مایوس شوند. ).
۳- آمادگی تکنولوژی و ارتباطی ( وجود فن آوری نه تنها مزاحم حکومت جهانی عادلانه نیست، بلکه شاید بدون آن وصول به چنین هدفی محال باشد.).
۴- آمادگی فردی ( حکومت جهانی قبل از هر چیزی به مومنان کوشا وبا ارزش نیاز دارد تا بتوانند مسئولیت چنان اصلاحات عظیمی را به دوش گیرند ).
با توجه به این موارد، انسان با طی این مراحل، آمادگیهای فکری و روحی لازم را پیدا می کند و می تواند برای آماده سازی زمینه های ظهور، به برنامه ای منظم و راه بردی نیاز است که درآن اهداف، مسیر حرکت و راه بردها، سیاست گذاریها و برنامه ریزی ها درآن مشخص شده باشدودرمرحله اجرا به تخصیص منابع، نظارت و کنترل مستمر بر کلیه فعالیتها نیازدارد. این برنامه راه بردی از چند مرحله زیر تشکیل می شود.: ۱- بررسی نظام ارزشی و مشخص کردن معیارها و ارزشها؛
۲- بررسی وضعیت فعلی در داخل و خارج از کشور.
۳-بررسی فرصتها و تهدید ها و نقاط ضعف و قوت.
۴ – مشخص کردن اهداف کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت، مانند قسسط و عدل، ظلم ستیزی و…
۵- تدوین راه برد طولانی مدت در زمینه قسط و عدل و ظلم ستیزی.
۶- تدوین سیاست های مورد نیاز بر اساس اهداف و راه برد تعیین شده.
۷- تهیه برنامه های کوتاه و میان مدت و تخصیص منابع و بودجه.
۸- نظارت و کنترل مستمر بر کلیه فعالیت ها در این زمینه.
۹- در نظرگرفتن عوامل موثر در این جهت.
ابتدا باید تصمیم گیریهای راه بردی صورت گیرد تا در زمینه های مختلف فرهنگی، علمی، آموزشی، تحقیقاتی، هنری، ورزشی، اقتصادی، صنعتی و تکنولوژی، مارا به زمینه های مورد نیاز برای ظهور منجی عالم نزدیک نماید.
مدل پیشنهادی برای تدوین و اجرای راه برد آماده سازی زمینه های ظهور درزمان غیبت صغرا، برنامه و ساختاری حساب شده تهیه واجراشد تا شیعیان در دورترین نقاط جهان مانند ایران،مصر،عراق،مراکش،شمال افریقا و جزیرهالعرب ازطریق وکیلانی معتقد که در شبکه ارتباطی مخفی ای فعالیت می کردند، مسائل خود رابانائب خاص امام درمیان بگذارند. نایبان جهارگانه با همکاری دست اندر کاران و وکیلان خود، جامعه شیعه را در جهت اهداف اسلامی هدایت می کردند. نایبان توانستند راه ارتباطی مؤثر و مطمئنی بین نقاط شیعه نشین ایجاد نمایند که برای حفظ سازمان رهبری در جهان تشیع سرنوشت ساز بود. این برنامه ذهن شیعیان را برای پذیرش اصل غیبت آماده نمود. در آن زمان نایبان چهارگانه رهبران وکارگزاران جامعه شیعه به شمارمی آمدندکه امام زمان (عج) آنها را بطور مستقیم انتخاب کرده بودند. شیعیان بوسیله این شبکه پنهانی با مرکز رهبری در بغداد و یا سامرا ارتباط برقرار می کردند.
درزمان غیبت کبرا نیز برای آماده کردن زمینه های ظهور، به طرح یا راه بردی کلی نیازاست تا بصورت منسجم و منظم، تمام بخشهای مختلف فرهنگی، هنری، آموزشی، پژوهشی، علمی، تکنولوژی، صنعتی، کشاورزی و خدمات را برای اهداف تدوین شده دراین مسیر هدایت نماید.استقرار عدالت و گسترش آن تنها با دگرگونی ارزشها و معیارها و تغییردرتمایلات مردم کافی نیست، بلکه به برنامه ای راهبردی وساختاری مناسب نیاز دارد. این برنامه باید ویژگیهایی داشته باشد که در طول زمان ارزیابی گردد تااشکالاتش برطرف شود؛ به صورتی که در نهایت گنجایش عدالت مهدوی را داشته باشد.
شناخت نظام ارزشی و مشخص کردن معیارها و ارزش ها
برای مشخص کردن اهداف و تدوین و اجرای راه بردها و برنامه ریزی های مورد نیاز، قبل از هر کار باید جهان بینی، اعتقادات، معیارها و ارزشها بر اساس اصول قرآنی و سنت پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع) ارزیابی و پالایش شود؛ زیرا هر کس بر اساس جهان بینی و عقاید خود به مسائل نگاه می کند و سیاست گذاریهایی را برای رسیدن به اهداف آتی در زندگی فردی و اجتماعی در نظر می گیرد. در واقع بر اساس جهان بینی و اعتقادات، مسئولیت های هرکس مشخص می شود. بنابراین برای شکل گیری معیارها وارزشهادرانسان، باید ازقرآن و سنت پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع) الگوگرفت و ابتدا خود را پالایش کرد و از صحت جهان بینی، اعتقادات، معیارها و ارزشهای خود مطمئن شد.
جامعه مهدوی باور و افق آینده انقلاب ماست. برای بیدار کردن اندیشه ها و تبیین راه نجات از ظلم و بی عدالتی، به جهاد وازخودگذشتگی و گسترش امر به معروف و نهی از منکر و تشکیل نهضت های عدالت خواهی و ظلم ستیزی نیازمندیم. برای انجام دادن این امر مهم، باید بدانیم که برای تضمین عدالت پروری، به انسانهای عدالت پیشه و عدالت مدار نیاز است. این اصل قرآنی «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم » نشان می دهد تا انسانها از درون متحول نگردند و ریشه های ستم گری در خودشان خشکانده نشود.
عدالت پروری و عدالت گستری نا ممکن و غیر عملی است. این آیه به زمینه های فردی و اجتماعی اشاره می نماید. دولت باید برای ترویج فرهنگ مهدویت و آماده سازی مقدمات ظهور در تمام زمینه ها برنامه راه بردی داشته باشد و بستر های مورد نیاز را فراهم نماید. همچنین باید فرهنگ سخت کوشی و پیروزی بی قید و شرط از امام معصوم و ولی فقیه، همایت و ترویج شود. این مسئله در جامعه باید به خوبی درک شود که قیام امام بر اساس حق و برای تحقق قسط، احیای عدل، نابودی ظلم و استکبار و نفی تحریف ها و کژروی هاست.
با بستر سازی و تعمیق و گسترش فرهنگ مهدویت، می توان نزدیکی و ارتباط موثر و سازنده ای بین ادیان مختلف و مذاهب اسلامی ایجاد نمود. با ایجاد نهضت عدالت خواهی و ظلم ستیزی، می توان در مسیری حرکت نمود و موقعیتی ایجاد کرد که در نهایت به ظهور منجی عالم بینجامد. برای این کار باید طرح و برنامه داشت و برای تحقق قسط وعدل و جلوگیری ازتبعیض و بی عدالتی کوشید وقوانین لازم را تدوین واجرا نمود.
همچنین یرای افزایش یک دلی و یک پارچگی نظام اسلامی و افزایش عزم ملی باید بستر سازی کرد. تمام فعالیتهای قوای سه گانه در نظام اسلامی نیز باید برای ایجاد زمینه های ظهور، هم آهنگ و یک پارچه شود. برای اینکار لازم است تا فرهنگ معرفت امام و اطاعت از او و ولی فقیه ترویج گردد. همچنین فرهنگ جهاد، انفاق، ایثار، شهادت و ساده زیستن از مدیران ارشد جامعه اسلامی شروع شود. به علاوه از یک طرف فرهنگ عشق و محبت به محرومان و مستضعفان و فروتنی در مقابل آنها گسترش یابد و از طرف دیگر فرهنگ مقاومت درمقابل ظلم و بی عدالتی تشویق گردد.
برای امید وار نگه داشتن انسانها و از بین بردن ناامیدی درآنها، باید مسئولان نظام اسلامی با تدوین و اجرای برنامه های راه بردی تلاش نمایند و فرهنگ عشق به قرآن و پیامبر (ص) و ائمه معصومین (ع) را گسترش دهند و قسط و عدالت نسبی را در جامعه برفرار سازند.
انتظار پیروان ادیان مختلف برای منجی بزرگ
تمام ادیان بزرگ و تمام اقوام جهان در انتظار رهبری انقلابی هستند. مسئله ایمان به ظهور منجی بزرگ، اعتقادی عمومی و قدیمی در میان همه اقوام و مذاهب است و این به فطری بودن این موضوع گواهی می دهد.۱ ایجاد عدالت، سر لوحه همه برنامه های حضرت مهدی (عج) به شمار می آید. این اصل از نخستین هدف پیامبران الهی است.
الف ) منجی گرایی در آیین مسیحیت
در کتاب مقدس، به آمدن دوباره مسیح برای سلطنت، در قسمت های زیادی از عهد عتیق و عهد جدید اشاره شده است 2وویژگی های روزهای پیش از آمدن مسیح را توضیح می دهد. به اعتقاد آنها مسیح پس از ظهور، تخت پادشاهی خود را بر پا می کند و امت ها را داوری می نماید.
در دایره المعارف کتاب مقدس، حضرت مسیح در حالی تصویر گردیده که سوار براسب سفید و هم راه لشکریان آسمان می آید تا با عنوان شاه شاهان، در زمینی که مملوازشرارت است، داوری کند و سلطنت هزار ساله خودرا به همراه افراد مقدس آغاز نماید.دراین مدت، شیطان را هزارسال می بندند و به چاه هاویه می افکنند تا در سرتاسر این مدت از فعالیت او جلوگیری شود1
به اعتقاد مسیحیان، این رهبر موعود الهی، مسیح بن مریم از ذریه اسحاق از فرزندان یعقوب و از نوادگان داوود است که به دست یهود کشته شد و خدای متعال وی را زنده کرد و به آسمان برد و در آخر دنیا، وی را می فرستد تا وعده اش را توسط وی محقق سازد.
به رغم دشمنی مسیحیان با یهودیان، پیروان این دو دین در قرن نوزده و بیست میلادی به وحدت نظر در ظهور مسیح رسیدند و از برنامه ای سیاسی پشتیبانی کردند که به تشکیل دولت اسرائیل انجامید. به همین دلیل صدها کلیساو گروه های مسیحی اروپایی و امریکایی برای پشتیبانی از دولت اسرائیل بسیج شدند. در سال ۱۹۸۰، سازمانی به نام سفارت بین المللی مسیحیان، در قدس اشغالی تاسیس شد که مؤسسان آن به اختصار چنین می گویند:
ما بیش از اسرائیلی ها، صهیونیست هستسم و قدس تنها شهری است که خدا به آن عنایت دارد و خداوند تا ابد این سرزمین را به اسرائیل داده است
اعضای سفارت معتقدند: اگر اسرائل نباشد، مکانی برای بازگشت مسیح نیست.
ب) منجی گرایی در یهود
یهودیان پس از نخستین ویرانی شهر قدس، همواره در انتظار رهبر الهی فاتحی بودند که اقتدار و شکوه قوم خدارا به عصر درخشان داوود و سلیمان برگرداند. شخصیت مورد انتظار، «ماشیح» (مسح شده ) خوانده می شد. دلهای بنی اسرائیل ازعشق مسیحای موعود لب ریز یود و در مقابل حاکمان ستم گر، همواره در کمین رهایی بخش بوده اند. در باب دوم انجیل متی چنین آمده است:
هیرودیس کبیر، پادشاه فلسطین، پس از زاده شدن حضرت عیسی در صدد قتل او برآمد. اما چون وی را به فرمان الهی به مصر بردند، خطر را از سر گذراند. ۲
مستر هاکس درباره شیوع اعتقاد به ظهور و انتظار پیدایش منجی بزرگ جهانی در میان قوم یهود می نویسد: عبرانیان منتظر قدوم مبارک مسیح نسلا بعد نسل بودند و وعده آن وجود مبارکه مکررا در زبور و کتب پیامبران علی الخصوص در کتاب اشعیا داده شده است….
مسیح سلطان زمان خواهد شد و یهودیان را از ذلت جور و ستم پیشگان و ظالمان رهایی خواهد داد و به اعلادرجه مجد و جلال ترقی خواهد رساند.۱
به اعتقاد یهود رهبر موعود الهی از ذریه اسحاق فرزند یعقوب و از نوادگان داوود به شمار می آید و هنوز زاده نشده است.
ج) منجی گرایی در آیین زرتشت
زرتشتیان منتظر سه موعودند که هر یک از آنها به فاصله هزار سال از یکدیگر ظهور خواهد کرد. بر اساس روایات زرتشتی و بر اساس یشت نوزدهم، در آخرالزمان از زرتشت سه پسر متولد می شود که به نام عمومی « سوشیانس » خوانده می شوند. او آخرین مخلوق اهورامزدا خواهد بود. در فروردین یشت، بند ۱۲۹، در معنای سوشیانت آمده که او را از این جهت سوشیانت خوانند، زیرا به تمام جهان مادی سود خواهد بخشید. 2از سوشیانس ها با عنوان نوکنندگان جهان و مردانی که هنوز متولد نشده اند یاد می شود:
ستایش و نیایش و خشنودی و آفرین با فروهرهای همه پاکان؛ آن پاکانی که مرده اند و آن پاکانی که زنده اند و آن مردانی که هنوز زاییده نشده، سوشیانت های نوکننده اند ۳
د) منجی گرایی در آیین بودایی
در آیین بودا، منجی موعود با مفهوم « میتریه» (مهربان ) تبیین شده است و در الهیات بودایی اورا بودای پنجم 4و آخرین بودا از بوداییان زمینی می دانند که خواهد آمد تا همه انسان ها را نجات دهد. در نمادنگاری بودایی، اورا به هیئت مردی نشسته که آماده برخاستن است، نمایش می دهند تا نمادی باشد از آمادگی وی برای قیام. در روایات مهایانه ای، « شاکیه مونی » که همان « گتمه بودای » مشهور است،چهارمین بودا، ومیتریه که پس از او خواهد آمد، بودای پنجم معرفی شده و در بعضی روایات بودایی، گتمه بودای هفتم است و « بوداسف » در آینده، آخرین بودا به شمار می آید که ظهور خواهد کرد.
ه) منجی گرایی در آیین هندو
در آیین هندو، منجی موعود به نام « کالکی» در پایان آخرین دوره زمانی از ادوار چهارگانه، یعنی کالی یوگه ظهور خواهد کرد. در این آیین، جهان از چهار دوره ی رو به انحطاط تشکیل شده است. در چهارمین دوره، یعنی «عصر کالی »، فساد و تباهی سراسر جهان رافرا می گیرد؛ زندگی اجتماعی و معنوی به نازل ترین حد خود می رسد و زوال نهایی رافراهم می آورد. در ویشنوپورانه آمده است:
فساد بر همه چیز حکم فرما خواهد شد. دولت و ثروت تنها معیار ارزش و مقام؛ شهوت، یگانه پیوند میان زن و مرد، دروغ تنها راه موفقیت در امور دنیوی محسوب خواهد شد. نظام طبقاتی متلاشی شده و دستورات و احکام ودایی را کسی دیگر رعایت نخواهد کرد. ۱
و) منجی گرایی در آیین اسلام
در اسلام دو دیدگاه در مورد منجی وجود دارد.
۱- منجی گرایی در میان اهل سنت
مذاهب مختلف اهل سنت، مهدی موعود (عج) راباور دارند ولی معتقدند که مهدی (عج) هنوز متولد نشده است و درآخرالزمان به دنیا می آید2. دانشمندان اهل سنت در این زمینه اختلاف دارند.بسیاری ازآنان مهدویت را نوعی دانسته و گفته اند که در آخرالزمان،درزمانی نامشخص، فردی نامعین،از پدر و مادری ناشناخته، با این نام و اوصاف متولدخواهدشدوانجام وظیفه خواهدکرد3شماری ازآنان نیز همانند شیعه امامیه، مهدی (عج) را شخصی معین می دانند و معتقدند او پیش از این متولد شده و هم اکنون به زندگی خود ادامه می دهد.4آن دسته از اهل سنت که ولادت مهدی (عج) را پذیرفته اند، اختلاف هایی در سال ولادت حضرت دارند.برخی سال ولادت را ۲۵۵ و برخی سال 258قمری دانسته اند، برخی نهم ربیع الاول و شماری دیگر ۲۳ رمضان را ذکرکرده اند.
۲-منجی گرایی در میان شیعه
شیعه اعتقادداردوعده خدا درقرآن به مسلمانان تحقق خواهد یافت و جانعه ای براساس قسط و عدل و حقیقت ایجاد خواهد شد.بنابراین، علی رغم قدرت سیاسی، اقتصادی و نظامی جبهه کفرواستکبار واستبداد، مستضعفانِ بیدار شده و آگاه، امام ورهبران مردم و وارثان قدرت می شوند.شیعه اعتقاد دارد،اسلام دین زندگی است وهرگزکهنه نمی شود.به مفهوم دیگر، قرآن به هر قصه ای که اشاره می کند و هر عقیده ای که در اسلام و در تشیع مطرح می شود، باید در زندگی امروز و سرنوشت فردی و اجتماعی و استقلالمان نقش داشته باشد تا آنهایی که به آن اعتقادی ندارند از اثرش محروم باشند.
در مذهب شیعه، امام زمان از ذریه پیامبر (ص) و فرزند امام حسن عسکری (ع) است که الان درپرده غیبت به سرمی برد.امام دردوره غیبت صغرا، چهار نایب خاص داشته که واسطه میان او و شیعیان بودند. پس ازاین دوره؛ غیبت کبرا فرارسیده و اکنون دراین دوره به سر می بریم. در این زمان تنها بایدازولی فقیه که حجت امام زمان (عج) یر مردم است، اطاعت کنیم.
اصل مهدویت و انتظار دو نوع است:یکی انتظارمثبت درتشیع که عامل حرکت و رشد فردی و اجتماعی است و دیگری انتظار منفی که دوستان ناآگاه و یادشمنان قسم خورده ی اسلام آن را شکل داده اند و بزرگترین عامل انحطاط و ذلت به شمار می آید. در مذهب شیعه کسی منتظر واقعی است که هرلحظه فرمانده اش راانتظار می کشد. منتظر باید با ادوات نظامی آشنا باشد و جسم وروح خود را شاداب و آماده نگه دارد. در نظام اسلامی که با هدایت رهبر اداره می شود، باید برای آماده سازی زمینه های ظهور و سپردن پرچم، به مهدی موعود (عج) طرح راه بردی داشت.
دشمنی با معتقدان به امام زمان(عج)
امروزه هجوم دشمن به اعتقادات به امام زمان (عج)، بیش از هر زمان دیگر است. چون انقلاب اسلامی به رهبری امام و تبعیت مردم به پیروزی رسید. اکنون دشمن به این فکر افتاده که به جای مبارزه با ولایت فقیه، شاخه اصلی آن را بزند. دشمن تلاش می کندبه اعتقادات مردم به خصوص جوانان آسیب رساند. بنابراین، مسئولیت پژوهشگران واسلام شناسان و منتظران بیشتر می شود وباید در اصول و اعتقاداتمان بیشترکارکنیم وآن را از برداشت های نادرست و انحرافی پالایش سازیم.
سیاست گذاری های آماده سازی زمینه های ظهور
در تدوین و اجرای سیاست گذاریهای آماده سازی زمینه های ظهور لازم است به این چند نکته به اختصار توحه شود:
الف) پیش بینی سمت وسوی آماده سازی زمینه های ظهور در آینده و نقش اساسی اوضاع داخلی.
ب) یک پارچه کردن راه برد آماده سازی زمینه های ظهوربا سیاست گذاری ها ووضعیت محیطی و نظام ارزشی.
ج) درنظرگرفتن مسئله آماده سازی زمینه های ظهوردرتمام تصمیم گیری ها ی راه بردی قوای سه گانه، وزارت خانه ها، سازمان ها و نیروهای نظامی در هنگام هدف گذاری ها، استراتژی هاو سیاست گذاریها.
در واقع سیاست گذاری های مسئولان در این زمینه برای افراد جامعه و مدیران روشن می کند که چه انتظاری ازآنها می رود. بدین وسیله درصدد موفقیت مدیران در اجرای راه بردهای آماده سازی افزایش می یابد.
مؤلفه های حکومت صالحان
اگرآرمان و هدف رسیدن به جامعه عدالت محورمهدوی، در نظر کرفته شود، آن گاه وظایف جامعه منتظرکه جامعه ای پویاومعطوف به هدف است، مشخص می شود. امام باقر (ع) در روایتی چنین می فرماید:
– (مهدی در هنگام ظهور )با بلند ترین صدا می گوید: ایهاالناس، من زمانی را به شما یاد می آورم که درمقابل خداخواهیم ایستاد.بدانید که خدای رئوف حجت را بر شما تمام کرده، پیامبرانی را فرستاده،کتابهایی از آسمان نازل کرده وشما را دستورداده که برای خداشریک قرار ندهید و از خداورسول، اطاعت و فرمان برداری نمایید، آن چه را قرآن زنده می کند، شما هم زنده کنید؛ هرچه راقرآن نابود می کند، شما هم نابود نمایید. شما در پرهیز کاری وزیر ویار مهدی باشید. ۱
در ادامه مقاله تلاش می شود تا در چهار چوب روش معرفی شده، با اشاره به بخشی از مؤلفه های جامعه عصر ظهور و برجسته ساختن برخی از شاخص ها،امکان باز تولید، بروز و ظهور آنهارادرجوامع موجود بررسی نماییم:
الف) استقرار عدالت فراگیر
بنابراحادیث وروایات، مشکل اصلی منجی موعود، مشکل خداباوری یا انکار خدانیست، بلکه مشکل اصلی، آتش ظلم و بیدادی است که بشر را درکام خود فرو برده است. بنابراین، ایجاد عدالت سرلوحه برنامه های منجی عالم است،همانگونه که از اهداف اصلی همه پیامبران درآغاز رسالت بوده است.
در عصر غیبت نیز جامعه ای که رو به کمال موعود گام برمی دارد، باید برقراری عدالت رادرراس برنامه های اصلاحی خود قرار دهد؛ زیرا تمامی ساختارهای اقتصادی، سیاسی،فرهنگی و اجتماعی به شدت متاثر از میزان تامین عدالت درجانعه هستند بشر در نظام عادل و دادگستربه درستی تربیت می شود، با آسایش و فراقت به تکلیف تن می دهد و به حقوق دیگران نیزاحترام می گذارد.
بشر در سایه این مسئولیت پذیری و تعهد به جامعه، به سعادت دست می یابد. لذا بایدپایه های اصلی جامعه و ارکان مدیریت که درهمه زوایای اجتماعی تاثیرمستقیم دارد وجهت حرکت جامعه را مشخص می کند، عادلانه باشد تا کل روابط اجتماعی در تمامی زمینه ها رنگ عدالت و دادگری به خود می گیرد. برقراری عدل مستلزم آن است که گروهی از افراد، از سرمایه ها و درآمد های بسیاراما ناحق خودچشم پوشی کنند و این عامل باعث می شود که آنان برای حفظ منافع نامشروع خودعلیه عدالت خواهان برانگیخته شوند.همین امر، تلاش برای استقرارعدالت رادرعصرغیبت بسیارمشکل می سازد وغیراز مصلحان و منتظران حقیقی، دیگران یارای آن را نخواهندداشت.
اما درعوض نتایج و پی آمدهای شکوه مند آن هم بسیاردرخورتوجه وارزشمند است، به گونه ای که شوق رسیدن با این نتایج، تحمل تمامی مشکلات را آسان و ممکن می سازد. برخی از نتایج و دست آورد های استقرار عدالت در جامعه به شرح زیر است:
۱-تقویت پیوند میان مردم ورهبری: اگرمردم درعمل اجرای عدالت را درجامعه ببینند ولمس کنند،به طبع کنش ها ورفتارهای فردی واجتماعی خودرا اصلاح می نمایندوبه اصول حق و عدل احترام می گذارند هرگاه عدالت قاطع و فراگیر باشد، موجب پیوندمحکم بین جامعه و پیشوای آن می گردد.کسانی که تنها شعار بدهند، اما درعمل فرسنگ ها ازآن شعارها فاصله داشته باشند، دردرازمدت هم راهان و هواداران خودرا ازدست می دهند. درحکومت عدالت پرورمهدی(ع)، این قاطعیت دراجرای حق و عدالت تا آنجا پیش می رود که دردرون خانه ها عدالت حاکم می شود وروابط اعضای خانواده درچارچوب عدالت قرارمی گیرد.امام صادق (ع) می فرمایند: مهدی (ع)، آن گونه که سرما وگرما وارد خانه می شود، عدالت را وارد خانه هایمردم می کند. ۱
۲ – انتخاب فرمان داران و کارگذاران صالح:اگرمجموعه مدیران اجتماعی،صالح و متعهد باشند، جامعه ای سالم پایه گذاری خواهدشد.عدالت تنها با این روش در تمامی سطوح جامعه می گسترد و اصلی ترین مشکل همه حکومتهای بشری که درطول تاریخ باآن دست به گریبان بوده اند،ازمیان برداشته می شود.کارگذاران حکومت مهدی (ع) افرادی هستند که روحشان با ترس از خدا و تعهد دربرابراجرای احکام خدا عجین شده و از قید امیال و گرایش های نفسانی آزادند و شاید ازعلل حضور ۳۱۳ تن از انسانهای تربیت یافته در زمان ظهور،همین باشد که دین خدا به وسیله آنان عملی گردد.
۳- تقویت روابط اجتماعی سالم:درحکومت عدالت محور، تربیت معنوی و تصحیح اخلاق افراد،جزء اهداف اصولی تلقی می گردد.دراحادیث نیزدرباره عدالت اخلاقی وتعادل باطنی برمحورهایی چون راست گویی، اجتناب از دروغ، خوش بینی،مهرورزی وپرهیزازکینه توزی و دشمنی تاکید فراوان شده است.
درسایه حاکمیت این اصل،اجتماع راست گویان شکل می گیرد و اصل راستگویی،تمام روابط اجتماعی،سیاسی واقتصادی را تحت الشعاع قرار می دهد.امنیت اقتصادی ارمغان چنین اجتماعی به شمارمی آید.زیرا برای هر فرد روشن است که باید کالایش را به بهای واقعی بفروشد و هر کالایی را به بهای واقعی بخرد.امنیت سیاسی نیزدرچنین جامعه ای حاصل می گردد؛ زیرا هر فردی هرآن چه رامی شنود وهرتبلیغی را که رنگ سیاسی دارد، باور دارد که مقرون به حقیقت وراست است. به همین علت، به دوراز نگرانی می تواند از خط و معیارهای سیاسی پیروی نماید.
امنیت اجتماعی به معنای واقعی آن مخصوص اجتماع راستگویان است که افراد آن بدون هیچ بیم و هراسی با یکدیگر روابط اجتماعی برقرارمی کنند.دراین شرایط،جامعه ای به دور از برتری های ظالمانه ی طبقاتی شکل می گیرد. انسان به شخصیت و ارزش حقیقی خود می رسد و زنجیر بندگی،بردگی و ذلت از پای همگان باز می گردد؛ وقتی که حق به حق داربرسدو افراد به حقوق یکدیگر احترام بگذارند، جایی برای کینه توزی و بدگمانی باقی نخواهد ماند و روان ها از عقده ها و کینه ها تهی می گردد.دراین باره ازحضرت صدیقه کبرا (س) روایت شده است: عدالت،مایه پیوند یافتن دلها و تقویت روابط اجتماعی است. ۱
ب) مبارزه با فساد فکری و فرهنگی و انحرافات مذهبی
ازمشکلات عمده امام درآستانه ظهور،انحراف ها و برداشت های نادرستی به حساب می ایدکه درراه وروش دین،اصول و فروع احکام الهی پدید آمده؛زیرا امام در این رویارویی باتوده ای ناآگاه روبرو نیست، بلکه عاملان اصلی این تاویل ها و تحریف ها، متولیان دین و روحانیان دنیادوست و وابسته ای هستند که سرمایه داران، اشراف و حکومتهای غیر اسلامی از آنان حمایت می کنند. در واقع، بخشی از مسلمانان با حربه اسلام انحرافی به جنگ با امام بر می خیزند، و امام (ع) که احیاگر اسلام ناب محمدی و بیانگر قرآن حقیقی است، جامعه را از لوث وجود این فساد فکری و فرهنگی که مانع رشد جوامع انسانی است،پاک می کند.
امام علی (ع) در این باره می فرمایند: آراء را پیرو قرآن قرار می دهد، پس از آن که قرآن را پیرو آراء کرده بودند.۱
دین آسمانی اسلام،درواقع پاسخی به ندای عقل و فطرت انسان خاک نشین است. لذا عقل سلیم و فطرت پاک بشری در رویارویی با آن به آسانی تسلیم می گردد؛ زیرا آن را دقیقا مطابق بانیاز های روحی و روانی خود می یابد. چنین دینی موجب رشد و تعالی روزافزون انسان رادر پی دارد، اما زمانی که دین گرفتار زنگارهای برخاسته از هوا و هوس دنیاپرستان و سلایق شخصی دین فروشان می گردد،از فلسفه وجودی خود فاصله می گیردونه تنها به سوی سعادت رهنمون نخواهد بود، که موجبات ضلالت و گمراهی را نیزدرپی دارد.لذا جامعه منتظرکه می خواهد خود را به استاندارهای عصر ظهوروحکومت مهدوی نزدیک سازد،بایدبکوشدتا درعصر غیبت درحد امکان زمینه های انحراف فکری و دینی را از بین ببرد و به تبیین و تشریح آموزه های اصیل دینی همت گمارد و با افرادی که اصول و عقاید دین حق را وارونه جلوه می دهند، به شدت برخورد نماید.
ج) رفاه اقتصادی
امامان معصوم (ع)در روایات فراوانی دورنمایی روشن و امید بخش از رفاه همگانی را در حکومت مهدوی ترسیم نموده اند. غنا وبی نیازی چنان در جامعه حاکم می گردد که افراد برای پرداخت زکات اموال خود شهر به شهر می گردند، اماشخص مستحق و نیاز مندی را نمی یابند.
د) توسعه پایدار و سازگاری انسان با طبیعت
عمران و آبادانی جغرافیای مسکون و بهره برداری از امکانات تا سر حد ممکن، از دیگر اقدامات امام (ع) است. رسول اکرم (ص) در روایتی فرموده اند: « امت من در زمان مهدی (عج) از نعمتی بهره مند می شوند که هرگز به چنان نعمتی بهره مند نشده اند.»۲ بی تردید این امر با وجود پیشرفت علوم،فنون و تکنولوژی در دوران پیش از ظهور به طور کامل تحقق پیدا نخواهد کرد.
ه) شکوفایی خرد و دانش بشری
علم ودانش بشردرعصرظهور،به تکامل نهایی می رسدوانسان هرروز به شناخت های تازه ای دست می یابدوشیوه های بهتری رادر پیش می گیرد. بدین سان هرروز و هرگام اودرهمه مسائل حیات،گامی به پیش است وارتجاع وتکرارندارد. پیشرفت بشردرآن زمان با هیچ دوره ای قیاس پذیر نیست و دانش انسان چه در زمینه علوم ماورای طبیعی و چه در زمینه علوم مادی تکامل می یابد و همه جهل ها و نقص های بشر نیز برطرف می گردد.
اوضاع اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی قبل از ظهور
حضرت علی (ع) در خطبه ۱۸۷ از اوضاع اجتماعی، اقتصادی وفرهنگی دوران قبل از ظهور خبر می دهدومی فرماید:…ذاک حیث تکون ضربه السیف علی المؤمن اهون من الدرهم من حله. ذاک حیث یکون المعطی اعظم اجا من المعطی1… واین روزگاری است که ضربات شمشیربر مؤمن آسان ترازیافتن اموال حلال است، روزگاری که پاداش گیرنده ازدهنده بیشتر است.
راستی به دست آوردن مال حلال درعصر قبل ازظهورکاری بسیاردشوار می باشد. زیرا بسیاری ازافراد هستندکه دم ازاسلام وایمان می زنند، ولی ازهرراهی که بتوانند بر ثروت خود می افزایندو یاثروت هایی را که به دست آورده اند، وجوه شرعی آن را که به فقرا و مستضعفان تعلق دارد، نمی پردازند و یا مقدار اندکی از آن را پرداخت می کنند. بیشتر افراد درصدد این هستندکه ازدیگران پاداش بگیرند و افرادی که در فکر کمک به فشرمحروم جامعه باشند و برای رضای خدا مقداری از ثروت خود را به مستمندان بدهند، بسیار اندک می باشند.
حضرت امیردرادامه این خطبه به خصوصیات اخلاقی افراد جامعه اشاره می کند و می فرماید: ذاک حیث تسکرون من غیر شراب، بل من النعمه، وتحافون من غیر اضطرار، وتکذبون من غیر احراج.2وآن روزگاری که بی نوشیدن شراب مست می شوید، با فراوانی نعمت ها، بدون اجبار سوگند می خورید، و نه از روی ناچاری دروغ می گویید.
تجربه نشان داده که طرفداران حق وحقیقت، همیشه از بین توده های مستضعف وپابرهنه بوده اند.لذاکسانی که غرق در نعمت های خدایی هستند و هیچ گونه کمبودی ندارند، نیاز آن نیست که با نوشیدن شراب سرمست شوند.چون کثرت اموال عقل را از آنان برده وازخدا و نیازمندان اطراف خود به کلی غافل هستند و چنین افرادی هیچ گاه موقعیت خودرابه خطرنمی اندازند و درراه اصلاح جامعه کوچکترین قدمی بر نمی دارند، و برای رسیدن به اهداف دنیای خود از سوگند خوردن و دروغ گفتن ابایی ندارند.
بلاهای آخرالزمان
سپس حضرت علی (ع) در ادامه فرمایش خود در خصوص مصیبت های آخرالزمان اشاره دارد و می فرماید: ذاک اذا عَضَکم البَلاءُ کَما یَعَضُ الالقََنَبُ، غاربَ البعیر. ما اطوَل َ هذا العناءَ، وَ اَبَعدَ هذا الرجاءَ! 1و آن روزگاری است که بلاها شما را می گزد، چونان گزیدن و زخم کردن دوش شتران از پالان! آه رنج و اندوه چقدر طولانی، وامیدگشایش چقدردوراست.
حضرت علی (ع) در این قسمت از فرمایشات خود، شتر را مثال زده است به این جهت که هرگاه کتف شتر بر اثر حرکت پالان زخم بر می دارد، این حیوان دیگر رغبت به راه رفتن ندارد و گردن خود را به زمین می نهد ومی خوابد و از حرکت به سوی مقصد باز می ایستد و جامعه عصر ظهور نیز به علت بلاهای گوناگون و ناگوار که گریبان گیر ابناء بشر می گردد از حرکت به سوی رشد و کمال باز می ایستد و در چنین عصری مردم،روزگار تلخی را سپری خواهند کرد، بلاها و گرفتاریها چنان سخت و سهمگین است که زمان به کندی می گذرد. اینکه حضرت می فرماید: امید گشایش چقدر دوراست، به خاطر مدت زمان گشایش و ظهور حجت خدا نیست، بلکه به خاطر سختی و سنگینی بلاهاست که بر مردم آن زمان وارد می شود.
امام علی (ع) با بیاناتی شیوا و با نگرشی عمیق، تمام ابعاد دوران آخرالزمان را مطرح نموده و از هیچ بعدی اعم از سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و…دریغ نکرده است. لذا انسان آگاه و ژرف نگر اگر می خواهد راه سعادت را دنبال کند و به کمال انسانیت و اوج معرفت برسد، هیچ راهی ندارد، مگر اینکه زندگی خود را براساس فرمایشات گهربار مولای متقیان تنظیم کند. در غیر این صورت راه یافتن به سپاه حضرت مهدی (عج)، کاری بس دشوار می باشد. آنجا انتخاب بر اساس رابطه نیست، بلکه افراد بر مبنای تقواو شایستگی گزینش می شوند، درصفوف لشکریان جان برکف آن رهبر فرزانه و عدالت گستر، عناصر سست ایمان و بی تقوی مردودگردیده و راه به جایی نخواهند برد. آنجا، جایگاه مخلصان درد کشیده است نه مرفحان بی درد. سخن از اخوت و یکدلی و یکرنگی است، صحبت ازایثاروجهاد و شهادت است و در پرتو نور وحی است که آرامش درسراسرجهان حکمفرما می شود وخلیفه خدا بودن انسان نزد تمامی مخلوقات خاکی و آسمانی به اثبات می رسد..
معلم تربیت و مدیر سیاست در عصر غیبت
معلم تربیت و مدیر سیاست، در عصر غیبت، نائب امام است. مسلمین دراین عصرنیز بی سرپرست رها نشده اند و طبق قاعده لطف کلامی، که در امامت بدان استدلال می شود، نائب امام، بجای امام قرار دارد. و احیا و اجرای احکام قرآن و رهبری شعار قرآن و تشکیل دادن جامعه قرآنی، به عهده اوست. نائب امام، درهرعصر، عالم بزرگ آن عصر است، عالم نمونه امام (عالم ربانی ) و جامع همه ی شرایط لازم.
تکلیف در عصر غیبت
در عصر غیبت، تکلیف باقی است، اطاعت از احکام نائب امام واجب است. گفتیم که نایب امام، درهرعصر، عالم کامل ربانی جامع آن عصراست.عالمی که در بعد علم و آگاهی و تقوی وتعهد، نمونه وکامل باشد. پیروی ازچنین کسی واجب است و حرکت در خط او، حرکت درخط دین وخط ائمه ی طاهرین است و مقابله با او. اهتمال وامر او، و موضع گیری دربرابراو، و جبهه گشایی در قبال او تا چه رسد به قیام، علیه او و توهین و تحقیراو، همه وهمه خروج از خط امامت و قرآن است، خروج از خط نبوت است.و خروج از خط نبوت،خروج از خط دین و توحید است. آنچه از آیات و روایات که اساس دین است، استفاده می شود، این است.
تداوم نیابت تاظهور امامت
با مطرح شدن امر «نیابت»تسلسل ضروری «امامت» و رهبری، ادامه می یابد و رشته هدایت دینی ازهم نمی گسلد.اگر درباره دوران غببت و چگونگی تکلیف در آن دوران، و امر مهم رهبری و مدیریت، هیچ سخنی ودستوری از امام معصوم نرسیده بود، کار مشکل بود، هم درجهت تربیت و هم درجهت سیاست. لکن دراین باره مردمان را بلا تکلیف رها نکرده اند، بلکه امامان معصوم و پیشوایان دلسوز، مردم را به نائب امام در هر عصر رجوع داده اند،و تکالیف نشر دین (تربیت) و بقای دین (سیاست) رابه اوسپرده اند،و همه را به اطاعت او فرا خوانده اند.
در عصر غیبت، مردمان اگر چه از درک « حضور مربی اکبر» محرومند، لکن امکانات هدایت در اختیار هست، ازجمله عالم ربانی. یکی ازآثارعمده ی حجت (ع) اگر چه خود درپرده ی غیبت به سر برد. همین جریان نیابت است. زیرا مردم با رجوع به عالم ربانی درخط دین قرار می گیرد، و به دیانت و هدایت می رسند، و معلوم است که رجوع به عالم ربانی، در عصر غیبت به اعتبار نیابت اوست از امام. پس نقش سازنده و بزرگ عالمان سترگ شیعه، درسرتاسراعصار غیبت، خود اثری است از آثار وجود حجت بالغه ی الهی، و شعاعی است از اشعه ی آن خورشید ازلی.
باید توجه کردکه امری که در شناخت این اصل دینی ( نیابت در عصر غیبت)، اهمیت بسیار دارد، توجه به ابعاد تکلیفی این مقام است. و کسی که در عصر غیبت کبری، در راس جامعه تشیع، قرار می گیرد، امام است. و نائب امام، باید به همان گونه که ائمه طاهرین(ع) عمل می کرده اند، عمل کند. ائمه، در رابطه با جامعه ی شیعه، رفتار تشکیلاتی داشته اند. اینگونه نبوده است که مردم به امام مراجعه کنند و مسائلی بپرسند و باز گردند.
امام در هر زمان خود به شکل هرمی، در راس حوزه ی تشیع قرار داشته است اگر چه درپاره ای از زمان ها به صورت سازماندهی مخفی و مخفی کاری و همه گونه متوجه حفظ موجودیت تشیع، و نشر و گسترش آن بوده است. و خود مساله سفارت، در عصر غیبت صغری نیز، کاری است در این مغوله. اصلا باید دید فاصله غیبت صغری برای چیست؟ ممکن بود از نخست، غیبت کبری پیش بیاید، لیکن این چنین نشد، تا مردم به مرور به رهبری نیابی انس گیرند، و حوزه های تشیع و هسته های مرکزی شیعه به نحوی،اداره شوند و برسرپا باستند، تا شروع غیبت کبری. و این خود، یک عمل تشکیلاتی بسیار قوی و عمیق است.
رفتار ائمه با شیعه، تنها رفتار یک معلم نبوده است، بلکه رفتار یک مدیر و یک سازنده و یک رهبر جامع نیز بوده است. عالم دینی که نائب امام می شود، در همه این ابعاد ولایت ظاهری نائب امام است، یعنی ابعاد تربیتی و سیاسی، فردی و اجتماعی. بنابراین تعلیم نامه دین به تمام و کمال اجرا شود و اجرای تعلیم نامه، مجری مصمم ناظر اجرای دانا می خواهد. یعنی همان وظیفه ای که امام در عصر حضور برعهده دارد در عصر غیبت بر عهده ولی فقیه می باشد تا این بار امانت را بر دوش کشیده و در هنگام طهور مصلح جهانی به حضرت بقیه الله الا عظم تقدیم کند.
مفهوم انتظار
انتظاردرلغت یعنی«چشم به راه بودن».۱ اما برای درک مفهوم آن باید دانست که انتظاریک امرکاملاوجدانی است و اگرکسی واقعیت آن را درک نکرده باشد، هرگز با توصیفات ذهنی، حقیقت آن را نمی فهمد. درواقع معنای انتظار فقط برای شخص منتظر،روشن وآشکار می شود، یعنی کسی که حالت انتظاررا چشیده است، به خوبی معنای آن را می فهمد. به چنین شخصی می توان یادآوری کرد که: « آن زمانی که یکی ازعزیزانتان به سفررفته بودوشمااز او خبر نداشتید و او گفته بود تا فلان موقع بر می گردم و…قبل از آمدن اوچه حالی داشتید ؟» آن حال وجدانی، « انتظار» نام دارد.
اهمیت انتظار فرج
انتظارفرج، راه کاری برای کاهش ناهنجاریها، عاملی برای همنوایی، و الگویی برای بازدارندگی کژی هاست. هر مسلمانی در پرتو فرهنگ غنی انتظار، وظیفه دارد ظلم و فساد و ناهنجاری دینی را در جامعه محکوم کند و برای تحقق هدفهای متعالی اسلام بکوشد تا به سهم خود به اسلام و جوامع انسانی که به دلیل نداشتن رهبران شایسته و الگوهای مناسب زندگی، در سرگردانی به سر می برند، خدمتی انجام دهد.
شایسته نیست منتظران بنشینند و تسلیم ناهنجاریها وکژی ها شوند، یا نظاره گر صحنه های ناهنجاروانحطاط اخلاقی جامعه باشند.
چنین کاری با انتظار مصلح موعود و فلسفه انتظار هم آهنگی ندارد: « وَقل اَعمَلوا فَسَیَرَی الله عَمَلَکم وَرَسولُهُ والمؤمنونَ وَسَتُرَدوُنَ اِلَی عالِمِ الغیبِ والشهاده فینَبِئکم بِما کُنتم تَعملونَ».۲
وبگو:[ هرکاری میخواهید ] بکنید که به زودی خدا و پیامبر او و مؤمنان درکردار شما خواهند نگریست، و به زودی به سوی دانای آشکار بازگردانیده می شوید؛ پس شمارا به آن چه انجام می دادید، آگاه خواهد کرد.
عدالت که یکی ازآموزه های انتظاراست،عاملی برای استحکام نظم اجتماعی، رعایت هنجارهای دینی وجلوگیری ازناهنجاری وکج روی به شمارمی آید. ۳ انتظار فرج، راه کاری است که نهادینه و فراگیر شدنش در جامعه، سبب هم بستگی اجتماعی است و فراتئوری و دکترینی است که معضلات کنونی جوامع انسانی را پاسخ می گوید.تئوری های کنترل اجتماعی با وجود مکانیسم های مختلف، جوابگوی نیازهای جامعه انسانی نیست وهر روز بر تعداد هنجارشکنان افزوده می شود و کاستی این تئوری ها بر همگان روشن شده است. پس اگرانتظار فرج، به طورصحیح درجوامع بشری رواج یابد، می توان در کنترل ناهنجاری ها و کاهش کج روی ها نقش مؤثری ایفاکند.
فضیلت انتظار فرج
اهل بیت (ع) از آن جهت به انتظار فرج، تاکبد،توجه و توصیه کرده اند که در انسان منتظر، امید به آینده ایجاد می شود و همین امید، نقش بزرگی را در تلاش و کوشش او برای سازندگی اجتماعی ایفا می کند.
حضرت علی (ع) می فرماید: انتظروا الفرج و لا تیاسوا من روح اللله فان احب الاعمال عندالله عروجل انتظارالفرج؛ ۱
انتظار فرج داشته باشید و از لطف الهی نااید نشوید. به درستی که محبوب ترین اعمال نزد خدا انتظار فرج است.
اگر کسی به آینده امیدوار باشد و بداند که دیر یا زود، حکومت زمین به صالحان خواهد رسید و امور جامعه اصلاح خواهد شد و ستم رخت بر خواهد بست، برای رسیدن به آن، نه تنها «خود سازی » خواهد کرد، بلکه تلاش می کند تابا «دگرسازی»، زمینه تشکیل آن دولت کریمه را فراهم آورد.۲
امام سجاد (ع) در تجلیل و فضیلت منتظران می فرماید: ان اهل زمان غیبته، القائلون باَِمامته، المنتظرون لظهوره، اَفضل اَهل کل زمان… اولئک المخلصون حقاّ و شیعتنا صدقاّ والدعاه الی دین الله سراّ وجهراّ.۳ همانا اهل زمان غیبت او، کسانی که به امامتش معتقد و منتظر ظهورش هسنتد اینان برترین مردم همه زمانها یند… آنان مخلصان حقیقی و شیعیان راستین ما و دعوت گران به سوی دین خدا در نهان و آشکار هستند.
منتظران ظهور، با فضیلت ترین، با اخلاص ترین و صادق ترین مردم هستند. آنان در آماده باش کامل به سر می برند و مشتاق دیدار ولی عصرند. حتی اگر به دیدارش هم نرسند، باز پاداش مجاهدان در رکابش را خواهند داشت.
امام صادق(ع) می فرماید: من مات منکم علی هذا الامر، منتظرا ّ له، کان کمن کان فی فسطاط القائم(عج). ۱ هرکس ازشما با اعتقاد به این امر بمیرد، در حالی که منتظر او باشد، مانند کسی است که در خیمه قائم حضور دارد.
منتظران با ایمان
رسول اکرم (ص) می فرمایند: « المهدی ُمِن وُلدی الذی یفتح الله بِهِ مَشارقَ الارضِ وَ مَغارِبها، ذاکَ الذی یَغیبُ عَن اولیائِهِ ﻏﯿﺑﺔ لایَثبُتُ عَلیَ القولِ باامامَتِهِ اِلا مَنِ امتَحَنَ الله قَلبهُ لِلایمان».
« مهدی از اولاد من است، خداوند به وسیله او مشرقها و مغربهای زمین را فتح می کند. مهدی همان است که از دوستان خود ناپدید می شود، یک ناپدید شدنی،که بر اعتقاد خود در امامت استوار نمی ماند جز کسی که خداوند دلش را برای ایمان آزموده است».۲
« ان اعظم الناس ِ یقینا، قوم یکونون َ فی آخرالزمان، لم یلحَقوُا النبی َ،حُجِبَ عنهم الحجه، فَامَنوُا بِسواد فی بیاض ».
« والاترین مردم از نظر یقین، قومی هستند در آخر الزمان که پیامبر (ص) را درک نکرده اند و حجت خدا از آنها مخفی شده، آنها به مرکب سیاه روی کاغذ سفید ایمان آورده اند ». ۳
آری باید این ایمان، والاترین ایمانها، و این یقین، عالیترین یقینها نامیده شود، زیرا اینها معجزات پیامبراکرم(ص) را ندیده اند، معجزات امامان را با چشم خود ندیده اند، ولی آنچنان باورکرده اندکه هرگزدچارشک وتردید نمی شوند، و اگرکوه ازجای خود کنده شود، مخلصین اینها در اعتقاد خود،کوچکترین تردیدی به خود راه نمی دهند.
این ایمان و یقین استوارکه مقاومتر ازکوه سر به فلک کشیده شده است، بر اساس مرکبﱠ سیاهی برفراز صفحات سفیدی استوار شده است، از این رو مخلصین این زمان باید از مخلصین عصر رسول اکرم(ص) با ارزشتر و والاتر باشد. آنهم با اینهمه راههای انحراف ودامهای شیطانی که دربرابرشان گسترده است.که دراین مقطع حساس همه ی عقاید خود را از مبدء تا معاد از روی اخبار واصله از پیامبر اکرم(ص) و پیشوایان معصوم(ع) آموخته اند، به مرکبی سیاه روی کاغذی سفید ایمان آورده اند!
« افضلُ العبادَه انتظارُ الفرج»
« برترین عبادتها انتظار فرج است». ۱.
انتظار فرج که عبارت از ایمان استوار به امامت حضرت ولی عصر (عج) است، همه ی اعتقادهای اساسی را از یکتایی خدا، رسالت پیامبر(ص)، پیشوائی امامان معصوم و دیگر عقاید اسلامی را در بر دارد. و ایمان به امامت حضرت ولی عصر (عج) که تبلور ولایت است، شرط قبولی دیگر اعمال شایسته است.
وظایف شیعه در عصر غیبت امام زمان علیهم السلام
۱-بدست آوردن شناخت صفات و آداب حضرت (عج).
۲-رعایت ادب نسبت به یاد امام زمان (عج) ۱۵-توسل به آن حضرت و طلب شفاعت از
۳- محبت امام عصر (ع) بطور خاص. خداوند بوسیله امام عصر (ع).
۴- محبوب نمودن حضرت در میان مردم.۱۶–صبرکردن بر اذیت و تکذیب.
۵-انتظار فرج و ظهور امام زمان(ع). ۱۷-تهذیب نفس
۶- اظهار اشتیاق به دیدار حضرت (ع). ۱۸-اقتداء کردن و تاسی جستن به اخلاق و
۷–اتفاق واجتماع برنصرت ویاری اماماعمال آن حضرت.
۸ – اندوهگین بودن مؤمن از فراق امام عصر(ع).
۹- حضور در مجالس و مناقب آن حضرت.
۱۰- قیام هنگام شنیدن نام آن حضرت.
۱۱- درخواست معرفت امام عصر (ع) از خداوند.
۱۲- تداوم به دعای به آن حضرت(ع).
۱۳- شناختن علائم ظهور.
۱۴- صدقه دادن برای سلامتی آن حضرت (ع)
واسطه فیض
در ابتدا باید این نکته را یادآورشد که، آن گاه که خداوند متعال اراده نمود خلقتی داشته باشد، گرچه درخالق،هیچ نقص و عجزی وجود نداشت، اما در مخلوق نیازمند به واسطه بود، چرا که اولا باید بین علت و معلول سنخیت و هماهنگی وجود داشته باشد و ثانیا مشیت خداوند بر این تعلق گرفته که نظام هستی، نظام اسباب و مسببات باشد، لذا برای فیض وجود و سایر فیوضات نیاز به واسطه ای بود، که از طرفی بتواند با عالم ماده مرتبط باشد و درقالب انسان مادی تجلی یابد و از طرف دیگر نزدیک ترین و مقرب ترین موجود درعالم هستی، به خالق متعال باشد. به همین جهت است که اولین چیزی که توسط آفریدگار هستی خلق شد، انوار طیبه ائمه ی معصومین (ع) بود وبه واسطه آنان فیض وجود به سایر موجودات افاضه شد. ۱
امام عصر(ع) واسطه فیض بین خالق و مخلوق است و نور وجود، علم وهدایت به واسطه او به مخلوقات می رسد. آن حضرت به عنوان یکی از معصومین (ع) هدف نهایی آفرینش انسان و جهان است و مخلوقات همانگونه که در پیدایش خود نیازمند هدف نهایی هستند، در تداوم، استمرار و بقای خلقت نیز به ان محتاجند.
بنابراین همه موجودات عالم، هم اصل وجودشان به واسطه ی امام است و هم نعنت هایی را که درطول حیات خود دارند به واسطه وجود با برکت امام می باشد… « ببقائهِ بَقییَتِ الدنیا و بِیمینِهِ رُزِقَ الوَری…»؛۲ « دنیا به واسطه بقای او باقی است و مخلوقات به برکت او روزی داده می شوند.»
بهره مندی از دعا و استغفار حضرت (ع)
یکی دیگر از برکات وجودی حضرت، بهره مندی مؤمنین از دعا و استغقار حضرت می باشد. امام زمان (ع) همانند « پدری دلسوز و مادری مهربان» 3پیوسته به فکر مؤمنین بوده و رشد و تعالی آنان را از خداوند می خواهد و آنان را مشمول دعای خیر خود می نماید. عبدالله ابن آبان به امام علی بن موسی الرضا (ع) عرض می کند که برای من و خانواده ام دعا کنید، امام فرمود: « آیا فکر می کنی من این کار را انجام نمی دهم؟ به خدا قسم هر روز و شب اعمال شما بر ما عرضه می شود » ۴
آری هنگام عرضه اعمال بر امام زمان (ع) با دیدن اعمال خیر در نامه ی مؤمن برای توفیق بیشتر او دعا و هنگام دیدن معصیت و کوتاهی برای او طلب مغفرت و هدایت می نمایند و این همان چیزی است که در دعای ندبه از خداوند متعال می خواهیم: «وامنن علینا برِضاهُ وهَب لَنا رافَتَهُ و دُعائَهُ و خیرَهُ ماننالُ به سَعَه من رَحمتِکَ وفوزا عندک»؛ « خدایا نعمت بزرگ خشنودی حضرت را شامل حال ما گردان و مهربانی و رحمت و دعای خیر او را به ما عطا کن تا به رحمت گسترده ی تو و رستگاری در محضرت نائل گردیم».
امام عصر(ع) باران رحمت الهی است و درهمه حال برکویر جان ها باریده و با دعای خود سبزی و خرمی را برای شیعیان به ارمغان آورده است. آن سجاده نشین آستان حضرت دوست دست های خواهش را گشوده و برای ما اینچنین خواسته است: « یا نورَالنور با مُدبرالامور یا باعثَ مَن فِی القبور صل علی محمد و آل محمد واجعَل لی و لِشیعَتی مِن الضیق فرجاّ ومن َ الهمَ مخرجاّ و اوسَع لنا المنهَجَ و اطلَق لنا مِن عندکَ ما یَفرجُ وَافعَل بنا ما انتَ اهلُهُ یا کریم». ۱
« ای روشنایی نور، ای تدبیر کننده ی کارها، ای زنده کننده مردگان، بر محمد و آل محمد درود فرست و برای من و شیعیانم در تنگناها گشایشی قرار ده، از غم و اندوه راه چاره ای بازکن وراه هدایت را بر ما وسعت بخش، راهی که درآن گشایش ماست، به روی ما بگشا و آن چنان که تو شایسته ی آن هستی با ما رفتار کن،ای کریم ».
دیدار با امام زمان(عج) در زمان غیبت
دیدار امام زمان(ع)در دوران غیبت برای همگان در یک سطح و مرتبه اتفاق نمی افتد، بلکه بر دو گونه تحقق می یابد:
۱- دیدار عام(ملاقات بدون شناخت).
۲- دیدار خاص (ملاقات امام همراه شناخت).
دیدار عام (ملاقات بدون شناخت )
امام زمان (ع) علاوه بر حضور روحانی در تمام عوالم، در سراسر عالممادی نیز حضور جسمانی دارند؛ چنان چه امام علی (ع) در این باره می فرمایند: « صاحبُ هذا الامر یتَرَدَهُ بَینَهُم ویمشی فی اَسواقِهِم ویَطَاُ فَرشَهُم و لا یعرَِفونَهُ حتی یَاذَنَِ اللهُ لَهُ اَن یَرَفَهُم نَفسَهُ…»؛۱ « صاحب این امر در میان آنها راه می رود، در بازارهایشان رفت وآمد می کند، روی فرشهایشان گام برمی دارد، ولی او را نمی شناسند، مگر خداوند به او اجازه دهد تا خودش را به ایشان معرفی کند. »
بدین سان غیبت امام زمان (ع) به معنای نفی دیدار آن حضرت نیست، بلکه می تواند به معنای نفی شناخت آن حضرت باشد. چه بسیار افرادی که در دوران غیبت آن حضرت به شرف دیدارش نائل می شوند، ولی اورا نمی شناسند. چه بسیار افرادی که سلام جان فزای آن حضرت را می شنوندو حتی به سلام حضرتش پاسخ می گویند، اما صاحب سلام را نمی شناسند.
چه بسیارمردمی که امام زمان(ع)رادرطول مراسم حج دیده اند، ولی نشناخته اند. چه بسیار افرادی که آن حضرت را به هنگام ظهورش به یاد می آورند و می گویند به خدا سوگند او را بارها در مکان های متعدد دیده ایم، اما نشناخته ایم: « به خدا سوگند که صاحب این امردرمراسم حج هر سال حضور می یابدو یکایک مردمان را می بیند و می شناسد، مردم نیز آن حضرت را می بینند، ولی نمی شناسند.» ۲
دیدار خاص (ملاقات امام با شناخت )
دیدار امام زمان (ع) با شناخت، شامل همه مردم نمی گردد، بلکه افراد اندکی مثل علمای بزرگ و افراد با تقوا ی خاص می توانند ایشان را بشناسندو ارتباط برقرار نمایند.
استفاده ما از امام غائب
پیامبر اکرم (ص) می فرماید: جابربن عبدالله انصاری از رسول اکرم (ص) پرسید: آیا شیعیان در عصر غیبت از قائم (عج) بهره می برند ؟ فرمود: «ای والذی بَعَثَنی بالنُبُوَه، انَهُم لَیَنتَفِعُونَ بِهِ، وَیَستَضیئُونَ بِنُورِ وِلایَتِهِ فی غَیبَتِهِ کانتِفاعِ الناسِ بِاشَمسِ وَ اِن جَلَلَهاَ السِحابُ».
« آری، سوگند به خداوندی که مرا به پیامبری برانگیخت، مردمان از او بهره مند می شوند و از نور ولایتش کسب نور می کنند، آنچنانکه مردم از خورشید استفاده می کنند، اگرچه درپشت ابرها نهان باشد».
اگررهنمودهای رسول اکرم(ص) وپیشوایان معصوم نبود، ما در وادی ضلالت گم می شدیم ودرتیه غوایت بادیگرگمشدگان حیران و سرگردان گام می سپردیم و از شک و تردید رهایی نداشتیم. خدا را سپاس که قلب عالم امکان را شناختیم و در حومه مغناطیسی جذبه های ولایت قرار گرفتیم و اکنون از فیض اعتقاد به وجود اقدس آن مهر تابان برخورداریم. شب و روز درانتظار مقدم شریفش ثانیه شماری می کنیم و از شمشیر عدالتش هراسناکیم، و به خدا پناه می بریم از اینکه در لحظه ظهور آن قبله خوبان درراهی جز راه او، و در خطی جز خط او باشیم.
به دقت مواظب هستیم که حتی به مقداری که سر موئی از خط او به دور نباشیم واز سنت جد بزرگوارش (ص) و پدران عالیقدرش گامی منحرف نشویم. و خود را آماده می کنیم که درروز موعود، در میان یاران آنحضرت روزی در روی کفر ونفاق بایستیم، و در اعتقاد به وجود اقدسش هرگز دچار شک و تردید نشویم، اگر چه قرنهای متمادی در پشت پرده ی غیبت پنهان باشد. از هیچ عقیده ی انحرافی پیروی نخواهیم کرد و از شاهراه هدایت منحرف نخواهیم شد. به آنچه ازپیامبراکرم (ص) و امامان معصوم (ع) به ما رسیده اعتقادراسخ داشته، از هر اندیشه ای که بر خلاف آن باشد بیزاریم.
شب و روز در انتظار مقدم او، و به ارزوی وصال او به سر می بریم، به عدالت عشق می ورزیم ودرراه پیاده کردنش تلاش می کنیم، از ستم بیزاریم و درراه نابود ساختنش کوشا هستیم. و این شیوه ی پسندیده ایست که درجامعه ما جاریست، پدران به فرزندان می آموزند و دانایان به نادانها توصیه می کنند.
و ما اینچنین از نور ولایت آن خورشید فروزان در زمان غیبت بهره مند می شویم، آنچنانکه از آفتاب بهره می بریم هنگامی که در پشت ابرها پنهان شود، که نور و حرارت آن از طبقات ابرها نفوذ کرده، به همه جانداران سود می رساند.
گذشته از این، تعالیم گرانبهایش توسط افرادی که گاه و بیگاه به حضور مبارکش مشرف می شوند به ما می رسد و از نور ولایتش کسب نور می گردد. چنانکه برای هزاران نفر اتفاق افتاده است، اگر چه در لحظه تشرف ان حضرت را نشناخته اند، ولی بعدا با دلایل قطعی بر آنها مسلم شده که او وجود مقدس آن مهر تابان بوده است.
نتیجه گیری
در این مقاله فرهنگ انتظار و مهدویت، انتظار پیروان ادیان مختلف برای منجی بزرگ،که تمام ادیان بزرگ و تمام اقوام جهان در انتظار رهبری انقلابی هستند و مسئله ایمان به ظهور منجی بزرگ، اعتقادی عمومی و قدیمی در میان همه اقوام و مذاهب است و این به فطری بودن این موضوع گواهی می دهد و ایجاد عدالت، سر لوحه همه برنامه های حضرت مهدی (عج) به شمار می آید. این اصل از نخستین هدف پیامبران الهی بوده است.و منجی گرایی در ادیان مختلف مورد بررسی قرار گرفت.
طرح جامعه آرمانی اسلام توضیح داده شد، که در جهان اسلام بر خلاف جهان غرب و به خصوص جامعه مسیحی، اندکی از متفکران و اندیشه ورزان مسلمان، در عالم خیال و ذهن، به بافتن و پرداختن مدینه ای ایده آل روی آورده اند.
در مؤلفه های حکومت صالحان،که اگر آرمان و هدف، رسیدن به جامعه عدالت محور مهدی در نظر گرفته شود، آن گاه وظایف جامعه منتظر که جامعه ای پویا ومعطوف به هدف است، مشخص می شود.
اهمیت انتظار فرج راه کاری برای کاهش ناهنجاری ها، عاملی برای همنوایی و الگویی برای باز دارندگی کژیهاست. هر مسلمانی در پرتو فرهنگ غنی انتظار، وظیفه دارد ظلم و فساد و ناهنجاری دینی را در جامعه محکوم کند و برای تحقق هدفهای متعالی اسلام بکوشد تا به سهم خود، به اسلام و جوامع انسانی که به دلیل نداشتن رهبران شایسته والگوهای مناسب زندگی، درسرگردانی بسر می برند، خدمتی انجام دهد. و انتظار فرج آنقدر دارای فضیلت است که اهل بیت (ع) از آن جهت به انتظار فرج، تاکید، توجه و توصیه کرده اند که در انسان منتظر، امید به آینده ایجاد می شود و همین امید، نقش بزرگی را در تلاش و کوشش او برای سازندگی اجتماعی ایفا می کند.
منابع
۱- قرآن کریم.
۲- مفاتیح الجنان
۳- نهج البلاغه.
۴- دکتر علی شریعتی، انتظار مذهب اعتراض، انتشار انجمن اسلامی دانشجویان آمریکاو کانادا( گروه فارسی زبان)، ۱۵ شعبان ۱۳۹۲.
۵- وسائل الشیعه، ج ۱۸، ص ۴۵.( به نقل از امام باقر (ع)).
۶- مؤسسه آینده روشن ( پژوهشکه مهدویت)، مجموعه آثار سومین همایش بین المللی دکترین مهدویت ج1و2، قم، ۱۳۸۵.
۷- اصول کافی.
۸- محمدی بهرام، ( ویراستار ومسئول گروه ترجمه )، دایره المعارف کتاب مقدس تهران، انتشارات سرخدا.
۹- توفیقی، حسین،آشنایی با ادیان بزرگ، انتشارات سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها، موسسه فرهنگی طه و مرکز جهانی علوم اسلامی، ۱۳۷۹ شمسی.
۱۰-قاموس کتاب مقدس.
۱۱- حسینی اصف، حسن، باور شناخت موعود در ادیان و مکاتب مختلف، فصل نامه انتظار موعود، سال چهارم، بهار ۱۳۸۴، ش.
۱۲- بستوی، عبدالعظیم،المهدی المنتظر فی ضوء الاحادیث والآثار الضحیحه، ج ۱.
۱۳- رادمنش، عزت الله، قرآن، جامعه شناسی، اتوپیا، انتشارات امیر کبیر، تهران1361شمسی.
۱۴- مجمع البیان،ج7، انتشارات دارالمعرفه،بیروت1986 میلادی.
۱۵-مطهری، مرتضی، قیام وانقلاب مهدی، انتشارات صدرا، تهران1373 شمسی.
۱۶- مولوی نیا، محمد جواد، سیمای مهدویت در قرآن، انتشارات امام عصر، قم1381 شمسی.
۱۷- علامه مجلسی، بحار الانوار، ج ۵۲.
۱۸- یوسف بن یحیی بن علی مقدسی، عقدالدرر فی اخبار المنتظر، باب هفتم، انتشارات عالم الفکر، قاهره ۱۳۹۶ قمری.
۱۹-شیخ طبرسی، احتجاج، ج ۱، انتشارات دارالنعمان، نجف ۱۳۸۶ قمری.
۲۰-محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، ح ۱۳۶۲.
۲۱-گلپایگانی، صافی، منتخب الاثر،.
۲۲- احمدی، عاطفه، تنها راه، چهارده گفتار پیرامون شناخت امام عصر (ع) بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج) ۱۳۸۵
پی نوشت ها:
۱ – دکتر علی شریعتی، انتظار مذهب اعتراض، انتشار انجمن اسلامی دانش جویان امریکا و کانادا (گروه فارسی زبان )، ۱۵ شعبان ۱۳۹۲.
۱ –وسائل الشیعه،ج18، ص ۴۵. (به نقل از امام باقر (ع) ).
۲ –سوره شوری آیه ۲۳.
۳ – اصول کافی، ج ۲، ص ۱۸؛ وسائل الشیعه، ج ۱ ؟، ص ۷.
۴ –«اللهم انی اجده له فی صبیحه یومی هذا و ما عشت من ایامی… ». ( مفاتیح الجنان،دعای عهد ).
۵ –سوره آل عمران،آیه ۳.
۶ -«حق علیهم ان یسمعوا له ویطیعوا… ». (اصول کافی، ج1، ص405 )
۷ – حکومت جهانی حضرت مهدی (عج) ص ۵۱.
۱ – همان.
۲ – تثنیه ۳: ۳۰، مرموز ۲؛ اشعیا ۶۳:۱.
۱ – بهرام محمدی ( ویراستار و مسؤل گروه ترجمه )، دایره المعارف کتاب مقدس، ص ۵۲۱، انتشارات سر خدا، تهران.
۲ –حسین توفیقی، آشنایی با ادیان بزرگ، ص100-۱۰۱، چاپ اول: انتشارات سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انساتنی دانشگاه ها (سمت ) و مؤسسه فرهنگی طه و مرکز جهانی علوم اسلامی، ۱۳۷۹ شمسی.
۱ – قاموس کتاب مقدس، ص ۸۰۶.
۲ – پور داوود، یشتها، ۱۰۱:۲.
۳ – همو، یسنا، ۲۲۲:۱ -۲۲۳.
۴ – حسن حسینی اصف، « باور شناخت موعود در ادیان و مکاتب مختلف »، فصل نامه انتظار موعود، سال چهارم، بهار ۱۳۸۴، ش ۱۵.
۱ – همان.
۲ – عبدالعظیم بستوی، المهدی المنتظر فی ضوء الاحادیث و الاثار الصحیحه، ج ۱، ص ۱۳.
۳ – همان
۴ – اثبات الوصیه، ص ۲۷۲.
۱ –یوسف بن یحیی بن علی مقدسی، عقدالدررفی اخبار المنتظر، باب هفتم، انتشارات عالم الفکر، قاهره1399قمری.
۱ – بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۶۲ .
۱ – شیخ طوسی، احتجاج، ج ۱، ص ۱۳۴، انتشارات دارالنعمان، نجف ۱۳۸۶ قمری.
۱ – وسادل الشیعه ج ۱۲، ص ۲۹۴.
۲ – بحار الانوار،ج ۵۱، ص ۷۸.
۱ -نهج البلاغه، محمد دشتی، قم،موسسه مشهور، ۱۳۷۹ (ه ش) ص368.
۲ –همان.
۱ –همان.
۱ – لغت نامه دهخدا، ذیل کلمه ی انتظار.
۲ – متی ۲۴ و ۲۵، مرقس ۱۳ لوقا21.
۳ – اول تالو نیکیان، دوم تالونیکیان و مکاشفه.
۱ – محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج ۵۲ ص ۱۲۳ دار احیاء التراث العربی، بیروت ۱۴۰۳ق.
۲ – جوادی آملی، عصاره خلقت، تنظیم محمد صفایی، ص ۴۲ چاپ دوم: انتشارات اسراء، قم ۱۳۷۹.
۳ –بحار الانوار، ج.۵۳ ص ۱۲۲.
۱- کمال الدین و تمام النعمه، ج ۲.، ص ۵۴۶.
۲ – ینابیع الموده جلد ۳، ص ۷۷، الزام الناصب ص ۱۲۷، الامام المهدی ص ۷۵، والمهدی ص ۱۰۶.
۳ – وسائل الشیعه ج ۱۲ ص ۶۵ حدیث ۵۱، بحار الانوار ج ۵۲ ص ۱۲۵، الزام الناصب ص ۷۸ و ۱۳۷ و ینابیع الموده ج ۳ ص ۱۶۹.
۱ – نهج الفصاحه ج ۱ ص ۷۸. و…. –
۱ – علامه مجلسی، بحارالانوار، ج1، ص ۹۷ و ص ۱۰۵.
۲ – مفاتیح الجنان، دعای عدیله.
۳ – کلینی، اصول کافی، ج ۱، ص ۲۰۰.
۴ – همان، ص ۲۱۹، ح ۴.
۱ –صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ص ۶۵۸.
۱ – علامه مجلسی، بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۱۵۴.
۲ – همان،ج ۵۱، ص ۳۵۰.
برگرفته از سایت :المهدویه