به نام خدا
باور به عدالتگستری منجی مصلحی که عدل و قسط را در عرصههای اقتصادی[۱]، قضایی[۲] و… در سراسر کره خاکی میگستراند از همان آغاز اسلام در اعماق وجودی مسلمانان نفوذ نموده است و روایاتی که از پیامبر(ع) و امامان معصوم: در این زمینه رسیده است در حد تواتر هستند.
در معنای عدل آمده است: ((عدل آن است که هر چیزی را در جای خود قرار میدهد))[۳]
شهید مطهری در معنای آن میگوید:
عدالت عبارت است از اینکه آن: استحقاق و حقی که هر بشری به موجب خلقت خودش و به موجب کار و فعالیتش به دست آورده است به او داده شود و نقطه مقابل آن ظلم است که آنچه را که فرد استحقاق دارد به او ندهند و از او بگیرند.[۴]
بدیهی است که باور به چنین عدالتی فطری است.
شهید مطهری میگوید:
اعتقاد به عدالت فطری است؛ چنانچه کسی به مرحله کمال برسد و خوب تربیت شود، واقعاً عدالتخواه میشود و عدالت جمع را بر منفعت خویش ترجیح میدهد.[۵]
گفتنی است اعتقاد به فرارسیدن زمانی که عدالت در سراسر هستی گسترش مییابد نیز یک امر فطری است که مهمترین دلیل بر آن، عمومیت و همگانی بودن آن است.
مسیحیان[۶]، یهودیان[۷]، زرتشتیان[۸]، هندوان[۹] و مسلمانان[۱۰] و دیگر ادیان بر این باورند که این کره خاکی زمانی پر از عدل و داد خواهد شد.
بیتردید چنین باوری دستآوردهای ارزشمند و ثمرات متعددی به ارمغان خواهد آورد که از جمله آنها رهآوردهای فردی و جامعهشناختی است که در ذیل به برخی از آنها اشاره
میشود:
رهآورد فردی
1ـ شناخت امام
امام صادق(ع) میفرماید:
ای یحیی کسی که شب را به گونهای بگذراند که در آن، امام زمانش را نشناسد، بر مرگ جاهلیت مرده است.[۱۱]
با توجه به نقشی که امامت در حفظ نظام و کمال بشر و سیر او به سوی خدا و اجرای احکام خدا دارد و با توجه به اینکه اطاعت امر امام شرعاً و عقلاً واجب است، در وجوب معرفت امام نیز بر حسب حکم عقل و شرع، جای هیچگونه تردید و شبههای نیست؛ زیرا هم مقدمه و اطاعت است که واجب است و بدون وجوب هم اطاعت و نصب امام بیهوده است و هم بر حسب آنچه در بعض روایات استفاده میشود، بالخصوص نیز واجب است.[۱۲]
گفتنی است شناخت امام زمان با دو امر حاصل میشود:
1ـ شناخت امام به نام و نسب
2ـ شناخت صفات و ویژگیهای او[۱۳]
بنابراین حق شناخت امام آن است که تمامی ابعاد زندگی و صفات و ویژگیهای آن شخصیت رهاییبخش از جمله سیره عملی اجرای عدالت آن حضرت مورد کنکاش قرار گیرد و این شناخت از اهم واجبات است[۱۴]. با باور به عدالتگستری و سیره حکومتی و عمل امام زمان (عج) در عصر ظهور، شخصیت حقیقی این شجره طوبی، آنطور که شایسته است، شناخته میشود؛ چرا که دادورزی حضرت حجت(عج) بخشی از زندگی ایشان بوده و همانگونه که شناخت حسب و نسب، زمان ولادت و ویژگیهای فردی آن حضرت ضروری به نظر میرسد، شناخت ابعاد اجتماعی و سیره عملی آن بزرگوار در اداره حکومت و اجرای احکام و حدود الهی و برقراری عدل و داد ضروریتر است.
2ـ محبت و عشق به حضرت
((…قل لااسئلکم علیه اجرًا اِلا الموده فی القربی…(([۱۵]
((بگو جز مودت به نزدیکان، از شما مردمان اجر و مزدی نمیخواهم)).
عشق و محبت صمیمانه به اهل بیت: یک ضرورت است و ((دوستی ایشان بخشی از ایمان و شرط قبولی ایمان است)).[۱۶]
اما این عاطفه ارزشمند قابل پرورش بوده و همین موجب ازدیاد صفای دل به اهلبیت میشود و میتوان آن را شدت بخشید؛ به این صورت که باور داشته باشیم این محبتها یکجانبه نیست.[۱۷] جذبه محبت و عشق امام، جاذب دلهای پریشان مؤمنان و جمعکننده قلوب پراکنده شیعیان است.
عشق از معشوق اول سرزند تا به عاشق جلوهای دیگر کند.[۱۸]
آری، باور به دادورزی عاشقانه آن حضرت[۱۹] و دلسوختگی و محبت ایشان به خلق در برقراری حرکت عظیم عدالتگستری در جهان ما و نگرش حقطلبانه ایشان به این کره خاکی، به گونهای تکوینی، محبت و عشق به حضرت را در دلهای عاشقان شدت میبخشد و باور به غلبه رحمت حضرت بر غضبشان در حکومت عدل و ستاندن حق مظلومان از ظالمان و گردنکشان سبب میگردد مؤمنین نیز در قبال نگرانیها و باور به دغدغههای آن امام در ستمهای روا داده شده به بشریت و مظلومین و تلاش ایشان برای رهایی آنان از دست ستمگران پیوند معنوی و عشق خود را با حضرت افزون و محکمتر کرده و سرود دلدادگی برای آن حضرت را سر دهند که این عشق و محبتها در قالب دعاها و زیارتنامهها تبلور مییابد.[۲۰]
به دیگر سخن، اول محبوب است که از محبت خویش یاد میکند و این یاد در قلب محب جلوهگر شده، او را به یاد محبوب میاندازد و این ماییم که باید به شراره عشق و جذبه محبت او لبیک گوییم.[۲۱]
3ـ امید به آینده
نور امید همواره درون جان بشر را روشن داشته و او را در برابر حوادث ناگوار پایدار
میسازد و از گردنهها و فراز و نشیبهای گوناگون گذرانده، گام به گام در مراحل تکامل و ترقی سیر میدهد. اگر امید نبود، بشر هیچ قدمی را بر نمیداشت و هیچ رنجی را تحمل
نمیکرد.[۲۲]
امام مهدی(عج) به عنوان ضامن اجرای وعدههای الهی و تحقق عدالتگستری در جهان، پناهگاه مؤمنین است ((و این امید، بزرگترین هدیهای است که جامعه بشری در این دوران دریافت کرده است. گوستاو لوبون میگوید:
بزرگترین خدمتگزاران عالم همان اشخاصی هستند که توانستهاند بشر را امیدوار نگه دارند)).[۲۳]
و باور به این منجی و عدالتخواهیهای او و افق روشن هستی[۲۴]، و مساوات فراگیر[۲۵]، روح امید را در کالبد خسته بشریت میدمد؛ زیرا در هر حال، مؤمنین میدانند که در زمانی معنا و مفهوم حقیقی زندگی تحقق پیدا کرده و شب سیاه ظلم در جهان رخت بربسته و نور عدالت جایگزین آن میشود.
4ـ شکسته شدن هیبت مستکبران در برابر مؤمنان[۲۶]
در طول سدههای متمادی، مستکبران و فرعونیان با ابزارهای مادی و در دست داشتن رسانههای تبلیغاتی مسموم، به جای حق نشسته و سعی در نمایاندن برتری و هیبت و قدرت خود و ذلیل و ویران کردن شخصیت مومنین داشتهاند و تلاش نمودهاند با ارزشها و مفاخر مجازی و پوچ و توخالی خود، برتری اجتماعی و بزرگمنشی خود را بنمایانند.
اما با اعتقاد به تشکیل سلطنت و دادورزی مقتدرانه حضرت مهدی(عج) و شکسته شدن بتهای مستکبران و گرفته شدن ریاستها و مالها و ابزارهای باطل و ناحق از مستکبران، پوچی و تهی بودن قدرت آنان نمایان میشود و هیبت آنان شکسته میشود؛ زیرا این اقتدارها و عظمتهای ظاهری تداومی نداشته و همیشگی نیستند.
5ـ آمادگی
انقلاب و جنبش با این گستردگی برای طرحها و برنامههای جهانی و تشکیل ساختارهای ایجاد عدالت اقتصادی، فرهنگی، قضایی و… در جامعه عدل مهدوی نیازمند نیروهای کارآمد و مهدییاورانی است که بتوانند در مسندهای مختلف حکومت با عناوین متفاوت خدمت کنند.
امام باقر(ع) میفرماید:
هنگامی که قائم ما قیام کند و مهدی ما ظهور کند، یک مرد از شیعیان ما پرجرأتتر از شیر و کاریتر و نافذتر از نیزه خواهد بود[۲۷]
کسانی که آرمان عدالتگستری در سراسر گیتی را در سر دارند بایستی با بینشی ژرف، نسبت به آن حرکت بزرگ، خود را در عرصههای مختلف علمی، نظامی و سطوح عالی معنوی آماده سازند تا بتوانند مقدمات آن حکومت عظیم را تشکیل دهند و از همین عصر غیبت، خود را به عنوان پشتوانهای در جامعه فاضله عصر مهدوی به آن حضرت بشناسانند. بنابراین آماده شدن در همه عصرها برای محقق شدن آرمان آن حضرت و تشکیل آن حکومت عدلمحور ضروری مینماید.
۶ ـ پایداری در برابر مصائب دشمنان
صبر گویای شرایط گذشتن زمان لازم در پرورش حیات آدمی و تحقق خودسازی و رشد عقلانی در رسیدن به حق و عامل اصلی تعالی انسان و کمال آدمیت است و در عرفان اسلامی، یکی از ویژگیهای سیر و سلوک و اصیلترین حالت، بردباری و شکیبایی است و طی همه منازل و مراحل نیازمند صبر است.[۲۸]
عدالتباوری میآموزد که فرجام جهان، جلوهای از عدالت حقتعالی است و سرانجام، وضعیت نامطلوب مؤمنین پایان میپذیرد و حقشان ستانده میشود. از این روی، اگرچه در دوران غیبت آزارها و اذیتها میبینند و دچار مصائب میشوند، با امید به برچیده شدن ریشه اهریمنان و سقوط صاحبان زر و زور و تزویر، با بینشی عمیق، صبور و بردبار بوده و اقسام مصائب و مشقتها را تحمل مینمایند.
امام حسین(ع) فرمودند:
برای او غیبتی است که گروهی در آن دوران از دین برگشته، برخی دیگر بر دین پایدار خواهند ماند و مورد اذیت و آزار قرار خواهند گرفت.[۲۹]
7ـ عدالتباوری و تقوای الهی
از جمله مهمترین شاخصهها و مقدمات تقوای الهی، باور و ایمان به امور غیبی الهی است که باور به حکومت عدلی که توسط مهدی آخرالزمان تشکیل میشود از مصادیق بارز آن است: ((ذلک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین الذین یؤمنون بالغیب…[۳۰]))؛ (( آن کتاب که تردیدی در آن نیست، هدایتی برای متقین است، کسانی که ایمان به غیب دارند…)).
باور به دادورزی و عدالتگستری حضرت مهدی(عج) ـ که منشأ وحیانی داشته و از مسلمات دین اسلام است ـ یکی از مصادیق باورهای غیبی به شمار آمده و مستلزم تقوای الهی است و بدون این سرمایه معنوی، پارسایی و پرهیزکاری معنا ندارد و البته آزمونی است که تنها مؤمنین راستین و موحدان خداجو از عهده آن برآمده و مزیّن به لباس پرهیزکاری
میشوند که برترین لباسهاست.
۸ ـ تهذیب نفس
اگرچه بریدن از خودخواهی و هوای نفس و پاکیزه شدن از خباثت و رذایل نفسانی همیشه و در همه حال برای یک مؤمن وارسته سزاوار است، کسی که باور دارد روزگاری در همین دنیا جلوهای از عدالت کبریای حضرت حق طلوع میکند و نزد حضرت مهدی(عج) مؤمن واقعی از غیر واقعی نمایان است[۳۱] و هر چیزی در جای خود قرار میگیرد و انسانهای پست و وارسته، هر کدام از هم متمایز و در جایگاه خود قرار میگیرند، ضرورت آن را بیشتر درک کرده و با وارستگی و رهیدن از لغزشها نفس خود را پاک میگرداند تا سرافراز و سربلند، نزد حضرتش حاضر گردد. امام صادق(ع) فرمودند:
هرگاه قائم به پا خیزد، هیچیک از بندگان خداوند به پیشگاهش برنخیزد، مگر اینکه او را میشناسد که آیا صالح است یا ناصالح و ناشایسته.[۳۲]
۹ ـ آرامش و امنیت روحی
تردیدی نیست که نهایت سعی و تلاش انسانها در رسیدن به آرامش و امنیت روحی است و هر روزنهای را که جهت تابیدن این آرامش ببینند به سوی آن خیره میشوند.
امید به عصر طلایی و تشکیل حکومت عادلان و ستانده شدن داد مظلومان از ظالمان و برچیده شدن پایههای استبداد، نور آرامش را در دل مؤمنین روشن میسازد و نگرش آنان را به آینده هستی، نگرشی آرامشبخش میکند و با تصور امنیتی فراگیر برای آینده عالمیان، درخشش و تابش آنرا در روح و جان خود نیز مشاهده میکنند.
10ـ دعا برای تعجیل فرج
شکی نیست که دعا، تأثیر بسزایی در سرنوشت انسانها و تغییر قضای الهی داشته و از اقسام شکر[۳۳] بوده و موجب فزونی نعمت[۳۴] میگردد.
بنابراین در تسریع ظهور و فرج و تشکیل حکومت عدل نیز نقش بسزایی دارد.
امام زمان(عج) فرمود:
((بسیار دعا کنید برای تعجیل فرج که آن فرج شما است)).[۳۵]
مؤمنین که از ظلم و ستمهای روا شده بر انسانها آگاه بوده و بر این باورند که با برقراری عدالت مهدوی در کره خاکی، بساط این همه ظلم و ستمها برچیده شده و رفاه اجتماعی و اقتصای حاکم خواهد شد همواره دست به دعا برداشته و از خداوند میخواهند که در فرج حضرتش تعجیل فرماید تا انسانهای دردکشیده هرچه زودتر به حقوق از دسترفتهشان نایل آیند و عدل سراسر گیتی را فراگیرد. زیرا میدانند دعایشان در این امر مستجاب میشود.[۳۶]
۱۱ ـ اعتقاد به حکومت عدل، وسیله تبری از حکومتهای جور
کسی که به شاخصههای کلی دادورزی در حکومت حضرت مهدی(عج) علم و باور داشته و میداند که این حکومت اصلاحطلب و ظلمستیز، تجلی و وعده عدالت حقیقی الهی است، آن عدالت مقتدرانه و غایت کمال انسانها را مقیاس و میزان قرار داده و حکومتهای عصر خود را با آن میسنجد و اگر دولتی در دادورزی خود، به این مقیاس نزدیکتر شود، به آن تمایل پیدا کرده و از آن حمایت میکند و چنانچه سلطنتی بر خلاف مقیاس حقمداری، ظلممحور بوده و ستمگری در آن ترجیح داده شده و شاخصههای عدالت مهدوی را نداشته باشد، مورد انزجار مؤمنین میباشد. زیرا کسی که به آن عصر طلایی و آن عدالت همگانی باور داشته و آن مدینه فاضله را تصور کرده است نمیتواند آن حکومتها و سلطنتهای جور را تحمل کند و به راستی از آن وضع نامطلوب گریزان بوده و از آن تبری میجوید.
12ـ اصلاح فردی و انجام تکالیف
امام صادق(عج) میفرماید:
به خدا سوگند، به طور حتم، عدالت مهدی(عج) به درون خانهها و اتاقهایشان نفوذ میکند، همچنان که سرما و گرما در آن وارد میشود[۳۷]
در آن عصر، حدود جاری نشده جاری میشود، قدرتها و ریاستهای بناحق گرفته شده گرفته میشوند، حق مظلومان ستانده میشود، اموال و داراییهای به غارت رفته شده مصادره میشود و به صاحبانشان بازگردانده میشود.
در نزد حضرت، مؤمن واقعی و حقیقی از مؤمن ظاهری و ریاکارانه متمایز میشود و…
با باور به این اوصاف، بدیهی است که مؤمنان خود را از خصیصههای ناپسند بر حذر داشته و نواهی الهی را ترک نموده و خود را به اعمال حسنه و انجام فرایض آراسته و در بهدست آوردن مال و قدرت و ریاستهای باطل حرص و ولع ندارند تا اینکه مغضوب عدالت مهدوی قرار نگیرند. زیرا میدانند ثمره انجام محرمات و ترک فرایض، پایمال نمودن حقوق الهی و مردم و نفس خود است که در محکمه عدل مهدوی نیازمند پاسخگویی است. از اینرو معتقد و مؤمن به این امر، خود را اصلاح و تکالیف را انجام میدهد تا بهگونهای تکامل یابد و درخشش عدالت حضرت را بهتر درک کرده و مورد غضب عدالت حضرت قرار نگیرد.
13ـ اعتقاد به عدالت مهدوی، توجه داشتن به کرامت و شرافت انسانی
یکی از مهمترین حقوق انسانها کرامت و شرافت آنان است[۳۸] که در طول قرون متمادی توسط گردنکشان و فرعونیان از آنان به یغما رفته است و با گسترش عدالت حضرت مهدی(عج) به آنها بازگردانده شده و ربایندگان این کرامتها در پیشگاه محکمه عدالت، سخت مجازات میشوند. بنابراین با این باور، توهینها، تهمتها، محرومکردنها، تحقیر کردنها و… از انسان رخت بر میبندد و توجه بیشتری به ارزش واعتبار انسانها میشود؛ زیرا دانسته میشود قدرتی پرتوانتر در سایه عنایت الهی به فریادرسی این انسانهای دردکشیده خواهد شتافت و انتقام آنان را خواهد گرفت و بنابراین بر مبنای اجرای دستورات اسلام، حرکت اصلاحی در کرامت دادن حقیقی به انسانها صورت میگیرد.
14ـ بیم و امید
عصر دادورزی حضرت مهدی(عج) ، تهدید، تنگنا و ایام عسرت است برای طمعورزان و دنیاطلبان[۳۹] و آسایش و آرامش و سامانیابی زندگی است برای مؤمنان و مستضعفان.[۴۰] انسانها با این باور در مرز بین خوف و رجا و بیم و امید زندگی میکنند و از یکسو عدالتورزی حضرت را مهربانانه و نویدبخش و از دیگر سو، قاطعانه و سازشناپذیر میدانند و تلاش مینماید اعمال خود را با این دوگونه برخورد وفق دهد.
15ـ احساس شخصیت
مؤمنان نیک میدانند که مهدی آل محمد(عج) میآید و آنان را عزیز میگرداند و دشمنانشان را خوار و ذلیل میکند[۴۱] و با خلافت و عدالت راستین خود، حاکمیت مؤمنان و مستضعفان را تضمین مینماید. [۴۲] بنابراین بدیهی است که مؤمنان و فرودستان در برابر زورمندان احساس ذلت نمیکنند چرا که خود را میراثدار اصلی زمین دانسته و صاحبی برای خویش متصور هستند که با فرمانروایی عادلانه و سلطنت قدرتمند خود مایه مباهات آنان است.
16ـ امر به معروف و نهی از منکر
امام باقر(عج) میفرماید: همانا امر به معروف و نهی از منکر راه انبیا و صالحان است و فریضه بزرگی است که قوام دیگر فرایض به آن است و راهها به وسیله آن امنیت مییابد و درآمدها حلال میشود و مظالم به صاحبانشان رد میشود و زمین آباد میشود و از دشمنان انتقام گرفته میشود و امور سامان مییابد.[۴۳]
در جای خود ثابت شده است که این فریضهی بزرگ الهی، بستر و زمینه مناسب برای ظهور امام عصر و در نتیجه، تشکیل حکومت عدل محور را فراهم میآورد.
بنابراین کسی که به این دادورزی عظیم و عصر شکوفایی استعدادهای صلح و آشتی و برابری و مساوات باور دارد، تحت رهبری عقل و ایمان به انجام این تکلیف بزرگ الهی میپردازد تا هرچه سریعتر بستر مناسب برای به کمال رسیدن انسانها در این دنیا و بازگردانده شدن حقوقشان فراهم شود و حضرتش ظهور کند و برابری و مساوات را حاکم گرداند.
رهآورد جامعهشناختی
1ـ تشکیل نهضتهای عدالتخواه
عالم هستی نظام اسباب و مسببات است.
امام صادق(ع) میفرماید:
((ابیالله ان یجری الاشیاء الاّ بالاسباب)).[۴۴]
((خداوند اراده کرده است که تمام اشیاء تنها با اسبابش محقق شود)).
در جامعه آرمانی عدالتمحور اسلام نیز، اگرچه امدادهای الهی و تأییدات غیبی بسیار مؤثر بوده و پشتوانه آن هستند، در تعالیم اسلام آمده است که اجرای دقیق این برنامه بدون مسئولیتپذیری و تعهد و تکلیف یارانی کارآمد و جامعهای خروشان در جهت تحقق نهضتهای عظیم آزادیبخش و عدالتخواه میسر نیست.
بنابراین جامعهای که باور دارد و میداند در آن عصر طلایی از دست ستمپیشگان و مستکبران رهایی یافته و تعالیم انبیا و اصول اساسی رسالت در آن حاکم میگردد، باید برای تحقق و زمینهسازی آن کوشا باشد. جامعه و مدینه فاضله عصر دولت حقه حضرت مهدی(عج) و عدلمحوری او را هدف قرار داده و تلاش میکند برای تسریع در رسیدن به هدف، اسباب و زمینههای آن تحول عظیم را با انقلابها و نهضتها فراهم آورد و طبیعی است که نمیتواند حکومتهای جور و ظلم را تحمل نماید و از اینرو به صورت نهضتهای آزادیبخش، زمینه و بستر را برای عدالت کلی فراهم میآورد.
2ـ احیای عدالت نسبی در جامعه
هر جامعه و نظامی برای رشد و تکامل در جهات مختلف، به دنبال الگویی مناسب است تا خود را با آن وفق دهد و به رشد و تعالی نسبی برسد. حال چنانچه جامعهای محقق شدن اصول دادگری و رستگاری و سعادت و صعود و رفاه اقتصادی، اجتماعی، قضایی و… را در سلطنت مقتدرانه و عادلانه حضرت مهدی(عج) ببیند و به آن باور داشته باشد، آن را الگوی خود قرار داده و تلاش مینماید تا حد امکان آن آرمانها ـ از جمله عدالت و دادورزی ـ را در خود به فعلیت برساند و اگر نمیتواند همانند آن حکومت اصیل عدالت را جاری کند، لااقل یک عدالت نسبی را تحقق بخشد.
3ـ یکدلی و یکپارچگی
رمز اصلی پیروزی هر ملتی و سرازیر شدن نعمتهای آسمانی یکدلی و یکپارچگی[۴۵] انسانها برمبنای اسلام و دینداری است.
حضرت علی(ع) میفرماید:
شما یاوران حقید و برادران در دین؛ سپرهای روز گرفتاری و پیکار و رازداران در برابر افشاکنندگان اسرار.[۴۶]
و امّا دوستی طالبان دنیا و بیدینان زوالپذیر و بینتیجه است و هیچ بنائی ندارد.[۴۷]
روشن است که باور به دادورزی در آخرالزمان از مصادیق دینداری به شمار میآید و
میتواند مبنا و ملاکی برای اتحاد باشد و اگر جامعهای، همگی به این امر بزرگ الهی باور داشته باشند، با توجه به هدف و دغدغه مشترک، نوعی یکدلی و یکپارچگی در تحقق آرمان و کمالی واحد برای آنها شکل میگیرد و وقتی هدف واحد شود، راهها، اسباب و… برای رسیدن به آن هدف نیز یکی میشود.
4ـ تابیدن انوار الهی و برکات آسمانی از آینه باور به عدالت مهدوی در جامعه
((ولو ان اهل القری آمنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء والأرض…(([۴۸].
و اگر اهل تقوی ایمان بیاورند و پرهیزکار باشند، برکات آسمان و زمین را بر آنها میگشاییم… .
تردیدی نیست که پرهیزکاری تنها به انجام دادن فرایض و ترک نواهی نیست؛ بلکه شخص پرهیزکار بایستی به اصول مسلمه مذهب و دین نیز معتقد بوده و با فکر و اندیشه و استدلال به اصول اعتقادی ـ که از جانب خداوند به واسطه پیامبران رسیده است ـ نیز باور داشته باشد.
عدالتباوری حضرت مهدی(عج) نیز از جمله اصول مسلمه بوده از مصادیق تقوا و پارسایی به شمار میآید و اگر جامعهای آن را بپذیرد و در مرحله عمل نیز به کار برد، در واقع تقوای الهی را پیشه کرده است و سنت خداوند بر آن است که برکات آسمانی خود را بر آن جامعه بباراند و آن جامعه با تابیدن انوار الهی، به مدینه فاضله مبدل گشته و باب رحمت و نعمتهای خداوند بر روی آنها گشوده میشود.
5ـ تقریب بین ادیان الهی و مذاهب اسلامی
گفته شد مسأله عدالتباوری، مشترک بین ادیان است و هر امر مشترکی بین گروههای مختلف باعث کمکردن فاصلهها شده و آنها را به هم نزدیک میگرداند؛ بنابراین چنانچه جامعهای که در آن ادیان مختلفی زندگی میکنند همگی به این مسأله باور داشته باشند، در این امر وحدت رویه داشته و با هم نزدیک بوده و نوعی اتحاد بین آنها در مقابله با طاغیان و ظالمان و فرعونیان ایجاد میشود.
6ـ بیداری اندیشهها و بهدست آوردن راه نجات از ظلم و استبداد
اندیشمندان و شیفتگان اسلام ناب، با استناد به کتاب و سنت، انتهایی روشن و فرجامی همراه با تابش پرتو عدالت الهی در جهان تصور میکنند و این تصور را در میان سایر اقشار جامعه مینمایانند تا دیگر اندیشهها نیز بیدار گشته و همراه با هم و با همفکری، ترکیبی یکپارچه تشکیل داده و جهت پیکار همگانی برای ریشهکنی فسادها، تبعیضها، ناعدالتیها و… در جامعه، راههای روشنی بیابند و آن را در ظرف عمل قرار دهند.
بنابراین چنین باوری سبب میگردد نه تنها اندیشمندان اسلامی بلکه دیگر مردمان نیز در انتظار چنین واقعهای عظیم، همواره بیدار و آگاه و مترصد بوده، به دنبال پیدا نمودن و تهیه و تدارک راههای مناسب در سرعت بخشیدن به آن باشند.
پی نوشت ها :
[۱]. مجلسی، بحارالانوار، بیروت، نشر الوفاء، ج ۵۲ ، ص ۲۹۰.
[۲]. کلینی، الکافی، تحقیق علیاکبر غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ج ۱، ص ۳۹۷.
[۳]. سفینهالبحار، ج ۲، ص ۱۶۶.
[۴]. شهید مطهری، سیری در ائمه اطهار، قم، انتشارات صدرا، ص ۲۵۹.
[۵] . همان ص ۳۶۵.
[۶] . اعمال رسولان، ج ۵، ص ۳۱.
[۷] . ویلیام گلن و هنری رکن، عهد عتیق و جدید، ترجمه فاضل خادم همدانی، تهران، انتشارات اساطیر، ص ۱۲۲۰.
[۸] . داود الهامی، او خواهد آمد، قم، نشر مرتضی، ص ۶۸.
[۹] . مجله هفت آسمان، شماره ۱۲ و ۱۳، مقاله گونه شناسی موعود در ادیان مختلف ص ۱۱۶.
[۱۰] . سید ثامرالعمیدی، در انتظار ققنوس، ترجمه مهدی علیزاده، قم، موسسه امام خمینی، ص ۴۶. (به نقل از تاریخ ابن خلدون)
[۱۱] . بحارالانوار، ج ۲۳، ص ۸۹.
[۱۲] . صافی گلپایگانی، امامت و مهدویت، قم، انتشارات حضرت معصومه، ج ۱، بخش سوم، ص ۶۲.
[۱۳] . موسوی اصهانی، مکیالالمکارم، قم، انتشارات ایران نگین، ج ۲، ص ۱۸۵.
[۱۴]. همان.
[۱۵] . سوره الشوری، آیه ۲۳.
[۱۶] . مکیال المکارم، ج ۲، ص ۲۱۷.
[۱۷] . همان. ج ۱، صص ۹۴ و ۵۳.
[۱۸] . امام صادق(ع): ((والله لانا ارحم بکم منکم بانفسکم)) (مسعود پورسیدآقایی، میرمهر، قم، انتشارات حضور، ۱۳۸۲، ص ۱۶۷) .
[۱۹] . پیامبر اکرم: ((به (المهدی) یخرج الذل من اعناقکم…)). (بحار، ج ۵۱، ص ۵۷.)
[۲۰]. دعای ندبه؛ زیارت ناحیه مقدسه؛ دعای صباح و…
[۲۱] . میرمهر، ص ۱۶۸.
[۲۲] . امامت و مهدویت، ج ۲، بخش سوم، ص ۷.
[۲۳] . در انتظار ققنوس، ص ۲۷۳.
[۲۴] . ?و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فیالارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین?. [قصص، ۵].
[۲۵]. امام صادق(ع): ((کان رسولاللّه یقسم لحظاته بین اصحابه، فلینظر الی ذا و ینظر الی ذا بالسّویه)). (الکافی، ج ۲، ص ۶۷۱(.
[۲۶] . مکیال المکارم، ج ۱، ص ۱۶۹.
[۲۷] . سلیمان بن ابراهیم، ینابیعالموده، ترجمه سید مرتضی توسلیان، انتشارات بوذرجمهری، ج ۲، ص ۴۹۹.
[۲۸] . غدیر کارآمد کرمانی، ایمان، تهران، انتشارات گوهر منظوم، ۱۳۸۱، صص 4ـ133.
[۲۹] . بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۳۳.
[۳۰] . بقره، ۲ و ۳.
[۳۱] . مکیال المکارم (به نقل از کمالالدین، ج ۲، ص ۶۷۱).
[۳۲] . همان.
[۳۳] . همان، ج ۱، ص ۴۲۵.
[۳۴] . همان، ص ۴۲۴.
[۳۵] . همان، ص ۴۱۹ (به نقل از احتجاج ج ۲ ص ۲۸۴).
[۳۶] . همان ص ۴۷۴.
[۳۷] . بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۲۸.
[۳۸] . امام صادق(ع): ((والله حق مومن از کعبه بزرگتر است)). (بحار الانوار، ج ۷۴ ، ص ۲۲۲(.
[۳۹] . بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۲۰.
[۴۰] . محمد حکیمی، عصر زندگی، قم، بوستان کتاب، ص ۲۶۸، (به نقل از تحفالعقول، ص ۳۲۴.)
[۴۱] . امام علی(ع): ((یبعث الله مهدیّهم بعد جهدهم فیعزّهم و یذلّ عدوّهم)). )بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۵۴(.
[۴۲] . مکیال المکارم، ج ۱، ص ۱۵۸.
[۴۳] . الکافی، ج ۵، ص ۵۶.
[۴۴] . همان، ج ۱، ص ۱۸۳.
[۴۵] .((واعتصموا بحبل الله جمیعاً ولاتفرقوا.)) ]آل عمران، ۱۰۳[
[۴۶] . نهجالبلاغه، خطبه ۱۱۷.
[۴۷] . حضرت علی(ع) میفرماید: ((دوستی اهل دنیا به کمترین مسألهای از بین میرود)). (ولی الله برزگر، جامعه از دیدگاه
نهجالبلاغه، سازمان تبلیغات ص ۱۵۵، به نقل از غررالحکم فصل اول، ص ۷۶).
برگرفته از سایت :المهدویه