امروز: ۱۴۰۵/۰۷/۲۵ ساعت : ۱۶:۲۴
  • مهدویت
  • زنان مهدوى

    به نام خدا

    خداوند این زن را به پاداش صبر و مجاهدتى که در راه اعتلاى اسلام نشان داد و بدترین شکنجه را از دشمن خدا تحمل کرد، در ایام ظهور مهدى آل محمد صلی الله علیه و آله وسلم زنده خواهد نمود تا تحقق وعده الهى را ببیند و در لشکر ولىّ خدا به یاوران آن حضرت خدمت کند.

    ۱- صیانه ماشطه

    او یکى از همان سیزده بانویى است که در دولت حضرت مهدى علیه السلام زنده شده، به دنیا باز مى‏گردد. وى همسر حزقیل، پسر عموى فرعون، و شغلش آرایشگرى دختر فرعون بود. او همانند شوهرش به پیامبر زمان خود، حضرت موسى، ایمان آورده بود امّا همچنان ایمان خود را پنهان مى‏کرد.

    نوشته‏اند: روزى وى مشغول آرایش دختر فرعون بود که شانه از دستش افتاد و بى اختیار نام خدا را بر زبان جارى ساخت. دختر فرعون گفت: آیا نام پدر مرا بر زبان آوردى؟ گفت: نه، بلکه نام کسى را بر زبان آوردم که پدر تو را آفریده است. دختر فرعون ماجرا را نزد پدر بازگو کرد و فرعون صیانه را احضار کرد و گفت: مگر به خدایىِ من اعتراف ندارى؟ گفت: هرگز! من از خداى حقیقى دست نمى‏کشم و تو را پرستش نمى‏کنم.

    فرعون دستور داد تا تنور مسى برافروزند و همه بچه‏هاى آن زن را در حضورش در آتش افکنند. چون نوبت به طفل شیرخوارش رسید صیانه مى‏خواست به ظاهر از دین برائت جوید که کودک شیرخوارش به زبان آمد و گفت: مادر صبر کن که تو بر حق هستى! فرعونیان آن زن و بچه شیرخوارش را در آتش افکنده، سوزاندند و خداوند در اثر صبر و تحمل آن زن در راه دین، او را در دولت امام مهدى زنده مى‏گرداند تا هم به آن حضرت خدمت کند و هم انتقام خود را از فرعونیان بگیرد.

    ۲- سمیه، مادر عمار یاسر

    وى هفتمین نفرى بود که به اسلام گروید و بدین سبب دشمن سخت به خشم آمد و بدترین شکنجه‏ها را بر او روا داشت.۱

    او و شوهرش یاسر در دام ابوجهل گرفتار آمدند و او نخست آنها را اجبار کرد که پیامبر خدا را دشنام دهند، امّا آنها حاضر به چنین کارى نشدند. او نیز زره آهنى به سمیه و یاسر پوشانید و آنها را در آفتاب سوزان نگه داشت. پیامبر که گاه از کنارشان عبور مى‏کرد آنها را به صبر و مقاومت سفارش مى‏نمود و مى‏فرمود: «صبراً یا آل یاسر فان موعدکم الجنه»: اى

    ۱- اسدالغابه، ج5، ص481.

    خاندان یاسر، صبر پیشه سازید که وعده گاه شما بهشت است. سرانجام ابوجهل بر هر یک ضربتى وارد ساخت و ایشان را به شهادت رساند.۱

    خداوند این زن را به پاداش صبر و مجاهدتى که در راه اعتلاى اسلام نشان داد و بدترین شکنجه را از دشمن خدا تحمل کرد، در ایام ظهور مهدى آل محمد صلی الله علیه و آله وسلم زنده خواهد نمود تا تحقق وعده الهى را ببیند و در لشکر ولىّ خدا به یاوران آن حضرت خدمت کند.

    ۳- نسیبه، دختر کعب مازنیه

    او معروف به ام عماره و از زنان فداکار صدر اسلام است که در برخى از جنگهاى پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم شرکت جسته و مجروحان جنگى را مداوا کرده است. او در جنگ احد بهترین نقش را ایفا کرد. با دیدن صحنه فرار مسلمانان و تنها گذاشتن پیامبر به دفاع از جان شریف پیامبر پرداخت و در این راه بدنش زخمهاى فراوان برداشت.

    پیامبر عزیز این فداکارى را ستود و به فرزندش عماره چنین فرمود: امروز مقام مادر تو از مردان جنگى والاتر است.۲

    ۱- ریاحین الشریعه، ج4، ص353.

    ۲- مغازى واقدى، ج1، ص273.

    پس از فروکش کردن جنگ، نسیبه با سیزده زخم1 سنگین به همراه دیگر مسلمانان به خانه برگشت و به استراحت پرداخت. با شنیدن فرمان پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم که فقط مجروحان جنگ باید به تعقیب دشمن بشتابند، نسیبه از جاى برخاست و آماده رفتن شد، امّا به علت شدت خونریزى نتوانست شرکت کند. همین که پیامبر از تعقیب دشمن برگشت، پیش از آنکه به خانه برود، عبدالله بن کعب مازنى را براى احوالپرسى نسیبه و سلامتى وى به نزد او فرستاد و چون از سلامتى وى آگاه گشت شادمان موضوع را به پیامبر خبر داد.۲

    نسیبه از کسانى است که براى یارى امام مهدى علیه السلام زنده خواهد شد.۳

    ۴- امّ ایمن

    از زنان پرهیزکار و خدمتکار حضرت رسول صلی الله علیه و آله وسلم است. پیامبر به او مادر خطاب مى‏کرد و مى‏فرمود: «هذه بقیه اهل بیتى»:۴ این زن، باقى مانده‏اى از خاندان

    ۱- مغازى واقدى، ج2، ص268.

    ۲- مغازى واقدى ج1 ص270.

    ۳- ریاحین الشریعه، ج5، ص41؛ به نقل از خصایص فاطمه.

    ۴- چشم اندازى از حکومت مهدى علیه السلام ، ص76؛ تهذیب الکمال، ج35، ص329.

    من است. وى همواره در کنار زنان مجاهد، در جبهه جنگ به مداواى مجروحان مى‏پرداخت.۱

    ام ایمن از شیفتگان خاندان امامت بود که در ماجراى فدک، حضرت زهرا علیه‏السلام او را به عنوان شاهد معرفى کرد. وى پنج یا شش ماه پس از پیامبر از دنیا رفت.۲

    خداوند به برکت مهدى آل محمد علیه السلام به هنگام ظهور، او را زنده مى‏گرداند تا در لشکر گاه امام به خدمت گماشته شود.

    ۵- امّ خالد

    در روایت دو بانو بدین نام مشهور شده‏اند: ام خالد احمسیه و ام خالد جهنّیه. شاید مقصود ام خالد مقطوعه الید (دست بریده) باشد که یوسف بن عمر، پس از به شهادت رساندن زید بن على بن الحسین در کوفه، دست او را به جرم شیعه بودن قطع کرد. در کتاب رجال کشّى درباره شخصیت و مقام این زن فداکار از امام صادق علیه السلام مطلبى ذکر گردیده که حایز اهمیت است. ابو بصیر گوید: در خدمت امام صادق نشسته بودیم که ام خالد مقطوعه‏الید از راه رسید. حضرت فرمود: اى ابابصیر، آیا میل دارى که کلام ام خالد را بشنوى؟ من عرض کردم: آرى اى فرزند رسول خدا، با شنیدن آن شادمان مى‏گردم…. در همان موقع ام خالد به

    ۱- نقش زنان مسلمان در جنگ، ص20.

    ۲- قاموس الرجال، ج10، ص387.

    خدمت امام آمد و سخن گفت. دیدم وى در کمال فصاحت و بلاغت صحبت مى‏کند. سپس حضرت پیرامون موضوع ولایت و برائت از دشمنان با او سخن گفت.۱

    ۶- زبیده

    مشخصات کاملى از او نقل نشده است. احتمال دارد زبیده زن هارون الرشید باشد که شیخ صدوق(ره) درباره‏اش گفته است: وى یکى از هواداران و پیروان اهل بیت است. هنگامى که هارون دانست از شیعیان است قسم خورد که طلاقش دهد. زبیده کارهاى خدماتى بسیارى داشت که یکى آبرسانى به عرفات است. همچنین نوشته‏اند وى یکصد کنیز داشت که پیوسته مشغول حفظ قرآن بودند و همیشه از محل سکونت او صداى تلاوت قرآن شنیده شد. زبیده در سال ۲۱۶ ق. رحلت کرد.۲

    ۷- حبّابه والبیّه

    از زنان والامقامى است که دوره زندگى هشت امام معصوم را درک کرد و پیوسته مورد لطف و عنایت ایشان قرار داشت. در یک یا دو نوبت به وسیله امام

    ۱- ریاحین الشریعه، ج3، ص381؛ به نقل از تنقیح المقال مامقانى.

    ۲- تنقیح المقال، ج3، ص78.

    ملاقات وى با امیرمؤمنان علیه السلام بود که از آن حضرت دلیلى بر امامت درخواست کرد. حضرت در حضور وى سنگى را برداشت و بر آن مهر خود را نقش کرد و اثر آن مهر در سنگ جاى گرفت و به او فرمود: پس از من هر که توانست در این سنگ چنین اثرى بر جاى بگذارد او امام است. از این رو حبابه پس از شهادت هر امامى نزد امام دیگر مى‏رفت و آنان مهر خود را بر همان سنگ مى‏زدند و اثر آن نقش مى‏بست. نوبت که به امام رضا علیه السلام رسید حضرت نیز چنین کرد. حبابه نه ماه پس از رحلت امام رضا علیه السلام زنده بود و پس از آن بدرود حیات گفت.۱

    روایت شده است که وقتى حبابه به خدمت امام زین العابدین رسید یکصد و سیزده سال از عمرش سپرى شده بود. حضرت با انگشت سبابه خود اشاره‏اى نمود و جوانى‏اش بازگشت.۲

    همچنین نوشته‏اند: صورت حبابه از زیادى سجود سوخته و از عبادت همانند چوب خشکیده‏اى شده بود.۳

    ۱- سفینه‏البحار، ج1، ص204.

    ۲- همان.

    ۳- همان.

    ۸- قنواء

    دختر رشید هجرى، یکى از شیعیان و پیروان على علیه السلام و خود از یاران با وفاى حضرت امام جعفر صادق علیه السلام است1. وى دختر بزرگمردى است که در راه محبت و دوستى امیرمؤمنان به طرز دلخراشى به شهادت رسید. از گفتار شیخ مفید برمى‏آید که قنواء به هنگام ورود پدرش نزد عبیدالله بن زیاد شاهد قطع دو دست و دو پاى پدر خود بوده و به کمک دیگران بدن نیمه جان پدر را از دارالاماره بیرون آورده و به خانه منتقل کرده است. روزى قنواء به پدرش گفت: پدر جان، چرا این همه خود را به رنج و مشقت عبادت مى‏اندازى! پدر در جواب گفت: دخترم، پس از ما گروهى خواهند آمد که بینش دینى و شدت ایمانشان از ما، که این همه خود را به زحمت عبادت انداخته‏ایم، بیشتر است.۲

    ۱- جامع الرواه، ج2، ص458؛ رجال شیخ طوسى، ص341.

    ۲- اختصاص شیخ مفید، ص ۷۳۰۷۲
    برگرفته از سایت :المهدویه

    برچسب‌ها :

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *