امروز: ۱۴۰۵/۰۸/۱۷ ساعت : ۲۰:۳۵
  • مهدویت
  • اوضاع شیعه در عصرامام مهدى

    به نام خدا

    بعد از رحلت امام عسکرى (ع)، احتمال ایجاد فرقه هاى انشعابى و افکار ناروای راویان بود، زیرا تولد و نگهدارى و وصایت امام زمان (علیه السلام)، به طور کاملا محرمانه انجام شده بود و دوران غیبت نیز، آغاز شده و تنها پشتوانه نیرومند امامت حضرت حجت، میراث عظیم احادیث موجود بود.

    برخى از شیعیان قم، (بى خبر از رحلت امام عسکرى (علیه السلام)) براى پرداخت وجوه خویش به سامرا، رفتند. کسانى آنها را به پیش «جعفر» بردند. قمى ها، نخست در صدد امتحان «جعفر» برآمدند، بدین منظور از وى پرسیدند: آیا از مبلغى که خود آوردیم اطلاع دارى؟ جعفر گفت: تنها خدا از غیب اطلاع دارد. در نتیجه قمى ها، از پرداخت پول به وى خود دارى نمودند. در آن هنگام شخصى آنها را به خانه اى هدایت کرد و در آنجا پس از آن که مبلغ وجوهات به آنها گفته شد، پول را به شخصى که درست گفته بود، تحویل دادند.
    «جعفر»، این موضوع را به «معتمد» گزارش داد و به دستور او، خانه امام و حتى خانه هاى همسایگان آن حضرت، تفتیش مجدد شد… (۱)
    حساسیت شدید دستگاه خلافت و تحریکات جعفر براى کنترل امام دوازدهم بود و علاوه بر آن در صورت عدم دسترسى به آن حضرت، دست کم بتوانند اعلام کنند که امام حسن عسکرى (علیه السلام) فرزند نداشته است. احضار افراد موثق در منزل امام، نیز، براى این بود تا به ادعاى خود در این باره رنگ حقیقت داده و شیعیان را دچار حیرت و سردرگمى سازند. (۲)
    بر اساس طرح پیش بینى شده، مسأله ولادت آن حضرت، از چشم مردم و حتى بیشتر شیعیان به دور ماند.
    برخى از شیعیان مورد اعتماد و عده اى از وکلاى امام حسن عسکرى (علیه السلام)، و کسانى که در خانه، امام (علیه السلام)مشغول خدمت بودند، از ولادت حضرت، با خبر بودند.
    شیخ مفید، از تعدادى اصحاب و خادمان و یاران نزدیک امام عسکرى (علیه السلام)روایت کرده است که آنان موفق به دیدار امام زمان (علیه السلام)شده اند.

    محمد بن اسماعیل بن موسى بن جعفر، حکیمه خاتون (دختر امام جواد (علیه السلام))، ابو على بن مطهر، عمرو اهوازى و ابو نصر طریف (خدمتگذار امام) از آن جمله بودند. (۳)
    به این ترتیب امام حسن عسکرى (علیه السلام)، رزند خود را به برخى نشان داد و ایشان را جانشین خویش معرفى کرد.
    شیخ گاینى، از «ضوء بن عِجلى» روایت کرده است که مردى ایرانى از اهالى فارس، به او گفته بود: «به منظور خدمت در نزد امام عسکرى (علیه السلام) به سامراء رفتم و امام مرا به عنوان مسؤول خرید خانه پذیرفت. روزى حضرت عسکرى (علیه السلام) فرزند خود را به من نشان داد و فرمود: هذا صاحبکم» وى اظهار مى کند که پس از آن نیز تا رحلت امام، آن کودک را ندیده است. او مى افزاید: « در زمانى که وى آن حضرت را دید حدود دو سال سن داشته است.» (۴)
    شاید، پر اهمیت ترین دیدار اصحاب و شیعیان امام عسکرى (علیه السلام)، با حضرت بقیه الله، زمانى بود که «محمد بن عثمان عمرى» از وکلاى خاص امام زمان(عج)، همراه با چهل نفر دیگر در خدمت امام بودند. آن حضرت فرزند خود را به آنان نشان داد و فرمود: «هذا امامکم من بعدى و خلیفتى ملیکم واطیعوه ولا تتفرقوا من بعدى فى ادیانکم لتهلکوا، امانکم لا ترونه بعد یومکم هذا; این امام شما پس از من و جانشین من در میان شما است. از او فرمان برید و پس از من در دین خود اختلاف نکنید که در این صورت هلاک مى شوید و پس از او فرمان برید و پس از من در دین خود اختلاف نکنید که در این صورت هلاک مى شوید و پس از این هرگز او را نخواهید دید.»
    در ادامه این روایت آمده است: چند روز پس از آن، امام عسکرى (علیه السلام)رحلت کرد.(۵)
    بعد از رحلت امام عسکرى (علیه السلام)، احتمال ایجاد فرقه هاى انشعابى و افکار ناروای راویان بود، زیرا تولد و نگهدارى و وصایت امام زمان (علیه السلام)، به طور کاملا محرمانه انجام شده بود و دوران غیبت نیز، آغاز شده و تنها پشتوانه نیرومند امامت حضرت حجت، میراث عظیم احادیث موجود، درباره اصل مهدویت و پاره اى از لوازم آن و در بخش دیگر، استقرار سیستم ارتباطى قوى و حضور برخى از عناصر سرشناس شیعه، در میان اصحاب امام عسکرى (علیه السلام) و شیعیان آن حضرت، بود.
    (۱) ـ کمال الدین، ص473.
    (۲) ـ الغیبه، طوسى، ص132.
    (۳) ـ الارشاد، ص35و ینابیع الموده، ۴۶۱.
    (۴) ـ الکافى، ج1، ص514.
    (۵) ـ منتخب الاثر، ص355 و ینابیع المودّه،ص ۴۶۰ والغیبه، طوسى، ص217.

    برگرفته از سایت :المهدویه

    برچسب‌ها :

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *