امروز: ۱۴۰۵/۰۷/۱۹ ساعت : ۱۷:۳۲
  • مهدویت
  • حکومت و جامعه در دوره ظهور

    به نام خدا

    چکیده:
    دوران ظهورحضرت مهدی (عج)، دورانی است که در متون شیعه بسیارازآن یاد شده وسالیان طولانی آرزوی تمامی شیعیان زیستن در آن بوده است. حکومتی که سعادت و کمال را هدف خود قرار داده وبرای رسیدن به آن ازهیچ کوششی فروگذار نیست، آن دوران مهد تمدن بشری است و نه تنها علوم بشری به آخرین مرحله خود می رسد بلکه خصائص نیک هم، در مردم به بهترین وجه است و جامعه ای که با رهبری منجی موعود تشکیل می شود سرشار از راستی و درستی است و این چنین جامعه ای است که از گذشته های دور آرزوی انبیائ الهی و پیران طریقت بوده است، مدینه فاضله ای که در آن انسان به حد اعلای انسانیت خود دست می یابد.

    مقدمه
    یکی از مهم ترین مباحثی که از همان آغاز شکل گیری تشیع مطرح گشت، سخن از ظهورمنجی وامامی در آخرالزمان بود، که این امرعاملی در جهت طرح وایجاد مبحث مدینه فاضله یا حکومت مهدوی در اندیشه شیعه بود، جامعه ای که در دوره حکومت حضرت مهدی(عج) تشکیل خواهد شد، زمانی که او ظهور کند و حکومت را در دست گیرد و عدالت او در همه جای جهان گسترده شود.

    او دوازدهمین امام شیعیان است که به اعتقاد شیعه از دیده ها غائب گشته وتنها در زمانی مقرر که همه جا را ظلم و ستم فرا گیرد ونشانه های ظهور آشکار شود، او نیز ظهور خواهد کرد ودر این زمان است که نعمت فراوان گشته و همه جا را صفا وخوبی فرا می‌گیرد، در این زمان بدیها، سختی ها ودشمنی ها از بین رفته ومدینه فاضله تحقق می‌یابد. دوره‌ای که قرآن واحادیث شیعه به آن اشاره کرده وآن رادوره تکامل انسان می‌داند، زیرا از همه‌ی جهات انسان به کمال می‌رسد.

    حکومت مهدوی در میان شیعیان از جمله امور مسلمی است که در موعد مقرر تحقق خواهد یافت و اندیشه انتظار که از مستحکم ترین عوامل میان شیعیان است از همین مفهوم سر چشمه می‌گیرد، اندیشه‌ای که از بعد از دوران غیبت کبری امام دوازدهم شیعیان حضرت حجه ابن الحسن العسگری(عج) شروع گشته، هنوز ادامه دارد و روز به روز محکم تر گشته است.

    جامعه ی مهدوی
    در ساختار حکومت مهدوی مردم از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند، زیرا تحقق این مدینه بسته، به آمادگی مردم است و تنها هنگامی چنین جامعه ای ایجاد می‌شود که مردم زمینه های ظهور منجی را در خود ایجاد کرده باشند.این چنین حکومتی حکومت بر دل ها خواهد بود و آرزوی انسان ها این است که در چنین حکومتی زندگی کنند. از این رو در روایات از پیوند مردم با امام وعلاقه آنان به حکومت آن حضرت یاد شده است.

    رسول اکرم(ص) می‌فرمایند: «شما را به مهدی، مردی از قریش بشارت می‌دهم که ساکنان آسمان و زمین ازخلافت و فرمانروایی او خشنودند.»[۱]

    از طرفی بنابر آنچه که از روایات فهمیده می‌شود، در این دوران عموم مردم دارای رشد عقلی و تشخیص خواهند شد و حکومت به تربیت عقلی وروحی مردم خواهد پرداخت ودر نتیجه تربیت عقلی که برای عموم حاصل خواهد شد، هدف فکری همه یکی می‌گردد وقوای پراکنده مردم به یکسو متوجه می‌شود[۲]وبه درجه عالی انسانی و روح ملکوتی نائل می‌گردد، تا آنجا که مردم حیات خود را در هدایت و کمال می‌بینند ومرگ خود را در هوی و هوس و به اینگونه در پرتو ارشاد و هدایت مهدی (عج) و در زیر دست عنایت او اندیشه ها در مسیر کمال به حرکت در آمده و شکوفا می‌گردند وتمام کوته بینی ها وتنگ نظری ها و افکارپست و کوتاه، که سرچشمه بسیاری از تضادها وتزاحم ها و برخورد های خشونت آمیز اجتماعی است برطرف می‌گردد. مردمی بلند نظر، افکاری باز و سینه های گشاده و همتی والا وبینشی وسیع پرورش می‌یابند که بسیاری از مشکلات اجتماعی را در روح خود حل می‌کنند و جهانی از صلح وصفا می‌سازند.

    بر اساس احادیث در آن هنگام خداوند آنچنان گوش وچشم شیعیان را تقویت می‌کند که میان مردم و رهبرشان واسطه‌ای نیست با آنها سخن می‌گوید وسخنش را می‌شنوند و اورا می‌بینند، درحالی که او در مکان خویش است.

    بر اساس آنچه گفته شده می‌توان گفت که مردم در حکومت مهدوی یا آرمانشهر شیعی نقشی فعال و پویا دارند، زمانی که آنان مهیا هستند آرمانشهر نیز با ظهور منجی تشکیل می‌گردد والبته در این حکومت پرورش و تربیت روحی ومعنوی آنان مد نظراست و فعالیت مشارکت جویانه‌ی مردم در درون این جامعه به خوبی نمایان است، زیرامردم در آن زمان از نظر سطح دانش و فرهنگ به درجه بالایی خواهند رسید واز آنجا که تبعیض وتفاوتی هم بین مردم وجود ندارد تمامی مردم در امور مربوط به جامعه دخیل هستند، امام باقر(ع)می فرمایند: «در زمان او به شما حکمت خواهند داد، چندان که زن در خانه اش به کتاب خدا و سنت پیامبرش (ص) قضاوت خواهد کرد.»

    و بدین گونه می‌بینیم تا آن حد افراد به سطح بالای علمی می‌رسند که حتی زنان می‌توانند بین دو نفر موافق کتاب خدا و سنت پیامبر به قضاوت بنشیند.[۳]

    بدین شکل با تکمیل عقول و نظر لطف الهی مردم خودشان فهمیده وطالب حکومت حق وعدل مهدی(عج) می‌گردند و به همین دلیل است که تشکیل چنین جامعه‌ای به وقتی موکول شد که اجتماعات انسانی رشد کافی یابند و افکار آمادگی پیدا کنند و در اصل ایجاد چنین شهری خود دلیل وجود سطح فکر والای مردم آن است.

    اهداف حکومت مهدوی
    پیرامون مدینه فاضله شیعه و در واقع حکومت مهدوی اهداف زیادی ذکر شده و هر یک به گوشه‌ای از این حکومت نگاه می‌کنند، حال باید گفت که مهم ترین دغدغه زندگی سیاسی از منظر اسلام، آماده سازی انسانها برای رسیدن به سعادت اخلاقی و در واقع اصلاح خلق و تقویت فضیلت های اخلا قی ومعنوی در انسانها ذکر شده و مهم ترین کارویژه دولت اسلامی را هم زمینه سازی برای رسیدن به سعادت اخلاقی ذکر کرده اند.

    دولت مهدوی سیاست، اجتماع، اخلاق، اقتصاد و فرهنگ را به سمت فضیلت های اخلاقی وخیرات می‌کشاند وبا پیوند میان سیاست واخلاق در تعالی و تکامل اخلاقی مردم می‌کوشد.البته سوق دادن مردم به تکامل از اهداف بعثت پیامبر و دیگر فرستادگان الهی نیز بوده است و بر اساس آیه ۲ سوره جمعه، تکامل وجود انسان از جنبه های علمی، عملی، تزکیه وتهذیب اوبه عنوان هدف نهایی بعثت پیامبر(ص) معرفی شده است و بر این اساس حضرت مهدی (عج) نیز برای تغییر در بینش ها، روش ها ومنش ناسالم مردم، رشد وکمال یابی انسانها را سرلوحه برنامه های خود قرار داده و بر تز کیه نفوس و دعوت به خیرات عامه وفضایل (عدالت، راستی، قسط، پاکی و…)اقدام خواهد نمود.[۴]

    علاوه بر آنچه ذکر شد برقراری عدالت واجرای قسط از جمله اهدافی است که ذکر گردیده و تحقق عدالت حقیقی به دوره حکومت آن حضرت وعده داده شده است، زیرا در زمان پیامبران وائمه هر یک برای تحقق واجرای عدالت تلاش کردند ولی هیچ یک موفق نگردیدند تا عدالت حقیقی وجهان گستر را برقرار سازند وامام موعود کسی است که رسالت آنها را در کمال دین و دستیابی به دیگر فضایل به نتیجه می‌رساند.

    پیامبر (ص) در این باره می‌فرمایند: «شمارا به مهدی بشارت می‌دهم که در امت من برانگیخته می‌شود…. زمین را از عدل وداد پر می‌کند، چنان که ازستم وبیداد پر شده باشد، ساکنان زمین وآسمان از او خشنود می‌شوند.»[۵]

    او پرچم عدل را در جهان خواهد برافراشت وخوشبختی وآسایش همگانی خلق جهان رابرای همیشه تامین خواهد کرد وهدف نهایی از بعثت پیامبران را تحقق خواهد داد ودر این میان اگر سرکوبی وخشونتی هم در این دولت رخ دهد برای نجات انسان ها و رهنمونی آنان به سعادت واقعی است، چراکه هدف اصلی قیام هم رستگاری مردم و دستگیری از آنان است نه سرکوبی و رفتار خشونت آمیز.

    ساختارحکومتی
    از جمله برنامه های اساسی حضرت مهدی (عج) در اداره آرمانشهر شیعی تشکیل حکومت فراگیر جهانی و اداره همه اجتماعات از یک نقطه و با یک سیاست و برنامه است. این امر از جمله عوامل مهمی است که در پرتو آن نابسامانی های اقتصادی وویرانی امور معاش، برطرف می‌گردد.

    امام با مرکزیت واحد وایدئولوژی واحد که ترتیب می‌دهند، کل منابع ثروت ودر آمد را بدون حیف و میل و تبعیض وامتیاز در اختیار کل جامعه بشری می‌گذارد و همه سرمایه گذاری ها را به تساوی و عادلانه انجام می‌دهد واز این رهگذر حرکت خودسرانه و آزمندانه گروهی مال پرست در بخشهای خصوصی و اطرافیان حکومت ها و مراکز قدرت، کنترل دقیق می‌شود و عوامل اصلی فقر و کمبود از میان می‌رود.

    الگوی حکومتی حضرت مهدی(عج)، با توجه به سیره وروش حکومتی امام علی(ع) در جهان اسلام متصور است. براین اساس امام و رهبر مسلمانان، در رأس قرار می‌گیرد وزمامداران را به عنوان والی و حاکم به کشورهای تحت نفوذ گسیل می‌دارد. این برداشت، به طور کلی بر اساس روایات پراکنده و گوناگون صورت می‌گیرد و با در نظر گرفتن شیوه و ساخت حکومتی امام علی(ع) در مورد حکومت جهانی حضرت مهدی (عج) در گستره جهانی تطبیق داده می‌شود. بر اساس این الگو، محور و مرکز تصمیم گیریها، سیاست گذاریها و اداره جهان، امام است و مناطق و بلاد مختلف توسط والیان منصوب از سوی امام اداره می‌شوند. دراین الگو همه از یک قانون اساسی (اسلام) و خط مشی واحد پیروی می‌کنند، هرچند ممکن است در اشکال و قوانین داخلی با هم تفاوت کند.

    در عصر امام علی (ع) واحدها و مناطق گوناگون، ضرورت نصب ده ها کارگزار را ایجاد کرده بود و در واقع ضمن اقتدار معنوی و حکومتی خلیفه، قدرت اجرایی و قضایی در بخش های گوناگون توزیع شده بوده به گونه‌ای که حتی در درون ایالات و ولایات محلی نیز توزیع قدرت وجود داشت و قدرت به صورت سلسله مراتبی توزیع شده و هر بخشی در مقابل بخش بالاتر از خود مسئول بود.[۶]

    در حکومت حضرت مهدی (عج)، این ساخت به شکل کامل و گسترده تر تحقق خواهد یافت. درآن عصر حکومت وسیع و یکپارچه جهانی با عظمت و شکوه فراوان شکل می‌گیرد و حکومت اسلامی بر جهان تسلط خواهد یافت و حضرت مهدی (عج) حاکم و فرمانروای آن خواهد بود. آن حضرت بزرگان و برگزیدگان اصحاب خود را به سایر نقاط وسرزمین های مختلف جهان اعزام می‌کند و نزدیک به ۳۱۳ تن از یاران خاص خود را حاکمان وفرمانروایان کشورها قرار خواهد داد وبه آنان دستور می‌دهد که با عدل و احسان رفتار کنید و شهرها را آباد سازند.

    در هر حال حکومت و دولت حضرت مهدی (عج) فراگیرو جهانی خواهد بود و قدرت و سلطه او از شرق تا غرب دنیا را فراخوهد گرفت. چنان که محدث نوری می‌نویسد: « از صفات و ویژگیهای مهدی (عج)، فراگرفتن سلطنت آن حضرت تمام روی زمین را از شرق تا غرب، بر و بحر، معموره و خراب و کوه و دشت است. نماند جایی که حکمش جاری و امرش نافذ نشود و اخبار در این معنا متواتر است.»[۷]

    پس می‌بینیم که مهمترین ویژگی این حکومت قرار گرفتن تحت یک مدیریت کارآمد و واحد است، به طوریکه خودرایی ها، مقام پرستی ها و خودمحوری از بین می‌رود و همه بر اطاعت از یک حاکم مقتدر جهانی، اتفاق خواهند داشت.

    در روایتی از امام صادق (ع) است که فرمود: « گویا قائم را می‌بینم که روی منبر کوفه نشسته و یارانش که به تعداد سربازان جنگ بدر سیصد وسیزده مردند دور او را گرفته اند و آنها پرچمداران او و حکمرانهای الهی در زمین بر بندگان او می‌باشند.»[۸]

    پس بنابر آنچه که گفته شد، در جامعه ی مهدوی دولتی فراگیر و مقتدر توسط حضرت مهدی (عج) تشکیل می‌گردد که البته مفهوم حکومت مرکزی با آنچه که امروزه به عنوان حکومت خودکامه (که دارای شرایطی خاص است) تلقی می‌شود فرق دارد. در نظام های اقتدارگرا و تمامیت طلب، اهمیتی به مردم و نظرات آنان نمی‌دهند و منفعت، موقعیت و خواست خود را بر هر فردی مقدم می‌دارند. البته این نکته قابل قبول است که رهبر این جامعه حکومت فراگیری دارد و هیچ منطقه‌ای از سلطه دولت او بیرون نخواهد بود و هدایت وکنترل همه جوامع را در دست دارد اما حکومت حضرت مهدی (عج) به هیچ وجه اقتدارگرا و مبتنی بر قدرت نظامی نیست و اساس و بنیاد آن بر وفق ومدارا، منطق وحکمت، اخلاق و معنویت، تعامل و تراضی با مردم است.

    اصولا این دولت برای رستگاری ونجات انسانها تشکیل شده و هدف آن به دست گرفتن قدرت نظامی و حکومت بر مردم مطابق نظر حکومتهای توتالیتر نیست، بلکه دولت و قدرت، در جهت خدمت به مردم و هدایت آنان به کمال و تعالی است و در مقابل با کژی ها وناراستی ها، اقدامات بنیادین، تربیتی واخلاق انجام داده و افکار و روحیات آنان را تغییر می‌دهد.[۹]

    پس به هیچ وجه نمی‌توان گفت دولت نبوی اقتدارگرا و مبتنی بر قدرت فیزیکی است و تکیه بر سلاح، بیان نمادین و نشانه‌ای از قدرت الهی و فر شکوهمند آن حضرت است و دلالت بر سیره و منش خشونت بار و جنگی نمی‌کند و اگر جنگ و نزاعی باشد برای احقاق حق و نابودی ظلم و ستم و فساد صورت می‌گیرد و از روایات چنین بر می‌آید که آن حضرت محبوب و مورد علاقه همه مردم خواهد بود و ارتباطی بسیار صمیمانه و دوستانه‌ای بین آنان برقرار خواهد شد و در چنین جامعه‌ای که عموم مردم از کوچک و بزرگ و پیر و جوان به او عشق می‌ورزند و از صمیم قلب دوستش دارند و مطیع اوامر و دستورات او هستند، نیازی دائمی و گسترده به قدرت فیزیکی و خشونت نیست.

    این دولت از اقتدارو نفوذی کامل و بی نظیر برخوردار است و این اقتدار و حاکمیت ناشی از شان امامت و نصرت الهی است و دستورات و خواسته های ایشان در تمامی عالم به خوبی انجام می‌شود و کسی جرات مخالفت ندارد و از طرفی با نابودی سردمداران کفر و الحاد، زمینه های مخالفت و نفاق در جامعه از بین می‌رود و مردم آزادانه و با اختیار و آگاهی، به سوی حضرت مهدی (عج) کشیده می‌شوند.

    پس اقتدار و نفوذ ایشان معنوی و خداگونه است و رابطه ایشان با مردم رابطه با امام و رهبری مردمی، اخلاقی است و قیام و ظهور آن حضرت نیز برای مردم و نجات و رستگاری دنیوی و اخروی آنان می‌باشد. پس دولت آن حضرت ماهیت اقتدارگرا و خشونت طلب ندارد و موارد بایسته و کاربرد قدرت در تمامی نظام ها امری مشروع و درست تلقی می‌شود و اصولا دولت ایشان، دولت رحمت، عطوفت و کمال خواه است و جنگ و ستیزش در آن محدود به دوره های آغازین قیام و پیش از تشکیل حکومت است و بعد از تشکیل آن دیگر نیازی به سلاح و جنگ نیست، هرچند که از همان ابتدا نیز حضرت با منطق و برهان و گفتگو، سعی در ارشاد و هدایت مردم دارد و تنها در صورت مخالفت به جهاد با آنان می‌پردازد و بعد از این مردم در صلح و آرامش بسر می‌برند زیرا دولت مهدی خود از اقتدار و نفوذ و صولت معنوی و الهی برخوردار است ودر دلهای مردم جا داشته و آنان با دیده‌ی محبت، عشق و رضایت به آن می‌نگرند.

    ابعاد و ویژگی های حکومت مهدوی
    الف ) بعد سیاسی

    ۱.برنامه ریزی و قضاوت
    در زمینه خط مشی های نظام مورد نظر باید گفت که در جامعه‌ای که در پرتو سیرت فرهنگی حضرت مهدی(عج)روابط اجتماعی سامان یافته، مطمئنا فرایند تصمیم گیری حکومت وخواسته های مردم به دشواری امروزی نیست، زیرا یکرنگی و یگانگی میان مردمان جاری می‌شود، رحمت ومحبت، دوستی ومهربانی قلب ها را پر می‌سازد، مساوات ومواسات اجتماعی جلوه می‌کند، کسی به دیگری ستم روا نداشته و یاری و دستگیری از یکدیگر، واجبی همگانی می‌شود. در خبر از امام صادق (ع) آمده است:« به هنگام ظهور قائم ما اینکه به یکدیگر وسایل زندگانی برسانند و نیروبخشند، واجب همگانی می‌شود.»[۱۰]

    در آن دوران حرص، بخل وطمع ورزی در زندگی و روابط اجتماعی جایی نخواهد داشت و صداقت بر رفتار اجتماعی چنان حاکم شود که همگان برادروار زندگی کنند، به طوری که هر کس هرچه نیاز داشته باشد از جیب برادر ایمانیش بردارد، نه این شرمنده باشد ونه آن ناراحت، چنین رابطه وپیمانی میان برادران ایمانی از ویژگیهای سیرت اجتماعی آن دوران است، که امانتها بدرستی اداء می‌شود، امنیت اجتماعی در حد نهایی فراهم می‌گردد مردم به عبادتهای اجتماعی روی می‌آورند، حقوق اجتماعی در همه‌ی امور رعایت شود و هیچگونه ستم اجتماعی بر کسی روا نمی‌شود.[۱۱]

    این امر خود به خوبی گویای این است که در چنین جامعه‌ای خواسته ها و بیان مردم برای نیازها و منافعشان به صورتی متفاوت است و در این آرمانشهر شاید کمتر کسی نیازمند طی مراحل برای بیان خواسته ها و منافعش باشد و امور افراد براحتی و بدون نیاز به اعتراض و اموری از این قبیل حل می‌گردد.

    در این میان تمامی نیازهای انسان محقق می‌شود، زیرا ابتدایی ترین نیازهای انسان، نیازهای مادی ومعیشتی اوست و در آن دوره نیازهای دیگری که تامین آنها در حرکت کمالی انسان نقش اساسی دارند محوریت می‌یابد. امام صادق (ع) فرموده اند: « سه چیز است که همه مردمان بدان محتاجند: امنیت، عدالت و فراوانی.»[۱۲]

    که این سه معنی در دولت مهدی(عج) در حد آرمانی خود تحقق می‌یابد، نیکی و نعمت فراگیر می‌شود، امنیت در همه وجوهش ظاهر می‌گردد و به سبب عدالت همگان بی نیاز می‌شوند.

    از طرفی اینکه گفته می‌شود خداوند دلهای امت محمد (ص) را سرشار از بی نیازی می‌کند، بگونه‌ای که ندا می‌شود هر کس به مالی نیاز دارد بیاید، منظور غنی و بی نیازی نیست بلکه استغنا و بی نیازی روح است و ممکن است انسان فقیر باشد ولی روحی بی نیاز داشته باشد.

    علاوه بر تمام آنچه گفته شد در دولت مهدی(عج) تسلط حضرت بر امور چنان است که اگر خواسته و نیازی باشد خود متوجه می‌گردد و بر اساس حدیثی که از امام صادق نقل شده که فرمود: « وقتی کارها در اختیار صاحب الامر قرار گیرد خداوند متعال پستی های زمین را مرتفع و برجستگی های آنرا هموار می‌گرداند بگونه‌ای که دنیا پیش او همچون کف دستش باشد، کدامیک از شما اگر در کف دستتان مویی باشد آنرا نمی‌بینید؟»[۱۳]

    براین اساس ارتباط امام و مردم بگونه‌ای است که به طور مستقیم از خواسته و سخن یکدیگر آگاه می‌شوند و در نتیجه ارتباط مستقیم بوده و نیازی به واسطه هایی چون احزاب و واسطه ها نیست ونیاز مردم بدون مشکل برآورده می شود.

    تصمیم گیریها نیز در این حکومت قاطع و عظیم است و در این میان اصلاحات برخاسته از رسالت عظیم و جهانی اسلام است، و برنامه ریزی های عمده‌ای برای مبارزه با ظلم و ستم وجود دارد و در این زمان از آن جهت که امکانات فراوان و گستردگی حکومت افزون است، حکومت مهدوی نیاز به برنامه ریزی جامع و جهاد و مبارزه خستگی ناپذیر و پیگیر و هشیار دارد و سیاستگذاری ها بگونه‌ای دقیق صورت می‌گیرد که در مدت کمی امنیت به جامعه بازگردانده می‌شود وهمه جا را فرا می‌گیرد.

    در این حکومت محور و رکن تمامی قانونگذاری ها و وضع مقررات، احکام الهی و قرآن است و البته غیر از قوانین و دستورات، خود امام یکسری قوانینی می‌آورد که احکام ثانوی است و خود او آنها را وضع و به کارگزاران و مردم ابلاغ می‌نماید. امیرالمومنین علی (ع) درباره اینکه امام مهدی (عج) نظرات، قوانین و خواسته ها را مطابق با قرآن می‌کند می‌فرمایند: « او خواسته ها را تابع هدایت وحی می‌کند، هنگامی که مردم هدایت را تابع هوس های خویش قرار می‌دهند و در حالی که به نام تفسیر، نظریه های گوناگون خود را بر قرآن تحمیل می‌کنند، او نظریه ها و اندیشه ها را تابع قرآن می‌سازد.»[۱۴]

    و در واقع مهمترین اقدام حضرت در بعد سیاستگذاری، احیای قوانین اسلام، ارائه برداشت صحیح و درست از آنها و اجرای کامل این قوانین است. بر اساس این اعتقاد آموزه های حیات بخش اسلام همیشه و در هر مکانی، توانایی پاسخ گویی به نیازهای مختلف جوامع را دارد و در صورت ضرورت می‌توان با محور قرار دادن قرآن، مقررات و قوانین جدیدی وضع نمود. در این رابطه باید توجه کرد که تنها قوانین الهی است که می‌تواند راهگشا و پایان بخش اختلافات باشد.

    درزمینه اجرا و قضاوت نیز اوبه بهترین نحو عمل می‌کند و البته در این امر یاران و کارگزاران حضرت او را همراهی کرده و احکام الهی را اجرا می‌کنند در این زمان است که او حکم خدا را در زمین اجرا می‌کند و حق مظلوم را از ظالم می‌ستاند. امام صادق (ع) می‌فرمایند: « در هنگامی که قائم آل محمد (ص) قیام کند، به حکم و قضاوت داوود پیامبر، قضاوت می‌کند و به شاهد و برهان نیازی ندارد. خداوند احکام الهی را به او الهام می‌کند و او نیز بر طبق دانش خود رفتار می‌نماید وبر طبق آن قضاوت می‌کند.»[۱۵]

    یا از امام باقر (ع) نقل شده که فرمودند: « چون قائم ما قیام کند در هر منطقه‌ای از مناطق زمین مردی را میفرستد و می‌گوید دستورالعمل تو در کف درست توست، چنانچه امری برایت پیش آمد که آن را نفهمیدی وحکمش را ندانستی به کف دست خود نگاه کن و بر طبق آنچه در آن است عمل نما.»[۱۶]

    مهدی بر اساس کتاب خدا به عدالت مدیریت می‌کند و هوی پرستی را به خداپرستی سوق داده و همه‌ی افکار و اندیشه ها را تابع قرآن می‌سازد و برای حفظ این اساس مسئولان و کارگزاران ستمگر را با دقت مواخذه می‌نماید و هر که را پا از سیرت عدالت بیرون نهاده است، به سختی مجازات می‌کند. وی در اداره‌ی امور برای حفظ عدالت و حقوق مردمان و حیثیت دین به روشی نو و مناسب با عصر خود، و تحولاتی که در طول تاریخ رخ داده است تا مردمان به آن نقطه رسیده اند عمل می‌کند. در روش زمامداری مهدی (عج) میان او و مردمش هیچ فاصله و حجابی نیست بگونه‌ای که آن حضرت با آنان سخن می‌گوید و ایشان نیز صدای او را همانجا که هست می‌شنوند و به او نگاه می‌کنند.

    در دوره حکومت حضرت مهدی (عج) هر کسی به حق خود می‌رسد و بر اساس روایتی از امام باقر (ع): « پس از ظهور مهدی (عج) هیچ حقی از کسی بر عهده‌ی دیگری نمی‌ماند، مگر آنکه حضرت آنرا بازمی ستاند و به صاحب حق می‌دهد.»[۱۷]

    و در این میان قضاوت آن حضرت نیز بی نظیر است و در هیچ دوره‌ای چنین قضاوتی دیده نشده و بگونه‌ای عادلانه حکم می‌شود که سرسوزنی ظلم و بیداد به کسی نشده و هیچ رنج و محنتی بر دلی نمی‌نشیند. مهدی (عج) بر طبق احکام خالص دینی حکم و حکومت می‌کند، میزان عدل را در میان مردم می‌نهد و بدین گونه هیچ کس نمی‌تواند به دیگری ستم کند.

    شیخ مفید نیز در این مورد می‌گوید: « چون قائم آل محمد (عج) قیام کند مانند حضرت داوود (ع) برحسب باطن، بی هیچ نیازی به شاهد حکم و قضاوت می‌کند، خداوند حکم را به او الهام کرده و او بر طبق الهام الهی حکم می‌راند. مهدی (عج) نقشه های پنهان هر گروه را می‌داند و به آنها می‌گوید مهدی دوست و دشمن خود را با نگاه می‌شناسد.»[۱۸]

    امام عصر با پیگیری خط مشی پیامبر اکرم (ص) از طریق نسخ و برانداختن همه‌ی بدعتهای برآمده از فضای جاهلیت، اسلام را به صورتی نوین تحقق می‌بخشد و اجرای احکام اسلام را همانگونه که بر پیامبر اکرم (ص) نازل گردیده انجام می‌دهند و در این میان کارگزاران حکومتی در ولایات و شهرهای گوناگون حضرت را یاری می‌رسانند و زیر نظر امام کار اجرای احکام و قضاوت را برعهده دارند و مسئولیت هایی را به دست خواهند گرفت.

    در واقع در دولت حضرت مهدی (عج)قضاوت و دادگری جایگاه ویژه‌ای خواهد داشت ومردم با قضاوت وحکمی بی نظیر و آرمانی روبه رو خواهند شد.در این حکومت عده‌ای از بزرگان ودانشمندان فاضل، امر قضا وداوری را در دست خواهند گرفت و در این راه از عنایت وامدادهای غیبی خداوند نیز بهره خواهند بردر این زمان استیفای حقوق به طور قطعی صورت گرفته ودرقضاوت ها ومحاکم، دیگر امکان هیچ خطا واشتباهی پیش نخواهد آمد، زیرا امام خود در میان مردم زندگی کرده و بین آنها قضاوت وداوری خواهد کرد و در این امر متکی بر الهام الهی و علم خود است، پس همانند داوود و سلیمان حکم کرده ونیاز به درخواست بینه وشاهد از مردم ندارد.

    بر همین مبنا عدالت وادای حقوق به صاحبان آن نیز به شکل قطعی صورت پذیرفته وبدون هیچ شبهه وخطایی انجام می‌گردد و برقراری مساوات در حد اعلای خود است. از روایات بررسی شده چنین برداشت می‌شود که در آرمانشهر شیعی عدالت مهدوی چنان همگانی می‌گردد، که مردگان آرزو می‌کنند که به زندگی باز گردند وازبرکت عدالت او بهره مند گردند. آن حضرت در قضاوت همچون جد بزرگوارش امیر المومنین بر،گرفتن بی کم وکاست حقوق مردم اصرار می‌ورزد و حق هر صاحب حقی را برمی گرداندوبدین شکل عدالتی را به اجراء می‌گذارد که فراتر از آن دیده نشده است.

    ۲)کارگزاران حکومت
    گزینش کارگزاران و شرایط انتخاب آنها از دیگراموری است که برای هدایت جامعه نقش مهمی ایفا می‌کند و در این میان افرادی که در آرمانشهر این نقش را به عهده می‌گیرند باید از شرایط ویژه‌ای برخوردار باشند. یاران حضرت مهدی (عج) بزرگوارانی هستند که بسان آنان در تاریخ بشر کم پیدا شده است و آنان از همه‌ی ویژگیهای نیکو برخوردارند. در عین حال این نیروها از ملیت های گوناگون تشکیل شده اند و به هنگام قیام با شیوه‌ی خاصی فراخوانی می‌شوند.

    این افراد که از پیش برای فرماندهی تعیین شده اند، هدایت لشکریان و عملیات جنگی را به عهده می‌گیرند و در روایات نیز ترکیب دولت امام مهدی (عج) از پیامبران، جانشینان آنان، تقواپیشگان، صالحان روزگار، امت های پیشین و از سران و بزرگان اصحاب پیامبران شکل می‌گیرد، که می‌توان در این میان نام بعضی از آنان و مسئولیتشان را به نقل از روایات فهمید.

    همچون حضرت عیسی (ع) که در روایات از ایشان با واژه های گوناگون مانند وزیر، جانشین، فرمانده و مسئول در حکومت یاد شده است و حتی گفته می‌شود که دجال را به قتل می‌رساند و در عین حال مسئولیت دریافت اموال حضرت مهدی (عج) را بر عهده دارند. در روایتی نقل شده که حضرت عیسی (ع) به حضرت مهدی (عج) می‌فرماید همانا من به عنوان وزیر فرستاده شده ام نه امیر و فرمانروا.

    در این میان از افراد دیگری نیز یاد می‌شود چنانچه امام صادق(ع) روایت می‌کند : « هنگامی که حضرت قائم قیام می‌کند ۲۵ تن از قوم موسی (ع) آنان که به حق قضاوت کرده و با عدالت رفتار می‌کنند، هفت نفر از اصحاب کهف، یوشع وصی موسی، مومن آل فرعون، سلمان فارسی، ابادجانه انصاری و مالک اشتر را از پشت کعبه بیرون می‌آورد.»[۱۹]

    و علاوه بر این امام مهدی (عج) یاورانی دارند که ایشان را در جهاد و جنگ علیه دشمنان یاری می‌کنند، در کتاب کمال الدین به نقل از امام ششم آمده که : « در همین مسجد شما یعنی در مکه به زودی ۳۱۳ مرد می‌آیند که اهل مکه به خوبی بدانند، آنها را پدران و نیاکان آنان نزاییده اند بر دست آنان شمشیرها باشد و بر هر شمشیری کلمه‌ای نوشته باشد که از آن هزار کلمه گشوده گردد پس خدای تبارک و تعالی بادی فرستد تا هر وادی جار کشد که این است مهدی به روش داوود و سلیمان قضاوت کند و گواه بر حکم خود نطلبد.»[۲۰]

    در میان احادیث از این ۳۱۳ نفر به تکرار یاد می‌گردد که همراه و یاور امام عصر هستند، امیرالمومنین در وصف آنان فرموده است: « خداوند دلهای آنها را انس و الفت بخشد، آنها از رفتن کسی وحشت نکرده و از آمدن کسی ابراز مسرت نمی‌نمایند. تعداد آنها به شماره‌ی اصحاب بدر ۳۱۳ نفر است، که در میان گذشتگان آنها نظیر نداشته و درآینده نیز نظیر نخواهند داشت وشماره آنها به تعداد اصحاب طالوت 313است که از آب رودخانه گذشتند.»[۲۱]

    اغلب کارگذاران حکومت را جزء این 313نفر می‌دانند، که از این گروهها با نام های نجباء، رفقا، نقبا، عصائب، اوتاد، رجال الهی، اعوان وقواد، فقها، خزان، اهل قضاوت و……یاد شده است، امام صادق در این باره فرمود: «گروهی هستند که همراه قائم خارج می‌شوند وآنان فرماندهان، قاضیان، حاکمان شرع وفقیهان هستند که خداوند با دست قدرت خود بر شکم وپشت آنها می‌کشد و دیگر هیچ حکمی برآنان دشوار نمی‌نماید.»[۲۲]

    البته امام با یکسری شرایط وآزمایش، آمادگی نیروها را به امتحان می‌گذارد، زیرا آنان با کردار خوب خود در گسترش عدالت در جهان نقش موثری دارند و با وجود گستردگی مناطق تحت حکومت کارگزاران مطمئنی باید به فعالیت بپردازد و البته باید توجه داشت که درآغاز ظهور یاران امام زمان(عج)313نفرند و بعد از آن به طور سریع بر یاران آن حضرت افزوده خواهد شد، به طوری که در همان آغاز به ده هزار نفر می‌رسد، چنانچه امام صادق (ع)فرمود: «امام زمان خروج وظهور نمی‌کند مگر همراه یاران نیرومند و رشید و این یاران کمتر ازده هزار نفر نیستند.»[۲۳]

    پس براین اساس یاران خاص آن حضرت ۳۱۳ تن بیش نیستند که در واقع فرماندهان لشکری و کشوری دولت کریمه‌ی مهدی موعود (عج) می‌باشند و آن حضرت حرکت اصلاح گرانه خویش را با لشکر ده هزار نفری آغاز می‌نماید.

    این افراد دارای ویژگیهای بارزی هستند، برای اینکه بتوانند حکومت جهانی را به دوش کشند، امیرالمومنین در این باره می‌فرمایند: « آنها قومی هستند که با صبر و شکیبایی خود بر خدا منت نمی‌نهند و جانبازی خود را در راه حق بزرگ نمی‌شمارند، آنها همگی شیرهای ژیانی هستند که از جنگلهای خود بیرون آمده اند، اگر اراده کنند که کوهها را از جای برکنند، بی تردید انجام می‌دهند، آنها به حقیقت توحید خدا راه یافته اند، برای آنها در دل شب از ترس خدا ناله هایی است چون ناله‌ی مادران داغ پسر دیده، شب زنده دارا ن در دل شب و روزه داران در طول روز هستند، گویی اخلاق و آداب آنها یکی است، دلهای آنها بر محبت و شفقت و خیرخواهی گرد آمده است.»[۲۴]

    این کارگزاران دارای ویژگیهای خاص خود هستند، امام خمینی(ره) فرموده اند: «از کارگزاران امام زمان ظلمی صادر نمی‌شود، چون افراد صالحی هستند، در صورت ظلم ظالم تحت پیگرد قرار می‌گیرد ومجازات می‌شود، جرم و گناه در حکومت ایشان به حداقل می‌رسد.»[۲۵]

    با این حساب امام نسبت به کارگزاران خود نیز عدالت را برقرار می‌کنند چنانکه امام علی (ع) طی روایتی قاطعیت و سازش نا پذیری حضرت ولی عصر(عج)در مقابل کارگزاران ناشایست را اینگونه بیان می‌ کنند: «امام مهدی (عج)، قاضیان زشتکار را کنار می‌گذارد و دست سازشکاران را از سرتان کوتاه می‌کند و حکمرانان ستم پیشه را عزل می‌نماید و زمین را از هر نادرست و خائنی پاک می‌کند.»[۲۶]

    پس در واقع مسئله ناشایستگی و بی عدالتی در مورد کارگزاران حکومت مهدوی ناممکن می‌گردد، زیرا که در گام نخست کارگزاران این آرمانشهر انسانهای ساخته شده وتربیت یافته‌ای هستند که ترس خدا و پایبندی به تعهد وتکلیف با خون آنان عجین شده و ایمان به خدا روحشان را در خود گداخته و از نو ساخته است، آنان در سیر باطنی وروحی که پیموده اند، از قید امیال، شهوات، گرایشها و کنشهای نفسانی آزاد گشته و به ملکه عدالت راستین دست یافته اند.

    در مراحل بعد که حکومت مهدوی گسترده شد و بضرورت کارگزاران دیگری انتخاب می‌شوند، صرف نظر از انتخاب بر اساس موازین و شایستگی های اصولی نسبت به آنها سخت گیری فراوان می‌شود و همواره اعمال ورفتارشان زیر نظر است، ماموران مخفی نیز پیش از آنکه مردم را زیر نظر داشته باشند بر اعمال ورفتار کار گزاران نظارت می‌کنندواقدامات آنها را تحت نظر قرار می‌دهند.

    ب)بعد فرهنگی
    ۱)تربیت وجامعه پذیری
    جامعه پذیری یکی از ویژگی های هر جامعه ای است که براساس آن می‌توان گفت، دوران مهدوی اساسا ساختار های اجتماعی دگرگون خواهد شد، زیرا آن حضرت به حکم و سنت جدید قیام خواهد کرد و قیام او همچون پیامبر اکرم (ص) است که اکثر احکام جاهلی و قوانین باطله‌ی قبل از خویش را نسخ فرموده و فرمان و روشی نوین جایگزین آنها کرد.آن حضرت نیز در زمان قیام خود سنن فراموش شده اسلامی را دوباره احیاء می‌کند وآیین حنیف ابراهیمی را زنده می‌نماید وبت پرستی به معنای عامش را از زمین برمی چیند. از آن جهت که او خردهای مردمان را به اکمال می‌رساند، در نتیجه آرمان های اصلاحی در وجوه سیاسی، اجتماعی و اقتصادی تحقق یافته، ریشه دار گردیده و پا برجا می‌ماند و انقلاب فرهنگی او چنان عمیق و فراگیراست که همه مردم علم وحکمت را می‌آموزند وبا کتاب خدا وسنت پیامبر با فهمی عمیق آشنا می‌شوند تا جایی که زنان هم در خانه خود به قضاوت می‌پردازند.[۲۷]

    براساس روایات آن حضرت همه اجتماع بشری را اصلاح می‌کند وجامعه‌ای اسلامی به تمام معنا ایجاد می‌نماید، از وسایل تربیتی به طور کامل بهره می‌گیرد واز این طریق تعلیمات مربوط به تربیت درست والهی گونه را صادر می‌نماید.تعلیمات اسلامی در همه جا حاکم خواهد شد و مردم با حکمت و دانایی به اصلاح رفتار وکردار خود خواهند پرداخت و از آنجا که مردم به درجه کمال می‌رسند پس در جامعه پذیری نیز همان الگو راهگشای افراد است.

    البته این امر به خاطر گسترش علم وفرهنگ است، چنانکه امام صادق (ع) می‌فرمایند: «علم ودانش به بیست وهفت قسمت تقسیم شده، اما تاکنون بیش از دو قسمت آن در دسترس بشر قرار نگرفته است، وقتی قائم ما قیام کند، بیست وپنج قسمت دیگر را آشکار می‌کند ودر بین بشر پخش می‌نماید.»[۲۸]

    پس عقول مردم کامل گردیده و فرهنگ متعالی در جامعه رواج می‌یابد، چرا که هر فرد در درون خودش به کمالات رسیده واز صفات رذیله پاک می‌گردد و کسی هم محتاج دیگری نیست، چنانکه امام علی (ع)می فرمایند: «در آن وقت، علم قذف می‌شود در دلهای مومنان پس محتاج نمی‌شود مومن به علمی که در نزد برادر اوست.»[۲۹]

    وبا این حساب جامعه پذیری مردم وبالا رفتن فرهنگ وعلم آنها در جامعه آخرالزمان از درون هر انسان آغاز می‌شود و با عنایتهای امام زمان تکمیل می‌گردد.

    ۲)ارتباطات و روابط اجتماعی
    ارتباطات و برقراری رابطه بین ساختارهای مختلف نظام در یک جامعه عاملی است در جهت بهبود اوضاع و ارتباط دهی که این امر از کارویژه های سیستمی به حساب می‌آید وبر جریان یافتن اطلاعات در جامعه دلالت دارد.

    ارتباطات در دوران آن حکومت به شکوفایی فاحش خود می‌رسد، مسافتهای طولانی در مدت اندکی طی می‌شود، دریا زیرپای مردمان در نوردیده می‌شود و برخی روایات اشاره به سوار شدن بر ابرها دارد و حتی گاهی سخن از مسافرت بدون وسیله های ظاهری چون سفرهای سلیمان دارد، که اشاره می‌کنیم.

    از نظر ارتباطات صوتی وتصویری جهانی نیز آن دوران ویژگی های خاصی دارد ودر برخی روایات می‌خوانیم: «هنگام ظهور آن حضرت تنها یک چشم او را نمی‌بیند بلکه در یک آن واحد همگان همزمان آن حضرت را خواهند دید. »[۳۰]

    یا روایت دیگری که اشاره به برقراری ارتباطات بدون نیاز به وسایل خارجی دارد: «هنگامی که قائم ما قیام کند، خداوند به گوشها و چشم های شیعیان ما نیرویی عطا می‌کند که میان آنان وقائم پیک وبست نخواهد بود که ارتباط برقرار کند. پس آن حضرت هرجا که باشد با ایشان سخن می‌گوید و آنان سخن حضرتش را می‌شنوند واو را می‌بینند، در حالی که حضرتش در مکان خود می‌باشد.»[۳۱]

    روایت دیگری از امام صادق (ع) بر تسلط حضرت بر تمام دنیا اشاره دارد: «هنگامی که کارها به صاحب اصلی ولایت مهدی برسد خداوند هر نقطه فرو رفته‌ای از زمین را برای او مرتفع و هر نقطه مرتفعی را پایین می‌برد، آنچنان که تمام دنیا نزد او به منزله کف دستش خواهد بود.»

    و بد ین لحاظ در آن دوره یک سیستم نیرومند و مجهز برای انتقال تصویرها بوجود می‌آید، چنانکه نه موانع مرتفع ونه گودی های زمین، مانع از رویت موجودات نخواهد بود.[۳۲]

    سهولت رفت وآمد وجابه جایی از دیگر مواردی است که در احادیث به آن اشاره شده، رسول خدا (ص)در رابطه با چگونگی حمل ونقل درآن زمان می‌فرمایند: «پس از شما قومی خواهد آمد که زمین زیر پایشان طی وپیموده می‌شود و درهای جهان به رویشان باز می‌گردد……زمین در کمتر از یک چشم به هم زدن پیموده می‌گردد، به گونه‌ای که اگر کسی از آنان بخواهد، شرق وغرب را در ساعتی بپیماید، این کار را انجام می‌دهد.»[۳۳]

    در روایتی از امام باقر (ع) برسوار شدن امام بر، ابراشاره می‌شود: «براستی ذوالقرنین مابین دو ابرمخیر شد پس او ابر ذلول (آرام)را انتخاب کرد و ابر صعب برای امام مهدی (عج)ذخیره شده وآن ابری است که در او رعد وبرق وصاعقه است، حضرت مهدی برآن سوار می‌شود وبه آسمانها بالا می‌رود و به زمین های هفتگانه سفر می‌کند.»[۳۴]

    باید گفت که مسلما منظور از این ابر یک ابر معمولی نیست، چون آنها در جو نزدیک زمین در حرکتند و نمی‌توانند از آن بالاتر روند، بلکه اشاره به وسیله فوق العاده سریع السیری است که درآسمان به صورت توده‌ای فشرده از ابر به نظر می‌رسد و به هنگام حرکت، دل آسمان را با نیروی فوق العاده خود می‌شکافد و می‌تواند به هر نقطه‌ای از آسمان حرکت کند و به این ترتیب یک وسیله‌ی ما فوق مدرن است که به موازات پیشرفت در دیگر زمینه ها رخ می‌دهد. از ادامه این روایت هم برداشت می‌شود که بالا رفتن امام در جهان های آسمان های هفت گانه و زمین های شش گانه به جز کره‌ی خاکی ما انجام پذیرفته و در آن عصر وضع به گونه‌ای می‌گردد که سفر به کرات آسمانی و زمین دیگر همچون مسافرت در عصر ما از قاره‌ای به قاره دیگر است و همچنین پنج کره زمین و یا پنج زمین و آسمان آباد و مسکونی وجود دارد که با آنها ارتباط صورت می‌گیرد و کرات زیادی نیز وجود دارد که دارای جوامعی از مخلوقات خدا هستند.

    این روایات همگی بیانگر ارتباطات سهل و آسان، در جامعه مهدوی و به طبع در ساختارهای نظام است و به دنبال این مردم بدون مشکلی با کارگزاران و حاکم جامعه سخن می‌گویند. امام صادق (ع)در حدیثی این سهولت را اینگونه بیان می‌کنند: «در آن روزگار، مؤمن در شرق زمین برادرش را که در غرب است می‌بیند، همچنین مرد مؤمنی که در غرب است، برادرش را که در مشرق است مشاهده می‌کند.»[۳۵]

    یا در روایت دیگری آمده: «میزان آگاهی حضرت از مردم به اندازه‌ای است که اگر کسی در خانه‌ی خودش سخنی بگوید بیم آن دارد که مبادا دیوارهای خانه اش گزارش و شهادت دهند.»[۳۶]

    بنابراین ارتباط مستقیم نه تنها در سطح حکومت، بلکه در میان عموم نیز عملی می‌شود، در این زمان پیوندهای ظاهری و معنوی دل ها را استحکام می‌بخشد، به گونه‌ای که جهان به راستی به شکل یک خانه و مردمش همچون اهل یک خانواده در می‌آیند و البته بدون وجود چنین سلطه اطلاعاتی و ارتباطی بر کره زمین، حکومت واحد جهانی، صلح، امنیت و عدالت به طور همه جانبه، امکان پذیر نخواهد بود.البته این پیشرفت های عظیم محصول تکامل علمی عصر بعد از ظهور است و نه اعجاز، زیرا زندگی بشر در این عالم باید مطابق سنت های طبیعی باشدو در عین حال این امر لازمه حکومت آرمانی است.حضرت مهدی (عج) در خلال ارتباطات جهانی و تلاش بر یکی کردن روش ها و منش ها در تمام نقاط جهان، جهانی کردن خویش را به ظهور می‌رساند و این در حالی است که اگر چه زبان ها و بیان اقوام گوناگون متفاوت است ولی هر قومی به زبان خودش ندای آسمانی را می‌شنود که این خود به خوبی ارتباطات تکامل یافته‌ی آن زمان را بیان می‌کند.

    ج)بعد اقتصادی
    ۱)بهره برداری از منابع
    یکی از مهم ترین ویژگی های یک آرمانشهر وفور نعمت است که این موضوع درآرمانشهر مهدوی به بهترین نحو صورت می‌گیرد، زیرا از آنجا که مردم به اطاعت خدا روی می‌آورند و بر فرمان حجت او گردن می‌نهند، دیگر دلیلی ندارد که زمین وآسمان از برکاتش بر بندگان خدا مضایقه کند، از این رو باران های موسمی شروع به باریدن می‌کند، رودخانه ها پراز آب می‌شود، زمین ها حاصلخیز می‌گردد و کشاورزی شکوفا می‌شود و وضعیت عمومی جامعه به بهبودی اوضاع اقتصادی منجر می‌شود.

    زیرا یکی از مشکلاتی که باعث ناکامی دولتها می‌شود، عدم تامین منابع مورد نیاز مردم است، اما خدای متعال گنجینه های پنهانی خویش را در اختیارحجت خود قرار می‌دهد و در دوران آن حکومت مشکلی مطرح نمی‌شود و خدا تمام تواناییهای پیامبران پیشین و قدرتهای پیامبر اسلام وامامان(ع) را به حضرت مهدی (عج) ارزانی داشته، تا بدین وسیله حکومت خود را در سراسر جهان مستحکم سازد.

    امام صادق(ع) می‌فرمایند: «چون قائم ما به پا خیزد…..زمین گنجهای خود را آشکار می‌سازد، به گونه‌ای که بر سطح آن دیده می‌شود.چون فردی از شما برای ادای زکات خود در صدد یافتن شخصی برمی آید، کسی را نمی‌یابد که آن مال را بپذیرد، مردم به فضل الهی از آنچه به ایشان روزی می‌فرماید بی نیاز می‌شوند.»[۳۷]

    در زمینه انبوهی نعمت ومنابع و اموال روایات بسیاری ذکر گردیده، پیامبر اکرم(ص)در حدیثی می‌فرمایند: «در پایان امت من مهدی خروج می‌کند. خداوند با باران رحمتش زمین را سیراب می‌کند، زمین گیاهانش را می‌رویاند، او ثروت را به مساوات تقسیم می‌کند، دام در جهان فراوان می‌شود و امت بسیار بلندی خواهند گرفت.»[۳۸]

    و یا در جای دیگری فرموده: «زمین بار محصول خویش را می‌دهد و در دل خود چیزی بر جای نمی‌گذارد. در آن روز گار مال و ثروت خرمن می‌شود .هرکسی در برابر مهدی بایستد و بگوید:ای مهدی به من مالی بده!مهدی بی درنگ گوید :بگیر.»[۳۹]

    اینها نیست مگر به خاطر نیکی و پارسایی مردم و عدل و انصافی که در جامعه برقرار گشته، خدا در قرآن کریم به این امر در جامعه تقوا پیشه گان اعتراف کرده، آنجا که می‌فرماید: «پس گفتم از پروردگارتان آمرزش بخواهید که او آمرزنده است تا از آسمان برایتان پی درپی باران فرستد وشما را به اموال و فرزندان مدد کند و برایتان بستانها ونهرها بیافریند.»[۴۰]

    پیامبر اکرم در روایتی به این امر اشاره دارند: «امت من در زمان مهدی به نعمت هایی دست یابند که پیش از آن در هیچ دوره‌ای دست نیا فته بودند.در آن روزگار آسمان باران فراوان دهد و زمین هیچ روییدنی را در دل خود نگه ندارد.»[۴۱]

    یا در روایت دیگری فرمود: «ساکنان آسمان و زمین از او خوشنود می‌شوند، آسمان از ریزش باران قطره‌ای دریغ نکرده و زمین از رویش گیاهان خودداری نمی‌کند، بگونه‌ای که زنده گان آرزو می‌کنند که کاش مردگان زنده می‌شدند.»[۴۲]

    که حکایت از فراوانی نعمت دارد، در حدیث دیگری در بحار الانوار نیز آمده: «زمین گنجینه هایش را برای او خارج می‌سازد و وی مال و سرمایه بی شمار بین مردم پخش می‌کند.»

    همه این روایات حکایت از این دارد که در دوره حکومت مهدوی، زمینه برای مردم فراهم است تا از زمین و آنچه که از معادن و مزارع در آن است بهره مند شوند، در نتیجه ثروت های مردم و برکات افزون خواهد گردید و از آن پس ناداری، محرومیت و گرسنگی از میان مردم رخت برخواهد بست و طبیعتا وقوع جرائمی که هر روزه در جهان رخ می‌دهد تقلیل یافته و امنیت برقرار می‌گردد.[۴۳]

    امام صادق (ع) می‌فرماید: «وقتی که قائم ما قیام کند، حکومت را براساس عدالت قرار می‌دهد و ظلم و جور در دوران او برچیده می‌شود و جاده ها در پرتو وجودش امن و امان می‌گردد و زمین برکاتش را خارج می‌سازد و هر حقی به صاحبش می‌رسد و در میان مردم همانند داوود و محمد حکم می‌کند. در این زمان زمین گنجهای خود را آشکار و برکات خود را ظاهر می‌سازد و کسی موردی را برای انفاق، صدقه و کمک مالی نمی‌یابد، زیرا همه مؤمنان بی نیاز و غنی خواهند شد.»[۴۴]

    از طرف دیگر علاوه بر سرمایه و ثروت امکانات رفاهی و امور دیگر سامان می‌یابد و در احادیث به آبادانی راهها نیز اشاره شده و اینگونه آمده که احداث آبراهها و ساختن پلها و بستن سدها بر روی رودخانه ها، به ویژه بین کربلا و نجف صورت می‌گیرد و در مسیر آن آبها، آسیابها ساخته می‌شود که در آن دانه ها آرد می‌شوند و هرکس را این امکان وجود خواهد داشت که از آن آسیاب ها رایگان و بدون عوض استفاده نماید، تا جایی که زنی گندم ها و دیگر دانه های خود را در آسیاب هایی که با فشار آب می‌چرخد می‌گذارد وگندم ها و دانه های دیگر بدون اجرت ومجانی آسیا می‌شوند وبدین ترتیب آرامش ورفاهی بی نظیر حاکم می‌شود.

    این دوره‌ای است که در آن همه نیازها وخواسته ها برآورده شده و منابع موجود در محیط استخراج گردیده ونه تنها مشکلی در این زمینه نیست، بلکه گرسنه وتشنه‌ای نمی‌ماند، در حدیثی امام باقر (ع) فرمودند: «هرگاه قائم ما ظهور کند، جارچی از مکه جار کشد، هلا کسی خوردنی ونوشیدنی با خود برندارد و آن حضرت حجر موسی بن عمران(ع) را که یک بار شتری است با خود بردارد وبه منزلی بار نیندازد، مگر آنکه چشمه از آن روان شود و هرکس گرسنه باشد واز آن نوشد وسیر شود وهرکس تشنه باشد، سیراب گردد و مراکب ایشان هم سیراب شود، تا وارد نجف که در وادی کوفه است بشوند.»[۴۵]

    با این حساب نعمت و رحمت بر مردم آخرالزمان کامل گشته و نیاز نیازمندان رفع می‌گردد.

    ۲)توزیع منابع
    توزیع منابع در حکومت مهدوی به بهترین نحو صورت می گیرد وهمه نیزاز حقوق خود برخوردار می‌شوند، در حدیثی از امام باقر(ع)آمده که: «امام قائم(عج) اموال را برابر تقسیم می‌کند ومیان مردم نیکوکار وبدکار به عدالت رفتار می‌نماید.»[۴۶]

    بنابراین رعایت قاطع اصل مساوات و عدالت مو جب تعدیل ثروت ها و برابری در توزیع کالاها و مواد مورد نیاز همه‌ی مردم است و از تراکم وذخیره سازی جلوگیری می‌کند و زمینه کمبود و بی نیازی را فراهم می‌کند وبااجرای این اصل مستمند ومحتاجی باقی نمی‌ماند و این همان سطح متعالی زندگی ورفاه عمومی است، که حتی مورد مصرف زکات هم پیدا نمی‌شود .

    رسول خدا (ص) می‌فرماید: «در آخرالزمان، خلیفه‌ای ظهور می‌کند که مال را بدون شمارش می‌بخشد.»[۴۷]

    ویادر جایی دیگر که فرمود: «در روزگار ناامیدی و پیدایش فتنه ها، شخصی به نام مهدی ظهور می‌کند که بخشش های او بر مردم گوارا خواهد بود.»[۴۸]

    وی همچنین می‌فرماید: «در آخرین دوران امت من، خلیفه‌ای خواهد بود که اموال را مشت مشت به مردم می‌دهد و آن را نمی‌شمارد.»[۴۹]

    پس بر این اساس آن دوران علاوه بر اینکه دوره‌ی وفور و فراوانی است، توزیع اموال نیز به گونه‌ای صورت می‌گیرد که حتی مردم برای دادن صدقه و زکات کسی را پیدا نمی‌کنند و مردم در بی نیازی بسر می‌برند، چنانکه امام باقر (ع) فرمودند: « مهدی (عج) اموال را میان مردم چنان به مساوات تقسیم می‌کند که دیگر محتاجی دیده نمی‌شود تا به او زکات دهند.»[۵۰]

    یا در رابطه با چگونگی توزیع و پرداخت اموال فرموده اند:« گویا مشاهده می‌کنم دین شما را همچون پرنده‌ای که می‌گریزد و در خون خود می‌تپد و کسی آن را به شما باز نمی‌گرداند مگر مردی از خاندان ما اهل بیت، در آن هنگام وی در سال دو پاداش و در ماه دو روزی به شما می‌دهد و در زمان او به حکمت دست می‌یابید.»[۵۱] بر اساس این روایت هر شش ماه یک پاداش و بخشش مالی از بیت المال و توزیع مواد غذایی و خواروبار هر دو هفته یکبار صورت می‌گیرد و بگونه‌ای تنظیم شده که از زیاده روی و کوتاهی در توزیع اموال جلوگیری گردد.

    روایتی نیز در زمینه‌ی فراوانی نعمت ومنابع به نقل از رسول اکرم (ص) آمده که فرمود: « به مهدی (عج) بشارتتان باد … … اموال را صحیح و مساوی بین مردم تقسیم و دلهای امت محمد را از بی نیازی آکنده می‌سازد، عدالت او آنان را در بر خواهد گرفت، تا جایی که به منادی امر کند ندا دهد، چه کسی را به من نیازی است؟ هیچ کس نیاید مگر یک مرد که نزد او آمده چیزی از او می‌خواهد، مهدی (عج) به او می‌گوید نزد خزانه دار برو تا به تو بدهد. او به خزانه دار می‌گوید من از سوی مهدی (عج) نزد تو می‌آیم و مرا فرستاده تا به من مال دهی. خزانه دار در پاسخ به او می‌گوید برو و هرچه مال می‌خواهی برگیر. مرد می‌رود و آنقدر مال بر می‌دارد که از عهده‌ی حملش بر نمی‌آید، از آن مال در خزانه می‌افکند تا به اندازه‌ای شود که می‌تواند حمل کند. مال را برداشته خارج می‌شود ولی پشیمان گردد و گوید: من حریص ترین افراد امت محمد هستم چراکه همه مردم را برای برداشتن از این مال خواندند ولی جز من کسی نیامد. آنگاه مال را به خزانه دار برمی گرداند خزانه دار می‌گوید ما چیزی را که دادیم پس نمی‌گیریم.»[۵۲]

    این مطلب خود به خوبی گواه است که بخشندگی امام در توزیع منابع بگونه‌ای است که به هر کس که بخواهد می‌بخشد و البته نیازمندی نیست.

    نتیجه گیری
    در این پژوهش سعی شد آنچه را که با توجه به متون شیعه برای حکومت مهدوی ذکر می‌شود بازگو کنیم. امور حکومت و مسائل مربوط به این جامعه همگی در حد اعلا انجام می‌گیرد. امنیت، نظم، رسیدگی به امور مردم، قضاوت و رهبری در حدی است که بهتر از آنرا نمی‌توان به تصور درآورد.در این جامعه رهبری امام در رأس قدرت قرار دارد و کارگزاران حکومت به خوبی از اداره امور برمی آیندو چون عقول مردم به کمال رسیده، خواهشهای مادی آنها به حداقل می‌رسد وقناعت و بزرگ منشی آنها سعادت و رفع نیازهای متعالی را دنبال می‌کند.

    در هر حال در حکومت آن حضرت تمامی موارد به خوبی صورت گرفته و اموری چون سیاستگذاری، ارتباطات، انتخاب افراد و روند تعیین منابع و منافع به بهترین نحو صورت می‌گیرد و چنین جامعه‌ای الگویی برای همه‌ی زمان ها است که در آن مردم و حکومت همگی در تلاش برای رسیدن به سعادت و کمال به سر می‌برند.

    فهرست منابع
    ۱- قرآن کریم.

    ۲- نهج البلا غه.

    ۳- نجم الدین طبسی، چشم اندازی به حکومت مهدی (عج)، چاپ سوم، قم: بوستان کتاب، ۱۳۸۰.

    ۴- جمعی از نویسندگان، انتظار در اندیشه ها، مرکز فرهنگی امام مهدی (عج).

    ۵- ناصر مکارم شیرازی، حکومت جهانی مهدی (عج)، چاپ نهم، قم: مدرسه امام علی ابن ابی طالب، ۱۳۸۰.

    ۶- سید محمد کاظم قزوینی، امام مهدی از ولادت تا ظهور، حسین فریدونی، تهران:آفاق، ۱۳۷۵.

    ۷- رحیم کارگر.آینده جهان، تهران :بنیاد فرهنگی مهدی موعود، ۱۳۸۳.

    ۸- جلال برنجیان، آینده جهان، تهران:طور، ۱۳۷۶.

    ۹- محسن مهاجرنیا، ساختار حکومت امام علی (ع)، تهران: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ۱۳۸۰.

    ۱۰- حسین طبرسی نوری، نجم الثاقب، چاپ ۸، قم: مسجد مقدس جمکران، ۱۳۸۳.

    ۱۱- محمدبن حسن حرعاملی، اثبات الهداه بالنصوص و المعجزات من الامام الثانی عشر، بیروت، دار احیاء التراث العربی.

    ۱۲- محمد بن حسن حرعاملی، وسایل الشیعه الی مسایل الشریعه، عبدالرحیم ربانی شیرازی، جلد ۸، بیروت: داراحیاء التراث العربی، ۱۱۰۴ ق.

    ۱۳- مصطفی دلشاد تهرانی، دولت مهدی، سیرت مهدی، چاپ پنجم، تهران: دریا، ۱۳۸۲.

    ۱۴- ابومحمد حسن شعبه الحرانی، تحف العقول عن آل الرسول، قم: مکتبه بصیرتی، ۱۳۹۴ ق.

    ۱۵- محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، بیروت:موسسه الوفاء، 1111ق.

    ۱۶- محمدبن علی ابن بابویه، کمال الدین و تمام النعمه، منصور پهلوان، جلد ۲، قم: دارالحدیث، ۱۳۸۰.

    ۱۷- کامل سلیمان، روزگار رهایی، علی اکبر مهدی پور، تهران:آفاق، ۱۳۷۶.

    ۱۸- محمد مهدی اشتهاردی، حضرت مهدی فروغ تابان ولایت، قم:جمکران، ۱۳۷۸.

    ۱۹- م ب علم الهدی، کمال هستی در عصر ظهور، جلال برنجیان، تهران: میقات، ۱۳۷۸.

    ۲۰- سید روح الله خمینی، صحیفه نور، تهران:مرکز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، ۱۳۶۱.

    ۲۱- علیرضا رجالی تهرانی، یکصد پرسش وپاسخ پیرامون امام زمان(عج)، چاپ ۵، قم :نبوغ، ۱۳۷۹.

    ۲۲- حبیب الله طاهری، سیمای آفتاب، قم:مشهور، ۱۳۷۸.

    ۲۳- اسحاقی، حسین، سپیده امید، قم:بوستان کتاب، ۱۳۸۰.

    ۲۴- تاج لنگرودی، محمد مهدی، سیمای امام زمان، چاپ13، تهران:ممتاز، ۱۳۷۴.

    ۲۵- کورانی، علی، عصر ظهور، عباس جلالی، تهران:سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۸.

    پی نوشت ها:
    [۱].نجم الدین طبسی، چشم اندازی به حکومت مهدی (عج)، چاپ سوم، قم: بوستان کتاب، ۱۳۸۰، ص168.

    ۲.جمعی از نویسندگان، انتظار در اندیشه ها، مرکز فرهنگی امام مهدی (عج)، ص28.

    ۳.سید محمد کاظم قزوینی، امام مهدی از ولادت تا ظهور، حسین فریدونی، تهران:آفاق، ۱۳۷۵، ص622.

    [۴].رحیم کارگر.آینده جهان، تهران :بنیاد فرهنگی مهدی موعود، ۱۳۸۳، ص230.

    [۵].جلال برنجیان، آینده جهان، تهران:طور، ۱۳۷۶، ص49.

    [۶]. محسن مهاجرنیا، ساختار حکومت امام علی (ع)، تهران: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ۱۳۸۰، ص ۱۲۶.

    [۷].حسین طبرسی نوری، نجم الثاقب، چاپ ۸، قم: مسجد مقدس جمکران، ۱۳۸۳، ص ۱۷۵.

    [۸]. محمدبن حسن حرعاملی، اثبات الهداه بالنصوص و المعجزات من الامام الثانی عشر، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ص ۴۹۴.

    [۹]. رحیم کارگر، آینده جهان، پیشین، ص ۱۹۸.

    .[۱۰]محمد بن حسن حرعاملی، وسایل الشیعه الی مسایل الشریعه، عبدالرحیم ربانی شیرازی، جلد ۸، بیروت: داراحیاء التراث العربی، ۱۱۰۴ ق، ص ۴۱۵.

    [۱۱].مصطفی دلشاد تهرانی، دولت مهدی، سیرت مهدی، چاپ پنجم، تهران: دریا، ۱۳۸۲، ص ۵۳.

    [۱۲].ابومحمد حسن شعبه الحرانی، تحف العقول عن آل الرسول، قم: مکتبه بصیرتی، ۱۳۹۴ ق، ص ۲۳۶.

    [۱۳]. علی کورانی، عصر ظهور، عباس جلالی، تهران:سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۸، ص ۳۶۷.

    .[۱۴]نهج البلاغه، خطبه ۱۳۸.

    [۱۵]. نجم الدین طبسی، پیشین، ص ۱۹۵.

    [۱۶]. علی کورانی، پیشین، ص ۳۶۸.

    [۱۷]. نجم الدین طبسی، پیشین، ص ۱۹۵.

    [۱۸]. سید حسین اسحاقی، سپیده امید، قم:بوستان کتاب، ۱۳۸۰ ، ص ۸۲.

    [۱۹]. علیرضا رجالی تهرانی، یکصد پرسش وپاسخ پیرامون امام زمان(عج)، چاپ ۵، قم :نبوغ، ۱۳۷۹ ، ص ۲۱۷.

    [۲۰]. محمدبن علی ابن بابویه، کمال الدین و تمام النعمه، منصور پهلوان، جلد ۲، قم: دارالحدیث، ۱۳۸۰، ص ۳۸۷.

    [۲۱].کامل سلیمان، روزگار رهایی، علی اکبر مهدی پور، تهران:آفاق، ۱۳۷۶، ص410.

    [۲۲]. همان ، ص428.

    [۲۳].محمد مهدی اشتهاردی، حضرت مهدی فروغ تابان ولایت، قم:جمکران، ۱۳۷۸، ص224.

    [۲۴]. م ب علم الهدی، کمال هستی در عصر ظهور، جلال برنجیان، تهران: میقات، ۱۳۷۸، ص ۲۲.

    [۲۵].سید روح الله خمینی، صحیفه نور، تهران:مرکز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، ۱۳۶۱، ص180.

    [۲۶].محمد حکیمی، پیشین، ص51.

    [۲۷]. مصطفی دلشاد تهرانی، پیشین، ص48.

    [۲۸].علیرضا رجالی تهرانی،پیشین، ص226.

    [۲۹].همان، پیشین، ص165.

    [۳۰].جلال برنجیان، پیشین، ص55.

    [۳۱]. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، جلد52، بیروت:موسسه الوفاء، 1111ق ، ص336.

    [۳۲].ناصر مکارم شیرازی، حکومت جهانی مهدی (عج)، چاپ نهم، قم: مدرسه امام علی ابن ابی طالب،1380ص279.

    [۳۳].نجم الدین طبسی، پیشین، ص185.

    [۳۴].محمد مهدی تاج لنگرودی ، سیمای امام زمان، چاپ13، تهران:ممتاز، ۱۳۷۴، ص113.

    [۳۵]. حسین طبرسی نوری، پیشین، ص165.

    [۳۶].همان، ص391.

    [۳۷]. جلال برنجیان، پیشین، ص48.

    [۳۸].همان، ص76.

    [۳۹].محمد باقر مجلسی، پیشین، ج51، ص88.

    [۴۰].قرآن کریم، نوح، آیه ۱۲.

    [۴۱].محمد باقر مجلسی، پیشین، ص83.

    [۴۲].همان.

    [۴۳].سید محمد کاظم قزوینی، پیشین، ص629.

    [۴۴]. حبیب الله طاهری، سیمای آفتاب، قم:مشهور، ۱۳۷۸،426ص.

    [۴۵].محمد بن علی ابن بابویه، پیشین، ص387.

    [۴۶].سید حسین اسحاقی، پیشین، ص88.

    [۴۷].نجم الدین طبسی، پیشین، ص197.

    [۴۸].همان.

    [۴۹].همان.

    [۵۰]. محمد باقر مجلسی، پیشین، ص ۸۴.

    [۵۱]. محمد باقر مجلسی، پیشین، جلد13، ص1123.

    [۵۲]. سید محمد کاظم قزوینی، پیشین، ص ۶۳۰

    برگرفته از سایت :المهدویه

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *