امروز: ۱۴۰۵/۰۷/۲۵ ساعت : ۱۶:۲۷
  • مهدویت
  • حقوق غیر نظامیان در جنگ از دیدگاه مهدویت و حقوق بین الملل

    به نام خدا

    حقوق بشر دوستانه شاخه ای از حقوق بشر می باشد که در منازعات مسلحانه بین المللی و در برخی اوضاع و احوال معین و محدود، در منازعات مسلحانه داخلی مورد استفاده قرار می گیرد. شاید بتوان گفت که حقوق بشر دوستانه نوع خاصی از «حقوق بشر» است که به «حقوق جنگ» یا «حقوق مخاصمات مسلحانه» اختصاص دارد. حقوق بشر دوستانه مربوط به نیمه دوم قرن نوزدهم است اما مفاد آن ریشه در فطرت بشری و ادیان الهی دارد. اولیاء الهی به ویژه معصومان (ع) همواره مفاد آن را توصیه و اجرا می کردند

    حقوق بشر دوستانه شعبه ای از حقوق بین الملل است که هدف آن عبارتند از: حمایت از اشخاصی که مستقیماً درگیر جنگ نیستند یعنی زخمی ها، بیماران، اسراء و افراد غیر نظامی. همچنین به مجموعه قواعد و مقرراتی گفته می شود که ناظر به رعایت حداقل حقوقی است که در هنگام جنگ، طرفین متخاصم باید رعایت کنند. از آنجایی که این حقوق بدون توجه به رنگ، نژاد، زبان، مذهب و ملیت در زمان جنگ و درگیری مسلحانه لازم الرعایه می باشد بنابراین ماهیت حقوق بشری دارد.

    پس می توان گفت که حقوق بشر دوستانه شاخه ای از حقوق بشر می باشد که در منازعات مسلحانه بین المللی و در برخی اوضاع و احوال معین و محدود، در منازعات مسلحانه داخلی مورد استفاده قرار می گیرد. شاید بتوان گفت که حقوق بشر دوستانه نوع خاصی از «حقوق بشر» است که به «حقوق جنگ» یا «حقوق مخاصمات مسلحانه» اختصاص دارد. حقوق بشر دوستانه مربوط به نیمه دوم قرن نوزدهم است اما مفاد آن ریشه در فطرت بشری و ادیان الهی دارد. اولیاء الهی به ویژه معصومان (ع) همواره مفاد آن را توصیه و اجرا می کردند.

    با دقت در تئوری مهدویت نیز به این نتیجه می رسیم که رعایت کرامت انسان ها و حقوق بشر دوستانه تنها به شخص امام عصر (ع) ختم نمی شود بلکه یاران وی نیز بر مبنای رعایت این امور با حضرت دست بیعت می دهند. پیامبر مکرم اسلام (ص) نیز در بیانی ضمن تبیین برکت عصر ظهور، آن دوره را زمان تکریم و تعظیم امت معرفی کرده اند. بنابراین به طور اختصار می توان گفت که: زنان، کودکان، سالخوردگان، افراد ناتوان، مجروحان، اسیران، (غیرنظامیان)، اموال شخصی و حریم خصوصی افراد، محیط زیست و ممنوعیت استفاده از سلاح های کشتار جمعی و … که امروزه تحت عنوان حقوق بشر دوستانه بین المللی از آن ها یاد می شود و کشورها ملزم به رعایت آن ها هستند؛ قرن ها پیش در سیره و کلام معصومین (ع) توصیه و در احادیث مربوط به عصر ظهور نیز بر اجرای آن تأکید شده است.

    ۱. مقدمه
    اصول و قواعد حقوق بشر دوستانه بر مبنای معاهدات بین المللی و اراده جامعه بین الملل است. مبنی بر رعایت حقوق اساسی بشر، حمایت از قربانیان درگیری های مسلحانه، رعایت حال زخمی ها، بیماران، زنان، کودکان، (غیرنظامیان) و محدودیت ابزارها و شیوه های جنگی می باشد. حقوق بشردوستانه قدمت طولانی دارد و آثار آن را می توان در زمان های بسیار دور یافت.

    در دوران حیات اسلام به ویژه تعالیم پیامبر اکرم (ص) و امیر المؤمنین (ع) این حقوق مشهود است. از جمله این موارد می توان به انعقاد معاهدات در زمان حیات پیامبر (ص) اشاره کرد که براساس این معاهدات خود و پیروانش را در برابر دیگران (مشرکان و اهل کتاب) متعهد می کرد. به عنوان نمونه می توان قرارداد «صلح حدیبیه» بین پیامبر (ص) و بت پرستان را مطرح کرد که بر مبنای این قرارداد امنیت کامل در عربستان حاکم شد و در همان دوران اسلام به سرعت رواج یافت. همچنین می توان به دستور العمل علی (ع) به سربازان خویش هنگام جنگ با معاویه اشاره نمود که صریحاً به منع کشتار فراریان، مجروحان و منع آزار زنان دستور می دهد.

    اما آنچه که تحت عنوان حقوق بشر دوستانه بین المللی در روابط بین الملل و حقوق بین الملل امروزی مورد توجه دولت ها قرار گرفته است. تلاش هایی بوده که منجر به تنظیم و تصویب مواقتنامه بین دولت ها شد واز لحاظ حقوقی جنبه قانونی و عملی به خود گرفت. قدمت طولانی نداشته و به نیمه دوم قرن نوزدهم بر می گردد. در حقیقت هدف این مقاله این است که ثابت نماید در نسبت میان حقوق بشر دوستانه و اسلام یا همان آموزه های مهدویت اصول و مبانی مشترکی وجود دارد که باید استخراج و ارائه شود. به عنوان مثال می توان به اصل تناسب، اصل انسانیت و اصل تفکیک اشاره کرد. هم چنین عدم حمله به غیرنظامیان که همان اصل تفکیک است و یا حمایت از انسان های بی گناه در جنگ اعم از کودکان، زنان و پیران و که قرن ها پیش در فقه اسلامی آمده و اکنون در حقوق بشر دوستانه بین المللی هم وجود دارد. با توجه به مطالب فوق به مطالعه تطبیقی بین دیدگاه مهدویت و حقوق بین الملل درخصوص حقوق غیرنظامیان در جنگ پرداخت شده است.

    در همین راستا این مبحث در دو بعد حقوق انسانی و حقوق اموال غیرنظامیان ابتدا از نظر اسلام و مهدویت و در آخر از نظر حقوق بن الملل مورد بررسی قرار داده می شود.

    ۲. حقوق غیرنظامیان در زمان جنگ از دیدگاه اسلام
    ۲- ۱. مفهوم جنگ از نظر اسلام
    در قرآن آیات کریمه ای وجود دارد که خداوند در آن ها مسلمانان را به قتال ترغیب می نماید:
    الف) سوره توبه، آیه ۲۹:
    با اهل کتابی که به خداوند و روز بازپسین ایمان ندارند و حرام داشته خدا و پیامبرش را حرام نمی گیرند و دین حق نمی ورزند، کارزار کنید تا به دست خویش و خاکسارانه جزیه بپردازند.

    در تفسیر مجمع البیان به نقل از مجاهد می خوانیم: «این آیه در وقت صدور فرمان جنگ با رومیان «تبوک» نازل شده و برخی گفته اند اختصاصی بدان جنگ ندارد و به نحو عموم نازل گشته است». صاحب کنزالعرفان می نویسد: «این آیه اشاره به قتال با اهل کتاب دارد که خدا آن ها را با چهار صفت توصیف کرده است که هر کدام از آن ها موجب قتال با آنان است. شیخ طوسی در التبیان آورده است: «آیه ۲۹ توبه، امر از سوی خدا به پیامبر و مؤمنان است که با غیر معترفان به وحدانیت الهی و غیر مقران به روز جزا و بعث و شور، قتال و کارزار نمایند».

    صاحب المیزان «من» را در عبارت «من الذین اوتوا الکتاب» بیانیه و مراد از قتال با اهل کتاب را، قتال با جمیع دانسته است. او سه وصف آیه را، حکمت امر به قتال و کارزار با آنان می داند.

    ب) سوره توبه، آیه ۳۶:
    با مشرکان همگی کارزار کنید همچنان که آنان هم با شما همگی کارزار می کنند و بدانید که خداوند با پرهیزگاران است.
    در مجمع البیان آمده است: «یعنی همگی شما در حالی که با هم مؤتلف باشید و اختلافی نداشته باشید، کارزار کنید، چنان که آن ها نیز همگی با شما کارزار کنند. و به نقل از «اصم» آورده است: معنای آیه، این است که پشت در پشت و نسلاً بعد نسل با آن ها کارزار کنید چنان که آن ها با شما این گونه کارزار کنند».

    ج) سوره بقره، آیه ۱۹۳:
    با آنان چندان نبرد کنید که فتنه شرک باقی نماند و دین، فقط دین الهی باشد و چون دست بداشتند، ستم نباید کرد مگر بر ستمگران.

    در تفسیر نمونه، با این توضیح که فتنه از نظر لغت، معنی وسیعی دارد و هر گونه مکر، فریب، فساد، شرک، گناه و رسوایی را در بر می گیرد، منظور از فتنه را «شرک و بت پرستی» می داند و یکی از اهداف جهاد را برچیدن بساط شرک و بت پرستی عنوان می کند. محقق اردبیلی در زبده البیان آورده است: «غایت وجوب قتال، عدم فتنه و شرک است به نوعی که طاعت و انقیاد فقط برای خدا باشد. اگر از کفر امتناع کردند و به اسلام روی آوردند، عقوبتی بر آنان نیست. در تفسیر صافی نیز «فتنه» را به نقل از مجمع البیان شرک دانسته است.

    نطز صاحب التبیان در این آیه، فتنه را بنا به قول ابن عباس، قتاده، مجاهد، ربیع و ابن زید، شرک دانسته و همین قول از امام صادق (ع) روایت شده است.

    برگرفته از سایت : المهدویه

    برچسب‌ها :

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *