امروز: ۱۴۰۵/۰۷/۲۱ ساعت : ۱۸:۱۰
  • در مکتب امام و رهبری
  • درس‌گفتار قرآن کریم روز بیست و نهم | قیامت؛ روز پاسخگویی

    سوره مبارکه مرسلات آیه ۳۶

    وَلا یُؤذَنُ لَهُم فَیَعتَذِرونَ﴿۳۶﴾

    و به آن‌ها اجازه داده نمی‌شود که عذرخواهی کنند!

    قیامت جای عذرخواهی نیست!

    روزى خواهد آمد که خداى متعال به مجرمین بفرماید: «لایؤذن لهم فیعتذرون».(۱) خداى نکرده در قیامت، به ما اجازه‌ى عذرخواهى نخواهند داد. به مجرمین اجازه نمى‌دهند که زبان به عذرخواهى باز کنند؛ آن‌جا جاى عذرخواهى نیست. این‌جا که میدان هست، این‌جا که اجازه هست، این‌جا که عذرخواهى براى شما درجه مى‌آفریند، گناهان را مى‌شوید و شما را پاک و نورانى مى‌کند، از خداى متعال عذرخواهى کنید. این‌جا که فرصت هست، خدا را متوجّه به خودتان و لطف خدا و نگاه محبّت الهى را متوجّه و شامل حال خودتان کنید. «فاذکرونى اذکرکم»؛(۲) مرا به یاد آورید، تا من شما را به یاد آورم.

    در‌‌ همان لحظه‌اى که شما دلتان را متوجّه خداى متعال و خدا را در دل خودتان حاضر مى‌کنید و به یاد خدا مى‌افتید، خداى متعال در‌‌ همان لحظه، چشم لطف و مهر و عطوفتش متوجّه شماست؛ دست لطف و بذل و بخشش او به سوى شما دراز است. خدا را به یاد خودتان بیندازید، والّا روزى خواهد رسید که خطاب الهى به سمت گناهکاران مى‌آید که «انّا نسیناکم»؛(۳) ما شما را فراموش کردیم، ما شما را به دست فراموشى سپرده‌ایم، بروید! عرصه‌ى قیامت این‌گونه است.(۴)

    پاسخگویی بدون امکان رفع و رجوع!

    آیه‌ى شریفه درباره‌ى قیامت مى‌فرماید: «یستعجل بها الّذین لا یؤمنون بها والّذین امنوا مشفقون منها و یعلمون انّ‌ها الحقّ».(۵) کفار قریش به پیغمبر مى‌گفتند قیامت و جهنمى که ما را از آن مى‌ترسانى، کجاست؟ قرآن مى‌فرماید: «والّذین امنوا مشفقون من‌ها»؛ کسانى‌که ایمان دارند، از قیامت بیمناکند. قیامت حقیقتاً این‌گونه است. باید از قیامت ترسناک بود، باید قیامت را از یاد نبرد؛ این ضامن حفظ ماست. قیامت، روز عرضه شدن بر خداست؛ «و عرضوا على ربّک صفّا».(۶) انسان با حقیقت خود، با باطن قلب خود، با ملکات راسخه‌ى نفس خود، در مقابل خداى متعال آشکار مى‌شود. این‌جا هم خداى متعال باطن ما را مى‌بیند، اما آن‌جا دیگر هیچ پرده‌پوشى‌یى وجود ندارد؛ خود ما هم مى‌فهمیم و مى‌بینیم؛ خود ما هم خود را محکوم مى‌کنیم. روز جزا، روز پاسخگویى است؛ پاسخگویى به معناى واقعى کلمه؛ پاسخگویى بدون امکان رفع و رجوع بى‌مورد؛ اصلاً نمى‌شود انسان عذر دروغین و بیخودى بیاورد. انسان در مقابل خداى متعال است؛ او گریبان انسان را مى‌گیرد. قیامت، روز محاسبه‌ى بى‌اغماض است؛ همه‌ى ما محاسبه مى‌شویم. قیامت، روز بسته شدن زبان است. زبان‌بازى‌هایى که این‌جا مى‌توان کرد، آن‌جا دیگر نیست؛ «هذا یوم لا ینطقون و لا یؤذن لهم فیعتذرون».(۷) زبان، بسته مى‌شود؛ آنگاه باطن و ملکات و اعضا و جوارح انسان حرف مى‌زنند. اگر در دلمان حقد، حسد، بدبینى، بدخواهى، امراض گوناگون قلبى، کین‌ورزى نسبت به صالحان و شوق و عشق نسبت به گناهان پنهان کرده باشیم، آن‌جا همه آشکار مى‌شود. قیامت، واقعه‌ى عجیبى است؛ «الیوم نختم على افواههم و تکلّمنا ایدیهم و تشهد ارجلهم بما کانوا یکسبون».(۸)

    آیات قیامت را مرور کنیم

    آیات مربوط به قیامت خیلى تکان‌دهنده است. من پیشنهاد مى‌کنم هر کدام به تنهایى آیات قیامت را مرور کنیم؛ چون به آن احتیاج داریم. این دیگر از چیزهایى نیست که انسان بتواند آن را ثبت کند و آمار بدهد. صد‌ها آیه در قرآن درباره‌ى قیامت وجود دارد؛ هم بشارتهاى قیامت هست، هم تهدیدهاى آن؛ هر دو تکان‌دهنده است. بشارتهاى قرآن هم تکان‌دهنده و جذاب و شوق‌آفرین است؛ تهدیدهاى قرآنى هم تکان‌دهنده است و دل انسان را آب مى‌کند. «یبصّرونهم یودّ المجرم لو یفتدى من عذاب یومئذ ببنیه و صاحبته و اخیه و فصیلته الّتى تؤویه و من فى الأرض جمیعا ثمّ ینجیه»؛(۹) مجرم از شدت عذاب الهى آرزو مى‌کند که بتواند فرزند خودش را فدا کند تا نجات پیدا کند؛ عزیزان خودش و همه‌ى انسانهاى روى زمین را قربانى کند تا از عذاب نجات پیدا کند؛ اما نمى‌تواند. عذاب الهى است، شوخى که نیست؛ «کلّا انّ‌ها لظى. نزّاعه للشوى. تدعو من ادبر و تولّى. و جمع فاوعى».(۱۰)

    پل صراط؛ پل عبودیت و تقوا

    امام سجاد (سلام‌اللَّه‌علیه) در دعاى ابوحمزه – که دعاى خیلى با حال و خوبى است – ترس از قیامت را تشریح مى‌کنند: «ابکى لخروجى عن قبرى عریانا ذلیلا حاملا ثقلى على ظهرى»؛ امروز مى‌گریم براى وقتى که عریان و ذلیل و بار سنگین عمل بر دوشم از قبر بیرون مى‌آیم. «انظر مرّه عن یمینى و اخرى عن شمالى اذ الخلائق فى شأن غیر شأنى لکلّ امرء منهم یومئذ شأن یغنیه وجوه یومئذ مسفره ضاحکه مستبشره»؛(۱۱) یک عده چهره‌هاشان خندان است و خوشنود و خوشحال و سربلندند. این‌ها چه کسانى هستند؟ کسانى هستند که در دنیا از پل صراطى که حقیقت و باطن‌اش در آن‌جاست و مثال آن در این‌جاست، توانسته‌اند رد شوند. این پل صراط، پل عبودیت، پل تقوا و پل پرهیزگارى است؛ «و ان اعبدونى هذا صراط مستقیم»؛(۱۲) صراط این دنیا،‌‌ همان صراط روى جهنم است. «انّک على صراط مستقیم»ى(۱۳) که به پیغمبر مى‌فرماید، یا «ان اعبدونى هذا صراط مستقیم»،‌‌ همان صراط روى جهنم است. اگر این‌جا ما توانستیم از این صراط، درست، با دقت و بدون لغزش عبور کنیم، گذر از آن صراط آسان‌ترین کار است؛ مثل مؤمنین که مانند برق عبور مى‌کنند. «انّ الّذین سبقت لهم منّا الحسنى اولئک عن‌ها مبعدون لا یسمعون حسیس‌ها»؛ اصلاً این‌ها همهمه‌ى جهنم را هم نمى‌شنوند؛ «و هم فى ما اشتهت انفسهم خالدون لا یحزنهم الفزع الاکبر».(۱۴) فزع اکبر، یعنى دشوار‌ترین ترسى که ممکن است براى انسان پیش بیاید. مؤمنین با همین ابعاد جسمانى و روحانى و نفسانى، فزع عظیمى که در آن‌جاست، «لا یحزنهم الفزع الاکبر»؛ این‌ها را محزون و اندوهگین نمى‌کند؛ این‌ها از این صراط عبور کرده‌اند.(۱۵)

    اعمال صالح به کمک شما می‌آیند

    «فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره»؛(۱۶) به‌قدر سنگینى یک ذره – ذره که مى‌دانید چیست؟ همین چیزهایى که در فضا و در نور آفتاب معلقند و دیده مى‌شوند، ذره هستند – اگر شما کار کنید، ضایع نمى‌شود. فرض بفرمایید که شما ساعت کارتان تمام شده و پنج دقیقه اضافه مى‌مانید که نه مدیر مى‌فهمد، نه بالادست مى‌فهمد، نه در سوابق اثر مى‌گذارد و نه اضافه کار مى‌دهند؛ اما خدا و کرام‌الکاتبین این پنج دقیقه را مى‌بینند و آن را در پرونده شما ثبت مى‌کنند؛ که این آقا بعد از ساعت خدمت، چون دید این پرونده نصفه‌کاره است، پنج دقیقه بیشتر کار کرد. چنین چیزى را ما در هیچ جا، غیر از عرصه دین و ایمان دینى، نداریم.

    یک‌جا پول خوبى سر راه شما قرار مى‌گیرد؛ یک رشوه، هدیه، چشم‌روشنى – این‌ها اسمهاى مختلفى دارد – و شما مى‌توانید بدون این‌که هیچ برگه و اثر انگشتى جا بگذارید، امضایى بدهید و گرفتارى براى خودتان درست کنید، این پول را بگیرید و بگذارید توى جیبتان؛ اما محض رضاى خدا نمى‌گیرید؛ هیچ‌کس هم نمى‌فهمد، پول هم از کیسه شما مى‌رود؛ اما ثبت مى‌شود و آن وقتى به کار شما مى‌آید که «یوم یفرّ المرء من اخیه و امّه و ابیه و صاحبته و بنیه لکلّ امرئ منهم یومئذ شأن یغنیه»(۱۷) است؛ روزى که انسان از برادر خودش به‌خاطر کثرت التهاب، شدت، اضطراب و آشفتگى حاکم بر روز قیامت و حساب و جزاى الهى و مو از ماست کشیدن الهى مى‌گریزد؛ آن روز چنان سنگین و سخت است که «یوم یجعل الولدان شیبا»؛(۱۸) جوان را پیر مى‌کند؛ انسان در آن روز از پدر و مادر خودش و از بچه دُردانه خودش و از همسر خودش مى‌گریزد. چرا؟ چون «لکلّ اِمرئ منهم یومئذ شأن یغنیه»؛ هر کسى به قدر خودش گرفتارى‌ دارد که‌‌ همان گرفتارى خودش برایش بس است و مجال این نیست که به فکر کس دیگرى باشد؛ اما در آن روز و در آنجا، «وجوه یومئذ ناضره»(۱۹) چهره‌هایى شادند؛ چهره‌هایى درهم‌ند و گرفته. آنچهره شاد،‌‌ همان چهره‌هاى شماست. چرا؟ براى؛ خاطر این‌که آن چک، آن پول نقد، آن دلار و آن ارز خارجى که بى‌سروصدا دادند به شما و شما مى‌توانستید بگیرید و نگرفتید، آن یک ساعتى که در اداره بیشتر کار کردید، آن کارهاى خلاف شهوانى که مى‌توانستید مرتکب بشوید و نشدید، آن گزارش خلاف واقعى که مى‌توانستید بدهید و ندادید – که تأثیراتى در وضع شما یا دوستتان و دشمنتان مى‌گذاشت – آن‌جا این اعمال صالح مى‌آید به کمک شما و شما را از آن گرفتارى نجات مى‌دهد؛ آن‌جاست که آن اعمال به درد شما مى‌خورد؛ آن، خیلى مهم‌تر از پول این‌جاست.(۲۰)

    پی‌نوشت:

    ۱) مرسلات: ۳۶

    ۲) بقره: ۱۵۲

    ۳) سجده: ۱۴

    ۴) بیانات در خطبه‌های نمازجمعه ۱۳۷۶/۱۰/۲۶

    ۵) شوری: ۱۸

    ۶) کهف: ۴۸

    ۷) مرسلات: ۳۵-۳۶

    ۸) یس: ۶۵

    ۹) معارج: ۱۱-۱۴

    ۱۰) معارج: ۱۵-۱۸

    ۱۱) مصباح المتهجد، شیخ طوسی، ص ۵۹۰. «… أَبْکِی لِخُرُوجِ نَفْسِی أَبْکِی لِظُلْمَهِ قَبْرِی أَبْکِی لِضِیقِ لَحْدِی أَبْکِی لِسُؤَالِ مُنْکَرٍ وَ نَکِیرٍ إِیَّایَ أَبْکِی لِخُرُوجِی عَنْ قَبْرِی عُرْیَاناً ذَلِیلًا حَامِلًا ثِقْلِی عَلَى ظَهْرِی أَنْظُرُ مَرَّهً عَنْ یَمِینِی وَ أُخْرَى عَنْ شِمَالِی إِذِ الْخَلَائِقُ فِی شَأْنٍ غَیْرِ شَأْنِی لِکُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ یَوْمَئِذٍ شَأْنٌ یُغْنِیهِ وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ مُسْفِرَهٌ ضاحِکَهٌ مُسْتَبْشِرَهٌ وَ وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ عَلَیْ‌ها غَبَرَهٌ تَرْهَقُ‌ها قَتَرهٌ…» امام سجاد (علیه‌السلام) فرمودند: برای جان دادنم گریه می‌کنم، برای تاریکی قبرم می‌گریم، برای تنگی لحدم گریه کنم، برای سوال نکیر و منکر از من گریه می‌کنم، برای بیرون آمدن از قبرم می‌گریم درحالیکه لخت و عریان و خوار و بار گناه را بر پشت می‌کشم یکبار به راستم بنگرم و یکبار به چپم زمانی که مردم در کاری غیر از کار من باشند برای هر کسی در آن روز کار خاصی است که او را به خود مشغول ساخته است. در آن روز چهره‌هایی باز و خندان و شادمان و چهره‌هایی که بر آن‌ها غبار [غم] نشسته و تیرگی و سیاهی و خواری آن‌ها را پوشانده است.

    ۱۲) یس: ۶۱

    ۱۳) زخرف: ۴۳

    ۱۴) انبیاء: ۱۰۱-۱۰۳

    ۱۵) ‌بیانات در دیدار کارگزاران نظام‌ ۱۳۸۳/۰۸/۰۶

    ۱۶) زلزله: ۷

    ۱۷) عبس: ۳۴-۳۷

    ۱۸) مزمل: ۱۷

    ۱۹) قیامت: ۲۲

    ۲۰) بیانات در دیدار کارکنان وزارت اطلاعات ۱۳۸۳/۰۷/۱۳

    پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) – مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *