سوره مبارکه هود آیه ۱۱۲
فَاستَقِم کَما أُمِرتَ وَمَن تابَ مَعَکَ وَلا تَطغَوا ۚ إِنَّهُ بِما تَعمَلونَ بَصیرٌ ﴿۱۱۲﴾
پس همانگونه که فرمان یافتهای، استقامت کن؛ و همچنین کسانی که با تو بسوی خدا آمدهاند (باید استقامت کنند)! و طغیان نکنید، که خداوند آنچه را انجام میدهید میبیند!
آیهای که پیامبر را پیر کرد!
در سورهى «هود» خداى متعال به پیغمبر مىفرماید: «فاستقم کما امرت و من تاب معک و لا تطغوا» (۱). یک روایتى از پیغمبر هست که فرمود: «شیّبتنى سوره هود» (۲)؛ یعنى سورهى «هود» من را پیر کرد؛ از بس بار این سوره سنگین بود. کجاى سورهى هود؟ نقل شده است که مراد، همین آیهى «فاستقم کما امرت» است. چرا پیغمبر را پیر کند؟ چون در این آیه مىفرماید: همچنانى که به تو دستور دادیم، در این راه ایستادگى کن، استقامت کن و صبر نشان بده. خود این ایستادگى کار دشوارى است. این «صراط» است؛ پل صراطى که مظهر آن را در روز قیامت براى ما تصویر کردهاند. باطن عمل و راه ما در اینجا، همان پل صراط است؛ ما الان داریم روى پل صراط حرکت مىکنیم؛ باید دقت کنیم. اگر انسان بخواهد این دقت را در همهى رفتار خود به کار بگیرد، او را پیر مىکند. لیکن از این مهمتر به گمان من، آن جملهى بعد است: «و من تاب معک». پیغمبر فقط مأمور نیست که خودش ایستادگى کند؛ باید خیل عظیم مؤمنان را هم در همین راه به ایستادگى وادار کند. انسانهایى که از یک طرف در معرض هجوم بلایا و مشکلات زندگى هستند – دشمنان، توطئهگران، بدخواهان و قدرتهاى مسلط – و از طرف دیگر، مورد تهاجم هواهاى نفسانى خودشان هستند – خواهشهاى نفسانى و دل بىطاقت انسان که از زر و زیور دنیا مجذوب مىشود و به سمت آنها کشیده مىشود – از این صراط مستقیم، به چپ یا راست انحراف پیدا مىکنند. محبت طلا و نقره، محبت پول، محبت شهوات جنسى، محبت مقام و اینها، چیزهایى است که هر کدام، یک کمندى بر گردن دل انسان مىاندازند و آن را به سمت خودش مىکشانند. مقاومت و ایستادگى در مقابل اینها که انسان پایش نلغزد: «و من تاب معک»؛ مؤمنین را در بین این دو جاذبهى قوى – جاذبهى فشار دشمن و جاذبهى فشار درونى دل هوسران – و این دو مغناطیس، در خط مستقیم نگه داشتن و هدایت کردن، به گمان زیاد، این، آن کارى است که پیغمبر را پیر کرد.
مىدانید نبى اعظم اسلام مسلمانها را – چه در دوران مکه (سیزده سال) و چه در دوران تشکیل حکومت در مدینه – از چه گذرگاههاى لغزنده و دشوارى عبور داد و به آن قلهها رساند؟ یک چنین حرکت عظیمى، کار هیچ انسانى نبود. آن مردمى که هیچى نمىفهمیدند و از اخلاق انسانى هیچ بویى نبرده بودند. پیغمبر اینها را به انسانهایى تبدیل کرد که فرشتگان الهى در مقابل عظمت و نورانیت آنها احساس حقارت مىکردند. استقامت، این است. (۳)
خطر انحراف از جهتگیریهای انقلاب
نقطهى مقابل این حرکت مستقیم در این آیهى شریفه، طغیان قرار داده شده است؛ «و لاتطغوا». طغیان، یعنى سرکشى؛ منحرف شدن. به پیغمبر میفرماید: هم تو – شخصاً – هم کسانى که همراه تو و با تو هستند، این راه را درست ادامه بدهید و منحرف نشوید؛ «انّه بما تعملون بصیر». مرحوم علامهى طباطبائى بزرگوار در تفسیر المیزان میفرماید: لحن این آیه، لحن تشدد است؛ هیچ نشانهى رحمت در این آیه نیست. خطاب به خود پیغمبر است؛ «من افراد النّبىّ بالذّکر». در درجهى اول، خود پیغمبر را مخاطب قرار میدهد: «فاستقم». لذا این آیه به نحوى است که پیغمبر اکرم دربارهى سورهى هود فرمودند: «شیّبتنى سوره هود»؛ سورهى هود مرا پیر کرد. این به خاطر همین آیه است. در روایت است که آن بخشى از سورهى هود که پیغمبر میفرماید «من را پیر کرد»، همین آیهى مبارکه است؛ به خاطر تشدیدى که در این آیه هست. در حالى که در یک جاى دیگر قرآن هم دارد: «فلذلک فادع و استقم کما امرت»، (۴) اما عنوان «فاستقم کما امرت و من تاب معک و لا تطغوا» – منحرف نشوید، از راه برنگردید – خطاب سختى است که به خود پیغمبر است. این خطاب، دل پیغمبر را میلرزاند. این به خاطر همین است که تغییر جهتگیرىها و منحرف شدن از راه اصلى – که هویت اصلى هر انقلابى به آن جهتگیرىهاست و در واقع، سیرت انقلابها همین جهتگیرىهاى اصلى است – بکلى راه را عوض میکند و این انقلاب به هدفهاى خود نمیرسد. (۵)
امروز ما احتیاج به استقامت داریم. ما هم از یک طرف، جاذبههاى زندگى رنگارنگ، دلها و هوسهاى ما را برمىانگیزد. ما در دوران انقلاب، چقدر آدمها دیدیم که دلها و اعتقادهاى خوبى داشتند؛ اما در مقابل راحتطلبى، شهوات، قدرت و مقام، تعریف این و آن، و تهدید دشمن طاقت نیاوردند، به یک طرف لغزیدند و به معارضان و احیاناً معاندان راه خدا تبدیل شدند. بنابراین ایستادگى لازم است. در مقابل دشمن هم ایستادگى لازم است. دشمن تهدید مىکند، وعید و وعده مىدهد، دائم عظمت خود را به رخ جامعهى اسلامى و پیشرو مىکشد، با زبان زور صحبت مىکند و احیاناً زبان زور را با برخى شیرینىهاى وعدههاى فریبنده در هم مىآمیزد تا اینکه دلها را گمراه کند. استقامت کردن در مقابل فریبها و تهدیدهاى دشمن، هنر بزرگى است که اگر یک ملت این هنر را داشته باشد، آن وقت به قله مىرسد؛ به جایى که دیگر دشمن فایدهاى در تهدید نمىبیند و مجبور است با او بسازد یا در مقابل او تسلیم شود. (۶)
چالش اصلى همهى تحولات بزرگ اجتماعى – از جمله انقلابها – صیانت از جهتگیرىهاى اصلى این انقلاب یا این تحول است. این مهمترین چالش هر تحول عظیم اجتماعى است که هدفهائى دارد و به سمت آن هدفها حرکت و دعوت میکند. این جهتگیرى باید حفظ شود. اگر جهتگیرى به سمت هدفها در یک انقلاب، در یک حرکت اجتماعى صیانت نشود و محفوظ نماند، آن انقلاب به ضد خود تبدیل خواهد شد؛ در جهت عکس اهداف خود عمل خواهد کرد. (۷)
استقامت در اهداف لازم است نه در روشها
در اهداف و مبانى، ملاک ما باید «فاستقم کما امرت» باشد. بههیچوجه عدول از مبانى و عدول از ارزشها جایز نیست؛ اهداف، اهداف الهى است و هیچ تردید، شک یا ارتدادى از این اهداف جایز نیست؛ اما در روشها بایستى تکامل، اصلاح، تغییر و رفع خطا، جزو کارهاى دائمى و برنامههاى همیشگى ما باشد؛ ببینیم کدام روش ما، ولو به آن عادت کرده باشیم، غلط است، آن را عوض و اصلاح کنیم. باید مراقب باشیم که جاى این تعبیرات عوض نشود؛ یعنى ما در زمینهى اهداف، مىگوییم استقامت؛ باید جاى «هدف» را با «روش» اشتباه نکنیم. استقامت در روشها لازم نیست، استقامت در اهداف لازم است. در کار روشها آزمون و خطا جارى است. البته باید از تجربهها استفاده کنیم که آزمون ما آزمون موفقى باشد و نخواهیم که دائم تجربه کنیم و پشتسر هم اشتباه؛ اما در زمینهى اهداف، بایستى قرص و محکم بایستیم و یک قدم پایین نیاییم. (۸)
پینوشت:
۱) هود: ۱۱۲
۲) الخصال، شیخ صدوق، ج ۱، ص ۱۹۹. «قَالَ أَبُو بَکْرٍ یَا رَسُولَ اللَّهِ أَسْرَعَ إِلَیْکَ الشَّیْبُ قَالَ شَیَّبَتْنِی هُودُ وَ الْوَاقِعَهُ وَ الْمُرْسَلَاتُ وَ عَمَّ یَتَساءَلُونَ.» عکرمه از ابن عباس نقل مىکند که ابو بکر به پیامبرخدا (صلّیاللهعلیهوآله) عرض کرد: یا رسول اللَّه پیرى زودرس به سراغ تو آمد، فرمود: سوره هود و سوره واقعه و سوره مرسلات و سوره عم یتسائلون مرا پیر کرد.
۳) بیانات در دیدار بسیجیان ۱۳۸۵/۰۱/۰۶
۴) شوری: ۱۵
۵) خطبههاى نماز جمعهى تهران در حرم امام خمینى (ره) ۱۳۸۹/۰۳/۱۴
۶) بیانات در دیدار بسیجیان ۱۳۸۵/۰۱/۰۶
۷) خطبههاى نماز جمعهى تهران در حرم امام خمینى (ره) ۱۳۸۹/۰۳/۱۴
۸) بیانات در دیدار اعضاى مجلس خبرگان رهبرى ۱۳۸۳/۰۶/۳۱
پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتاللهالعظمی سیدعلی خامنهای (مدظلهالعالی) – مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی
