امروز: ۱۴۰۵/۰۷/۲۵ ساعت : ۱۷:۰۹
  • مهدویت
  • حکومت حضرت مهدی (عج) و …

    به نام خدا

    پرسش: زمانی که حضرت مهدی (ع) ظهور می کند چند سال حکومت می کند ؟

    پاسخ: مدت حکومت امام مهدی(ع) به صورت دقیق، روشن و آشکار نیست. روایاتی که در این باره رسیده متفاوت است. در بعضی از روایات هفت سال ذکر شده است، در برخی دیگر، اضافه شده که هر سال آن روزگار، معادل ده سال این دوران است(در نتیجه، مدت حکومت حضرت، هفتاد سال خواهد بود). در تعدادی دیگر از روایات مدت حکومت، حدود بیست سال و در برخی حدود چهل سال و در روایتی سیصد و نه سال گفته شده است. (الغیبه، طوسی، ص181، ۲۸۳، ۲۸۶، ۴۳۲).
    در جمع روایات، برخی هفت سال را پذیرفته اند؛ زیرا، مشهورتر است. احتمال دیگر داده شده که این عدد‌ها، مربوط به مراحل مختلف حکومت است، مرحله ظهور، مرحله تثبیت و مرحله بلوغ و کمال.
    با توجه به اختلاف روایات در متن و مشکل سندی برخی روایات، به نظر می‌آید که مدت حکومت، روشن نیست؛ ولی این مطلب معلوم است که مدت حکومت، آن مقدار طول می‌کشد که عدالت فراگیر شود، و احکام و فرهنگ و معنویت دین اسلام، در جهان سایه افکن و ریشه دار شود و در شئون زندگی فردی و اجتماعی انسان‌ها جاری گردد.
    این نکته نیز نباید مورد غفلت واقع شود که پایان حکومت حضرت مهدی(ع) به معنای پایان عمر دنیا نیست، بلکه با رجعت ائمه(ع) حاکمیت عدل و دین پس از ایشان، به وسیله‌ سایر امامان معصوم(ع) دنبال می‌شود. بنابراین، بین مدت حکومت حضرت با مدت دوره حاکمیت عدل الهی ـ که تا پایان عمر دنیا به طول می‌انجامد ـ فرق دارد.

    پرسش: زمامداری در حکومت جهانی امام مهدی چگونه است؟

    پاسخ: یک حکومت واحد در جهان خواهد بود که در هرم قدرت آن، امام معصوم قرار دارد. البته از برخی روایات استفاده می‌شود که افرادی از طرف حضرت، حاکمان مناطق مختلف می‌باشند و تحت حکومت مرکزی و قانون جامع اسلام به اداره امور می‌پردازند و چون رهبر و زمامدار امام معصوم است، نصب او نیز الهی می‌باشد.

    پرسش: در رابطه با حکومت حضرت و جهانی شدن کا ملا توضیح دهید ؟

    پاسخ: جهانی شدن یعنی حرکت تمامی جوامع به سوی جهانی وحدت یافته که در آن، همه چیز در سطح جهانی مطرح و نگریسته می‌شود. در حقیقت جهانی شدن به معنای آزادی مطلق کسب و کار، برداشته شدن تمامی موانع از سر راه جریان یافتن سهل و آسان سرمایه و نفوذ آن در تمامی عرصه‌ها، حرکت روان اطلاعات و امور مالی وخدماتی تداخل فرهنگ‌ها، آن هم به سوی یکسان شدگی و یکدستی و تمام این امور در مقیاس جهانی رخ می‌دهد و هدف آن، دستیابی به بازار واحد جهانی فارق از موانع تولید و سرمایه گذاری و خدمات و اشتغال خواهد بود.
    در این پروسه جهانی شدن اقتصاد با اهمیت ترین بعد است و سیاست و فرهنگ تا حد زیادی تحت تأثیر نظام سرمایه داری می‌باشد.
    همچنین جهانی شدن یک روند و حرکت تدریجی، طبیعی و تکاملی برای ایجاد جهانی با ارزش‌های مشترک و احترام به مبانی فرهنگی دیگران است. امروزه این روند طبیعی به سوی اهداف خاص اقتصادی سیاسی به نظامی فرهنگی قدرت‌های سلطه سوق داده شده است.
    قدرت‌های پیشرفته غربی و صاحبان شرکت‌های بزرگ اقتصادی تجاری و … این روند را در خدمت منافع خود گرفته‌اند و به نوعی خود را به این فرایند طبیعی(جهانی شدن) تحمیل کرده و نوعی جهانی کردن به میل خود و در جهت اهداف خود پدید آورده‌اند و سیر طبیعی آن را دچار انحراف نموده‌اند؛ به این پروژه جدید «جهانی سازی» گفته می‌شود.
    به عبارت دیگر جهانی شدن یک سیر و روند طبیعی برای حرکت جوامع به سوی تکنولوژی پیشرفته و استفاده بهینه از قابلیت‌های علمی و طبیعی در پرتو استعداد‌های انسانی است اما وقتی این حرکت و روند طبیعی در اختیار تفکر عده‌ای خاص قرار گیرد و به نوعی با اعمال اراده این مسیر طبیعی را به سوی اهداف خاص و از پیش تعیین شده سوق می‌دهند، در حقیقت این حرکت را از جهانی شدن به جهانی سازی تبدیل کرده‌اند. به عنوان مثال می‌توان از «انرژی اتمی» که در اختیار قدرت‌های خاصی قرار دارد، نام برد. امروزه جهانی سازی دقیقا همان غربی‌سازی و آمریکایی سازی است؛ یعنی تحت سلطه قرار دادن کل جهان از سوی آمریکا با در اختیار گرفتن اهرم‌های تعیین کننده در اقتصاد جهانی و سیاست جهانی و نهایتاً حاکمیت فرهنگ آمریکایی به عنوان یک پروژه نهایی در دستور کار قرار می‌گیرد.
    نتیجه:
    جهانی سازی فرایندی در راستای تامین منافع و تسلط ارزش‌های مورد نظر قدرت‌های سلطه در عرصه جهانی بر دولت‌ها و ملت‌ها است. و این پروسه و برنامه کاملا متمایز با پروژه طبیعی و قابل قبول «جهانی شدن» می‌باشد.
    آنچه قابل توجه است اینکه می‌توان پروژه حکومت جهانی حضرت مهدی(ع) را در راستای پروژه جهانی شدن تلقی نمود و در صورت عدم انحراف اساسی در مسیر آن می‌توان آن را منتهی به حکومت عدل جهانی حضرت مهدی(ع) دانست که حاکمیت عدالت در تمامی ابعاد سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و … است. اما جهانی سازی و جهانی کردن که برنامه‌ای بر اساس منافع و اهداف و قدرت‌های سلطه در جهان است به هیچ عنوان نمی‌تواند با حکومت مهدوی و اهداف و برنامه‌های آن هماهنگ باشد، بلکه یکی از اهداف اساسی حکومت جهانی حضرت مهدی(ع) قطع هر گونه سلطه فرهنگی، سیاسی، نظامی و اقتصادی از سوی قدرت‌های استعمارگر و ظالم در جهان خواهد بود.
    برای آگاهی بیشتر می‌توانید به فصلنامه انتظار شماره ۶ و ۷ مقاله جهانی شدن و حکومت حضرت مهدی و مقاله جهانی شدن و مقایسه آن با حکومت واحد جهانی حضرت مهدی(ع) مراجعه فرمایید.
    منابعی که برای تحقیق موضوع «مهدویت و جهانی شدن» می‌توانید استفاده کنید:
    کتاب‌ها:
    ۱. جهانی شدن و دین؛
    ۲. جهانی شدن قدرت و دموکراسی؛
    ۳. جهانی شدن، فرهنگی آزمونی برای تمدن‌ها ؛ ژرارلوکلر ترجمه سعید کامران؛
    ۴. آینده جهان، رحیم کارگر؛ ناشر: بنیاد فرهنگی مهدی موعود(ع)؛
    ۵. جهانی شدن قتل عام اقتصادی؛ فریبرز رئیس دانا؛
    ۶. جهانی شدن قدرت و دموکراسی؛ مارک پلاتنر ترجمه سیروس فیضی؛
    ۷. برندگان و بازندگان جهانی شدن؛ لستر تارو ترجمه مسعود کرباسیان؛
    ۸. جهانی شدن و جنگ؛ ترجمه لطفعلی سمینو؛
    ۹. مجله انتظار، شماره ۶، مقاله جهانی شدن و حکومت حضرت مهدی(ع)؛
    ۱۰. مجله انتظار، شماره ۷، مقاله جهانی شدن و مقایسه آن با حکومت واحد جهانی حضرت مهدی(ع)؛
    ۱۱. مجله انتظار، شماره ۱۴، مقاله جهانی سازی، عدالت اقتصادی و مهدویت؛
    پایان نامه‌ها:
    ۱. حکومت جهانی حضرت مهدی و جهانی شدن، شهریار نجف پور؛
    ۲. بررسی ویژگی‌های عمده جامعه جهانی در حکومت فراگیر حضرت مهدی(ع)، مهدی همتی؛
    ۳. ویژگی‌های حکومت جهانی حضرت مهدی(ع)، سید عبد اللطیف سجادی؛
    تذکر: منابع فوق در کتابخانه مرکز تخصصی مهدویت قم موجود می‌باشد.
    برای رسیدن به پاسخی مناسب در این رابطه، ابتدا می‌بایست ویژگی‌های جامعه‌ی مهدوی را از نظر گذراند. آن چه در منابع و متون دینی و روایی ما، در خصوص حکومت مهدی وجود دارد گویای آن است که رکن اصلی و خمیر مایه بنیادین حرکت جهانی امام زمان(ع) گسترش همه جانبه و تقویت و توسعه توحید و یگانه پرستی و در کنار آن مبارزه فراگیر و مستمر با همه تفکرات و جریان‌های انحرافی والحادی است. در نهضت مهدوی، آموزه‌ها و تعالیم فراموش شده‌ی پیامبران الهی برپا می‌گردد و همه دستگاه‌های استبدادی، در نهاد حکومت و قدرت زایل می‌گردند و از بین می‌روند. در حکومت مهدوی، محرومان و مستضعفان و بندگان صالح و مؤمن خداوند، از جایگاه رفیعی برخوردارند. نظام فرهنگی، مرکب از ارزش‌ها و هنجار‌ها، عقاید و باور‌ها، آرمان‌ها و … بر اساس آموزه‌های قرآن کریم و سنت معصومان شکل می‌گیرد و همه اجزا و عناصر اجتماعی، متأثر از این نظام فرهنگی است.
    عدالت جویی و عدالت‌خواهی و تلاش برای برقراری عدالت و رفع همه مظاهر ظلم و بی عدالتی، از جمله ارکان حکومت امام زمان(ع) است. مبارزه همه جانبه و مستمر با منکرات و عوامل اجرایی و شیوع آن، از جمله برنامه‌ها و سیاست‌های اصولی در حکومت جهانی مهدوی است. رشد و توسعه همه جانبه و فراگیر، در همه ابعاد و شئون، اعم از اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و … بهره‌برداری از منابع طبیعی، توزیع عادلانه فرصت‌های اجتماعی و برقراری روابط صمیمانه و صلح آمیز، همراه با عظمت و شوکت جامعه‌ی اسلامی در سطح بین الملل، ایجاد روابط صمیمانه و دوستی متقابل در بین افراد و …. همه و همه، از جمله خصوصیات و ویژگی‌های جامعه‌ی آرمانی اسلام است و رکن اصلی همه متغیر‌ها و الگو‌ها، برآمده از دین و برای تحقق و تحکیم بنیان‌های دینی است که خصیصه‌ی اصلی جامعه‌ی مهدوی است.
    در موضوع جهانی شدن، متغیر‌ها و الگوهایی را می‌توان به عنوان نمونه ذکر کرد؛ از جمله‌ی آنها شکسته شدن مرز‌های ملی و فرهنگی و به جای آن تداخل آن‌ها و تلاش در زمینه ایجاد و تفاهم بر اصول مشترک فرهنگی و دست کشیدن از باور‌ها و ارزش‌ها و هنجار‌های فرهنگی و سیاسی و اقتصادی و … افزایش ارتباطات و تعاملات جهانی و نزدیک کردن آن از حیث زمان و مکان، به کمک وسایل و فن‌آوری‌های جدید ارتباطی و الکترونیکی، تبدیل نهاد‌های اجتماعی و ملی به نهاد‌های جهانی و توافق جهانی ملت‌ها بر باور‌ها و ارزش‌های مشترک و یکسان‌سازی جهان‌بینی‌ها. کاهش و حذف سنت‌ها و عناصر اجتماعی هویت ساز، ایجاد و گسترش سازمان‌های جهانی و تاکید بر نهاد‌های سیاسی، اقتصادی، جهانی، ایجاد و تاکید بر روابط اقتصادی جهانی و پول جهانی به عنوان ابزار مبادله اقتصادی و … حذف دین و باور‌ها و سنت‌های دینی و به جای آن تاکید بر سکولاریسم و دموکراسی و پلورالیزم است. با توجه به این بیان، خصوصیت‌ها و ویژگی‌ها، در دو نوع حکومت و نگرش، معلوم می‌گردد که این دو، از جهاتی، شبیه به هم و در نتیجه هم‌گرایی دارند. این هم‌گرایی و شباهت، در اصل کل جهانی شدن و وحدت جهانی، استوار است، اما در تعیین محتوا و الگو‌ها، کاملا مغایر با هم‌اند. زیرا، آنچه امروزه به عنوان جهانی شدن مطرح است. در واقع «غربی شدن» را تبلیغ می‌کند. روش و منشی که به دنبال حذف دین و آموزه‌های دینی و ملی جوامع و فرهنگ‌های محلی و ملی و بر حاکمیت
    جهان‌بینی سکولار و … است. اضافه براین، در تعیین محتوای جهانی شدن، واگرایی جدی و اصولی وجود دارد.
    در یک سخن، شاید بتوان گفت، هدف حکومت مهدوی، اجرای عدالت فراگیر و بهره‌مندی عموم مردم از مواهب و امکانات خدادادی است، در حالی که در جهانی سازی جدید، هدف آن است که منافع عده‌ای خاص تامین شود البته در قالبی جدید .
    ج س 5ـ اینکه سلاح حضرت و یارانش، هنگام ظهور چه خواهد بود، امری است که حقیقت آن برای ما روشن و آشکار نیست؛ چرا که ترسیم صحیح و دقیقی از آینده برای ما قابل تصور نیست. لذا تعیین و مشخص کردن نوع سلاح، امکان ندارد. البته در این میان چند نکته قابل دقت و تأمل است:
    الف. روایاتی که در آنها به «سیف، (شمشیر)» اشاره شده، لزوماً به معنای آن نیست که نوع سلاح حضرت، شمشیر است؛ بلکه معنای اولی و درست آن، این است که قیام امام مهدی(ع) مسلحانه است. اگر مراد روایات واقعاً «شمشیر» باشد معنای آن این است که قیام مسلحانه، با شمشیر خواهد بود. این معنای دوم، البته محل تردید است.
    ب. هر چند در دوران حضرت، علم شکوفا می‌شود و مردم به کمک آن، به درستی از مواهب الهی استفاده می‌کنند، ولی این شکوفایی، لزوماً به معنای تأیید و تکمیل شکوفایی و پیشرفت صنعتی مردم در دوران غیبت نیست. به بیان دیگر، هر پیشرفتی قابل پذیرش و ادامه نیست، از جمله پیشرفت در صنایع جنگی که روح حاکم بر آن، بر اساس تسلط بیشتر عده‌ای قلیل بر منابع طبیعی و عمومی دنیا و استثمار آن به نفع خود است. طبیعی است این پیشرفت، در نظام مهدوی ـ که بر اساس صلح و عدالت است ـ جایی ندارد و حضرت نیز نیازی به استفاده از سلاح‌های مدرن و فوق مدرن ندارد.
    ج. پیروزی در جنگ و غلبه بر دشمن، تنها با تکیه بر سلاح و ادوات جنگی نیست؛ بلکه درایت و فرماندهی درست نیز شرط است. امام زمان(ع) از درایت و فرماندهی خود که از علم الهی سرچشمه گرفته است، بهره می‌برد. علاوه بر آنکه حضرت، علاوه بر امداد‌های غیبی و ملائکه، مجهز به لشکر رعب است و خداوند، وحشتی در دل دشمنان او می‌افکندکه توان درست فکر کردن و بهره‌بردن از تجهیزات را از دست می‌دهند. پیامبر اسلام(ص)، نیز در جنگ‌های خود، مؤید به این ابزار‌ها بود(مانند جنگ بدر و احزاب) و بر دشمنان پیروز شد.
    د. نوع حرکت جنگی و ابزار‌ها، به گونه‌ای است که فقط دشمنان نظامی را از پای درمی‌آورد نه آنکه به مردم عادی آسیب برساند. به عبارت دیگر، عدالت رعایت شده و فقط کسانی که به جنگ برخاسته‌اند کشته می‌شوند؛ نه اینکه خوب و بد و مردم غیر نظامی نیز به قتل برسند؛ چنانکه در سلاح‌های متعارف امروزی، چنین است.
    هـ . از روایات استفاده می‌شود بین حضرت و دشمنان، جنگ و درگیری رخ می‌دهد و طرفین کشته می‌دهند؛ یعنی، علاوه بر آنکه لشکریان دشمن تار و مار می‌شوند، عده‌ای از یاران امام نیز به شهادت می‌رسند. بنابراین، نوع سلاح‌ها باید به گونه‌ای باشد که برای طرفین، استفاده جنگی از آن امکان پذیر باشد.
    سخن آخر آنکه بررسی سلاح، از مسائل مهم مهدویت نیست و لذا دانستن آن اهمیت چندانی ندارد و کنکاش در آن نیز نتیجه نمی‌دهد.
    بی مناسبت نیست به برخی احتمالات اشاره کنیم:
    ۱. حضرت با شمشیر قیام می‌کند، ولی با قدرت اعجاز بر دشمنان غلبه می‌کند؛
    ۲. حضرت با شمشیر قیام می‌کند، ولی با تسلط بر مراکز تصمیم گیری و از کار انداختن وسایل آنان، بر دشمن غلبه می‌کند؛
    ۳. حضرت با شمشیر قیام می‌کند، ولی نوع شمشیر، ویژه است به گونه‌ای که اگر بر کوه بزند آن را متلاشی می‌کند؛
    ۴. پیروزی اصلی حضرت، بر اساس اقبال عمومی مردم و افتادن رعب در دل دشمنان است، به گونه‌ای که نمی‌توانند از ابزار خود بهره ببرند؛
    ۵. با توجه به جنگ‌ها و آشوب‌های قبل از ظهور این سلاح‌های مدرن، نابود می‌شود؛
    ۶. با گسترش عقل و خرد آدمیان، آنان خود، این سلاح‌ها را کنار می‌گذارند؛
    ۷. حضرت، از همین سلاح‌های مدرن بهره می‌برد؛
    ۸. سلاح حضرت، مافوق این سلاح‌ها است.
    البته اینها فقط صرف احتمال است و نمی‌توان به آنها اطمینان کرد.

    پرسش: جهانی شدن یعنی چه؟جهانی شدن با جهانی سازی چه فرقی دارد ؟

    پاسخ: جهانی شدن یعنی حرکت تمامی جوامع به سوی جهانی وحدت یافته که در آن، همه چیز در سطح جهانی مطرح و نگریسته می‌شود. در حقیقت جهانی شدن به معنای آزادی مطلق کسب و کار، برداشته شدن تمامی موانع از سر راه جریان یافتن سهل و آسان سرمایه و نفوذ آن در تمامی عرصه‌ها، حرکت روان اطلاعات و امور مالی وخدماتی تداخل فرهنگ‌ها، آن هم به سوی یکسان شدگی و یکدستی و تمام این امور در مقیاس جهانی رخ می‌دهد و هدف آن، دستیابی به بازار واحد جهانی فارق از موانع تولید و سرمایه گذاری و خدمات و اشتغال خواهد بود.
    در این پروسه جهانی شدن اقتصاد با اهمیت ترین بعد است و سیاست و فرهنگ تا حد زیادی تحت تأثیر نظام سرمایه داری می‌باشد.
    همچنین جهانی شدن یک روند و حرکت تدریجی، طبیعی و تکاملی برای ایجاد جهانی با ارزش‌های مشترک و احترام به مبانی فرهنگی دیگران است. امروزه این روند طبیعی به سوی اهداف خاص اقتصادی سیاسی به نظامی فرهنگی قدرت‌های سلطه سوق داده شده است.
    قدرت‌های پیشرفته غربی و صاحبان شرکت‌های بزرگ اقتصادی تجاری و … این روند را در خدمت منافع خود گرفته‌اند و به نوعی خود را به این فرایند طبیعی(جهانی شدن) تحمیل کرده و نوعی جهانی کردن به میل خود و در جهت اهداف خود پدید آورده‌اند و سیر طبیعی آن را دچار انحراف نموده‌اند؛ به این پروژه جدید «جهانی سازی» گفته می‌شود.
    به عبارت دیگر جهانی شدن یک سیر و روند طبیعی برای حرکت جوامع به سوی تکنولوژی پیشرفته و استفاده بهینه از قابلیت‌های علمی و طبیعی در پرتو استعداد‌های انسانی است اما وقتی این حرکت و روند طبیعی در اختیار تفکر عده‌ای خاص قرار گیرد و به نوعی با اعمال اراده این مسیر طبیعی را به سوی اهداف خاص و از پیش تعیین شده سوق می‌دهند، در حقیقت این حرکت را از جهانی شدن به جهانی سازی تبدیل کرده‌اند. به عنوان مثال می‌توان از «انرژی اتمی» که در اختیار قدرت‌های خاصی قرار دارد، نام برد. امروزه جهانی سازی دقیقا همان غربی‌سازی و آمریکایی سازی است؛ یعنی تحت سلطه قرار دادن کل جهان از سوی آمریکا با در اختیار گرفتن اهرم‌های تعیین کننده در اقتصاد جهانی و سیاست جهانی و نهایتاً حاکمیت فرهنگ آمریکایی به عنوان یک پروژه نهایی در دستور کار قرار می‌گیرد.
    نتیجه:
    جهانی سازی فرایندی در راستای تامین منافع و تسلط ارزش‌های مورد نظر قدرت‌های سلطه در عرصه جهانی بر دولت‌ها و ملت‌ها است. و این پروسه و برنامه کاملا متمایز با پروژه طبیعی و قابل قبول «جهانی شدن» می‌باشد.
    آنچه قابل توجه است اینکه می‌توان پروژه حکومت جهانی حضرت مهدی(ع) را در راستای پروژه جهانی شدن تلقی نمود و در صورت عدم انحراف اساسی در مسیر آن می‌توان آن را منتهی به حکومت عدل جهانی حضرت مهدی(ع) دانست که حاکمیت عدالت در تمامی ابعاد سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و … است. اما جهانی سازی و جهانی کردن که برنامه‌ای بر اساس منافع و اهداف و قدرت‌های سلطه در جهان است به هیچ عنوان نمی‌تواند با حکومت مهدوی و اهداف و برنامه‌های آن هماهنگ باشد، بلکه یکی از اهداف اساسی حکومت جهانی حضرت مهدی(ع) قطع هر گونه سلطه فرهنگی، سیاسی، نظامی و اقتصادی از سوی قدرت‌های استعمارگر و ظالم در جهان خواهد بود.
    برای آگاهی بیشتر می‌توانید به فصلنامه انتظار شماره ۶ و ۷ مقاله جهانی شدن و حکومت حضرت مهدی و مقاله جهانی شدن و مقایسه آن با حکومت واحد جهانی حضرت مهدی(ع) مراجعه فرمایید.
    منابعی که برای تحقیق موضوع «مهدویت و جهانی شدن» می‌توانید استفاده کنید:
    کتاب‌ها:
    ۱. جهانی شدن و دین؛
    ۲. جهانی شدن قدرت و دموکراسی؛
    ۳. جهانی شدن، فرهنگی آزمونی برای تمدن‌ها ؛ ژرارلوکلر ترجمه سعید کامران؛
    ۴. آینده جهان، رحیم کارگر؛ ناشر: بنیاد فرهنگی مهدی موعود(ع)؛
    ۵. جهانی شدن قتل عام اقتصادی؛ فریبرز رئیس دانا؛
    ۶. جهانی شدن قدرت و دموکراسی؛ مارک پلاتنر ترجمه سیروس فیضی؛
    ۷. برندگان و بازندگان جهانی شدن؛ لستر تارو ترجمه مسعود کرباسیان؛
    ۸. جهانی شدن و جنگ؛ ترجمه لطفعلی سمینو؛
    ۹. مجله انتظار، شماره ۶، مقاله جهانی شدن و حکومت حضرت مهدی(ع)؛
    ۱۰. مجله انتظار، شماره ۷، مقاله جهانی شدن و مقایسه آن با حکومت واحد جهانی حضرت مهدی(ع)؛
    ۱۱. مجله انتظار، شماره ۱۴، مقاله جهانی سازی، عدالت اقتصادی و مهدویت؛
    پایان نامه‌ها:
    ۱. حکومت جهانی حضرت مهدی و جهانی شدن، شهریار نجف پور؛
    ۲. بررسی ویژگی‌های عمده جامعه جهانی در حکومت فراگیر حضرت مهدی(ع)، مهدی همتی؛
    ۳. ویژگی‌های حکومت جهانی حضرت مهدی(ع)، سید عبد اللطیف سجادی؛
    تذکر: منابع فوق در کتابخانه مرکز تخصصی مهدویت قم موجود می‌باشد.

    پرسش: امام زمان پس از ظهور تا چه مدتی زنده خواهند بود؟

    پاسخ: رحلت حضرت قطعاً پس از پیروزی نهایی و فراگیر شدن عدل و استقرار دین خدا خواهد بود؛ زیرا طبق روایات، وظیفه الهی امام زمان(عج) اقامه قسط و عدل است و پیامبر(ص) فرمود: “خداوند به واسطه او زمین را پر از عدل و داد می کند، همان گونه که از ظلم و جور پر شده است”.(بحار الانوار،ج ۵۱، ص ۷۱).
    در مورد مدت حکومت و زندگانی حضرت به روشنی نمی توان سخن گفت، چرا که روایات در این زمینه مختلف است. اما آن مقدار هست که مردم شیرینی عدالت را می‌چشند و برکات زمین آشکار می‌شود.

    پرسش: آیا قیام حضرت به حکومت واحد جهانی می انجامد ؟

    پاسخ: انسان موجودی انتخابگر است که در سایه حرکت اختیاری خود، به رشد و کمال رسیده و به هدف از خلقت خود نایل خواهد گردد. او موجودی اجتماعی است که بروز، شکوفایی و تعالی برخی استعدادها و کمالات او در جامعه تحقق مییابد. از این رو نیاز به جامعهای سالم و مدینهای فاضله است تا آدمی در بستر آن به حرکت تکاملی بپردازد. و چون جوامع کوچک انسانی به یک دیگر پیوند خورده و جامعه جهانی را شکل دادهاند و از آن به دهکده کوچک جهانی یاد میکنند، از این رو محیط مناسب رشد برای عموم انسانها زمانی است که این جامعه جهانی حرکتی مناسب و هماهنگ در کل زیر مجموعهها داشته باشد. پس قانونی کامل و فراگیر لازم است. نقص معرفت بشری از یک سو، و توجه به برخی ملاحظات شخصی و گروهی از سوی دیگر و وجود امیال و گرایشهای مادی از سوی سوم باعث میشود انسان نتواند قانون جامع و کامل را پی ریزی کند. بر این اساس بر خداوند آگاه به همه ابعاد وجودی انسان و عاری از هر ملاحظه و میل است که این نیاز بشری را پاسخ گوید. بعثت انبیا و در رأس آنها بعثت خاتم الانبیا پیامبر اسلام(ص) به این مهم پاسخ داد تا قانون مناسب در اختیار بشر قرار گیرد و طبق آیه ” الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً”(مائده، ۳) کاملترین قانون و معرفت در دسترس انسانها قرار گرفت.
    قانون به تنهایی ضامن ایجاد جامعه سالم نیست و لذا تا کنون چنین جامعهای محقق نشده است. با توجه به برداشتهای مختلف از این قانون(به علت نقص و درجات عقل و علم) از طرفی و حرکت رو به رشد انسانها از سوی دیگر، نیاز به معلم عالم (به علم الهی) و معصوم (از هر خطا) میباشد تا به تبیین وتعلیم قانون الهی بپردازد و متناسب با نیاز جامعه انسان آن را به درستی تفسیر کند تا قانون و دین قابل استفاده در زندگی باشد. به علاوه روح انسان که گوهر شرافت و شخصیت او است نیازمندهایی داشته و در معرض آفات و بیماریها است. برای روح نیز همچون جسم نیاز به متخصص است تا در سایه تخصص و راهنمایی او، روح بتواند حرکت تعالی خود را به انجام رساند. پس علاوه بر معلم به مربی و تزکیه کننده نیز لازم است. از این رو خداوند وظیفه تبیین و تزکیه را بر دوش انبیا قرار داد تا علاوه بر تلاوت و ابلاغ وحی به این دو مهم همت گمارند: “لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَهَ”؛(آل عمران/۱۶۴) با رحلت خاتم الانبیا این دو وظیفه مهم به عهده اوصیا و ائمه معصومین قرار گرفت. بنابراین غدیر، پاسخی دیگر به نیاز انسان بود.
    قانون و معلم معصوم در کنار یکدیگر نیز موجب پیدایش مدینه فاضله نیست چنانکه تا کنون محقق نشده است. باید در کنار این دو رکن مهم، مدیریت جامعه نیز در اختیار معصوم عالم باشد تا او با علم الهی که به دین و وضع جامعه، نیاز و امکانات دارد در هرم قدرت قرار گیرد و با استفاده از کارگزاران شایسته و بهره وری صحیح از امکانات، محیط مناسبی را برای رشد انسانها فراهم آورد.
    از بیان فوق روشن شد جامعه جهانی نیازمند به دین اسلام است اولاً، نیازمند به معلم و مربی معصوم(ع) است ثانیا، محتاج به امامت و مدیریت امام عالم معصوم است ثالثا، پس انقلاب جهانی امام مهدی(ع) و تشکیل حکومت واحد جهانی نیاز جامعه بشری است.
    البته از راه قرآن و روایات نیز میتوان حکومت واحد جهانی را در سایه انقلاب امام مهدی(ع) به تصویر کشید که به یک آیه اشاره میشود: “وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضى لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئاً وَ مَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ”(نور/۵۵).
    خداوند در این آیه به مسلمانان و مؤمنان صالح وعده حکومت بر کل زمین را داده است، حکومتی که در سایه آن دین مورد رضایت خدا که همان اسلام است(با توجه به آیه سوم سوره مائده) تمکین و استقرار مییابد و امنیت کامل فراگیر میشود، این چنین امنیت در سایه از بین رفتن عوامل نا امنی (شرک و کفرو فساد) و پیاده شدن اسلام و دین خدا تحقق مییابد و لذا در روایات علاوه بر عدالت گستری امام مهدی(ع) به ورود دین اسلام در همه قریهها و آبادیها اشاره شده است. نتیجه این حرکت و حکومت، عبادت و عبودیت صحیح و کامل است، “یعبدوننی لایشرکون بی شیئا”.

    پرسش: آیا حضرت تا قیامت حکومت می کنند ؟

    پاسخ: موضوع مدت حیات و حکومت امام مهدی(ع) و پدیدار شدن علایم قیامت و در هم پیچیده شدن حیات مادی با بحث رجعت امامان معصوم(ع) ارتباط کامل دارد. بدین معنا که اگر رجعت امامان و حکومت کردن آنان امری حتمی و مسلم باشد در این صورت امام مهدی(ع) قبل از قیامت رحلت میکند و بعد از ایشان امامان دیگر به اراده الهی رجعت کرده و به دنیا باز می گردد و حکومت عدل الهی را سرپرستی میکنند. ولی اگر امامان رجعت نکرده و حکومت نکنند در این صورت حکومت امام مهدی(ع) تا قیامت به طول میانجامد و بعد از رحلت امام مهدی(ع) زندگی انسانی و مادی از بین میرود.
    رجعت امامان(ع) در روایات به صورت شفاف و روشن مطرح نشده است. ولذا نمیتوان به صورت قطعی گفت همه امامان برمیگردند و به ترتیب حکومت امام را به عهده میگیرند و یا برخی از ائمه(ع) رجعت میکنند، و اگر همه رجعت میکنند آیا به همین ترتیب به دنیا باز میگردند یا بازگشت آنان به دنیا به ترتیب دیگری است. از این رو، بحث حکومت دوباره امام مهدی(ع) امیر نیست که بتوانیم به آن پاسخ روشنی بدهیم.

    پرسش: آیا پیروزی و فتح جهانی با فرماندهی خود حضرت صورت می گیرد و حضرت تا آن زمان زنده خواهند بود؟

    پاسخ: چون تا پیروزی نهایی و گسترانیده شدن دین اسلام و عدل در زمین، آن حضرت زنده خواهد بود؛ لذا این سؤال جوابی ندارد.

    پرسش: آیا این همه صلح و صفا در دوران حکومت امام زمان (ع) حقیقت دارد ؟

    پاسخ: این سخن بر اساس روایت است. توضیح مطلب این است که:
    اولا در زمان ظهور به علت برقراری کامل عدالت در امور مختلف جامعه و توزیع صحیح منابع و امکانات، چهره فقر در جامعه از بین می‌رود و عموم مردم از مواهب دنیا بهره‌مند می‌شوند.
    ثانیا: به علت رشد فضایل اخلاقی از جمله مناعت طبع و بی رغبتی به دنیا، کسی حاضر به استفاده کردن از مال دیگران و کمک خواستن از سایر مردم نمی‌شود. و حتی اگر کسی بخواهد کمک مالی و صدقه بدهد معمولا موردی پیدا نمی‌کند. گدایی و درخواست از مردم بی معنا می‌شود.
    ثالثا: مردم از لحاظ روحی چنان اوج می‌گیرند که دیگران را برادر خود فرض کرده و اموالشان را نه فقط برای خود بلکه برای سایر برادران خود نیز می‌دانند. دیگران را از خود می‌دانند و مال خود را برای دیگران.
    روایت و وضعیت دوران ظهور به این معنا نیست که حتما افراد دست در جیب یکدیگر می‌کنند، بلکه بدین معنا است که مردم دارای چنان روحیه‌ای می‌شوند که از کمک به دیگران کوتاهی نمی‌کنند و حتی اگر برادر مؤمنشان به علت نیاز و بر اساس ضرورت و با توجه به شرایطی دست در جیب آنان کرد ناراحت نمی‌شوند.

    پرسش: مدت حکومت حضرت مهدی علیه السلام چه مقدار است ؟

    پاسخ: مدت حکومت امام مهدی(ع) به صورت دقیق، روشن و آشکار نیست. روایاتی که در این باره رسیده متفاوت است. در بعضی از روایات هفت سال ذکر شده است، در برخی دیگر، اضافه شده که هر سال آن روزگار، معادل ده سال این دوران است(در نتیجه، مدت حکومت حضرت، هفتاد سال خواهد بود). در تعدادی دیگر از روایات مدت حکومت، حدود بیست سال و در برخی حدود چهل سال و در روایتی سیصد و نه سال گفته شده است. (الغیبه، طوسی، ص181، ۲۸۳، ۲۸۶، ۴۳۲).
    در جمع روایات، برخی هفت سال را پذیرفته اند؛ زیرا، مشهورتر است. احتمال دیگر داده شده که این عدد‌ها، مربوط به مراحل مختلف حکومت است، مرحله ظهور، مرحله تثبیت و مرحله بلوغ و کمال.
    با توجه به اختلاف روایات در متن و مشکل سندی برخی روایات، به نظر می‌آید که مدت حکومت، روشن نیست؛ ولی این مطلب معلوم است که مدت حکومت، آن مقدار طول می‌کشد که عدالت فراگیر شود، و احکام و فرهنگ و معنویت دین اسلام، در جهان سایه افکن و ریشه دار شود و در شئون زندگی فردی و اجتماعی انسان‌ها جاری گردد.
    این نکته نیز نباید مورد غفلت واقع شود که پایان حکومت حضرت مهدی(ع) به معنای پایان عمر دنیا نیست، بلکه با رجعت ائمه(ع) حاکمیت عدل و دین پس از ایشان، به وسیله‌ سایر امامان معصوم(ع) دنبال می‌شود. بنابراین، بین مدت حکومت حضرت با مدت دوره حاکمیت عدل الهی ـ که تا پایان عمر دنیا به طول می‌انجامد ـ فرق دارد.

    پرسش: نقش مردم در کسب صفات نیک در حکومت جهانی حضرت و رواج خیر و خوبی و نعمت و برکت چیست؟

    پاسخ: در مورد سیمای ظهور و خوبی‌های دوران ظهور باید گفت: این زیبایی‌ها به دو دسته تقسیم می‌شوند: یک قسم برکات و الطاف الهی است مانند فزونی باران و … قسم دوم عدالت گستری و حرکت عمومی مردم به طرف نیکی‌ها.
    قسم اول هر چند به ظاهر بدون ارتباط با مردم است؛ ولی اگر به آیات و روایات دقت شود روشن می‌شود مردم نیز در پیدایش برکات دخالت دارند. خداوند در آیات متعدد بین فزونی نعمت و یا فساد نعمت با اختیار و عملکرد انسان‌ها رابطه برقرار کرده است. در جایی می‌فرماید: اگر مردم ایمان بیاورند و تقوا را پیشه خود سازند، برکات آسمانی و زمینی را بر روی آنها می‌گشاییم(اعراف، ۹۶) و در جایی دیگر می‌گوید: “ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس”(روم، ۴۱) چنانچه همین عبارت در دعای عهد (مفاتیح الجنان، بعد از دعای ندبه) آمده است که فساد در خشکی و دریا ظاهر شد به واسطه آنچه انسان انجام داده است.
    قسم دوم کاملاً با چگونگی و منش زندگی انسان در ارتباط است، بدین معنی که اولاً مردم خواهان عدالت و کمال هستند، و ثانیاً امکان این امر فراهم می‌شود. یعنی در دوران ظهور حقایق به درستی برای مردم تبیین می‌شود و در آن روزگار غول‌های تبلیغات و رسانه‌ای مطالب را وارونه و دلخواه خود تغییر نمی‌دهند، مانعی بر سر راه رساندن پیام حضرت به مردم نخواهد بود، زمینه‌های کفر و شرک و منادیان انحراف از بین می‌روند، به برکت حضور حضرت عقل‌ها رشد یافته و تکامل می‌یابند. در این روزگار مردم خود خوبی را می‌خواهند و به آن عمل می‌کنند.
    باید توجه داشت انسان‌های دوران ظهور همانند انسان‌ها در دوران غیبت دارای اختیارند. آنان خود باید نیکی را بخواهند و بدان عمل کنند تا سزاوار دریافت پاداش الهی شده و به بهشت روند، انسان مجبور نه لایق پاداش است و نه مستحق مجازات و کیفر.
    بله در دوران ظهور به برکت حضور و حکومت الهی حضرت، زمینه مناسبی برای حرکت عمومی جامعه به طرف نیکی‌ها است و عموم مردم در جاده صلاح و رستگاری گام برمی‌دارند. البته اینکه سخن از اجرای عدالت فراگیر است خود نشانه آن است که ممکن است فردی دچار خطا و انحراف بشود؛ ولی اگر رفتار او منجر به تجاوز به حقوق دیگران شد فوراً عدالت در مورد او اجرا شده و مجازات می‌شود.

    پرسش: نوع حکومت حضرت چگونه است( جنگ و خونریزی یا صلح و دوستی) ؟

    پاسخ: دین اسلام دین صلح و دوستی و مدارا است. از دستورات شرعی و از صفات والای اخلاق اسلامی، بردباری و رفق و مدارا با مردم است. سیره پیامبر(ص) و ائمه بزرگوارمان(ع) نیز بر مبنای محبت و مدارا بوده است. محبت و مهربانی به قدری در دین اسلام جایگاه بلندی دارد که حتی مدارا با حیوانات نیز از جمله وظایف یک مسلمان است. جنگ و خون ریزی در ابتدای ظهور نیز از طرف مخالفان و دشمنان شروع می‌شود و امام زمان(ع) با آن برخورد می‌کند و با کسانی که حاضر به پذیرش حقیقت انسانیت نبوده و در صدد ظلم و فساد هستند مقابله می‌کند. با پیروزی نهایی اسلام و پذیرش عمومی دیگر جایی برای جنگ نیست. بلکه تحت رهبری امام معصوم و در سایه شریعت اسلامی، زندگی مناسب مقام و منزلت انسان در جامعه به وجود می‌آید.

    پرسش: وضعیت جهان پس از ظهور چگونه خواهد بود؟ حضرت چه مدت حکومت می کنند؟

    پاسخ: پس از آنکه حضرت ظهور کردند، دین اسلام بر جهان حاکم می‌شود. در آن روزگار سرتاسر جهان تحت حاکمیت حضرت قرار می‌گیرد و عدل و امنیت فراگیر می‌شود و عبادت و بندگی خدا به بهترین صورت انجام می‌پذیرد.
    مدت حکومت ایشان معلوم نیست.

    پرسش: ویژگی های حکومت واحد جهانی امام مهدی (ع)چیست ؟

    پاسخ: برای رسیدن به پاسخی مناسب در این رابطه، ابتدا می‌بایست ویژگی‌های جامعه‌ی مهدوی را از نظر گذراند. آن چه در منابع و متون دینی و روایی ما، در خصوص حکومت مهدی وجود دارد گویای آن است که رکن اصلی و خمیر مایه بنیادین حرکت جهانی امام زمان(ع) گسترش همه جانبه و تقویت و توسعه توحید و یگانه پرستی و در کنار آن مبارزه فراگیر و مستمر با همه تفکرات و جریان‌های انحرافی والحادی است. در نهضت مهدوی، آموزه‌ها و تعالیم فراموش شده‌ی پیامبران الهی برپا می‌گردد و همه دستگاه‌های استبدادی، در نهاد حکومت و قدرت زایل می‌گردند و از بین می‌روند. در حکومت مهدوی، محرومان و مستضعفان و بندگان صالح و مؤمن خداوند، از جایگاه رفیعی برخوردارند. نظام فرهنگی، مرکب از ارزش‌ها و هنجار‌ها، عقاید و باور‌ها، آرمان‌ها و … بر اساس آموزه‌های قرآن کریم و سنت معصومان شکل می‌گیرد و همه اجزا و عناصر اجتماعی، متأثر از این نظام فرهنگی است.
    عدالت جویی و عدالت‌خواهی و تلاش برای برقراری عدالت و رفع همه مظاهر ظلم و بی عدالتی، از جمله ارکان حکومت امام زمان(ع) است. مبارزه همه جانبه و مستمر با منکرات و عوامل اجرایی و شیوع آن، از جمله برنامه‌ها و سیاست‌های اصولی در حکومت جهانی مهدوی است. رشد و توسعه همه جانبه و فراگیر، در همه ابعاد و شئون، اعم از اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و … بهره‌برداری از منابع طبیعی، توزیع عادلانه فرصت‌های اجتماعی و برقراری روابط صمیمانه و صلح آمیز، همراه با عظمت و شوکت جامعه‌ی اسلامی در سطح بین الملل، ایجاد روابط صمیمانه و دوستی متقابل در بین افراد و …. همه و همه، از جمله خصوصیات و ویژگی‌های جامعه‌ی آرمانی اسلام است و رکن اصلی همه متغیر‌ها و الگو‌ها، برآمده از دین و برای تحقق و تحکیم بنیان‌های دینی است که خصیصه‌ی اصلی جامعه‌ی مهدوی است.
    در موضوع جهانی شدن، متغیر‌ها و الگوهایی را می‌توان به عنوان نمونه ذکر کرد؛ از جمله‌ی آنها شکسته شدن مرز‌های ملی و فرهنگی و به جای آن تداخل آن‌ها و تلاش در زمینه ایجاد و تفاهم بر اصول مشترک فرهنگی و دست کشیدن از باور‌ها و ارزش‌ها و هنجار‌های فرهنگی و سیاسی و اقتصادی و … افزایش ارتباطات و تعاملات جهانی و نزدیک کردن آن از حیث زمان و مکان، به کمک وسایل و فن‌آوری‌های جدید ارتباطی و الکترونیکی، تبدیل نهاد‌های اجتماعی و ملی به نهاد‌های جهانی و توافق جهانی ملت‌ها بر باور‌ها و ارزش‌های مشترک و یکسان‌سازی جهان‌بینی‌ها. کاهش و حذف سنت‌ها و عناصر اجتماعی هویت ساز، ایجاد و گسترش سازمان‌های جهانی و تاکید بر نهاد‌های سیاسی، اقتصادی، جهانی، ایجاد و تاکید بر روابط اقتصادی جهانی و پول جهانی به عنوان ابزار مبادله اقتصادی و … حذف دین و باور‌ها و سنت‌های دینی و به جای آن تاکید بر سکولاریسم و دموکراسی و پلورالیزم است. با توجه به این بیان، خصوصیت‌ها و ویژگی‌ها، در دو نوع حکومت و نگرش، معلوم می‌گردد که این دو، از جهاتی، شبیه به هم و در نتیجه هم‌گرایی دارند. این هم‌گرایی و شباهت، در اصل کل جهانی شدن و وحدت جهانی، استوار است، اما در تعیین محتوا و الگو‌ها، کاملا مغایر با هم‌اند. زیرا، آنچه امروزه به عنوان جهانی شدن مطرح است. در واقع «غربی شدن» را تبلیغ می‌کند. روش و منشی که به دنبال حذف دین و آموزه‌های دینی و ملی جوامع و فرهنگ‌های محلی و ملی و بر حاکمیت جهان‌بینی سکولار و … است. اضافه براین، در تعیین محتوای جهانی شدن، واگرایی جدی و اصولی وجود دارد.
    در یک سخن، شاید بتوان گفت، هدف حکومت مهدوی، اجرای عدالت فراگیر و بهره‌مندی عموم مردم از مواهب و امکانات خدادادی است، در حالی که در جهانی سازی جدید، هدف آن است که منافع عده‌ای خاص تامین شود البته در قالبی جدید .

    برچسب‌ها :

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *