امروز: ۱۴۰۵/۰۸/۰۴ ساعت : ۲۰:۳۹

راه اصلاح مفاسد نفس – قسمت دوم

بسم الله الرحمن الرحیم

گناه ذاتى انسان نیست

یکى از زیباترین و پرمنفعت‏ ترین برنامه‏هایى که در قرآن و معارف ملکوتى اهل بیت قدس سرهما همواره مطرح بوده، توبه است. خداوند در قرآن، به این مسأله توجه خاصى دارد.

رسول خدا صلی الله علیه و آله و ائمه طاهرین قدس سرهما نیز به این مسأله توجه فوق‏العاده‏اى داشته‏اند. ایشان گناه را ذاتىِ انسان نمى‏دانند. گناه در فرهنگ قرآن، یک بیمارى دانسته شده است که این به عللى متوجه انسان مى‏شود و بر او عارض مى‏گردد. هر انسانى که متولد مى‏شود، پاک و به دور از گناه به دنیا مى‏آید.

خداوند مى‏فرماید :

«فِطْرَهَ اللّه‏ِ الَّتِى فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لاَ تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللّه‏ِ ذلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لاَ یَعْلَمُونَ »۱.

با همه وجودت به سوى این دین [ توحیدى ] روى آور [ پاى‏بند و استوار بر ]سرشت خدا، که مردم را بر آن سرشته است، باش! براى آفرینش خدا هیچگونه تغییر و تبدیلى نیست . این است دین درست و استوار ؛ ولى بیش‏تر مردم، معرفت و دانش [ به این حقیقت اصیل ] ندارند .

حتى یک نفر را نیز براى نمونه نمى‏توان یافت که آلوده و ناپاک آفریده شده باشد ؛ زیرا خداوند منبع خیر بى‏نهایت است. اگر کسى آلوده به دنیا آید، در این صورت، باید براى حریم مقدس او ناپاکى و شر تصور شود، که هنگام ساختن انسان، آن شر و ناپاکى به انسان سرایت کرده است ؛ اما از منبع خیر، پاکى، سلامت و کمال، غیر از خوبى و پاکى تولید نمى‏شود.

عوامل آلودگى

رسول خدا صلی الله علیه و آله مى‏فرماید :

« کُلُّ مُولُودٍ یُولَدُ عَلَى الفِطْرَه .

هر انسانى بر مبناى توحید، پاکى و میل به پاکى به دنیا مى‏آید.

رسول خدا صلی الله علیه و آله یکى از علت‏هاى آلوده شدن انسان را بیان کرده و مى‏فرماید :

وإنما أبواهُ یُهوِّدانِهِ و یُنَصِّرانِه و یُمَجِّسانِه »۲.

همانا پدر و مادر هستند که فرزند را یهودى و نصرانى و مجوسى تربیت مى‏کنند .

نخستین منشأ آلودگىِ ارواح و نفوس و ناپاکىِ انسان‏ها، پدر و مادر هستند. پدر و مادرِ آلوده، وقتى فرزندى به دنیا مى‏آورند، آن فرزند پاک است ؛ ولى در کنار آنان او نیز آلوده و ناپاک مى‏شود. ممکن است فرزندى که آلوده شده است، در مسیر زندگى، به یک منبع پاک برخورد کند و به واسطه آن، پاک شود و به انسانى صالح تبدیل گردد. یا ممکن است خود او از آلودگى سرخورده شود و به دنبال پاکى برود و از آلودگى نجات یابد.

عوامل دیگر در آلودگى

عوامل دیگرى که باعث آلودگى انسان مى‏شوند، عبارتند از : معلم گمراه، رفیق ناباب، لقمه حرام، جامعه فاسد و حکومت فاسد. این‏ها عواملى هستند که در قرآن و روایات بیان شده‏اند.

حرام‏خوارى انسان را به سوى ناپاکى سوق خواهد داد ؛ زیرا لقمه حرام، تیرگى دل مى‏آورد و تیرگىِ باطن، میل به عبادت را کم و میل به گناه را تقویت مى‏کند.

در کربلا هنگامى که زین‏العابدین علیه السلام از امام حسین علیه السلام پرسید : چرا مردم به کشتنِ بى‏گناهان آلوده شده‏اند، امام فرمود : «مُلِئَتْ بُطُونُهُمْ مِنَ الحَرام»۳ ؛ یعنى حرام‏خوارى باعث چنین امرى شده است.

حکومت فاسد نیز عامل فساد مردم است. چنین حکومتى بستر گناه را آماده مى‏سازد، عوامل تحریک شهوت را زیاد مى‏کند و چون مردم از ایمان قوى برخوردار نیستند، به دام گناهان گرفتار مى‏شوند :

«وَ فِرْعَوْنَ ذِى الاْءَوْتَادِ * الَّذِینَ طَغَوْا فِى الْبِلادِ * فَأَکْثَرُوا فِیهَا الْفَسَادَ »۴.و با فرعون نیرومند که داراى میخ‏هاى شکنجه بود، همانان که در شهرها طغیان وسرکشى کردند و در آن‏ها فساد و تباه‏کارى فراوانى به بار آوردند .

وقتى که حکومت، الهى و معنوى نباشد و صاحبان قدرت آلوده باشند، مردم را نیز آلوده مى‏کنند :

«ظَهَرَ الْفَسَادُ فِى الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِمَا کَسَبَتْ أَیْدِى النَّاسِ»۵.در خشکى و دریا به سبب اعمال زشتى که مردم به دست خود مرتکب مى‏شدند ، فساد و تباهى نمودار شده است.

در رأس مردم، حاکمان و استانداران و دولتمردان قرار دارند. اگر انسان‏ها فاسد و رشوه‏خوار باشند، اگر روابط پنهانىِ نامشروعى را داشته باشند، زیردستان خود را هم آلوده مى‏کنند.

معلم آلوده، کودکان را آلوده مى‏کند. رفیق آلوده انسان را آلوده مى‏سازد ؛ اما آن چه مهم است، این است که هر انسانى، حتى فرعون، نمرود، ابوسفیان، ابولهب، معاویه و یا هر ستم‏گر دیگرى، همگى پاک به دنیا آمده‏اند.

آیا بیمارى گناه درمان شدنى است؟

این گوهر گرانبها در مسیر زندگى، در کنار پدر و مادر و دیگر انسان‏ها، در جامعه، کم‏کم آلوده مى‏شود و به انسان گناه‏کارى تبدیل مى‏گردد. گفتیم که در فرهنگ قرآن، گناه بیمارى است و بیمارى، عارضى است ؛ یعنى این بیمارى از بیرون به انسان رسیده است. اکنون این پرسش مطرح مى‏شود که آیا این بیمارى درمان شدنى است؟ آیا این انسان گناه‏کار راهى براى نجات دارد؟ آیا فرد آلوده، زمینه‏اى براى پاک شدن دارد؟

پاسخ قرآن این است که هر آلوده‏اى، هر انسان پلیدى، به سوى پاکى و سلامت و خروج از این بیمارى، راه درمان و شفا دارد. انسانى بدتر از فرعون نبوده است. خداوند در کوه طور، در نخستین برنامه‏اى که به موسى مى‏دهد، مى‏فرماید : اى موسى! تو و برادرت، هارون، به سوى فرعون حرکت کنید :

«اذْهَبَا إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى »۶.به سوى فرعون بروید ؛ زیرا او [ در برابر خدا ] سرکشى کرده است .

فرعون انسانى بود که شخصیت پلیدى داشت ؛ اما خداوند در وحى به موسى مى‏فرماید :

«فَقُولاَ لَهُ قَوْلاً لَّیِّناً لَّعَلَّهُ یَتَذَکَّرُ أَوْ یَخْشَى »۷.

پس با گفتارى نرم به او گویید ، امید است که هوشیار شود و [ آیین حق را بپذیرد ] یا بترسد [ و از سرکشى باز ایستد . ]

پس راه براى پاک شدن انسانى چون فرعون نیز باز است. البته موسى ۲۵ سال با فرعون سخن گفت و او را راهنمایى کرد ؛ ولى او خود نخواست که درمان شود، نه این که درمان‏پذیر نبود. قرآن مى‏گوید : انسان گناه‏کار درمان‏پذیر است و مى‏تواند باز گردد و پاک شود. این جا دیگر خدا و نبوت انبیا و امامت امامان زیر سؤال نمى‏رود و این در به روى احدى از مردم عالم بسته نیست.

طبیب معالج بیمارى گناه کیست؟

اکنون مى‏خواهیم بدانیم که طبیب معالج این بیمار کیست.

در کتاب مجموعه ورام نقل شده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله بالاى منبر به مردم فرمود :

« یا عباد اللّه‏! أنتُمْ کَالْمَرضى .

شما در گرفتارى به گناهان، مانند بیمار هستید ؛

واللّه‏ رَبِّ العالَمینَ کَالطَّبیبِ .

و پروردگار عالمیان، طبیب شما است.

فَصَلاحُ المَرضى فیما یَعْمَلَهُ الطَّبیبِ یدبّره بِهِ .

مصلحت بیمار، در کارى است که طبیب انجام مى‏دهد.

لا فیما یَشْتَهیهِ المَریض وَ یَقْتَرِحَهُ » ۸.

مصلحت بیمار در این نیست که به خواسته‏ها و اشتهاى خود تکیه کند.

طبیبان بیمارى گناه

امیرالمؤمنین علیه السلام در نهج البلاغه درباره پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله مى‏فرماید :

«طَبیبٌ دَوّارٌ بِطِبِّهِ»۹ .

یعنى پیامبر طبیب است، طبیبى که دنبال بیمار مى‏رود،

براى او گریه مى‏کند، براى بیمارش ناراحت مى‏شود و رنج مى‏کشد.

او در طول ۲۳ سال رسالت خود، هرگز از دست بیماران خود عصبانى نشد و همواره به دنبال درمان آنان بود ؛ بیمارانى که از خدا دور بودند و با اتصال به منبع وحى، از درد فراق آنان کاسته مى‏شد. وقتى در جنگ اُحد، جلوى چشمش هفتاد نفر را قطعه قطعه کردند، پیشانى او را شکستند، دندانش را خرد کردند، عده‏اى که از کوره در رفته بودند، نزد او آمدند و گفتند : مگر تو با خدا ارتباط ندارى، پس به پروردگار بگو که اینان را نابود کنند. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : از من مى‏خواهید درباره دشمن، با خدا حرف بزنم؟

آن گاه رو به سوى پروردگار کرد و گفت :

«اَلّلهُمَّ اهْدِ قَوْمى فإنَّهُمْ لا یَعْلَمونُ»۱۰ .

خدایا این بیماران را شفا بده! اینان نادانند و نمى‏دانند که بیمارند.

پس از پایان جنگ جمل، امیرالمؤمنین بین کشته‏هاى دشمن آمد و دستور داد چند نفر از کشته‏ها را بنشانند. قاضى بصره، طلحه و یکى دو نفر دیگر را بلند کردند و نشاندند. امیرالمؤمنین علیه السلام به کشته‏هاى دشمن نگاه کرد و زار زار گریست که چرا کار آنان به این جا رسید.

آرى، دل آن طبیبان به حال مردم مى‏سوخت. طبیبان این بیمارى، خدا، انبیا و ائمه طاهرین قدس سرهما هستند.

دلسوزى طبیبان الهى

در کتاب حکمت عملى، نقل شده است که حضرت عیسى علیه السلام از خانه یک زن بدکاره بیرون آمد. عیسى علیه السلام جوان و خوش قیافه بود. فردى او را دید و تعجب کرد که پیغمبر اولوالعزم، عیسى علیه السلام در منزل این زن بدکاره چه کار داشته است! همان لحظه فکرى به ذهنش خطور کرد. عیسى علیه السلام به سرعت خود را به آن مرد رسانید و گفت : برادر! دیدى من از کجا بیرون آمدم؟ مرد گفت : بله. حضرت عیسى علیه السلام گفت : تعجب کردى که من این جا چه کار داشتم؟

گفت : بله. حضرت عیسى علیه السلام گفت : حتما اکنون هم مى‏خواهى بین مردم بروى و بگویى : من با دو چشم خودم عیسى علیه السلام را دیدم که از منزل آن زن بدکاره‏اى که همه او را مى‏شناسند، بیرون آمد.

آن گاه، حضرت به او فرمود : برادرم! در این عالم دو بیمار هست : اول بیمارى که به بیمارى خود واقف است و براى درمان نزد طبیب مى‏رود. دوم بیمارى که از پا درآمده است و توجهى به خود ندارد و باید طبیب نزد او برود.

آن گاه فرمود : این زن، بیمار از پا افتاده بود. من نزد او آمدم و او را معالجه کردم. از امروز به بعد، این در به روى هیچ مردى باز نمى‏شود.

طبیبان الهى تا این اندازه دلسوز بودند، نگران جامعه بودند، و از آبروى خود براى درمان بیمار مایه مى‏گذاشتند.

نسخه طبیبان الهى براى درمان گناه

اما داروى این طبیبان چیست؟ توبه، دارویى است که این طبیبان به بیماران خود مى دهند.

در این جا چند مسأله را درباره این بیماران، طبیب و داروى آنان ذکر مى‏کنیم.

مسأله اول : این طبیبان، از همه، بیماران گناه، دعوت کرده‏اند که براى معالجه شدن، رو به سوى پروردگار کنند و این را بر تک تک بیماران، واجب شرعى، اخلاقى و فورى دانسته‏اند.

«وَ تُوبُوا إِلَى اللّه‏ِ جَمِیعاً أَیُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ »۱۱.و [ شما ] اى مؤمنان ! همگى به سوى خدا بازگردید تا رستگار شوید .

اى مردم مؤمن! اگر در پى نجات، رستگارى، پیروزى و برطرف کردن موانع راه بهشت هستید، توبه کنید! توبه امر واجب الهى است.

در آیه دیگر مى‏فرماید :

«یَاأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا تُوبُوا إِلَى اللّه‏ِ تَوْبَهً نَّصُوحاً»۱۲.

اى مؤمنان ! به پیشگاه خدا توبه کنید ، توبه‏اى که شما را [ از بازگشت به گناه ]بازدارد .

اى مردمى که ایمان آورده‏اید! خالصانه به سوى خدا برگردید. از این راهى که در پیش گرفته‏اید، خیرى نمى‏بینید.

بنابراین، مسأله اول این است که طبیبان معالج، از بیماران به طور مؤکد خواسته‏اند که به راه سلامت و عافیت صدق و درستى برگردند.

مسأله دوم : آنان اعلام کرده‏اند که ما هر گناه‏کارى را با هر گناهى که انجام داده باشد، گر چه گناهان او به تعداد ریگ‏هاى بیابان باشد، براى معالجه مى‏پذیرم و همه درها به روى او باز است. خداوند در قرآن مى‏فرماید:

«وَ هُوَ الَّذِى یَقْبَلُ التَّوْبَهَ عَنْ عِبَادِهِ»۱۳.و اوست که توبه را از بندگانش مى‏پذیرد .

او خدایى است که همواره بازگشت بندگانش را مى‏پذیرد، و آنان را طرد نمى‏کند.

مسأله سوم : کسى که به خود توجه کند و خود را منبع انواع آلودگى‏ها بداند، نباید از درمان شدن دلسرد و ناامید باشد؛ زیرا خداوند فرموده است که ناامیدى، مساوى است با کفر به پرورگار :

«إِنَّهُ لاَ یَایْئَسُ مِن رَّوْحِ اللّه‏ِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْکافِرُونَ »۱۴.و از رحمت خدا مأیوس نباشید ؛ زیرا جز مردم کافر، از رحمت خدا مأیوس نمى‏شوند .

این دلسردى، خود نوعى بیمارى است، نا امیدى بیمارى خطرناکى است، که نمى‏گذارد انسان از زیر بار سنگین گناه، رها شود.

مسأله چهارم : کسى که توبه نمى‏کند و یا خدا را قادر بر بخشیدن نمى‏داند، دچار فرهنگ یهودیت است ؛ چون یهودیان اعتقاد دارند که خدا بسیارى از کارها را نمى‏تواند انجام دهد. خداوند نیز در قرآن کریم، قوم یهود را نفرین کرده است :

«وَقَالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللّه‏ِ مَغْلُولَهٌ»۱۵.و یهود گفتند : دست [ قدرت ]خدا [ در تصرّف در امور آفرینش ، تشریع قوانین و عطا کردنِ روزى ]بسته است .

کسى هم که به علت کبر توبه نمى‏کند، باید بداند که کبر، صفت ناپسند ابلیس است. پس دچار اخلاق شیطانى شده است.

حکایت انسان وارسته

یکى از مردان الهى، در تهران، در بهترین نقطه بازار، مغازه‏اى را اجاره کرده بود که شاید سر قفلىِ آن، چهل میلیون تومان بود. ایشان چهل سال پیش این مغازه را از مالک مغازه اجاره کرده بود. مالک مغازه از دنیا رفت و ورثه او نزد مستأجر رفتند و به ایشان گفتند : شما به پدر ما سر قفلى داده‏اید؟ مرد گفت : نه. آنان گفتند : آیا مستأجر پدر ما بوده‏اى؟ مرد گفت : بله. سپس به او گفتند که پدر ما از دنیا رفته است و ما این مغازه را نیاز داریم. مرد گفت : چَشم! آنان هم تشکر کردند و رفتند. نیم ساعت بعد از آن، یک نفر مشترى براى خرید جنس به مغازه آمد ؛ اما فروشنده گفت : نمى‏توانم بفروشم. آن گاه همه جنس‏ها را همان روز جمع کرد و از مغازه بیرون آورد و کلید مغازه را به صاحبان مغازه تحویل داد.

پس انسان اگر بخواهد، مى‏تواند به امر پروردگار عمل کند و وارسته شود. مى‏تواند از گناهانى که مرتکب شده است توبه کند. اگر مسیر توبه براى انسان بسته بود، بعثت انبیا، امامت ائمه و آمدن قرآن، بیهوده بود. خداوند انسان‏ها را به آن چه انجام شدنى است، امر کرده است. اگر توبه، امرى ناشدنى بود، هیچ گاه خداوند به آن امر نمى‏کرد. در حالى که در قرآن، بارها بر آن تأکید شده است.

توبه واقعى در حرم امن الهى

در یکى از سال‏ها، در ایام رجب، براى تبلیغ در میان حاجیان بیت اللّه‏ الحرام، همراه آنان به حج رفته بودم. شبى در یکى از جلسه‏هاى سخنرانى، که با حضور آقایان و بانوان تشکیل شده بود، خطاب به بانوان حاضر در جلسه این پرسش را مطرح کردم که شما تاکنون، از زیبایى ظاهرى و گفتار و جاذبه‏هایى که خدا به شما عطا کرده است، چگونه استفاده کرده‏اید؟ آیا تاکنون جوان‏هایى را از مسیر الهى باز داشته‏اید؟ این پرسشى است که در این حریم پاک و حرم الهى، باید به آن فکر کنید.

پس از پایان سخنرانى، خانمى ۳۲ ساله نزدم آمد و گفت : من از هفت ـ هشت سالگى تاکنون حجاب خود را رعایت نکرده‏ام و نمى‏دانم با این بدحجابى، چه جوانانى را از مسیر الهى بازداشته‏ام ؛ اما اکنون پشیمانم و نمى‏دانم تکلیفم چیست؟ او بسیار ناراحت بود و اشک مى‏ریخت. به او گفتم : تو دیگر تکلیفى ندارى، همین پشیمانى، بار گناه را از دوش تو برمى‏دارد. تو دیگر تکلیفى ندارى :

«وَ هُوَ الَّذِى یَقْبَلُ التَّوْبَهَ عَنْ عِبَادِهِ».

همه کارها شدنى‏اند. خروج از هر گناهى ممکن است و از هر گناهى مى‏شود پاک شد.

——————————————————————————–

۱ . روم (۳۰) : ۳۰.

۲ . الکافى: ۲/۱۲ ، حدیث ۳.

۳ . بحار الأنوار: ۴۵/۸ .

۴ . فجر (۸۹) : ۱۰ ـ ۱۲.

۵ . روم (۳۰) : ۴۱.

۶ . طه (۲۰) : ۴۳.

۷ . طه (۲۰) : ۴۴.

۸ . تفسیر الصافى: ۱/۱۹۶، ذیل : ۱۴۱ سوره بقره.

۹ . نهج البلاغه: خطبه ۱۰۸.

۱۰ . الخرائج والجرائح: ۱۶۴/۲۵۲.

۱۱ . نور (۲۴) : ۳۱.

۱۲ . تحریم (۶۶) : ۸ .

۱۳ . شورى (۴۲) : ۲۵.

۱۴ . یوسف (۱۲) : ۸۷ .

۱۵ . مائده (۵) : ۶۴.

استاد حسین انصاریان

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *