امروز: ۱۴۰۵/۰۸/۰۱ ساعت : ۰۱:۲۷
  • مهدویت
  • پرسش های پیرامون علائمی که به صورت کلی و مطلق آمده است و …

    به نام خدا

    پرسش: با توجه به اینکه در کتابی خواندم که حضرت حق لوحی را به پیامبر اسلام (ص) دادند که سرنوشت کل ائمه را در آن بیان کرده بودند و طبق ترجمه لوح شرح داده شده بود که زمان ظهور حضرت مهدی (عج) به گونه ای می شود که سرهای مسلمانان بریده می شود و مسلمانان سوخته و به دار آویخته می شوند و طبق اینکه الان همچنین اتفاقی نمی افتد یعنی اگر در جمعی بگویید که شیعه هستید کسی به جرم اینکه شیعه هستید سرتان را نمی برد ، پس چطور ممکن است با دعای ما ظهور حضرت مهدی (عج) نزدیک شود .

    پاسخ: در مورد روایاتی که پیرامون جنگها و کشتار‌های مربوط به آخر الزمان و ظهور وارد شده، توجه به چند نکته راهگشا است:
    الف. سند برخی از این روایات اشکال دارد و راویان آنها در مواردی اشخاصی دروغگو بوده‌اند لذا چنین روایت‌هایی قابل پذیرش نیست.
    ب. تشدید ظلم و ستم در برهه ای از زمان طبیعی بوده و هم سابقه تاریخی دارد. وقتی به فرعون گفتند: از بنی اسرائیل فرزندی به دنیا می‌آید که پادشاهی و حکومت تو را از بین می‌برد؛ او ظلم و ستم بر بنی اسرائیل را شدت بخشید و حتی به دستور او زنان حامله را شکم دریدند و بچه‌ها را (جنین‌ها) از شکم مادران خارج کرده و کشتند.
    در روایتی از امام صادق(ع) نقل شده است که بیش از بیست هزار زن حامله را شکم دریدند. خداوند در قرآن به فشار فراوان فرعون در آن روزگار اشاره کرده و بی حرمت شدن زنان و سر بریدن فرزندان را یادآور می‌شود. چنین رفتاری از کسانی که خداوند را به طور کلی فراموش کرده و فقط به فکر دنیا و منافع آن هستند، دور از ذهن و واقعیت نیست!! بنابراین شدت یافتن ظلم در روزگار نزدیک ظهور قابل پیش بینی است.
    ج. با نگاه به طول تاریخ شیعه به دوره‌هایی بر می‌خوریم که فشار بر شیعیان بسیار فراوان بود. آنان به جرم شیعه بودن تحت شکنجه و آزار بودند و حتی برخی از بزرگان شیعه، فقط جهت عقیده و مرام تشیع به شهادت می‌رسیدند. برخورد معاویه و حجاج در صدر اسلام و آل سعود(در اوایل قدرت یافتن) و صدام، از جمله مواردی است که نیازی به اثبات ندارد. کتاب‌های تاریخی مملو از ثبت چنین وقایع دلخراش است. شهید اول صاحب لمعه و شهید ثانی شارح لمعه، فقط به علت شیعه بودن به شهادت رسیدند. از این رو، امامان ما راه تقیه را پیش گرفتند و برای حفظ مکتب تشیع و جان شیعیان در بسیاری از موارد، سکوت کردند و به شیعیان دستور تقیه دادند.
    وضعیت فعلی عراق ـ حتی پس از صدام ـ خود شاهد دیگری بر این ادعا است. بسیاری از کشتار‌ها مربوط به شیعیان مظلوم عراق است که تنها جرمشان آن است که پیرو مکتب شیعه‌اند. بنابراین کشتن اشخاص (به جرم شیعه بودن) در همین دنیای کنونی امر بعیدی نیست.
    د. هر چند امامان معصوم(ع) برخی از وقایع ظهور را پیشگویی کرده و خبر داده‌اند؛ اما، ما را با امر «بداء» نیز آگاه کرده و اختیار انسان را در تغییر سرنوشت و امور خود یادآور شده‌اند. قرآن کریم در آیه یازدهم سوره رعد می‌فرماید:«خدا تغییر نمی‌دهد آنچه مربوط به قومی است مگر آنکه خود انسان‌ها تغییر دهند». بنابراین نوع رفتار و اختیار انسان در چگونگی حوادث مربوط به آنها مؤثر است.
    بر این اساس می‌توان منتظر امر ظهور بود و برای فرج امام عصر(عج) دست به دعا برداشت و برای زمینه سازی ظهورش تلاش کرد. حرکت اختیاری انسان‌ها در امر ظهور دخالت تمام دارد و می‌توان با حرکت‌های صحیح و ثبات قدم، در صراط مستقیم شاهد تعجیل در فرج آن بزرگوار بود. حضرت مهدی(عج) خود در برنامه‌ای برای شیخ مفید به این شرط مهم اشاره کرده، می‌فرماید:«اگر شیعیان ما ـ که خداوند آنان را در طاعتش یاری دهد ـ در وفای پیمانی که از ایشان گرفته شده اجتماع کنند و مصمم باشند؛ البته نعمت دیدار به تاخیر نمی‌افتد و سعادت ملاقات ما برای آنان با معرفت کامل و راستین نسبت به ما تعجیل می‌گردد.(بحار الانوار، ج53، ص176) پس می‌شود ظهور را درک کرد و برخی از این گونه حوادث نیز رخ ندهد.

    پرسش: علائم حتمی و علائم غیر حتمی ظهور ضروری است واقع شود تا حضرت مهدی ظهور کند ؟

    پاسخ: در روایات علایم ظهور به دو دسته تقسیم شده است: حتمی و غیر حتمی. مراد از غیر حتمی، علایمی است که ممکن است رخ بدهد یا اتفاق نیفتد. بنابر این امر ظهور ممکن است بدون این نوع علایم، واقع شود. مراد از علایم حتمی، علایمی است که حتماً واقع می‌شود. از ظاهر این نوع علایم، چنین برداشت می‌شود که امر ظهور بدون بروز این علایم نخواهد بود. البته برخی از محققان بر این اعتقادند که علایم حتمی ظهور نیز ممکن است رخ ندهد؛ ولی حضرت ظاهر شود. در مقابل برخی دیگر می‌گویند: در این صورت تقسیم علایم به حتمی و غیر حتمی، لغو و بیهوده است. به علاوه که روش خدا بر این است که برای امور، نشانه‌هایی قرار دهد.

    پرسش: علائم و نشانه های ظهور حضرت مهدی چه می باشد؟

    پاسخ: علامت در لغت عرب به معنای نشانه است. بنابراین منظور از علائم ظهور، نشانه‌هایی است که نزدیک شدن ظهور را نشان می‌دهند. با تحلیل ماهیت علائم ظهور، در می‌یابیم که علائم ظهور، نسبت به ظهور رابطه سببی ندارند یعنی این گونه نیست که به محض تحقق نشانه‌ها و علائم ظهور بگوییم پس ظهور هم حتماً تحقق خواهد یافت، بلکه تنها جنبه اعلام و کاشفیت دارند یعنی تحقق آنها کاشف از این واقعیت است که ظهور نزدیک شده است.
    علائم را از جهات مختلفی می‌توان تقسیم بندی نمود.
    از جمله می‌توان آنها را به:
    ۱. علائم عادی و علائم غیر عادی و معجزه آسا تقسیم کرد.
    ۲. با توجه به روایات رسیده می‌توان به علائم حتمی و علائم غیر حتمی تقسیم نمود.
    ۳. بالآخره می‌توان به لحاظ فاصله زمانی بین وقوع علامت و تحقق روز موعود به علائم قریب و علائم بعید تقسیم کرد.
    آنچه بیشتر از ظاهر روایات به دست می‌آید تقسیم علائم به غیر حتمی یا موقوف و علائم حتمی است. علائم غیر حتمی یا موقوف نشانه‌هایی است که رخ دادن آنها قطعی نیست و ممکن است به دلیل عدم تحقق شرایط و یا ایجاد مانع به وقوع نپیوندند.
    و اما علائم حتمی انهاست که رخ دادن آنها حتمی و قطعی است.
    در منابع روایی، بسیاری از رخداد‌های طبیعی و غیر طبیعی و دگر‌گونی‌های سیاسی و اجتماعی به عنوان علائم ظهور، ذکر شده است. بدیهی است که روایات مربوط به این مسئله، مانند سایر مسائل دیگر، از جهت درستی و اعتبار، یکسان نیستند. در میان این روایات، برخی از جهت سند غیر قابل اعتمادند و برخی هم از جهت مضمون و مطالبی که در آن مطرح شده، جای بحث و تامل دارند. بنابراین، نمی‌توان به صرف دیدن یک روایت و بدون بررسی کارشناسانه از جهت سند و دلالت، به آن اعتماد کرد. در میان نشانه‌ها، برخی به عنوان «علایم حتمی ظهور» ذکر شده است.
    علائم معروف حتمی، پنج مورد است:
    ۱. خروج سفیانی؛ پیش از قیام حضرت مهدی(ع) مردی از نسل ابوسفیان، در منطقه شام، خروج می‌کند و با تصرف بخش‌هایی از سرزمین اسلام، برای یافتن و کشتن شیعیان جایزه تعیین می‌کند. (بحار الانوار، ج52، ص182).
    ۲. خسف در بیداء؛ خسف، یعنی فرورفتن، و بیداء نام سرزمینی بین مدینه و مکه است. سفیانی که در آستانه ظهور حضرت مهدی(ع) خروج می‌کند، هنگامی که از ظهور ایشان با خبر می‌گردد سپاهی عظیم به مدینه و مکه می‌فرستد و چون به سرزمین بیداء می‌رسند، خداوند آنان را در کام زمین فرو می‌برد و هلاک می‌شوند.
    ۳. خروج یمانی؛ سرداری از یمن قیام می‌کند و مردم را به حق و عدل دعوت می‌کند. خروج یمانی، اجمالاٌ از نشانه‌های ظهور است، هر چند جزئیات و چگونگی قیام وی، روشن نیست.
    ۴. قتل نفس زکیه؛ نفس زکیه، یعنی انسان پاک و بی گناه. در آستانه ظهور حضرت مهدی، جوانی بی گناه، مظلومانه در مسجد الحرام به قتل می‌رسد.
    ۵. صیحه آسمانی؛ منظور از آن، صدایی است که در آستانه ظهور حضرت مهدی، از آسمان به گوش می‌رسد و همه مردم آن را می‌شنوند. محتوای این پیام آسمانی، دعوت به حق و حضرت مهدی است. امام باقر(ع) می‌فرماید:«ندا کننده‌‌ای از آسمان، نام قائم ما را ندا می‌کند. پس هر که در شرق و غرب است، آن را می‌شنود.(الغیبه، نعمانی، ص252).
    البته در برخی از روایات، به علائم دیگری نیز اشاره شده است، مانند خورشید گرفتگی در نیمه ماه رمضان و ماه گرفتگی در آخر آن. (الغیبه، طوسی، ص444) و یا طلوع خورشید از مغرب(الغیبه، طوسی، ص435).

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *