امروز: 1405/06/12 - 2026/09/03 ساعت : 17:46

اندیشه در اسلام – قسمت پانزدهم

بسم الله الرحمن الرحیم

آراستگى به دستورات الهى عامل نجات انسان‏ها

روایت بسیار مهمى از وجود مقدّس حضرت على بن موسى الرضا علیه السلام دركتاب‏هاى مهم ما نقل شده است، اما حضرت رضا علیه السلام در این روایت، به نُه مسئله اشاره دارند و عقیده ایشان هم در ابتداى روایت این است كه اگر این نُه چیز در وجود هر كس در حدّ ظرفیت وجود داشته باشد، ما او را شیعه واقعى خود مى‏دانیم. بارها هم در روایات آمده است طایفه‏اى كه در روز قیامت، بى‏شك اهل نجات هستند، شیعیانند. این مطلب را وجود مقدّس امام ششم علیه السلام با نقل آیاتى از قرآن مجید ثابت مى‏كنند. علت آن هم روشن است، نه این كه شیعه بخواهد میان طوایف بشرى، براى خود امتیاز خاصى قائل باشد، بلكه اقتضاى عمل به فرهنگ با عظمت شیعه این است، فرهنگى كه كامل و جامع است و از قرآن مجید و دستورات پیامبر صلی الله علیه و آله تا وجود مقدّس امام عصر علیه السلام گرفته شده است، تمام این دستورهاى مثبت، عقلى، اجتماعى و خانوادگى است، به گونه‏اى كه هیچ گونه دعوت منفى در این دستورها نمى‏بینید. حال با توجه به این مطلب، هر انسانى كه در حدّ ظرفیت خود، به این دستورها آراسته باشد، اهل نجات خواهد بود. شخصى كه از اول تكلیف خود تا لحظه بیرون رفتن از دنیا، عشق به پاكى، خیر، گره‏گشایى، كمك به مردم و درمان كردن درد آنها و عبادت داشته است و همراه این عشق، مطابق ظرفیت خود هم عمل كرده است، چرا اهل نجات نباشد؟ اگر چنین شخصى اهل نجات نباشد، پس اهل نجات كیست؟

برخورد ابن سینا با نظام العلماء

ابن سینا با نظام العلماء كه شخصى حسود، بى‏تربیت و آدم پَرتى بود، برخورد كرد. او در عین این كه باسواد بود، موقعیت علمى خوبى هم در جامعه آن روز پیدا كرده بود ؛ از این رو، تحمّل ابن سینا را در برابر خودش نداشت. انسان خوب، انسانى است كه هر وجود شایسته‏اى را تحمّل كند و بدها را هم براى راهنمایى كردن آنها تحمّل نماید ؛ از این رو، او از قدرت علمى خود استفاده كرد و به كُفر ابن سینا حكم داد.

گفتنى است كه تحمّل نداشتن، مرض خطرناكى است، به ویژه اگر این مرض به جان غیر متخصصان بیفتد.

ابن سینا در جواب نظام العلماء یك رباعى نوشت. ابن سینا كه همانند خواجه نصیر طوسى، شیعه، حكیم و بزرگ‏ترین فیلسوف مشاء كره زمین بود، نوشت:

كفر چو منى گزاف و آسان نبود

به این راحتى نوشتى من كافرم. اصلاً به این راحتى امكان كفر من در این عالم وجود ندارد، هیچ درى از كفر به روى من باز نیست.

محكم‏تر از ایمان من ایمان نبود

در دهر چو من یكى و آن هم كافر

پس در همه دهر یك مسلمان نبود

من با این مقام علمى‏ام اگر كافر شده باشم، پس در همه عالم یك مسلمان هم وجود ندارد. اگر روز قیامت شیعه با این قرآن و روایات و فرهنگ، به بهشت نرود، یك نفر هم بهشت رفتنى نیست. این جاست كه انسان به چه امیدى عالى دست

پیدا مى‏كند و مى‏فهمد كه خدا به او چه عنایتى كرده است، به این معنا كه او را در چنین خطى قرار داده است. این جا ارزش این فرهنگ و آراسته شدن به آن معلوم مى‏شود.

صفات شیعه در كلام امام رضا علیه السلام

حال به گفتار حضرت رضا علیه السلام درباره صفات شیعه توجه كنید كه چه قدر عالى مى‏فرمایند :

«شیعتُنا الذین یقیمون الصلاة ویؤتون الزكاة ویحجون البیت الحرام و یصومون شهر رمضان ویوالون أهل البیت و یتبرئون من أعدائنا أولئك أهل الایمان و التقى..» .1.

پایدارى در نماز

شیعیان ما چند برنامه در زندگى آنها تجلّى دارد و تا وقت مرگ ادامه مى‏یابد:

اول نماز است كه اقامه كننده آن هستند، در قرآن آمده كه بى‏نماز اهل جهنم است.

منفورترین خلق عالم

در روایتى آمده است كه پیامبر صلی الله علیه و آله با رفقاى خود راه مى‏رفتند. سگ قوى هیكلى، هنگام نزدیك شدن به پیامبر به شدت پارس كرد، همه ترسیدند، مگر پیامبر صلی الله علیه و آله . حضرت فرمود : نترسید، بگذارید پارس كند. پارس او كه تمام شد، حضرت فرمود: سگ با من حرف زد، همین كه چشمش به من افتاد، گفت: یا رسول‏اللّه‏.

من مى‏توانم براى شما علما ثابت كنم كه انبیا زبان حیوانات را مى‏فهمیدند.

پیامبر و امامى كه از كل جهان عالم‏تر نباشد، نه پیامبر است نه امام، بلكه باید به همه عالم اشراف داشته باشد. فرمود: این سگ به من گفت: یا رسول اللّه‏، شما را دیدم، یاد این حقیقت افتادم كه خدا را شكر كه مرا سگ آفرید، ولى انسان بى‏نماز نیافرید و به نماز ما را تكلیف نكرده است ؛ از این رو راحت هستیم، به ما نگفته است كه نماز بخوان تا این كه شانه بالا بیندازیم و بگوییم نمى‏خوانیم، سگ هستیم و به نماز دعوت نشده‏ایم، ولى یا رسول اللّه‏ آنها كه انسانند و به نماز دعوت شده‏اند و نمى‏خوانند، چه مى‏كنند؟

حقیقت نماز

نمازى كه اولش طهارت و پاكى است، پاكى و طهارت بدن و دل و معده و شهوت و فكر، پیش از نماز است.

پاك شو اول و پس دیده بر آن پاك انداز

بعد كه وارد نماز شدیم، مى‏خوانیم :

«اللّه‏ اكبر» ؛ یعنى از همه موجودات، شرق و غرب و قدرت‏ها و قوّت‏ها، از بود و نبود در این عالم، محبوب من بزرگ‏تر، آقاتر و والاتر است.

« بِسْمِ اللّه‏ِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ » ؛ همراه محبوبم در حركت هستم، من هم عاطفه و مهر دارم، من هم محبت و دوستى دارم، من هم عشق دارم، فرقى نمى‏كند كه طرف من چه مؤمنى است، زن و بچه خودم یا مردم یا بچه دیگرى. من اهل نماز هستم ؛ یعنى اهل رحم هستم.

« الْحَمْدُ للّه‏ِِ رَبِّ الْعَالَمِینَ » ؛ اهل شكر هستم، هیچ نعمتى را حرام نمى‏كنم.

« الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ » ؛ باز هم اهل رحم هستم.

« مَالِكِ یَوْمِ الدِّینِ » ؛ خودم را در دادگاه او حاضر مى‏بینم.

« إِیِّاكَ نَعْبُدُ وَإِیَّاكَ نَسْتَعِینُ » ؛ منبع كمك من اوست، پیشانى من در خانه او به خاك است.

« اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ » ؛ راه من راه اوست.

« صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ » ؛ راه انبیا.

« غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ » ؛ نه یهودى‏ام.

« وَلاَ الضَّالِّینَ »2

؛ نه مسیحى‏ام، در صراط مستقیم هستم، نه یهودى كه اهل ربا و جاسوسى و حیله و كلك باشم و نه ارمنى كه اهل شراب و قمار و عیش و نوش باشم. من بنده خدا هستم.

« بِسْمِ اللّه‏ِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ » ؛ باز هم در ارتباط با رحمت خداست.

« قُلْ هُوَ اللّه‏ُ أَحَدٌ * اللّه‏ُ الصَّمَدُ * لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ * وَلَمْ یَكُن لَهُ كُفُواً أَحَدٌ »3

.

حرف من این است :

امروز شاه انجمن دلبران یكى است

دلبر اگر هزار ولى دل بر آن یكى است4

« قُلْ هُوَ اللّه‏ُ أَحَدٌ » ؛ أحد یكتاگو، یكتانگر و یكتابین هستم. قانع نیستم به این اندازه عبادت، ركوع مى‏كنم ؛ یعنى مولاى من پشتم براى قبول سنگین‏ترین مسئولیت‏ها آماده است.

«سبحان ربى العظیم بحمده» ؛ و باز هم قانع نیستم، با همه وجود روى خاك مى‏افتم و مى‏گویم: «عبدك الضعیف»، مغرور و متكبر نیستم، منافق و مشرك نیستم. من در برابر تو یك بنده خاكى‏ام.

«سبحان ربى الأعلى وبحمده» ؛ دوبار هم این كار را مى‏كنم كه حسابى تواضع خود را نشان دهم و بعد هم بلند مى‏شوم و مى‏گویم:

«أشهد أن لا اله الا اللّه‏ وحده لا شریك له» ؛ باز هم یكتابین، یكتانگر و یكتاگو هستم و معلم من هم در این راه فقط رسول گرامى و اهل بیت او است.

«و أشهد أن محمدا عبده و رسوله اللهم صل على محمد وآل محمد» ؛ و این چنین گواهى مى‏دهم و درود مى‏فرستم.

«السلام علیك أیها النبى و رحمة‏اللّه‏ و بركاته السلام علینا وعلى عباد اللّه‏ الصالحین. السلام علیكم و رحمة‏اللّه‏ و بركاته» ؛ اى همه انبیاء و ملائكه بشناسید مرا كه من جزء گروه پاكان و انجمن شما هستم، من جزء فرقه كفر و زندقه نیستم. شما مرا جزء خود بدانید و قیامت براى من شهادت دهید.

روزه‏داران حقیقى

دومین صفت شیعه اهل روزه هستند. اول ماه رمضان كه مى‏شود حضرت مى‏فرماید: آنها روزه هستند ؛ یعنى زبان ایشان هم روزه است. شهوت ، چشم و همه اعضاى او روزه‏اند. روزه از غذا را اول غروب افطار مى‏كنند، روزه حقیقت خود را روز قیامت باورود در بهشت افطار مى‏كنند.

حج گزاران

نشانه سوم، شیعیان ما اهل حج هستند :

«یحجون البیت الحرام».

اهل خمس و زكات

شیعیان ما مردم سخاوت‏مندى هستند.كه هر چه خدا به ایشان مى‏دهد، اگر وجوهاتى به گردن آنها باشد، مى‏پردازند و اهل خمس و زكات هستند. خیلى هم در این قسمت راحتند، اگركسى در این زمینه مریض است، زود خودش را درمان كند، چون خمس، ملك انسان نیست، تصرف آن هم جایز نیست. اگر با آن هم كاسبى كنید، منافع آن، مالِ بیت المال است، به زن و بچه شما هم حرام است و حق ندارید براى زن و بچه مصرف كنید.

شخصى كه خواست حساب سال خود را بپردازد

تاجرى نزد مرحوم كلباسى بزرگ در دویست سال پیش آمد و گفت: آقا من هر سال مى‏خواهم خمس خود را حساب كنم، نمى‏شود. امسال مى‏خواهم حساب كنم. حدود ده هزار تومان مى‏شود، اما نمى‏توانم بدهم، چون ده هزار تومان خیلى پول سنگینى است، ولى من این ده هزار تومان را شمرده‏ام، در گاو صندوقِ خانه پنهان كرده‏ام، فردا یا پس فردا بیا خانه ما دست‏هاى مرا با طناب ببند، كلید در جیب من است، آن را از جیبم بیرون بیاور و پول را بردار، هر چه هم من مخالفت كردم، توجه نكن، شما پول را بردار و ببر، اما من خودم نمى‏توانم بدهم.

باید گفت كه این عبادت زورى است. این فایده ندارد. كلباسى هم آمد، مى‏خواست او را راه ندهد، اما او مرد مهمى بود. داخل آمد و گفت: آن ده هزار تومان را با دست خودت بیاور و به من بده.

گفت: كدام ده هزار تومان، ما با هم حسابى نداریم. ما با هم معامله‏اى نكرده‏ایم. بعد هم به چند نفر از افراد خود گفت: او را ببندید چه حرف‏هایى مى‏زند. سپس داد

و بیداد او بلند شد كه تو چه آخوندى هستى، تو چه عالمى هستى، گفت: گوش ندهید، كلید را از جیب او در بیاورید، ده هزار تومان را بردارید.

خلاصه پول رابرداشتند و بردند. بعد فردا كه آمد گفت: خدا رحمتت كند، مرا راحت كردى، اگر خودم بودم نمى‏دادم. حال اگر این جا هم یك كلباسى پیدا شود و از آدم پول بگیرد، خوب است، اما اگر این پول‏ها در اموال ما بماند، دیگر در برزخ و قیامت كسى نیست كه آن را از ما بگیرد.

برخورد مرحوم كلباسى با مرد مقدّس در حمام

مرحوم كلباسى وارد حمام شد، حمام‏ها در آن زمان به صورت خزینه بود. مرد مقدّسى براى غسل كردن سى دفعه زیر آب رفت و بیرون آمد، با این كه در اسلام غسل‏ارتماسى یك دفعه كافى است. كلباسى اورا صدازد. شخص تا چشمش به كلباسى افتاد، ترسید، گفت: بله، حضرت آیت اللّه‏. گفت: مقلد چه كسى هستى؟ اگر مى‏خواست بگوید مقلد حضرت عالى، ایشان مى‏فرمود كه در رساله من نوشته است كه در غسل ارتماسى یك دفعه زیر آب رفتن كافى است. آن وقت مرحوم كلباسى مى‏گوید: من كه این طور فتوا نداده‏ام، چرا بیشتر در آب مى‏روى؟ گفت: آقا من مقلد شیطان هستم. گفت: من كه هستم ورساله دارم، چرا از من تقلید نمى‏كنى؟ گفت : آخر من مراعات أعلمیت را مى‏كنم!

در هر صورت، شیعیان ما اهل زكات هستند، در مال سخت‏گیر نیستند، حال اگر هم خمس ناچیز باشد، باید پرداخت كرد.

شیعیان، شیفته اهل بیتند

پنجم، شیعیان با ما در ارتباطند:

«یوالون أهل البیت» ؛ حكومت و فرهنگ و دستورهاى ما را قبول دارند .

«ویبرئون من أعدائنا» ؛ رو در روى دشمنان ما قرار دارند .

«أولئك هم أهل الایمان» ؛ شیعیان ما مؤمن هستند، خدا و قیامت راكاملاً قبول دارند و اهل تقوا و امانتند و در امانت خیانت نمى‏كنند.

——————————————————————————–

1 . تحف العقول : 26 ؛ بحار الأنوار : 77/127، حدیث 33 (سفارشات به معاذ بن جبل).

2 . فاتحه (1) : 1 ـ 7.

3 . اخلاص (112) : 1 ـ 4.

استاد حسین انصاریان

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *