امروز: ۱۴۰۵/۰۷/۲۱ ساعت : ۰۹:۴۸

امر به معروف و نهی از منکر – ۴

قرآن

متن برنامه ی درس هایی از قرآن کریم حجت الاسلام قرائتی؛ تاریخ پخش   ::  ۱۳۸۰/۹/۱۱


بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین وصل الله علی سیدنا و نبینا محمداً و علی اهل بیته.
بحث ما چند جلسه است راجع به معروف‌ها و منکرات است که در بورس نیست. یک سری معروف هاست در بورس است. یک سری منکرات است در بورس است. اگر یک کسی یک گناهی انجام بدهد می‌گویند گناه کرده است. بعضی از گناه‌ها حضرت عباسی گناه است.
گناهانی که گناه است اما ما فکر نمی‌کنیم که این گناه است. بعضی هایمان فکر نمی‌کنیم که گناه است ,روی این زمینه جلساتی صحبت کردیم. یکی از آن گناهان حق الناس است که باز با آیه قرآن این بحثی که جلسه قبل داشتیم ادامه دادم و دوستان گفتند بحث مفیدی است. من هم پس به آنهایی که نگفتند بگویم آیه را بخوانید(وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَکُمُ الَّتی‏ جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ قِیاماً وَ ارْزُقُوهُمْ فیها)نساء(۵۴) این آیه چه می‌گوید؟ اموالی که خداوند قرار داده برای شما و وسیله قوام اموالی که رگ حیات شما است. وسیله پایدار ماندن شما است, این را دست آدم‌های خل ندهید. البته خل معنایش دیوانه نیست. کسانی که در فرهنگ قرآن مثلاً به افرادی که بیخودی نق می‌زنند قرآن می‌گوید(وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَکُمُ) به چه کسانی. سفیه در قرآن و سفیه در روایت غیر سفیه در لغت است. سفیه در لغت یعنی آدم خل یعنی فرق بین صد تومانی و پنجاه تومانی را نمی‌داند. یعنی حالیش نیست. سفیه در قرآن یعنی کسانی است که از مرز حق می‌روند بیرون و لو بسیار هم سیاستمدار و عاقل باشند. اما از مرز بیرون می‌روند. یعنی قانون خداوند را عمل نمی‌کنند البته یک پزشک حاذق پزشک متخصص یک نسخه اگر یک نسخه بدهد به یک مریض بگوید به این نسخه عمل کن اگر این آقای مریض به این نسخه عمل نکرد دکتر به این مریض ممکن است بگوید خل. نه یعنی خل تحصیل ندارد یادیوانه است نه, هم تحصیلاتش خوب است هم عاقل است ,اما به طبق آن که باید عمل کند عمل نکرده آن که باید باشد نیست. سفیه در قرآن به این معنا است آن که باید باشد نیست و لذا بعضی از افرادی که گناه کبیره انجام می‌دهند. بی خود نق می‌زنند قرآن می‌گوید خل.
راجع به حق الناس گفتیم از اون فقه از کتاب طهارت که وضو گرفتن با آب غصبی اشکال داشت. تیمم بر خاک و سنگ غصبی اشکال داشت. با لباس غصبی نماز اشکال داشت. پول آب اگر از پول غصبی بدهیم اشکال دارد. بعد آمدیم در نماز بچه را بلند کردیم یا غیر بچه را بلند کردیم جایش نماز خواندیم در مسجد اشکال داشت. بعد از نماز آمدیم در حج لباس احرام اگر غصبی باشد اشکال داشت. آن سنگهایی که به شیطان می‌زنیم اشکال داشت. اینها را در جلسه قبل گفتیم بعد از حج آمدیم در امر به معروف که اگر می‌خواهی نهی از منکر کنی شراب خوار را شیشه شکستی باید پول شیشه را بدهی. می توانی شرابش را بریزی اما نمی‌توانی شیشه‌اش را بشکنی. یا حالا اگر راهی نداشته باشی جز شیشه شکستن که مجبوری شیشه‌اش را بشکنی وگر نه شراب می‌خورد. بعد آمدیم به دین که اگر بدهکاری بدهی‌اش را بپردازی. بعد آمدیم در روزه که اگر کسی بدهکار است به مردم می‌رود به شهر دیگر که طلبکارها آمدند در خانه زدند در آن شهر نباشند سفرش حرام است. نمازش چند رکعتی است. روزه‌اش را باید بگیرد همین طور از اول کتاب حج در روزه و کتاب و جهاد و معروف و داشتیم می‌آمدیم وقتمان که تمام شد حالا ادامه‌اش می‌دهیم در بحث کتاب دین ما به اینجا رسیدیم که راجع به دین یک مسائلی است خدمتتان بگوییم: پرداخت بدهی، بدهی‌ای که وقت قراردادش رسیده واجب است ولو با فروش بعضی از وسایل منزل. آقا من ندارم بدهم خب نداری تلفنت را بفروش. لوسترت را بفروش. بلکه بدهکار خانه‌اش را نباید بفروشد البته به شرطی که خانه‌اش در شأنش باشد اگر خانه ۷ میلیونی بخواهد خانه ۷۰ میلیونی نداشته باشد. خانه ۳۰ میلیونی در شأنش باشد خانه ۵۰ میلیونی نداشته باشد. در شأنش باشد. یک کسی مثلاً صد تا پتو دستش است یک کسی آنقدر عیال وار است. نوه و آمد و رفت دارد که ۲۰ پتو هم کم است. هر کسی به نیازش. ضمناً هر کسی هم هر چیزی دارد اسراف نیست یک کسی چاق است پایش بزرگ است کفش بزرگ می‌خرد چرم زیادی هم مصرف می‌کند این اسراف نیست. اصلاً آدم‌هایی هستند واقعاً ظرفشان بزرگ دو تا پرس غذا نخوردند سیر نمی‌شوند. به این نباید گفت پرخور این ظرفش بزرگ است. مثل آدمی که پایش بزرگ است اگر کسی پاش بزرگ است کفش بزرگ می‌خرد. نباید گفت تو اسراف می‌کنی. بابا ۱۰ تومان پول کفشت شد من ۵ تومان. بابا تو پایت کوچک است من پایم بزرگ است. یک خانمی ریز است ۴ متر چادر سرش است ,یک خانمی چاق و قد بلند است ۷ متر چادر کم است. نباید به آن گفت اسراف پس هر خرج کردنی اسراف نیست اینها خیلی دقیق است.
مرز دارد نه جلو بیفتید نه عقب،(یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ وَ رَسُولِه)الحجرات(۱)از آیه اول سوره حجرات می‌گوید مردم جلو نیفتید یک کسی آمد خانه امام باقر مهمان امام باقر بردش در اتاق و یک نگاهی کرد به اتاق و سپرده‌ها اماک باقر دیدند این دارد چیز می‌شود دارد نامیزان می‌شود وقتی می‌خواست برود گفت آقا فردا هم شما تشریف بیاورید من کارتان دارم رفت و فردا آمد امام باقر برد در یک اتاق ساده یک حصیر بود کاهگل بود. گفت اقا ببخشید اتاق دیروزی چی بود این چی است گفت این اتاق خود منه آن اتاق خانمم، خانمم از من مهریه می‌خواست مهریه‌اش را گرفت. با پول مهریه‌اش رفته اتاق خودش را شیک کرده دیروز سوت می‌کشیدی.
یک کسی به امام صادق گفت آقا آخر این پیراهن رنگ صورتی بود, گفت آقا شما امام هستید آخر این لباس در‌شان شما نیست لباس سرخ پوشیدی. امام فرمودند تازه داماد شدم ماه عسل است گاهی شرایط یک شرایطی است که حالا آدم لباسش رنگش عوض شد و بعضی جاها داریم که گوسفند بکشید. بعضی جاها داریم که بریز و بپاش نباید کرد. گوسفند کشی تا ذره آخر گوشتش مصرف بشود البته بعضی جاها حالا بحث لقمه حرام هم خواهد گفت برویم سراغ کتاب مضاربه، مضاربه چی هست مضاربه الان رسم شده بعضی‌ها به اسم مضاربه پول مردم را گرفتند دزدیدند. حالا دزدیشان کم است آدم حسابی‌شان می‌گوید آقا من جوان هستم تو پول داری ,من جان دارم. چند میلیون از این پولهایت را به من بده من کاسبی کنم هرچی گیرم آمد تقسیم می‌کنیم این را می‌گویند مضاربه. خیلی هم کار خوبی است. یعنی یکی از ابزار اشتغال که جوانهای ما شغل ندارند این است که افرادی که پولشان در بانک است، پولشان را از بانک بیرون بکشند به چند جوان بدهند. منتهی جوانها باید امین باشند او هم بزرگوار باشد اگر این ا خیلی چوبها که می‌خوریم چوب بی دینی است خانه است می‌ترسد بدهد اجاره مستأجر بالا بشود پول هست می‌گوید می‌ترسم به هم بخورد. چون تقوا کم است یک عده پولشان را نگه داشتند یک عده هم جوان فلج هستند. مضاربه کار خوبی است. پول از تو جان از او. اگر افرادی مضاربه کرد گفت خیلی خب بنده مدیر عامل هستم با پول فلان حاج آقا دارم کاسبی می‌کنم اگر خواستم مسافرت بروم باید با اجازه او باشد چون من پول گرفتم کایب کنم با تلفن تاکسی تلفنی خبر می‌کنیم با بی سیم. چرا بابا ما که نمی‌دهیم پول مال حاج آقا است دارد غذا می‌خورد. خانه غذا اینقدر نمی‌خورده وقتی می‌رود مسافرت می‌رود هتل غذا آقا می‌گوید یک جوجه کباب بیاور یک چیز هم بغلش بگذار هم سالاد هم ماست می‌خورد. بعد می‌گوید فاکتورش را می‌دهیم به تجارتخانه می‌گوید آقا شما که مسئول تجارت با پول این آقا هستی. خانه خودت چقدر می‌خوری؟ هر چی خانه خودت می‌خوری. خانه خودت در چه اتاقی زندگی می‌کنی؟ آقایانی که طرف مضاربه هستند حق ندارند بیش از حد معمول از پول طرف استفاده کنند. من یک وقت در همین قم یک همراه داشتم نمی‌دانم حالا من مهمان بودم یا روزه بودم به همراهم گفتم برو غذا بخور پولش را من می‌دهم آن بنده خدا هم رفت غذا خورد و آمد دیدم خیلی پول می‌گیرد گفتم چی خوردی گفت کباب. گفتم آخه خیلی پول می‌گیری. گفت راستش را بخواهی من یازده تا سیخ خوردم. گفتم خانه خودت هم اینقدر می‌خوری؟ گفت من از بچگی دو تا سیخ می‌خوردم هر وقت کباب می‌خوردم. دو تایش را من می‌دهم باقیش را خودت بده. واقعاً اگر این سوییچ ماشین را در اداره می‌دید حضرت عباسی سوییچ ماشین خودت بود می‌دادی یا سوییچ خودت را نمی‌دهی ماشین دولت را می‌دهی؟ بینی و بین الله ,تابستان که می‌شود پنکه خانه خودت را چه می‌کنی می‌گذاری در نایلون. چرا پنکه‌های دولت را در نایلون نمی‌پیچی. حضرت عباسی کتاب‌های خانه خودت را چطور فوت نمی‌ کنی چطور کتاب دولت را در گونی می‌اندازی در انبار.
این جاها است که ما دین کم می‌اوریم. دین ما کم است. خانه خودش آقایی که عزادار است امام حسین است سینه می‌زند حسابی گریه می‌کند. اما خانه خودش یک میخ اگر بکوبند. . . اما می‌آید در حسینیه میخ را برمی دارد کاشی و آجر را همه را میخ کوب می‌کند. آقا شما اجازه داری که کاشی‌ها را میخ بکوبی. برای اینکه می‌خواهی اسم امام حسین سیاه پوش کنی. اصلاً امام حسین راضی است مال وقف را شما خراب کنی به خاطر اینکه می‌خواهی حسینیه را سیاهپوش کنی. خدایا عبادتهای ما را ببخش. چون گناههای ما که دیگر هیچی, ما باید دعا کنیم خدایا عبادتهای ما راببخش. عزاداریهای ما می‌خواهد برود روضه ماشیش را پارک می‌کند یک جایی دوبله. آقا این موتورهایی که دود می‌دهد شما می‌روید نماز جمعه. اصلاً می‌روی صله رحم می‌روی دنبال کاسبی می‌دانی موتورت چقدر هوا را آلوده می‌کند؟ اصلاً شما حق داری خیابان را دودی کنی؟ این‌ها منکرات است. بعد هم می‌گوییم آقا تو یک گناه کردی من گناه کردم به اینها بگو ببین چه قیافه‌ای دارد اگر یک جوان زنجیر طلا گردن کند می‌گوید این منکراتی است این سوسول است زنجیر طلا بر مرد حرام است منکر است. نماز او باطل است. اما دود اگزوز تو هم حرف دارد. معلوم نیست قباحت اگزوز تو گناهش کمتر از طلای او باشد. دارم می‌گویم مردم گاهی یک منکرات پهلوی ما بزرگ است. یک منکرات بزرگ پهلوی ما کوچک است.
اگر طرف پول ندارد بدهد حدیث بگویم الله اکبر. حدیث داریم اگر به مردم بدهکاریم و دارهد بدهد. می‌گوید حالا باشد بعد. کسی که دارد پول مردم را بدهد می‌گوید باشد بعد دشب که می‌خوابد خدا گناه دزد پایش می‌نویسد.
حدیث داریم کسی که مهریه خانمش را تصمیم دارد ندهد می‌گوید بنویس صد تا سکه دویست تا سکه ما که نمی‌خواهیم بدهیم. کسی اگر از اول بنا داشته باشد مهریه خانمش را ندهد حدیث داریم هر وقت پهلوی خانمش برود زنا کرده. خیلی کار خطرناکی است راحت ما از مال مردم می‌گذریم.
من یک چیزهایی در ذهنم است می‌ترسم بگویم چون خودم هم عمل می‌کنم. خیلی سخت است. امیر مومنین به یارانش گفت شما که نمی‌توانید مثل من بشوید حالا یک کمی تقوا داشته باشید.
خدا رحمت کند شهید محراب آیت الله مدنی را. به او گفتم: آقا ما در تلویزیون حرف می‌زنیم همه اینهایی که می‌گوییم باید عمل کنیم؟ گفت یک خورده‌اش را عمل کن یعنی اگر در مورد نماز شب صحبت می‌کنی ,چند شب نماز شب بخوان که وقتی می‌گویی سلول‌های بدنت فحش ندهند ,که‌ای نامرد. آدمی که عمل نمی‌کند خودش به خودش دعوا می‌کند.
اما غذا خوردن یک آیه داریم در قرآن به نظرم سوره نور است می‌گوید از یازده خانه چیزی بخوریم مشکلی نیست که از خانه بابا، عمو، عمه، دایی، یازده فرقه این که می‌گوید از خانه‌ها بخورید به شرطی که علم به عدم رضایت نداشته باشی. اما گاهی خود پدر می‌گوید نخور این غذا را. اگر دستور بدهد که این غذا را نخور خانه پدرت هم حق نداری اینکه می‌گویند شما خانه پدر و عمو و دایی می‌توانی غدا بخوری به شرطی که دستور نخور نباشد. گاهی وقتها یک گوشت کبابی را قایم کرده برای مهمان, این همان را کباب می‌کنی می‌خوری. قرآن گفته خانه پدرت بخور. بابا این را قایم کرده یک چیزی را برای مهمان خاصی گذاشته یا برای یک وقت حسابی گذاشته یا صریحاً به زبان می‌گوید. آن وقت که به زبان می‌گوید نخور. مال وقت خاصی است مال مهمان خاصی است. آنجا خانه پدرت هم باید احتیاط کنی. بلوکه کردن مسدود کردن کتاب حجر. گاهی وقتها طرف بدهکار است حالا این آیه را بخوانید باز(وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَکُمُ الَّتی‏ جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ قِیاماً وَ ارْزُقُوهُمْ فیها)خب چه پولهایی در ادارات خرج می‌شود شهدا از ما راضی هستند سالگرد افتتاح چی خب حالا یک مؤسسه‌ای، شبکه یک کامپیوتر، حوزه، دانشگاه حالا مثلا سومین سالگرد از پول کی خرج می‌کنی خود رییس کامپیوتر حاضر است از پول خودش یک تومان همین طرو میلیون‌ها از پول دولت خرج می‌کند. خب اقا اینها مراسم است چراشما پول دولت را خرج می‌کنی؟ برای سالگرد چقدر پرده‌ها که نوشته می‌شود. بنده می‌روم یک جایی سخنرانی کنم حجت الاسلام و المسلمین آقای قرائتی خیرمقدم. چرا این را نوشتی با چه پولی نوشتی؟ آقا خب می‌خواهیم احترام بگذاریم. احترام وقتی من سخنرانی می‌کنم آقای قرائتی امشب تشریف آورده حضور ایشان را در بین خودمان خیر مقدم می‌گوییم. قشنگ حرف بزن. چرا پنجاه تا پارچه می‌نویسی؟ بله یک جاهایی که ماهواره نشان می‌دهد رهبری است رییس جمهور است. یک کسی است که اگر این پرده هانباشد ماهواره و تحلیل‌های رادیوی بیگانه می‌گوید مسئولین پهلوی مردم دیگر محبوبیتی ندارند, آنجا بحث سیاسی است. اما بنده آمدم در یک سالن صحبت کنم, حالا از این بدتر گاهی سازمان‌ها تعریف خودشان را می‌گویند.
من رفتم یک جایی فاتحه بخوانم از بس عصبانی شده بودم فاتحه نخوانده آمدم بیرون یک سازمانی بریا یک کسی فاتحه گرفته بود دیدم دور تا دور مسجد دانشگاه آرم ان مؤسسه را زده آدم‌ها را شمردم چند تا آدم آمده سپرده‌ها را شمردم چند تا پرده زدند گاهی وقتها مثل پرتقال فروشی است, دو تا پرتقال دارد ۷۴ تا لامپ.
حدیث داریم حضرت مهدی علیه السلام که می‌آیند اولین کاری که می‌کنند می‌گویند مسجدالحرام را خالی کنید برای آنهایی که طواف واجب دارند. چون آنهایی که می‌روند مسجد صد تا طواف واجب دارند باقیش یک طواف مستحب است. طواف مستحب برای آنهایی که طواف واجب دارند جا تنگ است اینجا را خالی کنید. برای آنها اولین مصلح از مرکز باید شروع شود از قم، از تهران از مشهد اولین اصلاحات باید از حرم شروع شود. اولین اصلاحات باید از خودمان شروع شود. خب دیگر کم کم حرف‌ها را جمع کنیم احیاء، اگر کسی چاه بکند یک کسی رفته در بیابان مزرعه درست کرده یک کسی می‌آید این نزدیکی چاه می‌کند. چاه خشک می‌شود باید برود بپرسد مسئله‌اش را، یک بچه را پدرش می‌فرستد شاگردی مثلاً بچه روزی یک مبلغی را می‌گیرد اگرخرج بچه کمتر از آن مبلغ است پدر بچه حق ندارد پول بچه را بگذارد جیبش باید پول بچه‌اش را قایم کند, وقتی به سن تکلیف رسید پول بچه را برگرداند. یعنی پدرها اگر بچه خودشان را بفرستند دنبال کاسبی و خرج بچه کمتر از درآمدش بود یعنی خرجش دو هزار تومان بود در ماه پول بچه سه هزار تومان بود این پولهارا باید پدر جمع کند بعد از تکلیف بدهد. یعنی پدر هم حق ندارد پول بچه‌اش را خرج کند حالا اگر این دقتها را کردیم رزق هم حلال است آن وقت رزق حلال بر بچه اثر دارد لقمه حرام در بچه، امام حسین در روز عاشورا فرمودند دلیل اینکه جمع شدید خانه، چون ملعت بتونکم من الحرام، لقمه حرام در آن است مواظب باشیم در حق الناس بنا، نجار، خیاط، روحانی دبیر، استاد معلم سعی کنیم یک مقداری بریز و بپاش نکنیم، اگر یک سال یک مقداری ولخرجی‌ها را کم کنیم. هزارها آدم به نوا می‌رسند ما اسراف می‌کنیم و ما در بیت المال اسراف می‌کنیم.
حق الناس: بنده هم که روی منبر نشستم مخ مردم حق الناس است. اگر روی منبر حرفی بزنم که مخ‌ها را خراب کنم و حرف حق برای مردم بزنم من نسبت به حق مردم خیانت کردم.
خدا رحمت کند آقا فلسفی را. گفت آقای قرائتی گفت حرف که می‌زنی جوری حرف بزن که اگر رسول الله وارد مجلس شد نگوید چرا مغز امت من را خراب کردی. چی داری می‌گویی؟ چرا خیانت می‌کنی؟ به زمانها یک کم دقت کنیم همه‌مان حرف حسابی بزنیم. چیز حسابی بنویسیم روزنامه‌ها حرف حسابی بزنند. همه‌مان یک کم دقت کنیم.
خداوندا به حق محمد و آل محمد تقوایی به ما بده وقت ما را به خصوص و در صرفه جویی, در جلوگیری از اسراف ,در حفظ بیت المال به همه‌مان تقوای بیش از این عنایت بفرما.
آنچه خلاف کردیم توفیق توبه مرحمت بفرما.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *